[ad_۱]
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حبیب امیری استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه حکمرانی، در نشست علمی با موضوع میراث فکری شهید بهشتی در تراز انقلاب اسلامی که به همت گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد، با تأکید بر جایگاه ممتاز شهید بهشتی در منظومه فکری انقلاب اسلامی، به تبیین ابعاد گوناگون شخصیت علمی، فلسفی، سیاسی و اجتماعی این شهید والامقام پرداخت.
بنابر روایت تسنیم، این پژوهشگر در ابتدای این نشست با بیان اینکه شهید بهشتی را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک سیاستمدار یا مدیر اجرایی تحلیل کرد، بیان داشت: اندیشه شهید بهشتی بر پایه نگرشی جامع به دین شکل گرفته بود؛ نگرشی که دین را تنها مجموعهای از مناسک فردی نمیدانست، بلکه آن را جهانبینی کاملی برای فهم هستی، انسان، جامعه و سیاست معرفی میکرد. از این منظر برجستهترین ویژگی شهید بهشتی، ایجاد پیوندی استوار میان سنت حوزوی، فلسفه اسلامی، دانش جدید، نیازهای نسل جوان و الزامات اداره جامعه بود؛ پیوندی که کمتر در میان متفکران معاصر میتوان نمونهای همسنگ برای آن یافت.
وی افزود: شهادت شهید بهشتی در هفتم تیرماه سال ۱۳۶۰ تنها از دست رفتن یک مدیر یا مسئول سیاسی نبود، بلکه انقلاب اسلامی یکی از کارآمدترین معماران فکری و نهادی خود را از دست داد؛ شخصیتی که ظرفیت تبدیل اندیشه به ساختار و آرمان به نهاد را در بالاترین سطح دارا بود.
این استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه حکمرانی با اشاره به ساحت علمی شخصیت شهید بهشتی افزود: مطالعه زندگی این شهید بزرگوار نشان میدهد که هیچگاه در قالب شخصیتی تکبعدی تعریف نمیشد. حضور همزمان در حوزه و دانشگاه موجب شد تا نه در سنت متوقف بماند و نه در برابر مظاهر جهان جدید دچار انفعال شود. همچنین دغدغه اصلی ایشان، ترجمه زبان دین برای انسان معاصر بود. بسیاری از مفاهیم عمیق اعتقادی و فلسفی را از فضای صرفاً انتزاعی خارج کرد و آنها را به عرصه آموزش، عدالت اجتماعی، سیاست، مدیریت و زندگی روزمره وارد ساخت.
امیری با اشاره به نسبت عقل و ایمان در منظومه فکری شهید بهشتی افزود: برخلاف برخی جریانهای فکری که عقل را در برابر ایمان قرار میدهند، در اندیشه شهید بهشتی عقلانیت یکی از مهمترین راههای تعمیق ایمان محسوب میشود. از همین رو، ایمان نه با تعطیلی اندیشه، بلکه با شکوفایی عقل معنا پیدا میکند.
وی با تبیین جهانبینی توحیدی شهید بهشتی خاطرنشان کرد: توحید در نگاه این متفکر بزرگ صرفاً یک گزاره کلامی یا اعتقادی نبود، بلکه نظامی همهجانبه برای فهم هستی، جامعه و زندگی انسان به شمار میرفت. هنگامی که خداوند منشأ هستی دانسته میشود، عالم نیز دارای نظم، معنا و غایت خواهد بود و میان خلقت، قانون، اخلاق و مسئولیت انسانی پیوندی ناگسستنی برقرار میشود. بر همین اساس، شهید بهشتی شکاف ساختگی میان دین و علم را نمیپذیرفت و تلاش میکرد نشان دهد که انسان مسلمان میتواند هم مؤمن باشد، هم اهل تعقل، هم دانشمند و هم نسبت به سرنوشت جامعه مسئولیتپذیر باشد؛ ویژگیهایی که موجب جذابیت اندیشه وی برای نسل جوان شد.
این استاد دانشگاه با اشاره به انسانشناسی شهید بهشتی بیان کرد: اختیار، سنگبنای نگاه این شهید به انسان است. انسان موجودی منفعل یا محکوم جبر نیست، بلکه به واسطه برخورداری از خودآگاهی، قدرت انتخاب و توان تشخیص، مسئول ساختن آینده خویش و جامعه خواهد بود. از همین رو جامعه مطلوب در اندیشه شهید بهشتی، جامعهای نبود که تنها به ظواهر دینی بسنده کند، بلکه جامعهای است که امکان رشد اخلاقی، انتخاب آگاهانه، عدالت اجتماعی و زیست مسئولانه را برای همه شهروندان فراهم آورد.
این پژوهشگر حوزه حکمرانی با اشاره به نگاه ساختارساز شهید بهشتی خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین وجوه تمایز این متفکر با بسیاری از اندیشمندان، توانایی تبدیل اندیشه به نهاد بود. تأسیس مدارس دین و دانش، نقشآفرینی در شورای انقلاب، مشارکت مؤثر در تدوین قانون اساسی و حضور در شکلگیری حزب جمهوری اسلامی، همگی نشان میدهد که اندیشه در نگاه شهید بهشتی هرگز از میدان عمل جدا نبود. همچنین سیاست در منظومه فکری شهید بهشتی عرصه رقابت برای کسب قدرت نبود، بلکه قدرت زمانی ارزشمند تلقی میشود که در خدمت تحقق عدالت، احقاق حق و کرامت انسان قرار گیرد.
امیری با بررسی نگاه شهید بهشتی به انقلاب اسلامی تصریح کرد: همان عقلانیتی که در فلسفه و آموزش دیده میشود، در عرصه سیاست نیز حضور دارد. از منظر شهید بهشتی، انقلاب برای تداوم خود نیازمند قانون، نظم، نهاد، مدیریت، تربیت نیرو و گفتوگوی عقلانی است و بدون این مؤلفهها، آرمانهای انقلاب دوام نخواهد یافت. از این منظر تلاش گسترده شهید بهشتی در تدوین قانون اساسی نیز از همین نگاه سرچشمه میگرفت؛ تلاشی که در آن مفاهیم نوین حقوق عمومی با مبانی فقهی و فلسفی اسلام در کنار یکدیگر قرار گرفت تا بتواند پاسخگوی نیازهای جامعه جدید باشد. بنابراین تفاوت بنیادین شهید بهشتی با بسیاری از چهرههای سیاسی در همین نقطه آشکار میشود؛ زیرا شهید بهشتی انقلاب اسلامی را صرفاً یک جابهجایی قدرت سیاسی نمیدانست، بلکه آن را حرکتی برای بازگشت انسان به فطرت الهی، عدالت، کرامت و مسئولیت اجتماعی تفسیر میکرد.
وی در ادامه این نشست به دیدگاه امام(ره) درباره شهید بهشتی اشاره و خاطر نشان کرد: توصیفهایی همچون مجاهد، دانشمند، مدیر، فعال و مدبر، تصویری جامع از شخصیت این شهید ترسیم میکند؛ شخصیتی که میان اندیشه و عمل، مدیریت و دانش، مبارزه و تدبیر فاصلهای قائل نبود. همچنین بسیاری اهل اندیشهاند اما توان اداره ندارند؛ گروهی مدیرند اما پشتوانه نظری محکمی در اختیار ندارند و عدهای نیز انقلابیاند اما از ضرورت نهادسازی غفلت میکنند؛ حال آنکه شهید بهشتی نقطه تلاقی همه این ویژگیها بود.
این پژوهشگر حوزه حکمرانی با اشاره به میراث فکری شهید بهشتی خاطرنشان کرد: میراث این شهید را باید در چند سطح مورد مطالعه قرار داد؛ در عرصه اندیشه، تلاشی بزرگ برای عقلانیسازی فهم دینی؛ در حوزه تربیت، پرورش انسانهای متخصص و متعهد؛ در عرصه سیاست، تعریف قدرت در نسبت با عدالت و خدمت؛ در حوزه اجتماع، تأکید بر ساخت نهادهایی که ارزشهای اسلامی را از شعار به عمل تبدیل کنند و در ساحت تاریخی نیز ارائه الگویی از روحانی زمانشناس که اسلام را در متن جهان معاصر فعال و پاسخگو نگاه میدارد.
امیری در پایان این نشست با تأکید بر نیاز امروز جامعه به بازخوانی اندیشه شهید بهشتی افزود: در روزگاری که گاهی دینداری به ظواهر فروکاسته میشود، عقلانیت در برابر ایمان قرار میگیرد، سیاست از اخلاق فاصله میگیرد و نهادسازی جای خود را به رفتارهای مقطعی میدهد، بازگشت به منظومه فکری شهید بهشتی ضرورتی انکارناپذیر است. از این رو شهید بهشتی تنها متعلق به یک مقطع تاریخی نیست، بلکه الگویی ماندگار از تفکر مسئولانه به شمار میرود؛ تفکری که از کلاس درس و کتاب آغاز میشود و تا مدرسه، قانون، قضا، مدیریت، حزب و عرصه اجتماعی امتداد مییابد. بنابراین همین جامعیت شهید بهشتی سبب شد که شهادت این اندیشمند بزرگ پایان حضور وی نباشد، بلکه آغاز ماندگاری عمیقتر نام و اندیشهاش در حافظه تاریخی انقلاب اسلامی باشد؛ حافظهای که هنوز برای عبور از چالشهای امروز، به عقلانیت، عدالتخواهی و نهادسازی برخاسته از اندیشه شهید بهشتی نیازمند است.

