به گزارش تابناک؛ مردی که به دلیل فشار شدید روانی دچار فراموشی ناشی از استرس شده بود، پس از ۶ سال ناآگاهی از گذشته خود با تغییر شغل به کاری کماسترستر توانست تمام خاطراتش را بازیابد. این پدیده نشان میدهد برخلاف تصور عموم که علت اصلی اختلالات حافظه را ضربه مغزی میدانند، فشارهای روحی شدید نیز توانایی فلج کردن حافظه انسان را دارند.
فقدان حافظه یا همان آمنزی (Amnesia) انواع مختلفی دارد و همیشه در اثر آسیبهای فیزیکی مانند تصادف یا ضربه به سر ایجاد نمیشود. اختلالات روانی حاد یا رویدادهای بحرانی زندگی میتوانند فرآیند ثبت و بازیابی اطلاعات را در مغز مختل کنند. پزشکان این حالت را اختلال فراموشی گسسته یا اختلال تجزیهای (Dissociative Amnesia) مینامند که در گذشته با عنوان فراموشی روانزاد (Psychogenic Amnesia) شناخته میشد. در این حالت بیمار بهطور ناگهانی کل خاطرات زیستشناختی و سرگذشت زندگی خود را از دست میدهد، در حالی که ساختار فیزیکی مغز کاملاً سالم باقی مانده است.
سقوط روحی پس از ورشکستگی و ناپدید شدن خاطرات
پرونده پزشکی این بیمار که در بیمارستان دانشگاه هوکایدو (Hokkaido University Hospital) ثبت شده، ماجرای مرد ۴۰ سالهای را روایت میکند که در شهر ساپورو (Sapporo) ژاپن زندگی میکرد. او فردی آرام و درونگرا بود و مدیریت یک کتابفروشی را بر عهده داشت. شکست مالی و ورشکستگی کتابفروشی، مسیر زندگی او را کاملاً تغییر داد. او برای ورود دوباره به بازار کار در دورههای مهارتآموزی حرفهای شرکت کرد، اما با نزدیک شدن به روزهای پایانی دوره همچنان نتوانست شغلی پیدا کند.
فشار شدید روانی درست در آخرین روز دوره مهارتآموزی اثر خود را گذاشت و این فرد تمام خاطرات هویت شخصی خود را فراموش کرد. او حتی نام خود را به یاد نمیآورد و بهطور سرگردان در خیابانها پرسه میزد. از خوششانسی، یکی از دوستانش او را در خیابان دید و به خانه و نزد خانوادهاش بازگرداند. آزمایشها و اسکنهای اولیه نشان دادند که هیچ آسیب بافتی یا ساختاری در مغز او وجود ندارد، اما کاهش جریان خون در بخش شکمی-گیجگاهی راست (Right ventral area of the temporal lobe) دیده شد.
شش سال زندگی با هویت ناشناخته در خانه گروهی
پزشکان پس از انجام ارزیابیهای روانپزشکی، تشخیص دادند که بیمار به فراموشی ناشی از استرس همراه با دوره افسردگی خفیف مبتلا شده است. او تحت درمان با داروهای ضدافسردگی مهارکننده بازجذب سروتونین (SSRI) قرار گرفت و پس از چهار ماه از بیمارستان ترخیص شد. با این حال، حافظه او همچنان بازنگشته بود و او هیچ تصوری از گذشته خود نداشت.
به دلیل روابط پرتنش و قدیمی با پدرش که تنها پدرش از آن باخبر بود، امکان بازگشت او به خانه خانوادگی وجود نداشت. در نتیجه او به یک خانه گروهی منتقل شد و شغلی در یک دفتر کاری کوچک پیدا کرد. او مدت ۶ سال و ۱۰ ماه در همان وضعیت فراموشی به کار خود ادامه داد، بدون اینکه بداند کیست یا چه گذشتهای داشته است.
تغییر سبک زندگی و بازگشت شگفتانگیز خاطرات
پس از گذشت نزدیک به هفت سال، این مرد تصمیم گرفت شغل خود را تغییر دهد و کار سبکتری انتخاب کند که تنها چند ساعت در روز وقت او را میگرفت. تنها دو هفته پس از شروع این شغل کماسترس، اتفاق غیرمنتظرهای افتاد و تمام خاطرات زندگی او به یکباره بازگشت.
او بهیاد آورد که در آخرین روز دوره مهارتآموزی به دلیل یاس شدید دست به خودکشی زده و تعداد زیادی قرص مصرف کرده بود. او متوجه شد که پس از بیدار شدن در آن روز، تمام حافظه سرگذشتی خود را از دست داده بود. اسکنهای بعدی نشان دادند که جریان خون در بخش گیجگاهی مغز او نیز به حالت طبیعی بازگشته است، اگرچه مشخص نشد که این بهبود دقیقاً در چه زمانی رخ داده است.
سازوکار علمی اختلال فراموشی روانزاد در مغز
مغز انسان در مواجهه با استرسهای شدید و طاقتفرسا از مکانیسمهای دفاعی پیچیدهای استفاده میکند. وقتی میزان هورمونهای استرس مانند کورتیزول به حد بحرانی میرسد، ارتباط میان مرکز پردازش هیجانات یا آمیگدال (Amygdala) و مرکز ثبت حافظه یا هیپوکامپ (Hippocampus) دچار اختلال میشود. در اختلالات تجزیهای، مغز برای محافظت از فرد در برابر درد روانی رویدادهای ناگوار، دسترسی به بخش خاطرات شخصی را بهطور موقت قطع میکند.
این فرآیند به این معنا نیست که خاطرات برای همیشه پاک شدهاند، بلکه بایگانی اطلاعات دستنخورده باقی میماند و تنها مسیر دسترسی به آنها مسدود میشود. کاهش جریان خون در ناحیه گیجگاهی مغز که در اسکنهای این بیمار مشاهده شد، نشاندهنده همین افت فعالیت در بخشهای مسئول بازخوانی خاطرات است. با کاهش استرس محیطی و ورود فرد به شرایط امن، بار هیجانی منفی کم شده و مغز دوباره اجازه دسترسی به اطلاعات ثبتشده را میدهد.
تفاوت فراموشی ناشی از استرس با آلزایمر و ضربه مغزی
شناخت تفاوتهای انواع فراموشی به درک بهتر این بیماری کمک میکند. در آسیبهای مغزی ناشی از تصادف یا ضربه، بافتهای عصبی دچار تخریب فیزیکی میشوند و ممکن است فرد توانایی ثبت خاطرات جدید را برای همیشه از دست بدهد. در بیماری آلزایمر نیز سلولهای مغزی بهتدریج تحلیل میروند و روند از دست رفتن حافظه معکوسناپذیر است.
در مقابل، فراموشی ناشی از استرس یک اختلال عملکردی است نه ساختاری. حافظه کاری و تواناییهای شناختی عمومی بیمار در این حالت دستنخورده باقی میماند. فرد میتواند کارهای روزمره را یاد بگیرد، مهارتهای جدید کسب کند و محاسبات ریاضی را انجام دهد، اما تنها در یادآوری هویت خود و حوادث گذشته دچار مشکل میشود. این خصوصیت نشان میدهد که حافظه اجرایی و حافظه سرگذشتی در دو بخش مجزا از مغز مدیریت میشوند.
روانپزشکان تاکید میکنند که ثبت گزارشهای بالینی طولانیمدت از این بیماران بسیار نادر است. این پرونده نشان داد که بهبود شرایط کاری و کاهش فشارهای روحی روزمره میتواند نقش مستقیمی در درمان اختلالات پیچیده روانی و بازگشت جریان خون طبیعی به مغز ایفا کند.
منبع: یک پزشک

