به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، رواج روایتهای احساسی و انتشار مکرر تصاویر و داستانهایی از مشکلات و رنجهای شخصی در شبکههای اجتماعی، هرچند ممکن است در مدت کوتاه توجه بیشتری را به سمت یک محتوا جلب کند، اما ادامه این روند میتواند مخاطبان را با خستگی عاطفی روبهرو کرده و به تدریج اعتماد عمومی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
ماهیت فضای مجازی تا حد زیادی بر جلب توجه مخاطب استوار است و معمولاً محتوایی که احساسات کاربران را بیشتر تحریک کند، ظرفیت بالاتری برای دیدهشدن و درآمدزایی دارد. به همین دلیل، گاهی انتشار تصاویری از گریه، مشاجره، اختلاف، مشکلات خانوادگی و روایت گرفتاریهای شخصی، بسیار بیشتر از محتوای آموزشی، فرهنگی و مهارتی بازدید میگیرد.
بنابر روایت دانشجو، ساخت و انتشار یک محتوای مفید و سازنده، نیازمند دانش، زمان، تجربه و احساس مسئولیت است؛ در حالی که ایجاد یک هیجان زودگذر در مخاطب، میتواند مسیر سریعتر و کمهزینهتری برای جلب توجه باشد. البته نباید هر فردی را که درباره درد و مشکلات زندگی خود صحبت میکند، متهم به تظاهر یا بازیگری کرد. مسئله زمانی جدی میشود که رنج و گرفتاری شخصی، به یک الگوی تکراری برای جذب مخاطب، دریافت همدردی و کسب درآمد تبدیل شود.
وقتی مخاطب از نمایش مداوم رنج خسته میشود
تکرار بیش از حد محتواهای اشکآلود و هیجانی، ممکن است مخاطب را به مرور زمان دچار فرسودگی عاطفی کند. کاربری که هر روز با حجم زیادی از تصاویر گریه، التماس، دعوا و روایتهای تلخ روبهروست، ممکن است به تدریج توان همدلی و واکنش عاطفی خود را از دست بدهد.
در چنین فضایی، حتی اشک و رنج واقعی نیز ممکن است دیگر تأثیر سابق را نداشته باشد؛ چراکه مخاطب در برابر حجم بالای محتواهای احساسی، به نوعی بیتفاوتی یا خستگی عاطفی میرسد.
نمایشهای احساسی چگونه اعتماد مردم را کاهش میدهد؟
یکی از پیامدهای مهم این وضعیت، آسیب دیدن اعتماد عمومی است. وقتی مخاطب بارها احساس کند که احساسات او برای جلب توجه، افزایش بازدید یا درآمدزایی مورد استفاده قرار گرفته، ممکن است در مواجهه با یک نیازمند واقعی یا روایت صادقانه نیز دچار تردید شود.
در چنین شرایطی، کسانی که واقعاً نیازمند کمک و همدلی هستند نیز آسیب میبینند؛ زیرا بیاعتمادی ایجادشده، تنها متوجه روایتهای ساختگی نمیشود و میتواند حتی افراد گرفتار و نیازمند واقعی را نیز در معرض تردید قرار دهد.
به بیان دیگر، نمایشهای احساسی و غیرصادقانه ممکن است فضایی ایجاد کنند که در آن تشخیص رنج واقعی از داستانپردازی دشوار شود و در نهایت، افرادی آسیب ببینند که حقیقتاً به حمایت دیگران نیاز دارند.
سواد رسانهای؛ فراتر از تشخیص اخبار جعلی
سواد رسانهای تنها به توانایی تشخیص خبر جعلی از خبر واقعی محدود نمیشود. بخش مهمی از این سواد، شناخت تأثیر محتوای فضای مجازی بر احساسات، قضاوتها و تصمیمهای ماست.
مخاطب باید یاد بگیرد پیش از آنکه روایتی را باور کند، آن را بازنشر دهد یا بر اساس آن اقدام به کمک مالی کند، لحظهای درنگ داشته باشد؛ منبع را بررسی کند و درباره اعتبار و قابل اعتماد بودن روایت اطمینان به دست آورد.
همین مکث کوتاه میتواند مانع تصمیمگیریهای شتابزده و احساسی شود و به مخاطب کمک کند میان یک درخواست واقعی و محتوایی که صرفاً با هدف تحریک احساسات تولید شده است، تفاوت بگذارد.
بمباران محتوای تلخ و تأثیر آن بر روحیه جامعه
پیامد این روند فقط به خستگی عاطفی و کاهش اعتماد عمومی محدود نمیشود. غلبه محتوای منفی و ناامیدکننده در شبکههای اجتماعی میتواند بر نگاه عمومی به زندگی نیز اثر بگذارد.
وقتی کاربران، بهویژه نوجوانان و جوانان، به طور مداوم با روایتهایی از شکست، تحقیر، بنبست و رنج مواجه شوند، ممکن است به تدریج این تصور در آنها شکل بگیرد که زندگی چیزی جز همین تصویر تلخ نیست و تلاش برای تغییر نیز فایدهای ندارد.
این در حالی است که محتوایی که در شبکههای اجتماعی بیشتر دیده میشود، الزاماً نماینده تمام واقعیت جامعه نیست. معمولاً بخشهایی از زندگی که هیجان بیشتری دارند و سروصدای بیشتری ایجاد میکنند، بیشتر در معرض دید قرار میگیرند.
بنابراین، نباید تصویر غالب در شبکههای اجتماعی را با واقعیت کامل جامعه یکی دانست؛ چراکه فضای مجازی ممکن است بخش خاصی از واقعیت را بیش از اندازه برجسته کند.
امید دادن یعنی نشان دادن امکان تغییر
امیدآفرینی به معنای نادیده گرفتن مشکلات یا پنهان کردن رنجهای واقعی نیست. امید واقعی زمانی شکل میگیرد که مسئله را همانطور که هست ببینیم، درباره آن صادقانه صحبت کنیم و در کنار بیان دشواریها، راهکارها، تجربههای موفق و امکان تغییر را نیز به مخاطب نشان دهیم.
در کنار روایت مشکلات، باید از انسانهای پرتلاش، تجربههای موفق و مسیرهایی که میتوانند به عبور از بحران کمک کنند نیز سخن گفت.
رسانهها و فعالان فضای مجازی میتوانند به جای تبدیل کردن رنج به ابزاری برای جلب توجه، محتوایی تولید کنند که برای مخاطب آگاهی، انگیزه و توانایی عمل ایجاد کند.
فضای مجازی زمانی میتواند نقش سازندهتری در جامعه داشته باشد که به جای تبدیل رنج به وسیلهای برای دیدهشدن، بستری برای شناخت مشکلات، تقویت همدلی، حفظ اعتماد عمومی و نشان دادن راههای واقعی برای تغییر باشد.

