عملکرد ششماهه شرکت معدنی و صنعتی گلگهر، دستکم بر اساس اعداد و ارقام منتشرشده، تصویری میسازد که بهسختی میتوان آن را برای سهامداران رضایتبخش دانست.
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ در دورهای که انتظار میرود یک بنگاه بزرگ معدنی با تکیه بر مزیتهای تولیدی (نظیر یارانههای پیدا و پنهان همچون انرژی)، صادراتی و جایگاه تثبیتشده خود در بازار، نشانههایی روشن از رشد، کنترل هزینه و بهبود سودآوری ارائه دهد، صورتهای مالی منتهی به ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ از روندی متفاوت خبر میدهند؛ روندی که بیش از هر چیز، پرسشهایی جدی را متوجه شیوه مدیریت ایمان عتیقی در گلگهر کرده است.
مهمترین نکته در این گزارش مالی، افت شاخصهای سودآوری است. سود عملیاتی شرکت در مقایسه با دوره مشابه قبل ۱۳ درصد کاهش یافته و در ادامه، سود انباشته نیز با افتی سنگینتر، ۳۸ درصد پایین آمده است؛ کاهشی معادل ۶ هزار و ۸۹۲ میلیارد تومان. برای سهامداران، این فقط یک عدد نیست. سود انباشته یکی از مهمترین نشانههای توان مالی، ثبات عملکرد و قدرت شرکت برای توسعه آینده است. وقتی این شاخص در چنین سطحی کاهش پیدا میکند، طبیعی است که درباره کیفیت تصمیمگیری مدیریتی، اولویتبندی هزینهها و مسیر کلی اداره شرکت تردیدهایی شکل بگیرد.
در کنار افت سودآوری، رشد بدهیها نیز از دیگر محورهای نگرانکننده در عملکرد عتیقی در گلگهر است. بدهیهای غیرجاری شرکت در این دوره با رشد ۱۲۹ درصدی به بیش از ۱۰ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان رسیده است.
در میان این ارقام، سهم ۸ هزار میلیارد تومانی تسهیلات مالی بلندمدت بیش از همه جلب توجه میکند؛ رقمی که نسبت به پایان پاییز ۱۴۰۴ جهشی ۱۶۷ درصدی را نشان میدهد.

البته در بخش بدهیهای جاری نیز بیش از ۱۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات مالی ثبت شده، اما آنچه حساسیت بیشتری ایجاد میکند، همین رشد قابل توجه بدهیهای بلندمدت است؛ بدهیهایی که در سالهای بعد میتوانند بار مالی بیشتری بر دوش شرکت بگذارند و انعطاف مدیریتی را کاهش دهند. به بیان ساده، اگر شرکت نتواند از محل عملیات خود درآمد و حاشیه سود قویتری بسازد، این ساختار بدهی در ادامه به یک ریسک جدی تبدیل خواهد شد.
در سمت هزینهها نیز وضعیت چندان امیدوارکننده نیست. گلگهر در این شش ماه بیش از ۵ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان صرف هزینههای فروش، اداری و عمومی کرده؛ رقمی که نسبت به دوره قبل ۴۰ درصد رشد داشته است. در شرایطی که کاهش سود انباشته و افت فروش دیده میشود، افزایش چنین هزینههایی بهطور طبیعی زیر ذرهبین قرار میگیرد. بخشی از این هزینهها، شامل بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان برای تبلیغات و اسپانسری است؛ عددی که در فضای افت عملکرد عملیاتی، میتواند این پرسش را ایجاد کند که آیا اولویتهای مدیریتی بهدرستی تنظیم شدهاند یا نه؟ حتی پاداش میلیاردی هیئتمدیره، هرچند در مقایسه با سایر ارقام عدد کمتری به نظر برسد، در چنین فضایی از منظر افکار عمومی و سهامداران حساسیتبرانگیز میشود.
افزون بر این، بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان هزینه مالی نیز در صورتهای مالی ثبت شده است؛ هزینهای که بهطور مستقیم میتواند ناشی از ساختار بدهی و اتکای بیشتر شرکت به منابع مالی باشد.
افت فروش داخلی و صادراتی
اما شاید مهمتر از همه، افت فروش و صادرات باشد. آمارهای منتشرشده در کدال نشان میدهد مجموع فروش داخلی شرکت در حوزه گندله ریزدانه، گندله و کنسانتره سنگآهن در مقایسه با مدت مشابه سال قبل به طور نسبی کاهش یافته است.
در بازارهای صادراتی نیز وضعیت بهتر نیست و فروش خارجی هم روندی نزولی داشته است. این بخش، نقطهای کلیدی در ارزیابی عملکرد ایمان عتیقی است؛ زیرا در نهایت، از یک مدیرعامل در چنین شرکتی انتظار میرود بتواند هم بازار داخلی را حفظ کند و هم از ظرفیتهای صادراتی برای تقویت درآمد استفاده کند. وقتی نه در فروش داخلی جهش دیده میشود و نه در صادرات، این پرسش جدیتر میشود که مدیریت فعلی دقیقاً چه دستاورد ملموسی برای سهامداران به همراه داشته است؟
جمعبندی این ارقام روشن است: افت سود انباشته، رشد بدهی، افزایش هزینهها و کاهش فروش و صادرات، مجموعهای از نشانههای نگرانکننده را در کارنامه ششماهه گلگهر ثبت کردهاند؛ بنابراین نقد عملکرد، مبتنی بر دادههای مالی و انتظارات حرفهای از مدیریت یک بنگاه بزرگ بورسی است. سهامداران حق دارند بپرسند چرا با وجود ظرفیتهای گسترده گلگهر، خروجی عملکرد شرکت به جای نشانههای رشد، بیشتر حامل پیام احتیاط و نگرانی است.

