خبرگزاری مهر- گروه دین، حوزه و اندیشه- عصمت علی آبادی: هفته وحدت فراتر از یک نماد تقویمی، بستری پویا برای بازاندیشی در اصول بنیادین امت اسلامی و تبدیل همدلی مذهبی به یک زیستبوم اجتماعی پایدار است؛ عرصهای که در آن تمایزهای فکری و کلامی نه دستمایهای برای واگرایی، بلکه مجالی برای گفتوگوهای قاعدهمند و تضارب آرای منصفانه به شمار میآید. بررسی مؤلفههای تثبیت این همگرایی، شیوههای مصونسازی جامعه در برابر جریانهای تفرقهافکن و وظایف نهادهای نخبگانی و رسانهای، نیازمند صورتبندی دقیق و رویکردی عقلانی است؛ موضوعی که در گفتوگو با حجتالاسلام محمد ملکزاده، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، مورد واکاوی قرار گرفته است.
هفته وحدت چه ظرفیتی برای تقویت همدلی میان پیروان مذاهب اسلامی و برجستهکردن مشترکات آنها دارد؟
هفته وحدت این ظرفیت راهبردی را دارد که از یک مناسبت صرف تقویمی فراتر رفته و به فرصتی عینی و عملی برای بازخوانی هویت مشترک اسلامی تبدیل شود. مسلمانان با وجود تفاوتهای فقهی، کلامی و تاریخی، در اصول بنیادینی همچون ایمان به خداوند متعال، قرآن کریم، نبوت پیامبر اکرم(ص)، قبله واحد و فرایضی نظیر نماز، روزه و حج از اشتراک نظر خللناپذیری برخوردارند. برجستهسازی این سرمایههای اصیل مشترک، بسترساز کاهش چشمگیر سوءتفاهمها و بدبینیها خواهد بود.
در این راستا، ظرفیتهای متعددی برای تعمیق همدلی وجود دارد که محوریترین آنها شکلگیری گفتوگوهای علمی، خیرخواهانه و برادرانه به دور از عناد، مشاجره و جدلهای بیحاصل است. برگزاری نشستهای تخصصی و هماندیشی میان علما و دانشگاهیان مذاهب گوناگون با محوریت شناخت دقیق دیدگاهها و پرهیز از نقلقولهای نادرست، ضرورت دارد؛ چراکه بخش عمدهای از تنشها ناشی از برداشتهای ناآگاهانهای است که بر پایه روایتهای غیرمستند پدید میآید.
علاوه بر این، توسعه ارتباطات اجتماعی، مشارکت فعال در امور خیرخواهانه و دستگیری از نیازمندان، اهتمام به فعالیتهای فرهنگی مشترک و کوشش جمعی برای حل معضلات اجتماعی، نقشی کلیدی در اعتمادآفرینی متقابل و تقویت همکاریهای عملی ایفا میکند.
گام بنیادین دیگر، اصلاح انگارههای ذهنی و تصاویر نادرستی است که پیروان مذاهب اسلامی نسبت به یکدیگر دارند. هفته وحدت بستری مساعد برای معرفی منصفانه و عاری از قضاوت سنتها و باورهای طرفین فراهم میآورد. در نهایت، پرهیز قاطع از ادبیات نفرتپراکنانه فاقد پشتوانه دینی و رعایت مستمر ادب دینی و اخلاق گفتوگو، از استحاله مباحث علمی به اصطکاکهای خسارتبار اجتماعی پیشگیری خواهد کرد.
از منظر سیره پیامبر اکرم(ص)، مهمترین اصول گفتوگو و تعامل محترمانه میان گروههای مختلف مسلمانان چیست؟
سیره نبوی منظومهای جامع از اصول اخلاقی و قواعد اجتماعی کارآمد برای تعامل سازنده با انسانها و مدیریت عقلانی اختلافات است. یکی از برجستهترین ارکان این سیره، کرامتمحوری و پاسداشت حرمت انسانی است؛ پیامبر اکرم(ص) همواره با ادب، ملاطفت و با حفظ جایگاه و شأن انسانی افراد رفتار میکردند و در الگوی گفتوگوی ایشان تحقیر، استهزا، تمسخر و برچسبزنی به کلی نفی شده بود.
مؤلفه بنیادین دیگر، رعایت لینت و نرمخویی در کلام و رفتار است؛ همانگونه که قرآن کریم پیامبر اکرم(ص) را دارای «خُلقِ عظیم» معرفی میفرماید، این حُسن خلق و خوشزبانی حتی در مواجهه با آرای مخالف نیز زمینه را برای شنیدهشدن منطق حق و پذیرش آن مهیا میسازد
همچنین تکیه بر آرمانهای کلان و مشترکات اصیل، محور ساماندهی جامعه اسلامی در نگاه نبوی بود. ایشان جامعه را بر پایههای ایمان، عدالت، اخوت و مسئولیت جمعی استوار ساختند و مانع از آن میشدند که جزئیات و اختلافات فرعی، امنیت، انسجام و آرامش عمومی را مخدوش سازد.
رعایت عدالت و انصاف در مقام داوری و نقل دقیق و وفادارانه دیدگاههای مخالف، همراه با پذیرش حقیقت از هر زبانی، از دیگر ضرورتهای اخلاق اسلامی است.
علاوه بر این، اصل مدارا بهعنوان یکی از ارکان تعامل نبوی شناخته میشود؛ مدارا هرگز به معنای بیتفاوتی نسبت به باورها و اصول اعتقادی نیست، بلکه به مفهوم صیانت از مبانی فکری خویش همراه با احترام به حق دیگران در اتخاذ دیدگاه متفاوت و مدیریت اخلاقی و استدلالی چالشها به منظور ممانعت از زایش کینهتوزی است.
در نهایت، نفی شتابزدگی در تکفیر و اتهامزنی امری حیاتی است؛ رویکردی تخریبی که نه نسبتی با سیره اهلبیت(ع) دارد و نه به رسمیت شناخته میشود، بلکه حاصلی جز فرسایش فضای مفاهمه، تضعیف وحدت و بروز پیامدهای سنگین اجتماعی در پی نخواهد داشت.
جریانهای تفرقهافکن معمولاً از چه زمینههای فرهنگی و رسانهای استفاده میکنند و جامعه دینی چگونه میتواند در برابر آنها هوشیار باشد؟
جریانهای تفرقهافکن با هدف تبدیل تفاوتهای طبیعی مذهبی، قومی و فرهنگی به شکافهای هویتی عمیق و برافروختن آتش دشمنی و نفرت، سازوکارهای مشخصی را به کار میبندند. از جمله شگردهای بارز آنها، تحریف وقایع تاریخی از مسیر تفکیک رخدادها از زمینه و بستر زمانی، دامنزدن به جراحتهای تاریخی گذشته و چشمپوشی تعمدی بر دورانهای درخشان همزیستی و همگرایی مسلمانان است.
شایعهپراکنی و استناد هدفمند به اخبار نامعتبر و انتشار گسترده محتواهای تحریکآمیز در شبکههای اجتماعی و فضاهای غیررسمی بدون ارزیابی سندی، از دیگر حربه این جریانها است. همچنین به کارگیری زبان توهینآمیز و تحریک هیجانات، منازعات احساسی را جایگزین مباحث علمی میکند.
افزون بر این، سوءاستفاده از ناآگاهی مخاطبان، ترویج ادراکات سطحی و انتشار گزارههای دینی بدون ارجاع به نخبگان و منابع متقن، مسیر رادیکالیسم را هموار میسازد.
برای مصونسازی جامعه دینی در برابر این تهدیدات، راهکارهای چندگانهای قابل پیگیری است. ارتقای سواد رسانهای و تعمیق بینش دینی ضرورت بنیادین دارد؛ به این معنا که هر داده، خبر و پیام تفرقهانگیز باید از حیث اصالت منبع، اقتضای زمانی، اهداف پشتپرده و صحت محتوایی سنجیده شود. در تحلیل موضوعات خطیر اعتقادی و رخدادهای حساسیتبرانگیز تاریخی، مراجعه به محققان برجسته و مراجع اصیل علمی لازم است و نباید ادعای هر فردی را صاحبنظرانه تلقی کرد.
علاوه بر این، خویشتنداری اخلاقی و پرهیز جدی از بازنشر سریع و هیجانی محتواها، کلیپها و شایعات فاقد استناد، مانع از بازتولید نفرت و کینهورزی خواهد شد. در فرجام، انتقال مباحث اختلافی به بسترهای تخصصی، علمی و آکادمیک، راه را بر تبدیل مناقشات فکری به تقابلهای ویرانگر اجتماعی خواهد بست.
حوزههای علمیه، نخبگان و رسانهها برای تبدیل مفهوم وحدت به یک فرهنگ پایدار اجتماعی چه رسالتی بر عهده دارند؟
تثبیت وحدت اسلامی بهعنوان یک فرهنگ پایدار، نیازمند تقسیم کار ساختارمند و نقشآفرینی همافزای تمامی نهادهای مرجع است. در این میان، حوزههای علمیه رسالت سنگینی در تربیت فضلایی دارند که به ظرایف تاریخی و حساسیتهای مذاهب اسلامی تسلط کامل داشته باشند. ترویج و نهادینهسازی اخلاق مناظره و گفتوگوی مؤدبانه و منصفانه در بطن آموزشهای حوزوی، تولید پژوهشهای عمیق و روشمند پیرامون مشترکات دینی بدون افتادن در دام سوءبرداشت، و توسعه شبکههای ارتباطی میان مراکز حوزوی و دانشگاهی جهان اسلام برای مدیریت عقلانی چالشها، از تعهدات حوزههای علمیه به شمار میآید.
در عرصه نخبگانی، دانشگاهیان و پژوهشگران دینی موظفاند با ارائه تحلیلهای دقیق، متوازن و ژرفنگرانه، از سادهانگاری مسائل یا تحریک عواطف بپرهیزند. تعامل مستقیم و اقناعی با نسل جوان، پاسخگویی مستند به پرسشها و رفع ابهامات پیرامون تفاوتهای مذهبی با ادبیاتی آرام، علمی و پیراسته از تنش، رسالت دیگر جامعه نخبگانی است.
رسانهها نیز در فرایند فرهنگسازی از اثرگذاری بالایی برخوردارند. پرهیز از عناوین جنجالی و منازعهمحور برای جذب مخاطب، گام نخست در رعایت اخلاق حرفهای است. تولید برنامهها و گزارشهای تحلیلی از پیوندهای فرهنگی، تجارب موفق همزیستی برادرانه و همکاریهای سازنده میان مسلمانان، در کنار واسپاری تریبونها به کارشناسان متعهد، روادار و صاحبصلاحیت، باید در اولویت برنامهریزی رسانهای باشد. همچنین کمک به افزایش هوش تحلیلی و سواد رسانهای مخاطبان جهت تمیز دادن دادههای صحیح از شایعات و تولیدات تفرقهافکن، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
سیده فاطمه سادات کیایی

