تحولات اخیر، بهویژه محاصره دریایی ایران توسط ایالات متحده — که عملاً اقدامی نظامی محسوب میشود — و محدودیتهای اعمالشده بر مسیرهای جنوبی کشور، بهطور طبیعی توجه بیشتری را به سمت همسایگان شمالی، بهویژه آنهایی که با ایران مرز زمینی مشترک دارند، معطوف کرده است.
در این میان، کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز اهمیت ویژهای یافتهاند؛ بهویژه کشورهایی که علاوه بر داشتن مرز زمینی با ایران، از طریق دریای خزر نیز با این کشور ارتباطات دریایی دارند. در این رابطه چند نکته قابل توجه است.
۱. نخست باید اشاره کرد که ایران از موقعیت ژئوپلیتیک منحصربهفردی برخوردار است؛ این کشور میان آسیای شرقی، آسیای مرکزی، اروپا و آفریقا واقع شده و از طریق دریای عمان و خلیج فارس به این مناطق دسترسی دارد.
این ویژگی، جایگاهی متمایز به ایران در منطقه بخشیده و در واقع، نیازهای ایران و کشورهای همسایهاش به یکدیگر گره خورده است؛ هر یک از طرفین به دیگری وابسته است و باز نگه داشتن مرزها، تأمینکننده منافع همه طرفهاست؛ بنابراین در مقطع کنونی، باز نگه داشتن مرزها از اهمیت دوچندانی برخوردار است.
۲. کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز بهطور سنتی از ایران بهعنوان دروازهای به سوی آبهای دریای عمان و خلیج فارس استفاده میکردهاند تا کالاهای صادراتی خود را از این مسیرها صادر و کالاهای وارداتی را از همان مسیرها وارد کنند.
اکنون که تنگه هرمز با محدودیت مواجه شده، این کشورها طبیعتاً توجه بیشتری به مرزهای زمینی و مسیرهای جایگزین از طریق خاک ایران برای رسیدن به مقاصد خود نشان دادهاند.
به همین ترتیب، ایران نیز تمایل بیشتری پیدا کرده است تا با بهرهگیری بیشتر از مرزهای همسایگانش، وابستگی خود را به سواحل جنوبی کاهش دهد.
این وضعیت فرصتهای تازهای را برای همکاری میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز پدید آورده است.
برای مثال، کشورهای منطقه قفقاز نظیر جمهوری آذربایجان، گرجستان و ارمنستان میتوانند از خاک ایران برای برقراری ارتباط با ترکیه و اروپا استفاده کنند.
همچنین، آنها میتوانند از طریق ایران به آسیای جنوبی — از جمله پاکستان و افغانستان — دسترسی یابند که این امر هم در زمینه حملونقل و هم در حوزه تجارت حائز اهمیت است. در مقابل، ایران نیز میتواند از طریق قفقاز به دریای سیاه و روسیه متصل شود.
ایران قادر است از مسیر جمهوری آذربایجان کالاهای خود را به روسیه ارسال کند؛ همچنین مسیرهای عبوری از جمهوری آذربایجان و گرجستان امکان دسترسی کالاهای ایرانی به بنادر «پوتی» و «باتومی» در دریای سیاه را فراهم ساخته و محمولههای تجاری میتوانند مسیر خود را در پهنه دریای سیاه ادامه دهند.
وضعیت در آسیای مرکزی، که از شبکههای جادهای و ریلی برخوردار است، حتی مساعدتر میباشد. برای نمونه، یک مسیر ریلی که از چین آغاز میشود، میتواند با عبور از قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان وارد ایران شده و به شبکه سراسری راهآهن ایران متصل گردد.
از آنجا، کالاها میتوانند به مقاصدی در اروپا، ترکیه یا جنوب آسیا حمل شوند. این مسیر همچنین به ایران امکان میدهد تا کالاهای خود را از طریق راهآهن به کشورهای آسیای مرکزی و حتی چین صادر کند.
۳. در زمینه حملونقل جادهای نیز امروزه شاهد تردد کامیونهای ایرانی و خارجی در بزرگراههای منتهی به گذرگاههای مرزی منطقه هستیم که تعداد آنها رو به افزایش است.
علاوه بر این، ایران از طریق دریای خزر ارتباطات دریایی با کشورهای آذربایجان، روسیه، ترکمنستان و قزاقستان دارد. این کشورها میتوانند از این مسیر برای صادرات کالا به ایران و واردات کالا استفاده کنند؛ در عین حال، ایران نیز میتواند محمولههای خود را به بنادر این کشورها ارسال نماید.
روسیه نیز همچون ایران تحت تحریم قرار دارد و با وضعیتی مشابه روبروست. این کشور از طریق دریای خزر ارتباط دریایی مستقیمی با ایران دارد و علاوه بر آن، از مسیرهایی که از طریق آذربایجان یا قزاقستان (و سپس ترکمنستان) میگذرند، به ایران متصل میشود.
از این رو، همکاری میان تهران و مسکو که هر دو با فشارهای ناشی از تحریمها دستبهگریبان هستند، برای حفظ پیوندهای حملونقلی و مبادلات تجاری حائز اهمیت است.
در همین رابطه، دو کشور با شتابی فزاینده در حال فعالسازی مسیرهای جدید هستند و میکوشند تا موانع موجود بر سر راه حملونقل دریایی و زمینی را برطرف سازند.
در شرایط کنونی، رایزنیهای میان ایران و این کشورها از طریق وزارت راه و شهرسازی، در کنار تلاشهای وزارت امور خارجه برای فراهمسازی بسترهای لازم جهت حلوفصل سریعتر مشکلات لجستیکی، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
با توجه به اینکه مسیرهای دریای عمان و خلیج فارس به دلیل اقدامات خصمانه ایالات متحده و حضور نظامی در نزدیکی تنگه هرمز با دشواریهایی مواجه هستند، این کشورها میتوانند برای صادرات و واردات خود به ایران و مسیرهای جایگزین روی آورند.
۵. کشورهای این منطقه میبایست همکاری را جایگزین رقابت کنند و برای تامین منافع ملی خود، اختلافات را کاهش داده و بر اشتراکات بیافزایند.
در صورت اولویت یافتن رقابت — بهویژه رقابتهای غیرسازنده — همه کشورها متضرر خواهند شد و در مقابل، تعامل در چارچوب همکاری، بیتردید منافع بیشتری را برای تمامی کشورهای ایران، روسیه، ترکیه، چین، آسیای مرکزی و قفقاز به همراه خواهد داشت.
ایران نشستهایی را در قالب «۳+۳» یعنی قالبی که ایران، روسیه و ترکیه (بهعنوان کشورهای خارج از منطقه قفقاز) را در کنار گرجستان، ارمنستان و آذربایجان (کشورهای منطقه قفقاز) گرد هم میآورد، مفید میداند.
هدف از این نشستها، تشویق به همکاریهای بیشتر و تعمیق روابط میان کشورهاست. عضویت ایران در بلوکهای منطقهای نظیر «سازمان همکاری شانگهای»، «اتحادیه اقتصادی اوراسیا» و «سازمان همکاری اقتصادی-اکو» نیز میتواند به کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه و ایران کمک کند تا در این مقطع حساس، همکاریهای خود را گسترش دهند.
چنین تعاملی، که با اراده سیاسی کشورهای شرکتکننده پشتیبانی میشود، بیتردید همکاریهای منطقهای را تقویت کرده و زمینه را برای ایجاد ترتیبات اقتصادی پایدارتر فراهم میسازد.
در مجموع، به نظر میرسد اگرچه بسته شدن تنگه هرمز دشواریها و چالشهای اقتصادیای را برای ایران و کشورهای منطقه — بهویژه در آسیای مرکزی و قفقاز — ایجاد کرده، اما همین امر آنها را بر آن داشته است تا به همکاریهای نزدیکتر اندیشیده و راههای جایگزینی برای تعامل با یکدیگر جستوجو کنند.
این امر، تحولی مثبت است؛ چرا که پس از بازگشایی تنگه هرمز، مسیرهای جدیدی که در این دوره بهعنوان جایگزین ایجاد شدهاند، میتوانند مکمل مسیرهای جنوبی باشند و به رونق فعالیتهای اقتصادی در ایران، کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، روسیه و چین کمک کنند.
*سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان

