هشدار اسپویل: این مقاله بخشهایی از داستان فیلم میانستارهای را لو میدهد. لطفاً مراقب باشید!
خلاصه مقاله:
- در فیلم میانستارهای کریستوفر نولان، برخلاف بسیاری از فیلمهای علمی-تخیلی، آنتاگونیست اصلی داستان زمان و نظریهی نسبیت عام اینشتین است که با ایجاد اتساع زمان، جدایی عاطفی شخصیتها را به یکی از تلخترین لحظات سینما تبدیل میکند.
- در فیلم، بشریت با بحران فروپاشی زمین مواجه است و گروهی از دانشمندان ناسا با کشف کرمچاله در نزدیکی زحل، به دنبال سیارهای جدید برای سکونت انسانها میگردند.
- یکی از تأثیرگذارترین بخشهای فیلم، سکانس سیارهی میلر است که به دور سیاهچالهی گارگانتوا میچرخد و هر ساعت آن، معادل هفت سال روی زمین است. در نتیجهی این اتساع زمان، کوپر، شخصیت اصلی فیلم پس از بازگشت از سیارهی میلر، با پیامهای ویدئویی فرزندانش مواجه میشود که بیش از بیست سال از زندگیشان را در چند دقیقه مرور میکند و متوجه میشود دوران کودکی دخترش در یک چشمبرهمزدن ناپدید شده است.
- نولان در میانستارهای نشان میدهد که قوانین نسبیت برای پیوندهای خانوادگی رحمی قائل نیستند و همزمان، شخصیتها با این حقیقت تلخ روبهرو میشوند که کل مأموریت بر پایهی یک دروغ بزرگ از سوی رئیس ناسا بنا شده است.
- با وجود نقدهای متفاوت در زمان اکران، میانستارهای یک دهه بعد به یکی از محبوبترین فیلمهای نولان تبدیل شد؛ چرا که با استفاده از فیزیک پیشرفته، داستانی عمیقاً انسانی دربارهی عشق، فداکاری و حسرت فرصتهای از دسترفته روایت میکند.
در سال ۲۰۱۴، هر کدام از فیلمهای بزرگ و پرفروش سینما، یک شخصیت شرور داشتند که قهرمان داستان باید با او میجنگید. در فیلم «تبدیلشوندگان: عصر انقراض»، شرور اصلی رباتی فضایی به نام مگاترون بود که دوباره زنده شده بود. در فیلم «کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان»، دشمن اصلی سازمانی مخفی به نام هیدرا بود که به بالاترین مقامهای دولت آمریکا نفوذ کرده بود. در فیلم جدید مرد عنکبوتی، شرور موجودی الکتریکی به نام الکترو بود و در فیلم مالفیسنت، یک جن زنِ قدرتمند به نام مالفیسنت، تهدید اصلی برای زیبای خفته محسوب میشد.
اما کریستوفر نولان هیچوقت همرنگ جمعیت هالیوود نمیشود. در فیلم فضایی «میانستارهای» (اینتراستلار)، دشمن اصلی، خودِ زمان یا به عبارت دقیقتر، نظریه نسبیت عام اینشتین بود.
کریستوفر نولان که فیلم جدیدش «ادیسه» هماکنون روی پردهی سینماهاست، همواره به مفهوم زمان و ادراک انسانی از آن وسواس داشته است و زیاد درمورد آن فکر میکند. نولان در فیلمهایش مدام با زمان بازی میکند. مثلاً در فیلم «یادگاری» (ممنتو)، داستان را به صورت وارونه روایت کرد و در فیلم «تنت» نشان داد که چطور میتوان زمان را به عقب برگرداند.
نولان معمولاً داستانهای ساده و خطی را کنار میگذارد و ترجیح میدهد روایتهای پیچیده و غیرمنتظره بسازد. حتی در فیلم جنگی «دانکرک»، سه خط داستانی مختلف را با سه سرعت متفاوت پیش برد. به عبارت سادهتر، نولان کارگردانی است که همیشه دوست دارد زمان را به چالش بکشد، پس نباید از او انتظار داستانگویی معمولی داشت!
در میانستارهای، زمان به بیرحمترین شکل ممکن ظاهر میشود. قوانین فیزیک که معمولاً خنثی هستند، در این فیلم به ابزاری تبدیل میشوند برای شکستن قلب تماشاگر.
سفر از اسپیلبرگ تا نولان
جالب است بدانید که میانستارهای تقریباً یک بار قرار بود توسط کارگردان دیگری ساخته شود. ابتدا، استیون اسپیلبرگ، کارگردان مشهور هالیوود، قرار بود این فیلم را بسازد. ایدهی اولیه از آنِ کیپ تورن، فیزیکدانی بود که آن را با تهیهکنندهای به نام لیندا اوست مطرح کرده بود.
اسپیلبرگ هم یک سال کامل را صرف پیشبرد پروژه با آنها کرد و حتی برادر کوچکتر کریستوفر نولان، یعنی جاناتان نولان (که نویسندهی فیلمهای شوالیهی تاریکی و سریال دنیای غرب است) را برای نوشتن فیلمنامه استخدام کرد. اما در نهایت، اسپیلبرگ از ساخت فیلم انصراف داد و بعداً نوبت به کریستوفر نولان رسید تا این پروژه را به سرانجام برساند.

