محسن آزموده در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «سرنوشت زندهیاد دکتر عبدالحسین زرین کوب از جهاتی مصداق این بیت حافظ است «آسوده بر کنار چو پرگار میشدم/ دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت…» این استاد بزرگوار میراثدار بزرگانی چون بدیعالزمان فروزانفر و جلالالدین همایی و سعید نفیسی است که سرشان به کار علم و تحقیق و پژوهش گرم بود و مثل نامآشنایانی مثل فروغی و بهار و تقیزاده، وارد سیاست نشدند. با این تفاوت که هر بار بد حادثه یا دست قضا یا به تعبیر حافظ «دوران» او را در میان گرفت و به وسط ماجراهایی کشاند که احتمالا خودش اصلا دلش نمیخواست. شاید علت آن بود که استاد زرینکوب، علاوه بر همه ویژگیها و توانمندیهای انکارناپذیرش در کار تحقیق و نویسندگی، شمی حساس و به اصطلاح روزنامهنگارانه داشت و روح زمانه را در مییافت و اگر پژوهشی مینوشت، در واکنش به اوضاع و احوال زمانه بود، به همین خاطر آثارش، اگرچه در ترازی عالمانه و دانشگاهی نوشته شده، اما همواره از جانب عام و خاص، دانشگاهی و غیردانشگاهی، موردتوجه قرار گرفته و میگیرد و مخاطبانی انبوه دارد.
چه کسی از تخریب زرینکوب بهره میبرد؟
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه

