به گزارش خبرنگار دفاعی و امنیتی تابناک؛وقتی یک شنونده برای نخستین بار صدای یک ایستگاه عددی را میشنود، احتمالاً با خودش میگوید این دیگر چه نوع رادیویی است؟ یک صدا، معمولاً بدون احساس و با ریتمی یکنواخت، چند عدد را پشت سر هم میخواند، مکث میکند، دوباره مجموعهای از اعداد را تکرار میکند و در نهایت ناپدید میشود. اگر کسی کلید رمز را نداشته باشد، این صدا واقعاً شبیه یک رشته عدد تصادفی است. اما همین ظاهر ساده در واقع حاصل یک طراحی ارتباطی نسبتاً دقیق است؛ طراحیای که در طول دههها برای انتقال اطلاعات محرمانه توسعه پیدا کرد.
اول باید میان سه مفهوم تفاوت بگذاریم: کد، رمز و علامت. کد معمولاً برای تبدیل یک مفهوم یا واژه به یک نماد یا گروه مشخص استفاده میشود؛ مثلاً یک عبارت میتواند با یک عدد یا مجموعهای از حروف جایگزین شود. رمز یا cipher بیشتر با تبدیل ساختاری متن سروکار دارد و هدف آن پنهان کردن رابطه مستقیم میان متن اصلی و متن رمزشده است. علامت نیز ممکن است اصلاً حامل متن نباشد و صرفاً بگوید «اکنون توجه کن»، «پیام شروع شد» یا «انتقال تمام شد». در یک پخش رادیویی واقعی، ممکن است هر سه لایه همزمان وجود داشته باشند.
برای همین، تکرار عددها لزوماً به این معنا نیست که همان عدد معنای خاصی دارد. در بسیاری از سیستمها، آنچه تکرار میشود ممکن است شناسه گیرنده، شماره پیام، علامت شروع یا حتی بخشی از پروتکل ارتباطی باشد. مطالعات مربوط به ایستگاههای اعداد نشان میدهد که پخشها معمولاً ساختاری دارند که در آن یک مقدمه یا شناسه، سپس اطلاعات مربوط به پیام و بعد گروههای عددی اصلی خوانده میشوند. در برخی نمونههای تاریخی نیز پیام دوباره تکرار میشده تا خطای دریافت کاهش پیدا کند.
این مسئله برای ارتباط رادیویی اهمیت زیادی دارد، چون موج کوتاه محیط تمیزی مثل کابل شبکه نیست. نویز، تداخل، شرایط انتشار، فاصله، وضعیت یونوسفر و حتی وضعیت خورشید میتوانند کیفیت دریافت را تغییر دهند؛ بنابراین تکرار پیام فقط جنبه رمزنگاری ندارد؛ ممکن است بخشی از مهندسی قابلیت اطمینان ارتباط باشد. گیرنده میتواند پیام را دوباره بشنود و با مقایسه دو نسخه، خطای احتمالی در دریافت را تشخیص دهد.
در نمونههای تاریخی ثبتشده توسط آرشیوهای جنگ سرد، ساختار پیام حتی از این هم مشخصتر بوده است. یک نمونه ثبتشده در اسناد KGB نشان میدهد که پیام میتوانست با یک شناسه سهرقمی آغاز شود، سپس یک علامت توجه و بعد تعداد گروههای پیام اعلام شود و پس از آن گروههای پنجرقمی خوانده شوند. در پایان نیز پیام تکرار و با علامت مشخصی خاتمه پیدا میکرد. این مثال بهخوبی نشان میدهد که چیزی که از بیرون فقط «اعداد پشت سر هم» به نظر میرسد، در واقع میتواند یک پروتکل ارتباطی چندمرحلهای باشد.
اما سؤال اصلی همچنان باقی است: چطور این اعداد به یک جمله یا دستور تبدیل میشوند؟
اینجا مفهوم One-Time Pad وارد داستان میشود. در سادهترین توصیف، فرستنده و گیرنده یک کلید کاملاً تصادفی و هماندازه با پیام در اختیار دارند. پیام اصلی با این کلید ترکیب میشود و حاصل، رشتهای به ظاهر تصادفی خواهد بود. گیرنده همان کلید را در اختیار دارد و میتواند فرآیند معکوس را انجام دهد. اگر کلید واقعاً تصادفی باشد، بهاندازه کافی طولانی باشد و فقط یک بار استفاده شود، این روش از نظر نظری امنیت بسیار بالایی دارد. منابع تاریخی درباره ایستگاههای اعداد، استفاده از one-time pad را بهعنوان یکی از روشهای شناختهشده این نوع ارتباطات مطرح کردهاند و در برخی موارد تاریخی استفاده از آن مستند شده است.
نکته مهم این است که شنونده بیرونی میتواند پیام را ضبط کند، اما بدون کلید لزوماً نمیتواند بفهمد داخل آن چه نوشته شده است. همین ویژگی یکی از دلایل جذابیت ارتباط یکطرفه رادیویی بود. فرستنده میتوانست پیام را برای گیرنده ارسال کند بدون اینکه گیرنده مجبور باشد فرستنده را صدا بزند. در شرایط جاسوسی، این تفاوت حیاتی بود؛ زیرا هرگونه ارسال پیام از سوی مأمور میتوانست موقعیت او را آشکار کند. اسناد تاریخی درباره ارتباطات یکطرفه اطلاعاتی دقیقاً به همین مزیت اشاره میکنند.
در نتیجه، «رمزگشایی» با «شنیدن» تفاوت اساسی دارد. یک شنونده ممکن است بتواند زمان، شکل موج، زبان، تعداد گروهها و الگوی تکرار را ثبت کند؛ اما این اطلاعات الزاماً به او اجازه نمیدهد محتوای اصلی را به دست آورد. پژوهشگران ایستگاههای اعداد سالها توانستهاند الگوهای پخش را ثبت کنند، زمانبندیها را مقایسه کنند و حتی برخی ایستگاهها را طبقهبندی کنند، بدون اینکه الزاماً بتوانند محتوای پیام را رمزگشایی کنند. همین تفاوت میان تحلیل سیگنال و شکستن رمز یکی از مهمترین نکات در مطالعه این پدیده است.
از همینجا یک اشتباه رایج شکل میگیرد. اگر کسی یک فایل صوتی از پیام رادیویی پیدا کند و بگوید «این عدد فلان معنی را دارد»، باید از او پرسید این معنی را از کجا آورده است. اگر کلید یا سند معتبر وجود نداشته باشد، هرگونه ترجمه دقیق محتوای یک پیام عددی میتواند صرفاً حدس باشد. ممکن است الگوها سرنخ بدهند، اما سرنخ با اثبات تفاوت دارد.
این موضوع در مورد پیامهای ادعایی مرتبط با جنگ رمضان اهمیت دوچندان پیدا میکند. اگر رشتههایی از اعداد روی موج کوتاه پخش شده باشند، میتوان درباره ساختار آنها، نوع پخش، تکرارها و زمان ظهورشان بحث کرد؛ اما از روی خود عددها نمیتوان با قطعیت گفت «این دستور حمله بود»، «این پیام برای مأموران یک سرویس خاص بود» یا «این عدد به معنای فلان عملیات است». برای چنین ادعایی باید شواهد مستقل وجود داشته باشد.
تاریخچه ایستگاههای اعداد یک درس مهم دیگر هم دارد: مرموز بودن یک سیگنال، دلیل بر جاسوسی بودن آن نیست. در طول تاریخ رادیو، سیگنالهای ناشناخته فراوانی وجود داشتهاند و بعضی از آنها بعدها کاربردهای فنی، آزمایشی یا غیرجاسوسی پیدا کردهاند. حتی پژوهشگران حرفهای نیز در طبقهبندی سیگنالها محتاط هستند. هدف اصلی این مطالعات، ابتدا شناسایی الگو و منشأ احتمالی است، نه ساختن یک داستان قطعی بر اساس چند عدد.
با این حال، وقتی یک الگوی مشخص درست همزمان با یک بحران نظامی ظاهر میشود، ارزش تحلیلی آن افزایش پیدا میکند. نه به این معنا که فوراً ثابت میکند پیام جاسوسی بوده، بلکه به این دلیل که زمانبندی به یکی از متغیرهای مهم تبدیل میشود. اگر یک سیگنال پیش از بحران وجود نداشته، همزمان با شروع آن ظاهر شده، در ساعات مشخص تکرار شده و بعد تحت پارازیت قرار گرفته یا فرکانسش تغییر کرده باشد، مجموعه این اتفاقات میتواند موضوع یک مطالعه جدی باشد؛ البته همچنان بدون اینکه بتوان از آنها بهتنهایی هویت فرستنده را اثبات کرد؛ و این دقیقاً همان چیزی است که در ماجرای پیامهای فارسی ادعایی همزمان با آغاز جنگ رمضان اهمیت پیدا میکند. گزارشهایی درباره ظهور یک پخش فارسی با رشتههای عددی روی موج کوتاه منتشر شد؛ پخشی که برخی رسانهها آن را به یک «ایستگاه اعداد» نسبت دادند. اما فاصله میان «شباهت به یک ایستگاه اعداد» و «اثبات اینکه متعلق به یک سرویس اطلاعاتی خاص است» بسیار زیاد است.
در گزارش سوم باید دقیقاً همین فاصله را بررسی کنیم؛ از آنچه واقعاً درباره آن سیگنال گزارش شده تا آنچه صرفاً در فضای تحلیل و گمانهزنی مطرح شده است. آنجا دیگر داستان از تاریخ جنگ سرد جدا میشود و به یک پرسش امروزی میرسد: آیا در جنگی مدرن، هنوز ممکن است یک صدای ساده روی موج HF نقش یک کانال ارتباطی پنهان را بازی کند؟

