بجویبجویبجوی
  • صفحه اصلی
  • محتوا
  • جستجو
  • نشان ها
  • دسته بندی ها
    • خبری
    • فناوری
    • ورزش
    • فیلم و سینما
    • اقتصادی
    • بازی رایانه ای
    • مجلات اینترنتی
    • سفر و گردشگری
    • خودرو
    • مذهبی
    • مادر و کودک
    • معماری و چیدمان
    • زیبایی و سلامت
    • کاریابی
    • منابع خارجی
    • ویدئو
جستجو
صفحات تخصصی
  • آخرین نتایج ورزشی
  • بورس و اوراق بهادار
  • صفحات روزنامه ها
  • قیمت ارز و فلزات گران بها
سایر
  • دسته بندی ها
  • منابع
  • ارتباط با ما
  • حریم خصوصی
در ما بجوی او را ، در او بجوی ما را
خواندن:  وقتی عدالت از خویشاوندی مهم‌تر می‌شود؛ نگاهی به اولویت پیوندهای معنوی در اسلام
به اشتراک بگذارید
تغییر اندازه فونتآآ
بجویبجوی
تغییر اندازه فونتآآ
  • خبری
  • ورزش
  • فناوری
  • مذهبی
  • معماری و چیدمان
  • زیبایی و سلامت
  • اقتصادی
  • بازی رایانه ای
  • خودرو
  • سفر و گردشگری
  • فیلم و سینما
  • مادر و کودک
  • مجلات اینترنتی
  • کاریابی
  • منابع خارجی
  • ویدئو
جستجو
  • صفحه اصلی
  • محتوا
  • جستجو
  • نشان ها
  • دسته بندی ها
    • معماری و چیدمان
    • منابع خارجی
    • زیبایی و سلامت
    • فناوری
    • ورزش
    • مجلات اینترنتی
    • اقتصادی
    • خودرو
    • مذهبی
    • خبری
    • سفر و گردشگری
    • بازی رایانه ای
    • کاریابی
    • مادر و کودک
    • فیلم و سینما
    • منابع خارجی
    • ویدئو
ما را دنبال کنید
در ما بجوی او را ، در او بجوی ما را
بجوی > مذهبی >  وقتی عدالت از خویشاوندی مهم‌تر می‌شود؛ نگاهی به اولویت پیوندهای معنوی در اسلام
مذهبی

 وقتی عدالت از خویشاوندی مهم‌تر می‌شود؛ نگاهی به اولویت پیوندهای معنوی در اسلام

آخرین به روز رسانی: پنجشنبه 25 تیر 1405 13:26
مبلغ
به اشتراک بگذارید
18 دقیقه مطالعه
 وقتی عدالت از خویشاوندی مهم‌تر می‌شود؛ نگاهی به اولویت پیوندهای معنوی در اسلام
اشتراک گذاری

[ad_۱]

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پیوند و روابط مردم گاهی سببی و گاهی نسبی است و گاهی حزبی و گاهی قبیلگی، که این نوع پیوندها مادّی است. علاوه بر این انسان یک پیوند معنوی هم دارد؛ مثل پیوند اخوّت. در برخی از مواقع پیوند مادّی با معنوی دچار تعارض می شود و باید یکی را انتخاب کرد. از منظر آیات و روایات راه حلّ تعارض میان این دو پیوند، تقدیم پیوند معنوی بر مادّی است. مثلا هنگامی که فرزند حضرت نوح(ع) در آب غرق شد، وی درخواست نجات فرزندش را کرد، ندا آمد که او از اهل تو نیست و یا هنگامی که عقیل برادر امام علی(ع) درخواست کمک اضافی می کند؛ امام(ع) آهن گداخته در مقابلش قرار می دهد، و او را به یاد آتش دورخ می اندازد.

بنابر روایت ابنا، انسانها دارای زندگی اجتماعی هستند، روابط مادّی و معنوی مختلفی با هم دارند. گاه رابطه، نسبی و خویشاوندی است؛ مثل رابطه پدر و فرزند، یا مادر و فرزند، یا خواهر و برادر، یا عمو و برادرزاده، یا پسردایی و پسرعمّه و مانند آن. و گاه رابطه، سببی است؛ مثل رابطه زن و شوهر، یا رابطه عروس و پدرشوهر، یا داماد و مادرزن و مانند آن، و گاه پیوند قبیلگی است؛ مثل اینکه فلان کس از فلان قبیله، و دیگری از قبیله دیگری است، و گاه پیوند، گروهی و حزبی است؛ مثل اینکه فلان کس وابسته به فلان گروه، و دیگری عضو حزب و گروه دیگری است.

برخی از پیوندهای مذکور اختیاری و برخی غیر اختیاری است. آنچه گفته شد همه پیوندهای مادّی است، و پیوندهای دیگری نیز وجود دارد که معنوی است. مثلاً پیوند اخوّت و برادری که خداوند متعال در آیه ۱۰ سوره «حجرات» آن را برای مؤمنان مطرح کرده «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» یک پیوند معنوی است. و یا این جمله که حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) فرمود: «أَنَا وَ عَلِیٌّ اَبَوا هَذِهِ الْأُمَّهِ» (۱)؛ (من و علی پدران این امّت هستیم) یک پیوند معنوی میان پیامبر اسلام(ص) و علی(علیه السلام) و امّت اسلامی است.

خلاصه اینکه انسانها دارای پیوندهای مختلف مادّی و معنوی هستند، و گاه در میان پیوندهای مادّی و معنوی تضادّ و تعارض ایجاد می شود و انسانها مجبور به انتخاب می شوند. اگر بخواهند پیوند معنوی را حفظ کنند باید موقّتاً از پیوند مادّی چشم بپوشند و اگر نتوانند از پیوند مادّی چشم بپوشند باید پیوند معنوی را رها کنند.

به دو نمونه از این قبیل تضادها، توجّه فرمایید:
۱. خداوند متعال در آیه ۱۳۵ سوره «نساء» می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للهِ وَ لَوْ عَلَی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیّاً أَوْ فَقِیراً فَاللهُ أَوْلَی بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَی أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً»؛

(ای کسانی که ایمان آورده اید! همواره و همیشه قیام به عدالت کنید. برای خدا گواهی دهید، اگرچه به زیان شما، یا پدر و مادر و نزدیکانتان بوده باشد! [چرا که] اگر او [کسی که گواهی شما به زیان اوست] غنی یا فقیر باشد، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند. بنابراین، از هوی و هوس پیروی نکنید، که منحرف خواهید شد! و اگر حقّ را تحریف کنید، و یا از اظهارِ آن اعراض نمایید، خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است).

در اینجا رابطه نسبی در تعارض با روابط معنوی و ارزش های الهی قرار گرفته و خداوند دستور می دهد که از رابطه نسبی چشم پوشی کنید و به عدالت و شهادت بر حقّ بپردازید که نشانه ایمان است و اگر رابطه نسبی را مقدّم داشتید و علیرغم اینکه در اختلاف بین [مثلاً] پدرتان و یک فرد غریبه می دانستید حق با غریبه است و به نفع پدرتان شهادت دادید، نشانه بی ایمانی است.

۲. در آخرین آیه سوره «مجادله» نیز می خوانیم: «لَا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِّنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِکَ حِزْبُ اللهِ أَلاَ إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛

(هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان شان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دل هایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تأیید فرموده و آنها را در باغ هایی بهشتی وارد می کند که نهرها از پای درختانش جاری است، جاودانه در آن می مانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب الله» اند؛ بدانید «حزب الله» پیروزند و رستگارانند).

در این آیه شریفه رابطه نسبی و قبیلگی با رابطه ایمان و تقوی در تعارض قرار گرفته و به مؤمنان دستور داده شده برای تقویت رابطه ایمان از رابطه نسبی و قبیلگی چشم بپوشند.

علاوه بر آیات «قرآن» در روایات و سیره معصومین(علیهم السلام) نیز این مسئله به وضوح دیده می شود، که پیامبران و امامان(علیهم السلام) در گفتار و کردار عملاً روابط معنوی را بر روابط مادّی، و اصول و ضوابط را بر روابط مقدّم می دانستند؛ به عنوان نمونه می توان به داستان حضرت علی(علیه السلام) و برادرش عقیل از زبان آن حضرت اشاره نمود.

به خدا قسم «عقیل» (۲) برادرم را دیدم که به شدّت فقیر شده بود، و از من می خواست که یک مَن از گندم های شما را [برخلاف موازین] به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگی موهایشان ژولیده، و بر اثر فقر رنگشان دگرگون گشته، و گویا صورتشان با نیل رنگ شده بود!

«عقیل» باز هم اصرار کرد، و چند بار خواسته اش را تکرار نمود، من به او گوش فرا دادم! خیال کرد دینم را به او می فروشم! و به دلخواه او قدم بر می دارم، و از راه و رسم خویش دست می کشم! [امّا من برای بیداری و هشدار به او] آهنی را در آتش گداختم، سپس آن را به بدنش نزدیک ساختم [توجّه کنید حضرت، آهن را به بدن او نزد، بلکه آن را نزدیک بدنش برد] تا با حرارت آن عبرت گیرد، [ناگهان] ناله ای همچون بیمارانی که از شدّت درد می نالند سر داد، و چیزی نمانده بود که از حرارت آن بسوزد.

به او گفتم: هان ای عقیل! زنان سوگمند در سوگ تو بگریند! از آهن تفتیده ای که انسانی آن را به صورتِ بازیچه سرخ کرده ناله می کنی! امّا مرا به سوی آتشی می کشانی که خداوند جبّار با شعله خشم و غضبش آن را برافروخته است. تو از این حرارت می نالی و من از آن آتش سوزان نالان نشوم!؟ (۳)، (۴)

راستی علی(ع) چه می کند، و دیگران چگونه رفتار می کنند؟ ایمان علی(ع) به او اجازه نمی دهد موادّ غذایی مختصری را به برادر فقیر و نیازمند و عیالمند و نابینایش برخلاف ضوابط بدهد، امّا زمامداران بی ایمانِ دنیا را تماشا کن که چه رانت خواری هایی می کنند؛ واقعاً انسان از بیان آن شرم می کند. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!

در داستان حضرت نوح(علیه السلام) نیز این تعارض دیده می شود. پسر حضرت نوح(ع) با بدان بنشست و خاندان نبوّتش گم کرد. عذاب الهی نازل شد، ابرهای تیره و تار صفحه آسمان را سیاه و ظلمانی و صدای رعد و برق فضا را منقلب کرد. بارش باران های سیل آسا از آسمان، و جوشش آب های فراوان از زمین، نشان از عذابی فراگیر و خطرناک می داد.

حضرت نوح(ع) به یارانش دستور داد با یاد و نام خداوند سوار بر کشتی نجات شوند «بِسْمِ اللهِ مَجْرَاهَا وَ مُرْسَاهَا» (۵) سپس خطاب به فرزندش گفت: «یَا بُنَیَّ ارْکَبْ مَّعَنَا وَ لَا تَکُنْ مَعَ الْکَافِرِینَ» (۶)؛ (پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!) امّا سوار شدن بر این کشتی مجوّز و پاسپورت می خواهد و پاسپورت آن ایمان به خدا و جدا شدن از صف کفّار است.

ای انسان! دفع ضرر احتمالی لازم است، مخصوصاً ضرری که از مرز احتمال تجاوز کرده و به سر حدّ یقین رسیده و نشانه های آن آشکار شده است. بنابراین، صفّ خود را از صفّ بی ایمان ها جدا کن و با ترنّم سرود ایمان بر کشتی نجات سوار شو.

امّا پسر نوح(ع) که بر لجاجت و سماجت خود اصرار می کرد پیشنهاد پدر را نپذیرفت و گفت: «سَآوِی إِلَی جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْمَاءِ» (۷)؛ (به زودی به کوهی پناه می برم تا مرا از آب حفظ کند!) حضرت نوح(ع) که خطر غرق شدن فرزند را کاملاً درک می کرد فرمود: «لَا عَاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ» (۸)؛ (امروز هیچ نگهداری در برابر فرمان خدا نیست؛ مگر آن کس را که او رحم کند!) آری! امروز تنها راه نجات، ایمان آوردن و سوار شدن بر کشتی نجات است.

همان طور که حضرت نوح(علیه السلام) با فرزندش مشغول گفتگو بود تا شاید بتواند او را متقاعد کند و ایمان بیاورد و از هلاکت نجات یابد، موجی میان آن دو حایل شد و فرزند نوح(ع) در آب غرق شد.

«فَکَانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ» (۹) طوفان مأموریّت خود را انجام داد و تمام کسانی را که بر کشتی سوار نشده بودند غرق کرد. در پی آن، فرمان قطع طوفان نازل شد. به آیه ۴۴ سوره «هود» توجّه کنید: «و َقِیلَ یَا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءَکِ وَ یَا سَمَاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمَاءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»؛ (و گفته شد: ای زمین آبت را فرو بر! و ای آسمان [از بارش] خودداری کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و [کشتی] بر [دامنه کوهِ] جودیّ پهلو گرفت؛ و [در این هنگام] گفته شد: دور باد گروه ستمکار [از رحمت خدا])

در ادامه داستان، حضرت نوح(علیه السلام) در مورد فرزند غرق شده اش از خداوند سؤالی کرد، که در حقیقت نمونه ای از تعارض نسبت های مادّی و معنوی است. توجّه فرمایید: «رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ» (۱۰)؛ (پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو [در مورد نجات خاندانم] حقّ است؛ و تو بهترین حکم کنندگانی!).

خداوند متعال طبق آیه ۴۰ سوره «هود» دستور داده بود که حضرت نوح(ع) از هر جفتی از حیوانات و همچنین (خاندانش)؛ «اهلک» را سوار بر کشتی کند و این در حقیقت وعده خداوند برای نجات اهل [و خانواده] حضرت نوح(ع) بود. و با توجّه به اینکه فرزند نوح(ع) جزئی از خانواده اش بوده، این سؤال برای پیامبر خدا(ع) ایجاد شد که چطور او نجات نیافته و در طوفان غرق شده است!؟

خداوند در پاسخ فرمود: «یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْئَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ» (۱۱)؛ (ای نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحی است [فرد ناشایسته ای است] پس آنچه را از آن آگاه نیستی از من مخواه؛ من به تو اندرز می دهم که از جاهلان نباشی).

یعنی چون فرزندت رابطه اش را با خداوند قطع کرده اهل تو محسوب نمی شود، و رابطه اش با خانواده ات نیز بریده شده است.

حضرت نوح(علیه السلام) که به اشتباهش پی برد خطاب به خداوند عرض کرد: «رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسئَلَکَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِی وَ تَرْحَمْنِی أَکُنْ مِّنَ الْخَاسِرِینَ» (۱۲)؛ (پروردگارا! من به تو پناه می برم که از تو چیزی بخواهم که از آن آگاهی ندارم. و اگر مرا نیامرزی، و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود).(۱۳)

پی نوشت:

(۱). عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، نشر جهان، تهران، ‌ ۱۳۷۸ قمری، چاپ اول، ج ‌۲، ص ۸۵، (باب فی ذکر ما جاء عن الرضا من العلل).

(۲). حضرت ابوطالب(علیه السلام) چهار پسر داشت، که هر کدام با یکدیگر ۱۰ سال فاصله سنّی داشتند. اسامی آنها به ترتیب سنّ عبارت بودند از:

۱. طالب.

۲. عقیل.

۳. جعفر.

۴. حضرت علی(علیه السلام).

حضرت ابوطالب «عقیل» را بسیار دوست می داشت، و لذا پیامبر(صلی الله علیه وآله) به عقیل می فرمود: «من از دو جهت تو را دوست دارم: یکی از نظر خویشاوندی، و دیگر به خاطر آنکه می دانم عمویم ابوطالب تو را سخت دوست می داشت». عقیل در جنگ موته همراه برادرش جعفر شرکت داشت، و از «انساب» عرب و سرگذشت آنها در ایّام جاهلیّت از همه داناتر بود، و در مناظرات سخت حاضر جواب بود. در مورد اینکه قبل از شهادت امیرمؤمنان(علیه السلام) نزد معاویه رفت یا پس از آن، در میان مورّخان اختلاف نظر است؛ ولی محقّقان معتقدند پیش از شهادت نبوده است. (ترجمه گویا و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، مکارم شیرازی، ناصر، موسسه مطبوعاتی هدف، قم، بی تا، چاپ اول، ج ۲، ص ۵۹۷).

(۳). عقیل داستان خود را برای معاویه چنین نقل می کند: زندگی بر من سخت شده بود، فرزندانم را جمع کردم و به نزد برادرم علی(علیه السلام) رفتم. گرسنگی در قیافه فرزندانم هویدا بود، به من فرمود: شب بیا تا چیزی به تو بدهم. شب یکی از فرزندانم دست مرا گرفت، و به سوی او برد. پس از نشستن، امام(ع) به فرزندم دستور داد از آنجا خارج شود. سپس به من گفت: بگیر! من خیال کردم کیسه ای از طلا است، دستم را دراز کردم، ناگاه احساس کردم که پاره آهن داغی است. صدایم بلند شد. به من فرمود: مادرت برایت گریه کند. این آهنی است که آتش دنیا آن را داغ کرده است. من و تو چگونه خواهیم بود آنگاه که به زنجیرهای جهنّم کشیده شویم؟ آنگاه این آیه را قرائت کرد: «إِذِ الاَغْلاَلُ فِی أَعْنَاقِهِمْ وَ السَّلَاسِلُ یُسْحَبُونَ» (سوره غافر، آیه ۷۱). سپس فرمود: بیش از آنچه خداوند برای تو قرار داده، نزد من نیست. عقیل می گوید: پس از نقل این جریان معاویه در شگفتی فرو رفت و گفت: «هیهات هیهات عقمت النساء ان یلدن مثله»؛ (دیگر زنان همانند علی نخواهند زایید). (شرح نهج البلاغه، ابن أبی الحدید، أبو حامد عز الدین عبد الحمید بن هبه الله بن محمد بن محمد، محقق / مصحح: محمد ابوالفضل ابراهیم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، ‌ ۱۴۰۴ قمری، چاپ اول، ج ۱۱، ص ۲۵۳).

(۴). نهج البلاغه، شریف رضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت، قم، ‌۱۴۱۴ قمری، چاپ اول، ص ۳۴۶، خطبه ۲۲۴.

(۵). سوره هود، آیه ۴۱.

(۶). همان سوره، آیه ۴۲.

(۷). همان سوره، آیه ۴۳.

(۸). همان سوره، آیه ۴۳.

(۹). همان سوره، آیه ۴۳.

(۱۰). همان سوره، آیه ۴۵.

(۱۱). همان سوره، آیه ۴۶.

(۱۲). همان سوره، آیه ۴۷.

(۱۳). گردآوری از کتاب: داستان یاران، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: علیان نژادی، ابوالقاسم، ‌مدرسه امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۹۰ شمسی، ‌چاپ اول، ص ۱۷۵.



برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید 

[ad_۲]
برچسب ها:دینمذهب
این مقاله را به اشتراک بگذارید
فیس بوک پینترست واتساپ واتساپ لینکدین تلگرام لینک را کپی کنید چاپ کنید
مقاله قبلی این کارها را در رستوران‌های ایتالیا نکنید؛ راز غذا خوردن مثل یک ایتالیایی! – کجارو این کارها را در رستوران‌های ایتالیا نکنید؛ راز غذا خوردن مثل یک ایتالیایی! – کجارو
مقاله بعدی قیمت جدید طلای ۱۸عیار امروز پنجشنبه ۲۵تیر/ کاهش قیمت + جدول و جزئیات قیمت جدید طلای ۱۸عیار امروز پنجشنبه ۲۵تیر/ کاهش قیمت + جدول و جزئیات
بدون دیدگاه بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انسان بودن خود را ثابت کنید: 2   +   2   =  

برچسب ها

English game IT اخبار ارز دیجیتال استخدام اقتصاد انیمیشن بازی بازی کامپوتری بیماری تور تکنولوژی خبر خودرو درمان دیجیتال دین زیبایی سبک زندگی سریال سفر سلامت سلامتی علمی فناوری فوتبال فیلم مادر ماشین محتوا اینترنتی مذهب معماری موتور موفقیت نوزاد هنر ورزش ورزشی چهره ها چیدمان کاریابی کشتی کودک گردشگری

ما را دنبال کنید

Xدنبال کنید
اینستاگرامدنبال کنید
Tiktokدنبال کنید
تلگرامدنبال کنید

موارد مرتبط

اعتیاد دیجیتال از کجا شروع می‌شود؟ اشتباهی که والدین هر روز تکرار می‌کنند
مذهبی

اعتیاد دیجیتال از کجا شروع می‌شود؟ اشتباهی که والدین هر روز تکرار می‌کنند

سه‌شنبه 10 شهریور 1405
شوخی‌های خواهر و برادر؛ از خاطرات شیرین کودکی تا رقابت‌های پنهان
مذهبی

شوخی‌های خواهر و برادر؛ از خاطرات شیرین کودکی تا رقابت‌های پنهان

سه‌شنبه 10 شهریور 1405
احکام شرعی | خمس به پول رهن خانه تعلق می‌گیرد؟
مذهبی

احکام شرعی | خمس به پول رهن خانه تعلق می‌گیرد؟

سه‌شنبه 10 شهریور 1405
سفره ایرانی فقط مجموعه‌ای از غذاها نیست؛ روایتگر یک فرهنگ است
مذهبی

سفره ایرانی فقط مجموعه‌ای از غذاها نیست؛ روایتگر یک فرهنگ است

سه‌شنبه 10 شهریور 1405
نمایش بیشتر

درباره ما

بجوی با جستجو در منابع وب فارسی محتوا متنوع برای شما جمع آوری کرده و در زمان شما صرفه جویی می کند. شما در بجوی می توانید محتوا جدیدترین منابع مورد علاقه خود را مشاهده و سپس در منبع اصلی دنبال کنید.کلیه محتوا نمایش داده شده توسط منابع جستجو تولید شده و بجوی هیچ گونه مسئولیتی در قبال محتوا تولید شده ندارد.

دسته بندی های پر بازدید

  • خبری
  • ورزش
  • فناوری
  • مجلات اینترنتی
  • اقتصادی
  • خودرو

دسترسی سریع

  • قیمت ارز و فلزات گران بها
  • آخرین نتایج ورزشی
  • بورس و اوراق بهادار
  • صفحات روزنامه ها
  • دسته بندی ها
  • منابع

بجویبجوی
ما را دنبال کنید
© 1405 تمامی حقوق برای بجوی محفوظ است.
  • حفظ حریم خصوصی
  • ارتباط با ما