به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، وزارت نیرو از کاهش قابل توجه ناترازی، افزایش ظرفیت تولید و شتاب گرفتن توسعه انرژیهای تجدیدپذیر میگوید اما محدودیت برق صنایع، فشار بر شبکه و وابستگی به نیروگاههای حرارتی همچنان ادامه دارد. مسئله اصلی این است که کاهش ناترازی برق تا چه اندازه حاصل افزایش واقعی و پایدار تولید بوده و چه مقدار آن از مسیر مدیریت مصرف، جابهجایی بار و کاهش تقاضا به دست آمده است.
برای ارزیابی عملکرد وزارت نیرو در نیمه نخست ۱۴۰۵، چهار شاخص تعیینکننده باید کنار هم قرار گیرد: ناترازی برق، ظرفیت جدید نیروگاهی، رشد ظرفیت تجدیدپذیرها و میزان خاموشی مشترکان خانگی و صنعتی؛ چهار معیاری که میتوانند نشان دهند بحران برق واقعاً کوچکتر شده یا فقط بهتر مدیریت شده و هزینه آن به صنایع و خانوارها منتقل شده است.
وزیر نیرو چندی پیش از رفع ۲۰ هزار مگاوات ناترازی برق سخن گفته اما یک تفاوت مهم وجود دارد: کاهش خاموشی با حل ناترازی یکی نیست. اگر مصرف با خاموشی صنایع، مدیریت بار، کاهش مصرف مشترکان و عبور از فصل اوج گرما کنترل شود، شبکه ممکن است پایدارتر به نظر برسد؛ بدون آنکه ظرفیت تولید، شبکه انتقال و ذخیره مطمئن برق به همان اندازه تقویت شده باشد.
ناترازی برق؛ عددی روی کاغذ یا حل واقعی مسئله؟
مهمترین ادعای وزارت نیرو درباره عملکرد امسال، کاهش شدید ناترازی است. وزیر نیرو در شهریور اعلام کرده که ۲۰ هزار مگاوات از ناترازی برق کشور برطرف شده است. این عدد اگر به معنای اضافهشدن واقعی ۲۰ هزار مگاوات ظرفیت مطمئن تولید باشد، یک تحول بزرگ در صنعت برق است. اما مسئله اینجاست که «برطرف شدن ناترازی» الزاماً به معنای احداث ۲۰ هزار مگاوات نیروگاه جدید نیست. بخش مهمی از برنامه وزارت نیرو در تابستان ۱۴۰۵ بر مدیریت مصرف استوار بود. حتی پیش از آغاز تابستان، معاون وزیر نیرو گفته بود برای کنترل خاموشیها حدود ۱۵ درصد صرفهجویی مصرف ضروری است.
در عمل نیز پیک مصرف مردادماه به حدود ۷۵ هزار مگاوات رسید، در حالیکه برنامه اولیه صنعت برق نگهداشتن پیک در محدوده ۷۳ هزار و ۷۰۰ مگاوات بود. این اختلاف کوچک به نظر میرسد، اما در شبکه برق بسیار مهم است. چند هزار مگاوات فاصله در ساعات اوج مصرف میتواند به معنی ورود نیروگاههای اضطراری، محدودیت مصرف صنایع یا خاموشی مشترکان باشد. نمونه روشن آن، صنایع هستند. گزارشهای منتشرشده از تابستان ۱۴۰۵ نشان میدهد فشار ناترازی بر بخش صنعت همچنان بالا بوده و محدودیت تأمین برق به یکی از هزینههای مستقیم تولید تبدیل شده است.
از طرف دیگر حذف ۲۵۰۰ مگاوات بار غیرمجاز از شبکه نیز بخشی از اقدامات مدیریت ناترازی بوده بنابراین کارنامه ناترازی را باید دو تکه خواند: وزارت نیرو در مدیریت بار و کنترل بحران کوتاهمدت دستاوردهایی داشته اما هنوز نمیتوان تمام کاهش اعلامشده را معادل افزایش ظرفیت پایدار تولید دانست. بخشی از فاصله میان تولید و مصرف با افزایش عرضه پر شده و بخشی با کنترل تقاضا. همین تفاوت، مهمترین نکته برای ارزیابی عملکرد وزارت نیرو است.
برق جدید واقعاً چقدر به شبکه رسید؟
در صنعت برق یک عدد میتواند گمراهکننده باشد؛ ظرفیت اسمی نیروگاهها. در حال حاضر ظرفیت اسمی نیروگاههای کشور حدود ۱۰۲ هزار و ۱۳۴ مگاوات اعلام شده است. در نگاه اول، این عدد بسیار بزرگ به نظر میرسد؛ اما ظرفیت اسمی با برقی که نیروگاه در ساعت اوج مصرف میتواند واقعاً تحویل شبکه دهد، یکسان نیست. نیروگاه حرارتی ممکن است به دلیل تعمیرات، محدودیت سوخت، افت راندمان یا فرسودگی نتواند تمام ظرفیت اسمی خود را تولید کند. نیروگاه خورشیدی نیز اساساً در تمام ساعات شبانهروز تولید ندارد. اینجاست که تفاوت «برق روی کاغذ» و «برق قابل اتکا» اهمیت پیدا میکند.
برای نمونه، اگر ظرفیت اسمی شبکه بیش از ۱۰۲ گیگاوات باشد، اما پیک مصرف کشور حدود ۷۵ گیگاوات ثبت شود، صرفاً مقایسه این دو عدد نمیتواند نشان دهد شبکه چقدر حاشیه اطمینان دارد. بخشی از ظرفیت نصبشده ممکن است در زمان پیک در دسترس نباشد و بخشی دیگر نیز به دلیل ماهیت تولید، قابل اتکا برای تمام ساعات نباشد. از سوی دیگر، صنعت برق امسال همچنان به تعمیر و آمادهسازی نیروگاههای حرارتی وابسته بوده است؛ موضوعی که نشان میدهد افزایش ظرفیت اسمی بهتنهایی پایان بحران نیست. این همان جایی است که کارنامه وزارت نیرو باید سختگیرانهتر بررسی شود: چند مگاوات نیروگاه جدید در شش ماه نخست سال به مدار آمد و چند مگاوات از این ظرفیت در ساعات بحرانی واقعاً قابل استفاده بود؟ اگر پاسخ این سؤال با یک عدد شفاف همراه نباشد، اعلام افزایش ظرفیت نیروگاهی بهتنهایی برای ارزیابی عملکرد کافی نیست چون اقتصاد با «ظرفیت نصبشده» روشن نمیماند؛ با برق تحویلشده در لحظه نیاز روشن میماند.
حرکت نیروگاههای خورشیدی از حاشیه به متن
اگر یک نقطه روشن در کارنامه برق ۱۴۰۵ وجود داشته باشد، بدون تردید باید آن را در توسعه تجدیدپذیرها جستوجو کرد. ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر کشور در سالجاری از ۶ هزار مگاوات عبور کرده و وزارت نیرو هدفگذاری کرده، این ظرفیت تا پایان سال به حدود ۱۲ هزار مگاوات برسد. این رشد نسبت به گذشته قابل توجه است اما در برابر یک شبکه برق با بیش از ۱۰۲ هزار مگاوات ظرفیت اسمی، هنوز سهم کوچکی دارد. ضمن آنکه مسئله فقط اندازه ظرفیت خورشیدی نیست؛ زمان تولید برق اهمیت دارد.
یک نیروگاه خورشیدی در ظهر تابستان میتواند دقیقاً در زمانی که مصرف کولرها بالاست کمک بزرگی به شبکه کند، اما در ساعات شب تولیدی ندارد؛ بنابراین برای اینکه خورشیدی واقعاً به ستون فقرات شبکه تبدیل شود، توسعه ذخیرهسازها، شبکه انتقال و مدیریت هوشمند بار نیز ضروری است. با این حال، امسال نشانه مهم دیگری هم ظاهر شد: ورود سرمایه خصوصی و حتی سرمایههای خرد به پروژههای خورشیدی.
برای نمونه، صندوق سرمایهگذاری پروژه خورشیدی «هورسان» با استقبال بیش از ۱۳ هزار سرمایهگذار مواجه شد و تقاضا برای آن چند برابر ظرفیت عرضه بود. این اتفاق فقط یک خبر مالی نیست؛ نشانهای است از اینکه اقتصاد برق بهتدریج در حال تغییر است و سرمایهگذارانی که سالها منتظر بازدهی در بازارهای سنتی بودند، بخشی از منابع خود را به سمت تولید برق میبرند. اگر این مسیر با خرید تضمینی، قراردادهای شفاف، دسترسی به شبکه و تأمین مالی ادامه پیدا کند، میتواند یکی از معدود بخشهایی باشد که وزارت نیرو در آن از «مدیریت بحران» به سمت تغییر ساختار تولید برق حرکت کرده، اما ۶ هزار مگاوات هنوز به معنای پایان بحران نیست. این عدد بیشتر شبیه شروع تغییر سبد برق ایران است تا پایان ناترازی.
خاموشیها و کارنامه واقعی وزارت نیرو
هیچ شاخصی به اندازه خاموشی برای مردم قابل لمس نیست. ممکن است وزارت نیرو از کاهش ناترازی، افزایش ظرفیت، توسعه انرژی خورشیدی و اجرای طرحهای مدیریت مصرف بگوید؛ اما برای خانوار، مغازهدار و کارخانهدار، معیار نهایی یک چیز است: برق چه زمانی قطع شد و چه مقدار هزینه روی دست اقتصاد گذاشت؟
تابستان ۱۴۰۵ نشان داد خاموشی بهطور کامل از شبکه حذف نشده، حتی پس از پایان فصل اوج گرما، گزارشهایی از تداوم قطعیهای برنامهریزیشده و اختلاف میان جدولهای اعلامی و تجربه مشترکان منتشر شد. از سوی دیگر، کاهش فشار خاموشی در روزهای پایانی تابستان را نباید بهسرعت معادل حل بحران دانست زیرا با پایین آمدن دما، مصرف وسایل سرمایشی نیز کاهش مییابد و طبیعتاً فشار روی شبکه کمتر میشود. این همان تفاوت میان حل مسئله و عبور از فصل مسئله است.
برای مثال، اگر در مرداد شبکه تحت فشار شدید باشد و در شهریور با کاهش دما وضعیت بهتر شود، نمیتوان تمام بهبود شهریور را به احداث نیروگاه جدید نسبت داد. بخشی از آن نتیجه تغییر شرایط مصرف است. گزارشهای اخیر نیز به صراحت بر این نکته تأکید دارند که با پایان تابستان، فشار خاموشی صنایع کاهش یافته اما ناترازی برق همچنان پابرجاست و آزمون اصلی برای تابستان ۱۴۰۶ باقی مانده است.
حتی زمستان نیز تضمینشده نیست. وزارت نیرو برای فصل سرد از آمادگی ذخایر سوخت مایع برای جبران افت احتمالی تأمین گاز نیروگاهها خبر داده است؛ یعنی بحران برق در ماههای آینده میتواند از سمت دیگری خودش را نشان دهد. این نکته مهم است زیرا وابستگی برق حرارتی به گاز، نفتگاز و سوخت مایع باعث میشود مسئله برق ایران دیگر فقط مسئله «ساخت نیروگاه» نباشد؛ مسئله به کل زنجیره انرژی، از تولید گاز و سوخترسانی تا شبکه انتقال و مصرف، گره خورده است.
وزارت نیرو بحران را کوچکتر کرده یا مدیریت؟
کارنامه ششماهه نخست ۱۴۰۵ را نمیتوان نه کاملاً موفق دانست و نه کاملاً شکستخورده. در مدیریت بحران، پیشرفت دیده میشود. کاهش بخشی از ناترازی اعلام شده، مدیریت بار، حذف ۲۵۰۰ مگاوات مصرف غیرمجاز و عبور شبکه از پیک تابستان بدون فروپاشی سراسری، دستاوردهای قابل انکاری نیستند. در توسعه تجدیدپذیرها نیز تغییر مسیر قابل مشاهده است. عبور ظرفیت تجدیدپذیرها از ۶ هزار مگاوات و هدفگذاری برای رسیدن به ۱۲ هزار مگاوات تا پایان سال، نسبت به سالهای قبل یک تغییر جدی محسوب میشود اما در سمت دیگر صورتحساب، چند علامت هشدار باقی مانده استو
ناترازی هنوز بهطور ساختاری از بین نرفته؛ خاموشی صنایع همچنان بخشی از هزینه بحران است؛ ظرفیت اسمی با ظرفیت قابل اتکا فاصله دارد و برای مقدار دقیق ظرفیت نیروگاهی جدیدی که در شش ماه نخست سال واقعاً و بهصورت پایدار وارد مدار شده، هنوز باید یک آمار رسمی و قابل راستیآزمایی در کنار ارقام ناترازی قرار گیرد. به همین دلیل، شاید دقیقترین توصیف از عملکرد وزارت نیرو در نیمه اول ۱۴۰۵ این باشد: وزارت نیرو توانسته شدت بحران برق را مدیریت کند اما هنوز شواهد کافی برای اعلام پایان بحران وجود ندارد. تفاوت این دو جمله برای اقتصاد ایران بسیار مهم است.
مدیریت بحران میتواند یک تابستان سخت را پشت سر بگذارد اما حل بحران باید کاری کند که تابستان سال بعد، برای عبور از پیک مصرف دوباره به خاموشی صنایع، صرفهجویی اجباری و مدیریت اضطراری بار متوسل نشویم؛ بنابراین صورتحساب واقعی وزارت نیرو هنوز بسته نشده است.
آزمون اصلی، تابستان ۱۴۰۶ است؛ زمانی که دیگر نمیتوان کاهش دما، کاهش مصرف کولرها یا مدیریت موقت بار را بهعنوان نشانه حل ناترازی حساب کرد.




