[ad_۱]
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در روزهای وداع، تشییع و تدفین باشکوه رهبر شهید، یکی از رساترین و فراگیرترین شعارهای حاضران در مراسم، مطالبه خونخواهی و مجازات آمران و عاملان آن جنایت بود. این مطالبه، واکنش گذرا، هیجانی، مبهم و احساسی نبود؛ بلکه حس عدالتخواهی ملتی را بازتاب میداد و میدهد که معتقد است چنان جنایتی نباید بیپاسخ بماند. تأکید رهبر معظم انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنهای در پیام اخیرشان بر ضرورت خونخواهی و انتقام نیز نشان داد که این خواست عمومی، در عالیترین سطح نظام نیز به رسمیت شناخته شده و بخشی از اراده ملی برای دفاع از امنیت و عزت کشور است.
به روایت نورنیوز، به این اعتبار، مطالبه خونخواهی، از جمله موضوعاتی است که توانسته است در مقیاسی وسیع، میان مردم، رهبری و مسئولان مختلف کشور وحدت و همصدایی و اتفاق نظر ایجاد کند. تقریبا هیچ اختلافی بر سر اصل ضرورت خونخواهی دیده نمیشود و تمامی ارکان سیاسی و نظامی و امنیتی و اجتماعی ایران امروز، با تبیینها و تفسیرهای مخصوص خود، خونخواهی را فریاد میزنند و هریک شیوهها، سطوح و ابزارهایی را برای تحقق این هدف پیشنهاد میدهند.
با اینهمه، در روزهای اخیر، برخی چهرههای سیاسی در تریبونها و رسانههای عمومی مختلف، از تجمعات شبانه تا بعضی برنامههای صداوسیما، کوشیدهاند این نقطه اشتراک ملی را به بستری برای شکلدهی یک دوقطبی تازه تبدیل کنند. آنان با تقلیل مفهوم انتقام به تنها یک مصداق خاص، چنین القا میکنند که هر قرائتی غیر از تفسیر خودشان از انتقام، فاصله گرفتن از مطالبه رهبری و مردم است. گویی اگر کسی از ظرفیتهای حقوقی، دیپلماتیک، امنیتی یا راهبردی سخن بگوید، دیگر در جبهه خونخواهان رهبر شهید قرار ندارد. این همان خطایی است که میتواند یک سرمایه بزرگ ملی را به موضوعی اختلافی و دوگانهساز تبدیل کند.
در مطالعات راهبردی، میان «هدف» و «ابزار تحقق هدف» تفاوت روشنی وجود دارد. خونخواهی، هدف است؛ اما ابزارهای تحقق آن میتواند متنوع، مکمل و متناسب با شرایط باشد. گاهی پاسخ سخت نظامی بخشی از این فرآیند است، گاهی پیگیری حقوقی و قضایی، گاهی ضربات اطلاعاتی و امنیتی، گاهی فشارهای سیاسی و دیپلماتیک، و گاهی نیز تغییر موازنههای منطقهای به سود جمهوری اسلامی، به عنوان گامهایی برای تحقق مطالبه خونخواهی مورد توجه قرار میگیرد. نکته مهم این است که تمام این اقدامات، حلقههایی از یک زنجیره واحد هستند و نمیتوان یک حلقه را انحصاراً یگانه معنای واقعی و مؤثر آرمان انتقام به شمار آورد و دیگران را به سازشکاری و مماشات و حتی بیاعتقادی به ضرورت خونخواهی متهم کرد.
وقتی مثلاً رئیس جمهور یا رئیس مجلس یا وزیر خارجه از ضرورت پایان دادن به حضور نظامی آمریکا در منطقه یا لزومم آزادسازی قدس از چنگ اشغالگران بهعنوان بخشی از پروژه انتقام خون رهبر شهید سخن میگویند، در واقع از یک هدف راهبردی حرف میزنند که میتواند هزینههای دشمن را در بلندمدت به شدت افزایش دهد. هنگامی که رئیس قوه قضائیه بر پیگیری حقوقی و قضایی تأکید میکند، در حال استفاده از یکی از ابزارهای حقوق بینالملل برای تثبیت مسئولیت جنایتکاران است. تلاشهای دستگاه دیپلماسی نیز میتواند بخشی از فرآیند مشروعیتبخشی بینالمللی به مطالبه ایران و افزایش هزینه سیاسی عاملان آن جنایت باشد.
ممکن است درباره میزان کارآمدی هر یک از این ابزارها بحث و نقد وجود داشته باشد؛ اما نفی اصل این ابزارها یا متهم کردن صاحبان این دیدگاهها به عدول از خونخواهی، نه نقد است و نه تحلیل؛ بلکه نوعی انحصارطلبی در تفسیر یک مفهوم ملی است. مشکل از جایی آغاز میشود که برخی تحلیلگران یا چهرههای رسانهای، تنها یک شکل از انتقام را «انتقام واقعی» معرفی میکنند و هر برداشت و راه دیگری را به معنای سازش، عقبنشینی یا بیتفاوتی نسبت به خون شهدا جلوه میدهند. نتیجه چنین رویکردی، نه تقویت مطالبه خونخواهی، بلکه تقسیم جامعه به دو اردوگاه مصنوعی است؛ اردوگاه کسانی که خود را تنها وارثان انقلابی و خونخواهان واقعی رهبر شهید معرفی میکنند؛ و اردوگاه کسانی که با برچسبهایی چون سازشکار، منفعل یا بیاعتقاد به خون شهدا از دایره نیروهای وفادار خارج میشوند. این شیوه، پیش از آنکه رقیب سیاسی را تضعیف کند، سرمایه اجتماعی نظام را فرسایش میدهد.
رسانهها از جمله رسانه ملی نیز در این میان مسئولیتی مضاعف بر عهده دارند. آنها باید میدان تبیین وحدتآفرین باشد، نه کارخانه تولید دوقطبی. اگر طراحیها و برنامهسازیهایشان به گونهای باشد که تنها یک قرائت از مفاهیم و مطالبات ملی بازنمایی شود و دیگر دیدگاهها و تفسیرها در همان نگاه اول باطل و غیرمعقول نمایانده شود، عملاً از نقش همگراساز خود فاصله گرفته و ناخواسته به بازتولید شکافهای سیاسی کمک کرده اند. هیچ رسانهای با تکرار یک روایت، آن را به حقیقت انحصاری تبدیل نمیکند؛ اما میتواند زمینه سوءبرداشت عمومی و شکلگیری بدبینی میان نیروهای همسو را فراهم سازد. این دقیقاً همان چیزی است که دشمنان ایران از آن استقبال میکنند: اختلاف بر سر «روش» را به اختلاف بر سر «اصل» تبدیل کردن.
واقعیت آن است که دشمن، از تکثر ابزارهای جمهوری اسلامی نگران است، نه از وحدت ظاهری بر سر یک روش خاص. اقتدار یک نظام سیاسی در آن است که بتواند همزمان از ظرفیتهای نظامی، اطلاعاتی، حقوقی، دیپلماتیک، رسانهای و سیاسی برای تحقق اهداف ملی بهره بگیرد. این ابزارها رقیب یکدیگر نیستند؛ اجزای یک راهبرد جامعاند.
از همین منظر، نباید اجازه داد مطالبه خونخواهی که امروز یکی از نقاط اجماع ملی است، به عرصه رقابتهای جناحی و مسابقه اثبات انقلابیگری تبدیل شود. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به انسجام، اعتماد و همافزایی نیاز دارد. تبدیل یک مطالبه مشترک به یک آزمون سیاسی برای سنجش میزان انقلابیگری افراد، نه کمکی به تحقق عدالت میکند و نه انتقام را به نتیجه نزدیکتر میسازد. انتقام، هنگامی معنا و اثر راهبردی پیدا میکند که محصول اراده واحد ملی باشد، نه دستاویز دوقطبیسازیهای داخلی. هر اقدامی که این وحدت را مخدوش کند، حتی اگر با ادبیات تند و انقلابی بیان شود، ناخواسته از ارزش راهبردی همان مطالبهای میکاهد که مدعی دفاع از آن است.
۳۱۲۱۶

