برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید
سرفصل های مطالب
- ۱. گذار از «علمگرایی دینی» به «تکثر روششناختی»: بازرگان در آثار نخستین خود (مانند مطهرات در اسلام و عشق و پرستش) میکوشید احکام دینی و مبانی قرآن را با قوانین علوم تجربی و ترمودینامیک اثبات کند. این مرحله به عنوان «اثباتپذیری علمی دین» تحلیل میشود؛ مواجههای سنتی-مدرن که بعدها خود بازرگان نیز از انحصار نگاه پوزیتیویستی به دین فاصله گرفت.
- ۲. گذار از «اسلام سیاسی-حکومتی» به «تکفیک عرصه دین از سیاست»: او در این مرحله ابتدا دین را ایدئولوژی جامع برای اداره جامعه و حکومت میدانست، اما در دهه پایانی عمر خود با ارائه سخنرانی و مقاله معروف «آخرت و خدا، هدف بعثت انبیاء» (۱۳۷۱) مأموریت اصلی پیامبران را منحصراً در «خدا» و «آخرت» خلاصه کرد. دین پژوهان این چرخش را مهمترین نقطه عطف فکری او و ورود وی به عصر «سکولاریسم دینی/مومنانه» میدانند؛ چرخشی که در آن حکومت و اداره جامعه، امری عقلانی و برعهده عرف و مردم قرار میگیرد نه تکالیف مستقیم دیانت.
- ۳. بازتعریف «انتظار از دین»: بازرگان در دوره نهایی اندیشه خود، انتظار حداکثری از دین برای حل تمامی چالشهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را رد کرد و به «انتظار حداقلی از دین» رسید. این تحول نشاندهنده نقد شجاعانه بازرگان بر پنداشتهای پیشین خود و گذر از «اسلام ایدئولوژیک» به «ایمان اخلاقی و معنوی» است.

