خبرآنلاین – مرتضی مکی، کارشناس مسائل بین الملل، در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «مارین لوپن در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۰۲ رقیب ژاک شیراک بود و در دور نخست توانست با حدود پنج میلیون رأی به دور دوم راه پیدا کند. در آن زمان، از این اتفاق بهعنوان یک زلزله سیاسی یاد میشد؛ زیرا اروپا تجربه تاریخی خوشایندی از به قدرت رسیدن چهرههای راست افراطی نداشت. کشورهایی مانند آلمان و ایتالیا در دهه ۱۹۳۰، در شرایط بحرانی، تجربه قدرتگیری جریانهای افراطی را پشت سر گذاشته بودند که در شرایط بحران اقتصادی عمیق، برخی جریانهای سیاسی توانستهاند قدرت را در دست بگیرند. برای مثال، بنیتو موسولینی در سال ۱۹۲۲ و آدولف هیتلر، رهبر ناسیونالیسم نازی در آلمان، در سال ۱۹۳۳ به قدرت رسیدند. پیامد این تحولات نیز جنگ جهانی دوم و ویرانیهای گستردهای بود که به دنبال داشت.»
در ادامه بخشی از گفتگو مرتضی مکی با خبرآنلاین را میخوانید؛
با گذشت زمان، ترس و نگرانی از قدرتگیری جریانهای راست افراطی در کشورهای اروپایی تا حدود زیادی کاهش یافته است
قطعاً. البته این مسئله فقط به فرانسه محدود نمیشود و در همه کشورها، شرایط نامناسب اقتصادی میتواند بر نتایج انتخابات تأثیر بگذارد. اگر بخواهیم نارضایتی از سیاستهای دولت فرانسه را در چارچوب سازوکارهای دموکراتیک بررسی کنیم، باید ببینیم این نارضایتیها چگونه در انتخابات بازتاب پیدا میکنند. بهطور طبیعی، تأثیر مستقیم این وضعیت را میتوان در انتخابات ریاستجمهوری سال آینده مشاهده کرد.
مارین لوپن در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۰۲ رقیب ژاک شیراک بود و در دور نخست توانست با حدود پنج میلیون رأی به دور دوم راه پیدا کند. در آن زمان، از این اتفاق بهعنوان یک زلزله سیاسی یاد میشد؛ زیرا اروپا تجربه تاریخی خوشایندی از به قدرت رسیدن چهرههای راست افراطی نداشت. کشورهایی مانند آلمان و ایتالیا در دهه ۱۹۳۰، در شرایط بحرانی، تجربه قدرتگیری جریانهای افراطی را پشت سر گذاشته بودند که در شرایط بحران اقتصادی عمیق، برخی جریانهای سیاسی توانستهاند قدرت را در دست بگیرند. برای مثال، بنیتو موسولینی در سال ۱۹۲۲ و آدولف هیتلر، رهبر ناسیونالیسم نازی در آلمان، در سال ۱۹۳۳ به قدرت رسیدند. پیامد این تحولات نیز جنگ جهانی دوم و ویرانیهای گستردهای بود که به دنبال داشت.
با توجه به این تجربه تاریخی، تصور میشد که رأی مردم فرانسه به جریانهای راست افراطی، در صورت وقوع، بیش از آنکه نشانه تمایل واقعی آنها به این جریانها باشد، نوعی رأی اعتراضی و هشداری به سیاستمداران و احزاب حاکم است؛ به این معنا که مردم از وضعیت موجود رضایت ندارند.
در سال ۲۰۰۲، تقریباً تمام احزاب راست و چپ میانه فرانسه در حمایت از ژاک شیراک در برابر ژانماری لوپن، رهبر راست افراطی، متحد شدند و شیراک توانست با بیش از ۷۰ درصد آرا، پیروزی خود را در انتخابات ریاستجمهوری تثبیت کند.
اما با گذشت زمان، ترس و نگرانی از قدرتگیری جریانهای راست افراطی در کشورهای اروپایی تا حدود زیادی کاهش یافته است. در آلمان شاهد هستیم که حزب آلترناتیو برای آلمان توانسته است در یک ایالت به جایگاه بسیار قدرتمندی دست پیدا کند و در نظرسنجیهای سراسری نیز در کنار احزاب اصلی چپ و راست میانه قرار بگیرد. در اتریش، هلند و بسیاری از کشورهای اروپایی نیز جریانهای راست افراطی توانستهاند جایگاه خود را در پارلمانها و ساختارهای سیاسی تقویت کنند.
نمیتوان احتمال رقم خوردن نتیجهای شگفتانگیز در انتخابات ریاستجمهوری فرانسه در سال ۲۰۲۷ را نادیده گرفت
در فرانسه نیز شرایط تا حدودی در همین مسیر قرار گرفته است. به نظر میرسد آن ترس و نگرانی پیشین از پیروزی احزاب راست افراطی تا حد زیادی کاهش یافته است. اگر به انتخابات ریاستجمهوری سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۲۲ نگاه کنیم، میبینیم که امانوئل مکرون در هر دو انتخابات پیروز شد. در انتخابات سال ۲۰۲۲، مارین لوپن در مقایسه با انتخابات سال ۲۰۱۷ آرای بیشتری به دست آورد و فاصله او با مکرون در دور دوم نیز کمتر شد.
بااینحال، به نظر میرسد شرایط کنونی با دورههای گذشته متفاوت است و دیگر نمیتوان با اطمینان گفت که همان الگوی پیشین تکرار خواهد شد. احتمال دارد ژانلوک ملانشون، رهبر جریان چپ رادیکال فرانسه که در دور نخست انتخابات ریاستجمهوری در جایگاه سوم قرار گرفت و حدود ۲۰ درصد آرا را به دست آورد، در شرایط کنونی موقعیت بهتری پیدا کند.
در مجموع، شرایط اقتصادی نامناسب و افزایش نارضایتیهای اجتماعی، فرصت بیشتری در اختیار جریانهای راست افراطی قرار داده است تا از وضعیت موجود بهرهبرداری کنند و موقعیت سیاسی خود را در آستانه انتخابات ریاستجمهوری تقویت کنند. بنابراین، نمیتوان احتمال رقم خوردن نتیجهای شگفتانگیز در انتخابات ریاستجمهوری فرانسه در سال ۲۰۲۷ را نادیده گرفت.
۲۱۹

