به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، اختلال در تردد از تنگه هرمز، قراردادهای بلندمدت LNG، امنیت انرژی خریداران و نقش تأمینکنندگان جایگزین را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
قطر سالها یکی از قابلاتکاترین ستونهای بازار جهانی LNG بود؛ کشوری که مشتریان اروپایی و آسیایی میتوانستند روی محمولههای آن در قراردادهای بلندمدت حساب کنند اما بحران اخیر نشان داده حتی بزرگترین صادرکنندگان گاز مایع نیز زمانی که مسیر حملونقل و زیرساخت تولید همزمان تحت فشار قرار بگیرند، نمیتوانند بهسادگی به تعهدات خود عمل کنند.
بیشتر بدانیم:
جنگ، بازار جهانی انرژی را بههم گره زد/ پاکستان دست به دامان ایران شد!
بازار جهانی گاز در منطقه پرریسک!/ ایران همچنان تماشاگر بازار LNG
تمدید فورسماژور برای بخشی از قراردادهای قطر انرژی با مشتریان، از جمله شرکت ایتالیایی ادیسون، نشانهای از عمیقتر شدن این اختلال است. اکنون رقابت اروپا و آسیا برای محمولههای جایگزین، افزایش نقش LNG آمریکا و نگرانی درباره امنیت عرضه، بازار گاز را وارد مرحلهای کرده که در آن فقط حجم تولید اهمیت ندارد؛ قابلیت رساندن گاز به مقصد نیز به یک دارایی ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
قطر هنوز نتوانسته به تعهدات LNG برگردد
بحران LNG برای قطر دیگر یک اختلال چند هفتهای نیست. قطر انرژی بار دیگر اعلام کرده که به دلیل ادامه اختلال در عبور از تنگه هرمز، امکان تحویل بخشی از محمولههای LNG به مشتریان اروپایی و آسیایی را ندارد. شرکت ایتالیایی ادیسون اعلام کرده شش محموله دیگر از برنامه تحویلش حذف شده و دوره فورسماژور قرارداد تا اوایل دسامبر ۲۰۲۶ تمدید شده است. در مجموع، ۳۵ محموله این قرارداد از ابتدای آوریل تاکنون تحت تأثیر قرار گرفتهاند؛ حجمی معادل حدود ۴.۶ میلیارد مترمکعب گاز.
اهمیت ماجرا در این است که قطر صرفاً یک فروشنده مقطعی LNG نیست؛ این کشور یکی از ستونهای اصلی بازار جهانی گاز مایع و یکی از تأمینکنندگان مهم اروپا و آسیاست؛ بنابراین هر محمولهای که از برنامه صادرات قطر خارج میشود، الزاماً در بازار جایگزین فوری ندارد. این وضعیت در شرایطی رخ داده که گزارشهای بازار از رقابت شدیدتر اروپا و آسیا برای محمولههای LNG حکایت دارند و قیمتهای گاز نیز تحت تأثیر نگرانیهای عرضه بالا ماندهاند.
مشکل قطر فقط هرمز نیست؛ LNG راه زمینی ندارد
نقطه ضعف اصلی قطر در بحران فعلی، وابستگی صادرات LNG به یک مسیر دریایی است؛ وابستگیای که برخلاف صادرات نفت، بهسادگی با یک خط لوله جایگزین نمیشود.
سعد بن شریده الکعبی، وزیر مشاور در امور انرژی قطر و مدیرعامل قطرانرژی، صریحاً گفته است که LNG را نمیتوان به شکل مایع از طریق خط لوله منتقل کرد. گاز باید ابتدا به شکل گاز از مسیر خط لوله جابهجا شود و سپس در پایانه مقصد دوباره مایعسازی شود؛ ساخت چنین زیرساختی نیز از نظر تجاری و فنی توجیه اقتصادی ندارد. این محدودیت، ارزش ژئوپلیتیکی هرمز را برای قطر چند برابر کرده است.
حتی گزارشهای اخیر از افزایش تردد برخی کشتیهای مرتبط با قطر در هرمز خبر میدهند، اما این به معنای بازگشت کامل صادرات نیست. مسئله اصلی برای شرکتهای کشتیرانی و خریداران، قابلیت اطمینان مسیر است؛ باز بودن مقطعی یک آبراه با امکان برنامهریزی منظم برای تحویل محمولههای چندماهه تفاوت دارد. قطر حتی در صورت آماده بودن تأسیسات تولید، تا زمانی که مسیر حملونقل امن و پایدار نباشد، نمیتواند بهسادگی به مدل عادی صادرات برگردد.
اروپا و آسیا به جان هم افتادهاند
بازار LNG حالا وارد مرحلهای شده که هر محموله جایگزین اهمیت پیدا کرده است. اروپا باید پیش از زمستان ذخایر خود را تکمیل کند و همزمان خریداران آسیایی، بهویژه کشورهایی مانند پاکستان، بنگلادش و هند، برای تأمین گاز نیروگاهها و صنایع به LNG نیاز دارند. اینجا اثر بحران قطر از بازار خلیج فارس خارج میشود.
اگر یک مشتری اروپایی برای جبران محموله قطری به سراغ عرضهکننده آمریکایی برود، همان محموله دیگر در دسترس خریدار آسیایی نیست. در نتیجه، اختلال در یک صادرکننده بزرگ میتواند قیمت و امنیت عرضه را در بازاری بسیار دورتر تحت تأثیر قرار دهد. ادیسون تاکنون ۲۳ محموله از محمولههای ازدسترفته خود را جایگزین کرده و بخش مهمی از این جایگزینی از عرضهکنندگان آمریکایی انجام شده است. این جابهجایی یک پیام مهم برای بازار دارد: آمریکا در حال تبدیل شدن به یکی از تأمینکنندگان اصلی جای خالی قطر است.
اما این جایگزینی بدون هزینه نیست. رقابت بیشتر میان اروپا و آسیا، ظرفیت حمل محدود و نزدیک شدن فصل سرد، بازار LNG را به بازاری حساستر و گرانتر تبدیل میکند. به همین دلیل، بحران قطر میتواند همزمان بازار گاز، هزینه برق و تورم انرژی کشورهای واردکننده را تحت فشار قرار دهد.
قراردادهای بلندمدت LNG و سپر نامطمئن!
شاید مهمترین پیامد بحران فعلی برای بازار LNG، نه کمبود یک محموله، بلکه تغییر نگاه به مفهوم امنیت قرارداد باشد. ادیسون با قطرانرژی یک قرارداد ۲۵ ساله دارد که از سال ۲۰۰۹ برقرار است و سالانه ۶.۴ میلیارد مترمکعب گاز برای ایتالیا تأمین میکند؛ یعنی حدود ۱۰ درصد مصرف گاز این کشور. با وجود چنین قرارداد بلندمدتی، جنگ و اختلال در مسیر حمل باعث شده تحویل بخشی از گاز متوقف شود و خریدار مجبور شود محمولههای جایگزین پیدا کند.
البته این به معنای بیاعتبار شدن قراردادهای بلندمدت نیست؛ ادیسون اعلام کرده توانسته تعهدات خود به مشتریانش را با تأمین منابع جایگزین حفظ کند. اما تجربه فعلی نشان میدهد قرارداد بلندمدت بهتنهایی امنیت انرژی ایجاد نمیکند؛ مسیر انتقال، ناوگان LNG، پایانههای دریافت و تنوع عرضهکنندگان هم بخشی از امنیت قرارداد هستند.
از سوی دیگر، قطر نیز با مسئلهای فراتر از حملونقل مواجه است. به گفته الکعبی، حملات به راسلفان به دو واحد LNG و یک واحد GTL آسیب زده و تعمیر دو واحد LNG ممکن است حدود سه سال طول بکشد. قطر گفته در صورت بازگشایی امن هرمز، واحدهای سالم میتوانند ظرف چند هفته به عملیات عادی بازگردند بنابراین بازار LNG با یک شوک دوگانه روبهروست: بخشی از ظرفیت تولید آسیب دیده و بخشی از ظرفیت سالم نیز به دلیل ناامنی مسیر نمیتواند با اطمینان به بازار برسد. این همان چیزی است که بحران فعلی را از یک اختلال معمول عرضه جدا میکند؛ بازار جهانی گاز حالا نه فقط با کمبود LNG، بلکه با کمبود LNG قابل اتکا و قابل تحویل مواجه است.


