«آقابزرگ» تا کمر در رودخانه است، با لباسهای سرتاپا مشکی و دستکشهای کهنهای که از روی مچ تا ساعد با کلاف سیاه بافته شده است. لبه تور را محکم چنگ زده و بیحرکت ایستاده است. آسمان سرتاسر ابر سیاه کشیده و هوهوی باد در برگ درختان بلند سپیدار میپیچد.