بدون شک دانشگاه به عنوان کانون تکوین هویت، تولید فکر و ترسیمگر افقهای آتی کشور، در معادلات کلان امنیت ملی جایگاهی محوری دارد و همین جایگاه کانونی سبب شده که این نهاد، به یکی از اهداف اصلی در جنگهای شناختی و عملیاتهای روانی دشمن بدل شود. در شرایطی که تهدیدات علیه مراکز علمی از حملات سایبری تا تهاجم به زیرساختها گسترده شده است، تحلیل نقش دانشگاه در تقویت بنیانهای اقتدار ملی ضرورتی اجتنابناپذیر است.
در وضعیتهای بحرانی همچون جنگ، دانشگاهها با مخاطراتی چندلایه مواجهاند که پایداری عملیاتی آنها را به چالش میکشد؛ از تخریب زیرساختهای فیزیکی و اخلال در نظام آموزشی و پژوهشی گرفته تا تهدیدات امنیتی علیه نخبگان و آسیبهای روانی به بدنه دانشگاهی. در چنین فضایی، مفهوم «دانشگاه تابآور» به مثابه یک نیاز اساسی برای تداوم حیات آموزش عالی مطرح میشود، اما دانشگاه تابآور تنها یک نهاد آموزشی نیست، بلکه مجموعهای است که در شرایط بحران، از انفعال فاصله گرفته و با اتکا به ظرفیتهای فناورانه و سرمایه انسانی، در کنار بدنه دفاعی کشور قرار میگیرد.
بخش مهمی از تابآوری سازمانی، پیش از آغاز بحران و در لایههای ارتباطی شکل میگیرد. چنانکه در تحلیلی که از استاد بزرگوار ارتباطات و مدیریت رسانه آقای دکتر اکبر نصراللهی در همایش اساتید هیئت علمی دانشگاهها خواندم ایشان تأکید داشتند که در پارادایم نوین، دانشگاهی موفقتر است که ارتباط آن با دانشجو مستمر، دوسویه و مبتنی بر گفتوگو باشد، پرسشهای دانشجویان را پیش از «انباشتِ بحرانزا» بشنود، با بهرهگیری از منابع معتبر پاسخگو باشد و اساتید خود را از «واکنشِ پس از بحران» به سمت «کنشگریِ پیشدستانه» هدایت کند. این مدیریت ارتباطی، اعتماد اجتماعی را تقویت کرده و روایتسازی مسئولانه را جایگزین انفعال میکند و به زیبائی مفهومی رساتر از بیان ایشان در بازآرائی دانشگاه تاب آور گفته میشود که: در شرایطی که دانشجویان هر روز با انبوهی از پیامها مواجه هستند، آموزش دانشگاه نباید فقط به انتقال اطلاعات تخصصی محدود شود؛ دانشجو باید یاد بگیرد چگونه پیام را بخواند، چگونه منبع را ارزیابی کند، چگونه روایتهای متعارض را مقایسه کند و چگونه میان واقعیت و تصویری که از واقعیت ساخته میشود، تمایز بگذارد.
حالا که این مطالب را در ذهنم مرور میکنم بیشتر به مختصات دانشگاه تاب آور میرسم. آری البته که اینها شاید مهمترین مولفه دانشگاه تاب اور که همان سواد رسانهای است را تبیین مینماید و پرواضح است که ارتقای سواد رسانهای در سطح دانشگاهیان، نه یک مهارت آموزشی ساده، بلکه یک ضرورت استراتژیک است. دانشجو باید توانایی «تحلیل، ارزیابی مقایسه و تمایز روایتها را کسب کند تا در برابر جنگهای شناختی آسیبناپذیر باقی بماند.
دانشگاه تابآور با ارائه اطلاعات دقیق، مقابله با شایعات و ایجاد بستری امن برای تعاملات علمی، نقشی کلیدی در حفظ همبستگی ملی ایفا میکند. این دانشگاه همانگونه که ذکر شد با تولید روایتهای معتبر، مانع از مغلوب شدن جامعه دانشگاهی در برابر عملیات روانی دشمن میشود و پیوند میان علم و امنیت را استحکام میبخشد و شاید همین بهانهای باشد که من بعد از این باید شاخص دانشگاه تاب آور را به فهرست دانشگاههای مهار بحران افزود.
در نهایت، میتوان چنین گفت: «دانشگاه تابآور» نهادی است که در شرایط بحران، از تقلیل یافتن به یک «ساختار فیزیکی» عبور کرده و به یک «جریانِ پویا از دانش و بصیرت» تبدیل میشود؛ جریانی که هیچ جنگی قادر به متوقف ساختن آن نیست.

