خبرگزاری مهر – گروه استانها: به مناسبت اربعین حسینی گفتگویی را با سید حسین جعفری داشتیم؛ کسی که علاوه بر داشتن مسئولیتهای اجرایی در دولتهای مختلف، در حوزه تاریخ و اسلام پژوهشهای متعددی را داشته است.
جعفری که این روزها پژوهش در تاریخ اسلام را بهطور تخصصی دنبال میکند، از زاویهای متفاوت به اربعین و داستان سلام جابر مینگرد؛ زاویهای که در آن، تاریخ، قرآن و سیاست روز به هم گره میخورند. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
شما را با سوابق متعدد رسانهای و اجرایی میشناسیم. اما این روزها بیش از پیش بر پژوهش در تاریخ اسلام و تدریس معارف متمرکز شدهاید. این چرخش از رسانه و سیاست به سمت پژوهش دینی چطور رقم خورد؟
راستش من این را چرخش نمیبینم، بلکه گمشدهای میبینم که همهٔ این سالها دغدغهاش را داشتم. شما ببینید، من قریب به سه دهه در رسانه بودم؛ از خبرنگاری همشهری تا مدیرمسئولی جنوب امروز و مدیریت ایسنا در بوشهر. همزمان در دانشگاه، علوم سیاسی و ژئوپلیتیک تدریس میکردم و کتاب «مذهب و ژئوپلیتیک» و «ایرانهراسی از منظر غرب» را نوشتم. در استانداری هم کارشناس سیاسی و مشاور استاندار بودم و امروز هم توفیق خدمت در بخشداری ارم را دارم.
اما در تمام این سالها، چیزی که خلأ آن را حس میکردم، فقدان یک لنز تحلیلی عمیقِ مبتنی بر تاریخ اسلام برای فهم تحولات امروز بود. ما در رسانه مدام از «جنگ روایتها» حرف میزنیم، اما ریشهٔ این روایتها کجاست؟
در تاریخ صدر اسلام. ما در سیاست از «ولایت فقیه» دفاع میکنیم، اما سند قرآنی و تاریخی آن چیست؟ در همان آیهٔ «اولیالامر» و داستان جابر. بنابراین، تدریس معارف و پژوهش در تاریخ اسلام برای من یک برج عاجنشینی آکادمیک نیست، تکمیل کنندهٔ پازل همان کنشگری رسانهای و اجراییام است. اصلاً امروز احساس میکنم هرچه بیشتر در تاریخ اسلام غور میکنم، بهتر میتوانم پاسخگوی مسائل روز باشم.
بهعنوان یک پژوهشگر تاریخ اسلام، اربعین را چطور تحلیل میکنید؟
اربعین، در تاریخ اسلام یک نقطهٔ عطف تمدنی است. ببینید، ما دو پدیدهٔ شگفتانگیز را در نخستین اربعین داریم که هر دو، تاریخساز شدند. از یک سو، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی بزرگ پیامبر، با چشمانی که روشنایی ظاهری را از دست داده بود اما بصیرتش خاموش نشده بود، خود را به کربلا رساند و با «حَبِیبِی حُسَیْن» مزار سیدالشهدا را زیارت کرد. از سوی دیگر، کاروان اسرای اهلبیت علیهمالسلام، به رهبری زینب کبری سلاماللهعلیها، پس از چهل روز اسارت و دربدری، به کربلا بازگشتند.
این تلاقی زائر و اسیر در یک نقطه، یک تصادف تاریخی نبود، بلکه تدبیر الهی برای شکلدهی به یک «آیین تمدنی» بود. جابر، نماد وفاداریِ یاران و زینب، نماد صبر و استقامت خاندان وحی. اربعین از همان روز اول، یک پیام روشن داشت: اسارت بدن، به معنای شکست حقیقت نیست. این همان منطقی است که بعدها تمدن شیعه را در برابر همهٔ طوفانها زنده نگه داشت.
داستان سلام جابر به امام باقر علیهالسلام، یکی از محوریترین بخشهای تحلیل شما است. لطفاً این روایت را از منظر یک پژوهشگر تاریخ اسلام برایمان باز کنید.
این روایت، یکی از اسناد درخشان و متقن تاریخ تشیع است که متأسفانه کمتر به ابعاد راهبردی آن پرداخته میشود. جابر خودش روایت کرده که وقتی آیهٔ شریفهٔ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» (نساء: ۵۹) نازل شد، از پیامبر صلیاللهعلیهوآله پرسید: «یا رسول الله! خدا را میشناسیم، شما را میشناسیم، اما اولیالامری که اطاعتشان همسنگ اطاعت خدا و رسول واجب شده، چه کسانی هستند؟»
اینجاست که پیامبر اکرم، در حالی که هنوز غیر از امام علی علیهالسلام هیچیک از امامان به دنیا نیامده بودند، با ذکر نام و کنیهٔ یکایک دوازده امام، آنان را به جابر معرفی کردند و سپس فرمودند: «تو تا زمان پنجمین آنان که همنام و همکنیهٔ من است، زنده خواهی ماند. سلام مرا به او برسان.»
سالها بعد، جابرِ کهنسال، در کربلا محضر امام محمد باقر علیهالسلام شرفیاب شد و با ادب گفت: «سلام رسول خدا را به شما میرسانم.» امام باقر علیهالسلام چشمانشان پر از اشک شد و فرمودند: «سلام خدا و رسولش بر تو باد ای جابر!»
بهعنوان یک پژوهشگر تاریخ اسلام عرض میکنم: این روایت، یک سند زنده و انکارناپذیر بر حقانیت امامت و تداوم حجت الهی در زمین است. نبی مکرم اسلام با این اقدام، عملاً نقشهٔ راه امت را تا قیامت ترسیم کردند و جابر را حامل یک مأموریت الهی ساختند.
این داستان را «سند قرآنی ولایت فقیه» خواندید. این استدلال چگونه از دل تاریخ اسلام به شرایط امروز ایران پل میزند؟
ببینید، آن خدایی که در قرآن «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» را فریضه کرده، حکیم است و رحیم. او هرگز امت را پس از پیامبر بدون تکلیف و بدون رهبر رها نکرده. پیامبر با آن معرفی دوازدهگانه، به ما آموختند که زمین هیچگاه از حجت خالی نمیماند.
حال در عصر غیبت امام معصوم، همین منطق قرآنی چه میشود؟ آیا تعطیل میشود؟ مسلماً خیر. اینجاست که ولایت فقیه به عنوان امتداد همان رشتهٔ امامت و نیابت عام از حضرت حجت عجلاللهتعالیفرجه معنا پیدا میکند.
امروز که ایران اسلامی زیر فشار سنگین جنگ روانی، تفرقهافکنی رسانهای و تحریمهای اقتصادی است، دقیقاً نیازمند همان «اولیالامری» هستیم که قرآن وعده داده. ولایت فقیه، کشتیبان امت در طوفانهای آخرالزمانی است. دشمن این را خوب فهمیده و به همین دلیل تمام حملات خود را بر سر اصل ولایت متمرکز کرده. اربعین، تمرین میلیونیِ تجدید بیعت با همین ولایت است. سلام جابر به امام زمانش، امروز در سلام زائران اربعین به نایب امام زمان تبلور مییابد.
بهعنوان سؤال پایانی، با این نگاه تاریخی-قرآنی، اربعین چه درس عملیای برای مردم ایران و بهویژه استان بوشهر دارد؟
اربعین به ما میآموزد که حقیقت را هرگز نمیتوان در اسارت گرفت. جابر با آن سن و سال و با چشمان نابینا، مسیر طولانی مدینه تا کربلا را آمد تا یک سلام را ابلاغ کند. این یعنی زیارت، یک کنش تمدنی و یک مأموریت الهی است، نه صرفاً یک سفر معنویِ فردی.
به مردم عزیز عرض میکنم که جابر یک «زائرِ مأموریتمحور» بود. ما هم باید چنین باشیم. زائری که سلام پیامبر را به امامش رساند، امروز به ما میآموزد که در بزنگاههای تاریخ، باید هم زائر حقیقت باشیم، هم سرباز ولایت. بوشهر، با موقعیت ژئوپلیتیک حساس خود در کنار خلیج فارس، به چنین بصیرت دوگانهای سخت نیازمند است.
اربعینِ امسال، از خدا بخواهیم که ما را از زائران واقعی سیدالشهدا قرار دهد؛ زائرانی که مسیرشان از کربلا تا شامِ زمانه ادامه دارد و سلامشان، تجدید بیعتی دوباره با امام عصر عجلاللهتعالیفرجه و نایب برحقش باشد.

