به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، وقتی مسیرها متعدد میشوند و تشخیص حقیقت دشوارتر از همیشه به نظر میرسد، باید به «بقیهالله» پناه برد؛ امامی که برای احیای دین، زنده کردن سنتهای الهی و برپایی عدالت ظهور خواهد کرد.
دعای ندبه را نمیتوان تنها دعایی برای بیان دلتنگی و اشتیاق نسبت به امام زمان(عج) دانست؛ این دعا تصویری از روزگاری نیز ارائه میدهد که انسان از مسیر اهلبیت(ع) فاصله گرفته و در میان انحراف، ظلم و فراموشی حقیقت گرفتار شده است.
بنابر روایت تسنیم، امام صادق(ع) در این فرازها ابتدا از پاکان خاندان پیامبر(ص) یاد میکنند و میفرمایند:
«فَعَلَى الْأَطائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِیٍّ… فَلْیَبْکِ الْباکُونَ»
یعنی بر این پاکیزگان از خاندان پیامبر، باید گریهکنندگان بگریند.
در اینجا سخن تنها از فقدان چند شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه مسئله، غیبت یک جریان هدایت است؛ جریانی که باید در جامعه حضور داشته باشد و انسانها را از مسیر انحراف بازدارد و به سوی حقیقت هدایت کند.
سپس دعای ندبه به فرازی سوزناک میرسد:
«أَیْنَ الْحَسَنُ؟ أَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ أَیْنَ أَبْناءُ الْحُسَیْنِ؟»
حسن کجاست؟ حسین کجاست؟ فرزندان حسین کجایند؟
این «أین»ها تنها پرسش درباره یک مکان نیستند؛ بلکه تصویری از جامعهای را ترسیم میکنند که نشانههای هدایت در آن کمرنگ شده و مردم به جای تمسک به امام و راهنمای الهی، با مدعیان متعدد و مسیرهای گوناگون روبهرو شدهاند:
«صَالِحٌ بَعْدَ صَالِحٍ، وَصَادِقٌ بَعْدَ صَادِقٍ، أَیْنَ السَّبِیلُ بَعْدَ السَّبِیلِ»
اهلبیت(ع) صالحی پس از صالح دیگر و صادقی پس از صادق دیگرند؛ آنان راههایی برای هدایت انسانها به سوی معارف، پاکی، صداقت، عدالت و دیگر فضایل اخلاقی هستند.
یکی از پیامهای مهم این فراز آن است که هرگاه مسیر اهلبیت(ع) کنار گذاشته شود، راههای بدیل و انحرافی افزایش پیدا میکنند و افراد مختلف میتوانند خود را صاحب راه و حقیقت معرفی کنند.
وقتی نشانههای دین و پایههای علم گم میشوند
در ادامه، امام صادق(ع) نشانههای چنین دورهای را یکی پس از دیگری بیان میکنند:
«أَیْنَ أَعْلامُ الدِّینِ وَقَواعِدُ الْعِلْمِ؟»
نشانههای دین و پایههای علم کجایند؟
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که علم دینی از سرچشمه اصلی خود فاصله بگیرد و برداشتهای شخصی، مکاتب بشری و تفسیرهای بیضابطه جای آن را پر کنند.
در چنین شرایطی، عرفانهای کاذب و جریانهای انحرافی نیز میتوانند با استفاده از عنوان معنویت، انسان را از مسیر روشن اهلبیت(ع) دور کنند.
بنابراین، خطر تنها در انکار صریح دین خلاصه نمیشود؛ گاهی خطر بزرگتر زمانی شکل میگیرد که چیزی با عنوان دین و معنویت عرضه شود، اما در عمل انسان را از امام و شریعت جدا کند.
از همین رو، در فرازهای بعدی دعای ندبه میخوانیم:
«أَیْنَ بَقِیَّهُ اللّٰهِ الَّتِی لَاتَخْلُو مِنَ الْعِتْرَهِ الْهادِیَهِ؟»
کجاست آن بقیهالله که هیچگاه زمین از عترت هدایتگر خالی از آنان نیست؟
و سپس آمده است:
«أَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرائِضِ وَالسُّنَنِ؟»
کجاست آن ذخیرهشدهای که برای تجدید فرائض و سنتها قیام میکند؟
تجدید فرائض و سنتها زمانی معنا پیدا میکند که واجبات و سنتهای الهی در جامعه کمرنگ شده یا در اثر فراموشی و تحریف، جایگاه واقعی خود را از دست داده باشند.
امام زمان(عج) برای آوردن دین جدید ظهور نمیکنند؛ بلکه برای احیای همان حقیقتی میآیند که در میان غفلتها، تحریفها و برداشتهای انحرافی به حاشیه رانده شده است.
در ادامه نیز میخوانیم:
«أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیاءِ الْکِتابِ وَحُدُودِهِ؟»
آن امیدشده برای زنده کردن کتاب خدا و حدود آن کجاست؟
از این منظر، انتظار تنها چشمبهراه بودن برای وقوع یک اتفاق در آینده نیست؛ انتظار، امید به بازگشت دین به متن زندگی انسان و جامعه نیز هست.
ظهور؛ فقط نجات فردی نیست
دعای ندبه در کنار انحراف فکری، از ظلم و طغیان اجتماعی نیز سخن میگوید:
«أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَهِ؟»
آن آمادهشده برای برچیدن ریشه ستمگران کجاست؟
همچنین میخوانیم:
«أَیْنَ الْمُرْتَجَىٰ لِإِزَالَهِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوَانِ؟»
آن کسی که برای از میان بردن ظلم و ستم به او امید بستهایم کجاست؟
و در فرازی دیگر آمده است:
«أَیْنَ قَاصِمُ شَوْکَهِ الْمُعْتَدِینَ؟»
آن کسی که شکوه و قدرت تعدیکنندگان را در هم میشکند کجاست؟
این تعابیر نشان میدهد که مسئله ظهور، تنها یک نجات معنوی و فردی نیست. هنگامی که ظلم بر جهان غلبه میکند، قدرتها برای حفظ منافع خود بر انسانها ستم میکنند و تمدنهای خودساخته تلاش میکنند معیارهای خود را به عنوان ملاک حق و باطل معرفی کنند، انتظار عدالت الهی به مطالبهای جدی تبدیل میشود.
شاید به همین دلیل است که «أین»های دعای ندبه یکی پس از دیگری تکرار میشوند.
امام صادق(ع) در برابر جهانی که ممکن است گرفتار تحریف دین، مدعیان دروغین معنویت، فراموشی فرائض، از میان رفتن نشانههای دین، شرک و نفاق، فسق و طغیان و سلطه ظالمان شود، انسان را به یک حقیقت متوجه میکنند:
«أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَأَهْلِهِ؟»
کجاست احیاگر نشانههای دین و اهل آن؟
«أَیْنَ هَادِمُ أَبْنِیَهِ الشِّرْکِ وَالنِّفَاقِ؟»
کجاست درهمکوبنده بناهای شرک و نفاق؟
«أَیْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَیِّ وَالشِّقَاقِ؟»
کجاست دروکننده شاخههای گمراهی و اختلاف؟
پاسخ همه این «أین»ها در یک نقطه جمع میشود:
«أَیْنَ بَقِیَّهُ اللَّهِ»
یعنی هنگامی که راهها متعدد میشوند و حقیقت در میان هیاهوی مدعیان غریب میماند، باید به همان باقیمانده الهی پناه برد؛ به امامی که مأمور احیای دین، برپایی عدالت و بازگرداندن جامعه به مسیر هدایت اهلبیت(ع) است.

