به گزارش تابناک؛ گردو یکی از خوراکیهایی است که سال هاست در مطالعات تغذیه و سلامت مغز مورد توجه قرار دارد. شکل ظاهری گردو هم باعث شده ارتباط آن با مغز زیاد مطرح شود، اما علم کاری به شباهت ظاهری ندارد. سوال اصلی این است که ترکیبات گردو در بدن چه میکنند و آیا مصرف آن واقعا میتواند بر عملکرد مغز اثر بگذارد؟ پاسخ فعلی علم، امیدوارکننده، اما محتاطانه است.
گردو چه چیزی دارد که برای مغز اهمیت پیدا میکند؟
مهمترین ویژگی تغذیهای گردو، ترکیبی از چربیهای غیراشباع، اسید چرب امگا ۳ گیاهی آلفا لینولنیک اسید (ALA)، پلی فنول ها، فیبر، پروتئین و برخی مواد معدنی است. آلفا لینولنیک اسید با امگا ۳های دریایی مانند ایکوزاپنتانوئیک اسید (EPA) و دوکوزاهگزانوئیک اسید (DHA) یکسان نیست. بدن میتواند مقداری از ALA را به EPA و DHA تبدیل کند، اما این تبدیل محدود است؛ بنابراین نباید گردو را معادل ماهی چرب از نظر دریافت DHA دانست.
با این حال، همین ترکیب چربیهای غیراشباع و ترکیبات گیاهی باعث شده گردو به عنوان بخشی از یک الگوی غذایی سالم مورد توجه قرار بگیرد.
آیا گردو حافظه را بهتر میکند؟
اینجا باید از تیترهای اغراق آمیز فاصله بگیریم. یک مرور نظاممند و متاآنالیز که مطالعات مربوط به مصرف گردو و پیامدهای شناختی را بررسی کرد، پنج کارآزمایی تصادفی شده را در زمینه شناخت پیدا کرد. هیچ کدام اثر معناداری بر شناخت کلی نشان ندادند، هرچند در سه مطالعه، در برخی زیرحوزههای شناختی یا گروههای خاص بهبودهایی دیده شد. پژوهشهای مشاهدهای نیز ارتباط میان مصرف گردو و برخی پیامدهای شناختی را گزارش کرده بودند. نویسندگان در نهایت نتیجه گرفتند که هنوز نمیتوان اثر قطعی گردو بر شناخت را اعلام کرد.
مرور دیگری که مصرف انواع مغزها و عملکرد شناختی را بررسی کرده بود، نتایج مطالعات را یکدست نمیدانست؛ با این حال، در مطالعاتی که به طور مشخص گردو را بررسی کرده بودند، بیشتر پژوهشها ارتباط مثبت با عملکرد شناختی گزارش کرده بودند.
اما یک متاآنالیز جدیدتر از کارآزماییهای تصادفی شده درباره مصرف مغزها که تا ژوئن ۲۰۲۴ را بررسی کرده، در مجموع اثر معناداری بر عملکرد شناختی پیدا نکرد؛ بنابراین جمله علمی این نیست که گردو حافظه را تقویت میکند.
جمله دقیقتر این است: شواهدی درباره ارتباط مصرف گردو با برخی جنبههای عملکرد شناختی وجود دارد، اما هنوز شواهد کارآزمایی شده برای اثبات یک اثر قطعی بر شناخت کافی نیست.
پس چرا گردو همچنان برای سلامت مغز جالب است؟
چون مغز را نمیتوان جدا از سیستم عروقی و متابولیک بدن بررسی کرد. رگهای خونی سالم برای رساندن اکسیژن و مواد مغذی به مغز ضروری هستند. پژوهشهای انسانی درباره گردو نیز فقط روی حافظه متمرکز نبودهاند. برای مثال، یک متاآنالیز از پنج کارآزمایی تصادفی شده با ۳۲۳ شرکت کننده، افزایش عملکرد اندوتلیال عروق را پس از مصرف گردو گزارش کرد. این یافته مستقیما به معنای بهبود عملکرد مغز نیست، اما نشان میدهد یکی از مسیرهای احتمالی ارتباط تغذیه و سلامت عصبی میتواند از سلامت عروقی عبور کند. مرور دیگری از مطالعات انسانی درباره گردو نیز شواهدی از بهبود برخی شاخصهای چربی خون را گزارش کرده و در عین حال تاکید کرده که برای نتیجه گیری قطعی درباره سلامت شناختی هنوز به پژوهش بیشتری نیاز است.
گردو و مغز
گردو و التهاب؛ یک ادعای مهم که باید محتاطانه بیان شود
گردو حاوی ترکیبات زیست فعال متعددی است و به همین دلیل پژوهشگران اثر آن را بر التهاب و استرس اکسیداتیو نیز بررسی کردهاند. اما اینجا هم نباید از نتایج آزمایشگاهی یا تغییر یک نشانگر زیستی مستقیما به نتیجهای درباره افسردگی، اضطراب یا پیشگیری از بیماریهای مغزی برسیم. در مرور مطالعات کارآزمایی شده، نتایج مربوط به التهاب کاملا یکدست نبودهاند؛ بنابراین عبارت گردو التهاب مغز را از بین میبرد، یک نتیجه علمی قابل دفاع نیست.
آیا گردو برای سلامت روان هم مفید است؟
سلامت روان با عملکرد شناختی یکی نیست. این دو موضوع را نباید با هم ترکیب کنیم. مطالعات گردو بیشتر درباره شناخت، عوامل خطر قلبی متابولیک و برخی شاخصهای زیستی انجام شدهاند؛ بنابراین نمیتوان بر اساس این مطالعات گفت گردو درمان افسردگی یا اضطراب است. از سوی دیگر، تغذیه بخشی از مجموعه عوامل موثر بر سلامت عمومی است و کیفیت کلی رژیم غذایی، خواب، فعالیت بدنی، وضعیت متابولیک و عوامل روانی اجتماعی همگی در سلامت مغز و روان نقش دارند.
یک نکته مهم درباره مقدار مصرف
گردو اگرچه ماده غذایی مغذی است، اما انرژی بالایی دارد؛ بنابراین بیشتر خوردن لزوما به معنای اثر بیشتر نیست. در مطالعات مداخلهای، مقدار مصرف گردو بسیار متفاوت بوده و نمیتوان از یک مطالعه خاص، یک مقدار درمانی برای حافظه یا سلامت روان تعیین کرد. مرور مطالعات انسانی نیز بر همین تفاوت در دوز و طراحی پژوهشها تاکید کرده است. بهتر است گردو را به عنوان بخشی از یک رژیم غذایی متنوع ببینیم، نه یک مکمل درمانی.
نگاه روانشناختی
دکتر مریم سامانی – روانشناس بالینی – میگوید: وقتی درباره غذا و سلامت روان صحبت میکنیم، یکی از مهمترین نکات این است که بین تغذیه مناسب و درمان اختلال روانی مرز بگذاریم. یک ماده غذایی نمیتواند جای روان درمانی، دارو یا مداخلات پزشکی لازم را بگیرد. اما از طرف دیگر، بی اهمیت دانستن تغذیه هم منطقی نیست. مغز برای فعالیت طبیعی خود به انرژی، اسیدهای چرب، اسیدهای آمینه، ویتامینها و مواد معدنی نیاز دارد و وضعیت جسمی نیز با تجربه روانی انسان ارتباط دارد بنابراین بهتر است به جای جستجوی یک غذای معجزه گر، درباره الگوی کلی زندگی و تغذیه فکر کنیم.
گردو در چنین الگویی میتواند یک ماده غذایی ارزشمند باشد؛ اما علم فعلی هنوز اجازه نمیدهد بگوییم خوردن گردو به تنهایی حافظه را تقویت میکند یا از اختلالات روانی جلوگیری میکند.
گردو ترکیبی از چربیهای غیراشباع، آلفا لینولنیک اسید، پلی فنول ها، فیبر و مواد مغذی دیگر دارد که آن را به گزینهای جالب برای پژوهشهای مربوط به سلامت مغز تبدیل کرده است. برخی مطالعات انسانی ارتباط مصرف گردو با عملکرد شناختی را مطرح کردهاند، اما مرورهای نظاممند و متاآنالیزهای کارآزماییها هنوز شواهد کافی برای اثبات اثر قطعی گردو بر شناخت ارائه نکردهاند؛ بنابراین اگر در پاییز گردو میخوریم، دلیل علمی آن این نیست که یک خوراکی جادویی برای حافظه در اختیار داریم؛ بلکه گردو یکی از مواد غذایی مغذی است که میتواند در کنار یک الگوی غذایی متعادل، بخشی از تغذیه مناسب برای سلامت عمومی و مغز باشد.
منبع: رکنا

