گزارش یک تاکسی اینترنتی از وسایل جامانده مسافران، در نگاه اول شاید بیشتر شبیه یک فهرست عجیب و سرگرمکننده باشد: ۲۶۱ هزار کارت بانکی، ۱۷۸ هزار کیف و ۱۳۷ هزار تلفن همراه؛ و عجیبتر از همه، حتی یک نوزاد شیرخوار! اما پشت این اعداد، واقعیتی بسیار جدیتر درباره سبک زندگی، حواسپرتی، هزینههای پنهان و حتی ابعاد اقتصادی «فراموشکاری» در زندگی شهری وجود دارد.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، ۲۶۱ هزار کارت بانکی، ۱۷۸ هزار کیف و ۱۳۷ هزار تلفن همراه و چیزهای دیگر از جمله جا ماندن یک نوزاد در تاکسی اینترنتی؛ در این باره اول از همه باید به یک نکته ساده اما مهم توجه کرد: این اعداد مربوط به فقط یک تاکسی اینترنتی است. یعنی اگر در یک پلتفرم، در طول فعالیت آن، صدها هزار کارت بانکی و دهها هزار تلفن همراه جامانده ثبت شده باشد، میتوان تصور کرد که در مجموع تاکسیهای اینترنتی، تاکسیهای سنتی، خودروهای شخصی و سایر وسایل حملونقل عمومی، چه حجم بزرگی از وسایل شخصی ممکن است روزانه یا سالانه جا بماند. البته نمیتوان بدون دادههای دقیق، این اعداد را مستقیماً به کل کشور تعمیم داد؛ اما همین یک نمونه، مقیاس مسئله را بهخوبی نشان میدهد.
کارت بانکی شاید در نگاه اول وسیلهای کوچک و کماهمیت باشد، اما گمشدن آن میتواند زنجیرهای از هزینهها را ایجاد کند: مسدود کردن کارت، درخواست کارت جدید، مراجعه یا پیگیری بانکی، از دست رفتن زمان و در برخی موارد نگرانی درباره برداشت غیرمجاز. درباره تلفن همراه، ماجرا جدیتر است؛ چون علاوه بر قیمت خود دستگاه، اطلاعات شخصی، عکسها، حسابهای کاربری، پیامها، شماره تلفنها و دسترسیهای بانکی هم ممکن است در معرض خطر قرار بگیرد.
هزینههای واقعی
بنابراین هزینه واقعی یک وسیله جامانده فقط قیمت خود آن وسیله نیست. میتوان از چیزی به نام «هزینه پنهان فراموشکاری» صحبت کرد؛ هزینهای که شامل زمان از دسترفته، هزینه رفتوآمد برای پسگرفتن وسیله، هزینه تعویض کارت یا سیمکارت، احتمال خسارت مالی، نگرانی و حتی اختلال در کارهای روزمره میشود.
حالا تصور کنید همین اتفاق در مقیاس میلیونها سفر تکرار شود. حتی اگر بخش بزرگی از وسایل جامانده در نهایت به صاحبانشان بازگردد، باز هم فرآیند پیدا کردن، ثبت، نگهداری و تحویل آنها برای راننده و پلتفرم هزینه و زمان ایجاد میکند. به عبارت دیگر، یک «موبایل جا مانده» فقط مشکل مسافر نیست؛ یک زنجیره کوچک اقتصادی و عملیاتی پشت آن شکل میگیرد.

اما شاید جذابترین بخش ماجرا همان نوزاد شیرخوار باشد. این اتفاق، فارغ از جزئیات مورد، یک تلنگر جدی است. ما در دورهای زندگی میکنیم که همزمان چندین کار انجام میدهیم؛ تماس میگیریم، پیام میخوانیم، خرید میکنیم، به جلسه بعدی فکر میکنیم و همزمان در حال رسیدن به مقصد هستیم. نتیجه این سبک زندگی، افزایش احتمال خطا و فراموشی است.
از این منظر، گزارش وسایل جامانده را میتوان یک «آینه کوچک از زندگی شهری» دانست. ما نه فقط کارت و موبایل، بلکه بخشی از توجه و تمرکز خودمان را هم در مسیرها جا میگذاریم.
و شاید سؤال اصلی این نباشد که «چرا مردم اینقدر وسایلشان را جا میگذارند؟»؛ سؤال جالبتر این است: اگر فقط یک تاکسی اینترنتی ۲۶۱ هزار کارت بانکی پیدا کرده، در کل اکوسیستم حملونقل شهری چه تعداد وسیله هر سال جا میماند و هزینه واقعی این فراموشکاری برای اقتصاد و زندگی مردم چقدر است؟
شاید وقت آن رسیده باشد که «وسایل جامانده» را فقط یک بخش خدمات مشتری ندانیم؛ بلکه آن را بهعنوان یک شاخص جالب برای سنجش حواسپرتی، سبک زندگی و حتی هزینههای پنهان زندگی مدرن بررسی کنیم.

