رونمایی از طرح آرامگاه زندهیاد استاد محمود فرشچیان در اصفهان، بهجای آنکه فقط یک پروژه معماری تازه را به نمایش بگذارد، بحثی قدیمی و حساس را دوباره به میان آورده است: مرز میان «الهام گرفتن» و «تکرار یک ایده معماری» کجاست؟
شباهتهایی میان فرم این آرامگاه و آرامگاه خیام، اثر شناختهشده هوشنگ سیحون، از سوی برخی مخاطبان و منتقدان مطرح شده است؛ بهویژه در استفاده از خطوطی که در فضا حرکت میکنند و با تلاقی و امتداد خود، کالبد اصلی بنا را شکل میدهند.
آرامگاه خیام سیحون، اما بر هندسه و مفاهیم مرتبط با سه وجه شخصیتی خیام، یعنی ریاضیات، نجوم و شاعری، بنا شده است.

در طرح آرامگاه فرشچیان، شهاب نیکمان مبنای ایده را خطوط منحنی و سیال نگارگری ایرانی، بهخصوص ویژگیهای آثار فرشچیان، معرفی کرده و از تلاش برای تبدیل این خطوط دوبعدی به یک فرم معماری سهبعدی سخن گفته است.
بنابراین پرسش اصلی لزوماً این نیست که آیا این دو بنا شباهت دارند یا نه؛ بلکه این است که آیا شباهت فرمی، حاصل یک منطق معماری مستقل است یا بازخوانی فرمی از یکی از مشهورترین آرامگاههای معماری معاصر ایران؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند مقایسه دقیق نقشهها، تناسبات، سازه و روند شکلگیری کانسپت هر دو اثر است.
لینک پیشنهادی

