به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، روزگاری نبرد دریایی با توپخانه ناوها تعیین میشد؛ دو شناور باید به فاصلهای مشخص از یکدیگر میرسیدند تا توپهایشان وارد میدان شوند. ظهور موشک ضدکشتی این معادله را کاملاً تغییر داد. حالا یک شناور کوچک، یک سامانه ساحلی یا حتی یک هواگرد میتواند از فاصله بسیار بیشتری یک کشتی بزرگ را تهدید کند و همین مسئله باعث شده موشک ضدکشتی به یکی از مهمترین ابزارهای جنگ دریایی مدرن تبدیل شود.
ایران نیز یکی از کشورهای منطقهای است که طی چند دهه گذشته روی این حوزه سرمایهگذاری کرده است. خانوادههایی مانند نور، قادر، نصر، ظفر و خلیج فارس هرکدام بخشی از این زنجیره را تشکیل میدهند. منابع تحلیلی CSIS نیز به تنوع موشکهای ضدکشتی ایران و حضور خانوادههای نور، نصر و قادر اشاره کردهاند.
نور را میتوان یکی از شناختهشدهترین موشکهای ضدکشتی ایران دانست. این موشک در خانوادهای قرار میگیرد که ریشه آن به موشکهای ضدکشتی کرم ابریشم چینی و طراحیهای مشابه بازمیگردد و طی سالها نسخههای مختلفی از آن توسعه یافته است. ویژگی مهم موشکهای این خانواده، پرواز در ارتفاع پایین و استفاده از جستجوگر برای یافتن هدف در بخش پایانی مسیر است.
اما شکار یک کشتی متحرک بسیار پیچیدهتر از برخورد با یک ساختمان ثابت است. کشتی حرکت میکند، مسیرش تغییر میکند و دریا محیطی پر از بازتابهای راداری است؛ بنابراین موشک ضدکشتی باید بتواند در مرحله پایانی هدف مناسب را تشخیص دهد. اینجاست که جستجوگر راداری یا اپتیکی اهمیت پیدا میکند.
یکی از مهمترین تحولات ایران در این حوزه، توسعه موشکهای بالستیک ضدکشتی است. خلیج فارس و ذوالفقار بصیر از جمله نمونههایی هستند که نشان میدهند فناوری خانواده فاتح میتواند برای مأموریت ضدکشتی نیز مورد استفاده قرار گیرد. ایرانواچ گزارش کرده که خلیج فارس به عنوان گونهای از فاتح-۱۱۰ دارای جستجوگر الکترواپتیکی معرفی شده و برای درگیری با اهداف دریایی طراحی شده است.
جنگی که از ساحل شروع میشود
اهمیت موشک ضدکشتی فقط در خود موشک نیست؛ شبکهای که هدف را پیدا میکند نیز بخش مهمی از سامانه است. رادارهای ساحلی، هواپیماها، پهپادها، شناورها و دیگر حسگرها میتوانند اطلاعات لازم برای ایجاد تصویر میدان نبرد را فراهم کنند؛ بنابراین موشک ضدکشتی مدرن بخشی از یک شبکه است و نه یک سلاح منفرد.
این موضوع برای ایران اهمیت ویژهای دارد. موقعیت جغرافیایی کشور و وجود خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز باعث شده جنگ دریایی یکی از مهمترین حوزههای دفاعی باشد. در چنین محیطی، سامانههای ساحلی میتوانند یک لایه دفاعی مهم ایجاد کنند.
البته موشک ضدکشتی هم سلاح شکستناپذیری نیست. ناوهای مدرن از سامانههای جنگ الکترونیک، فریب، پدافند نقطهای، موشکهای رهگیر و توپهای سریعالعمل استفاده میکنند؛ بنابراین هر موشک مهاجم باید از یک شبکه دفاعی عبور کند.
در همین نقطه مفهوم حمله اشباعی مطرح میشود. اگر تعداد زیادی تهدید همزمان وارد منطقه شوند، فشار روی سامانه دفاعی افزایش مییابد. این موضوع یکی از دلایلی است که موشکهای ضدکشتی ارزانتر و پرتعداد همچنان ارزش خود را حفظ کردهاند.
در سالهای اخیر، پهپادها نیز به بخش مهمی از این معادله تبدیل شدهاند. پهپاد میتواند یک کشتی را شناسایی کند و موقعیت آن را در اختیار یک سامانه موشکی قرار دهد. چنین ترکیبی باعث میشود مرز میان شناسایی و درگیری از گذشته باریکتر شود.
موشک ضدکشتی همچنین تنها برای غرق کردن کشتی طراحی نمیشود. حتی آسیب جدی به رادار، سامانه ارتباطی، موتور، عرشه پرواز یا بخشهای حیاتی یک شناور میتواند آن را از چرخه عملیات خارج کند؛ بنابراین مفهوم «انهدام» در جنگ دریایی با مفهوم «از کار انداختن» تفاوت دارد.
یکی از نکات مهم در بررسی موشکهای ضدکشتی ایران، تنوع آنهاست. از موشکهای کروز زیرصوت گرفته تا نمونههای بالستیک ضدکشتی، ایران تلاش کرده چند مسیر فناوری را همزمان دنبال کند. این تنوع میتواند امکان ایجاد لایههای مختلف تهدید را فراهم کند.
با این حال، درباره برخی مشخصات دقیق این سامانهها، از جمله دقت واقعی جستجوگرها و عملکرد آنها در برابر سامانههای دفاعی مدرن، اطلاعات عمومی محدود است؛ بنابراین باید میان ادعاهای رسمی و دادههای مستقل تفاوت گذاشت.
جنگ دریایی مدرن دیگر نبرد دو ناو در فاصله چند کیلومتری نیست. امروز ممکن است یک رادار ساحلی، یک پهپاد شناسایی، یک سامانه فرماندهی و یک موشک ضدکشتی در هزاران کیلومتر مربع از یک شبکه عملیاتی قرار داشته باشند. همین تغییر، ارزش موشک ضدکشتی را چند برابر کرده است.
نور، قادر، نصر، خلیج فارس و ذوالفقار بصیر را میتوان بخشهایی از همین مسیر دانست؛ مسیری که در آن ایران تلاش کرده توانایی مقابله با شناورهای بزرگ را از طریق ترکیبی از موشکهای کروز و بالستیک توسعه دهد. نتیجه این روند، تغییر مفهوم قدرت دریایی در منطقه است؛ جایی که دیگر اندازه ناو تنها معیار قدرت نیست و توانایی کشف، هدفگیری و درگیری از فاصله دور اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است.

