خبرآنلاین – داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «موضوع مذاکره نیز در زمان بایدن که خود در سال ۲۰۱۵ و زمان امضای برجام در دولت اوباما، معاون رییسجمهور بود، بسیار مهیا بود. اما از آنجا که ترامپ با شعار این که برجام بدترین توافق تاریخ است، نمیتوانست با احیای برجام موافقت کند. بر این اساس، از یک طرف دولت ترامپی روی کار آمده بود که با احیای برجام موافق نبود و دولتی در ایران سرکار آمد که علیرغم تمام حملاتی که به برجام بهویژه در صداوسیما میشد، یکی از محورهای مهم رأیآوری دولت پزشکیان بود.»
در ادامه بخشی از مصاحبه داود غرایاق زندی با خبرآنلاین را میخوانید؛
مذاکره با تأخیر آغاز شد و فرصت احیای برجام از دست رفت / هیچیک از میانجیها اعتبار لازم برای تضمین عدم حمله را نداشتند
به نظرم در کنار زمان و محل مناسب، موضوع و سطح مذاکره و شکل مذاکره ۵ عامل بسیار مهم هستند. در مورد زمان، ما وقتی وارد مذاکره شدیم که بتوانیم برجام را احیا یا به نوعی توافق جدید بر مبنای برجام دست یابیم، چون غروب برجام ۲۶ مهرماه ۱۴۰۴ بود. بر این اساس، ما کل زمان دولت بایدن و دولت سیزدهم را برای رسیدن به توافق و احیای برجام از دست دادیم و با روی کار آمدن دولت جدید در دو کشور، مذاکره در این زمینه شروع شد که با تأخیر همراه بود.
در مورد محل مناسب برای مذاکره نیز چند نقطه ترکیه، عمان، ایتالیا، مصر و سپس اسلامآباد مشخص شد که نشانه نوعی سردرگمی در این رابطه است. زیرا روشن نیست که چرا این کشورها برای مذاکره انتخاب شدند و قرار است این میانجیها با چه معیاری به جریان مذاکره کمک کنند. هیچ یک از کشورهای میانجی از اعتبار و قابلیت مناسب برای تضمین عدم حمله در جریان مذاکره برخوردار نبودند.
موضوع مذاکره نیز در زمان بایدن که خود در سال ۲۰۱۵ و زمان امضای برجام در دولت اوباما، معاون رییسجمهور بود، بسیار مهیا بود. اما از آنجا که ترامپ با شعار این که برجام بدترین توافق تاریخ است، نمیتوانست با احیای برجام موافقت کند. بر این اساس، از یک طرف دولت ترامپی روی کار آمده بود که با احیای برجام موافق نبود و دولتی در ایران سرکار آمد که علیرغم تمام حملاتی که به برجام بهویژه در صداوسیما میشد، یکی از محورهای مهم رأیآوری دولت پزشکیان بود. دولت جدید برای احیای برجام در محیط داخلی تحت فشار بود و از سوی دیگر، تصور دولت ترامپ این بود با توجه به صدمات نیروهای مقاومت طرفدار ایران در غزه، لبنان و سوریه، ایران در ضعیفترین موقعیت خود دو دهه اخیر قرار دارد و باید امتیازات بیشتری از برجام بدهد. این بنبست جدی برای وزیر خارجهای بود که طرفدار هماهنگی دیپلماسی و میدان بود.
مذاکره غیرمستقیم، گفتوگوها را به یک کاریکاتور غیرواقعی تبدیل کرد
سطح مذاکره نیز همانند برجام در ذهنیت ایران، احیای برجام بود زیرا وزیر خارجه کشورمان در زمان امضای برجام، معاون وزیر خارجه بود و با همان روند به دنبال توافق تنها در حوزه هستهای بود که نمیتوانست مورد پذیرش آمریکا قرار گیرد.
در نهایت، شکل غیرمستقیم مذاکره، نه تنها اصل مذاکره را با تأخیر مواجه میکرد؛ چیزی که با روانشناسی دولت ترامپ همخوانی نداشت بلکه مذاکره را به کاریکاتوری غیرواقعی بدل کرد که هدف آن بیشتر تحقیر طرف مقابل است تا تلاش جدی برای حل مشکل.
همه این ۵ مورد نشان میدهد که دستگاه تصمیمگیری و سیاست خارجی کشور دچار سوءبرداشت از شرایط و موقعیت خود بود؛ زیرا همچنان در زمانهای مختلف حتی پس از درگیری، مذاکره انجام گرفت، مدام محل مذاکره تغییر کرد، در مورد موضوعاتی غیر از هستهای وارد مذاکره شد و در نهایت بهصورت مستقیم و در سطحی بالاتر از وزیر خارجه در بورگن اشتوک تفاهمنامه به دست آمد. کاری که بدون این همه هزینه در دولت بایدن در دسترس بود و سایتهای هستهای احتمالاً همچنان پابرجا بودند.
ایران تصور میکرد با سرسختی میتوان به توافقی شبیه برجام رسید/ تصور اینکه ترامپ وارد جنگ نمیشود، ایران را به سمت درگیری برد
با توجه به موارد اشاره شده در پرسش نخست، طرف آمریکایی به دنبال کسب نتایجی فراتر از برجام بدون جنگ بود زیرا شعار دولت ترامپ در هر دو دوره، عدم ورود به جنگ جدید بود. در این زمینه سه موضوع محوری محل بحث است: برنامه هستهای کشور و ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده بالای ۶۰ درصد، عدم مداخله در فرایند صلح خاورمیانه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و در نهایت مذاکره برای برد موشکهای بالستیک. تقریباً ایران در هیچ کدام از این موارد، حاضر به مذاکره نبود و در عین حال تصور میکرد که ترامپ با شعار عدم ورود به جنگ جدید، وارد درگیری نمیشود، پس میتوان با سرسختی چیزی شبیه برجام را فقط در حوزه هسته ای به دست آورد. این تصور از اوضاع علیرغم داشتن تجربه دوره نخست دولت ترامپ، باعث جنگ شد.
مذاکره نکردن هم لزوماً مانع وقوع جنگ نمیشد
مخالفان دیپلماسی چنین طرح موضوع میکردند که وجود ۴۰۰ کیلوگرم مواد غنی شده بالای ۶۰ درصد همانند زمانی که دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد، ابزار مناسب و قوی برای مذاکره است و تهدید ترامپ تنها یک بلوف است. لازم به ذکر است که طرف آمریکایی در دولت اوباما به این دلیل وارد مذاکره با ایران شد که کشور میزان غنی سازی اورانیوم را تا ۲۰ درصد افزایش داده بود و با توجه به داشتن فناوری و موارد هستهای بالای ۶۰ درصد، طرف ایرانی تصور میکرد که در این شرایط شاید کسب امتیازاتی همانند برجام قابل تصور است.
پس اظهارات مخالفان مذاکره مبتنی بر واقعیت فرایند تصمیم گیری نبود و تنها نوعی بهرهبرداری سیاسی از شرایط علیه دولت است و در عین حال فرض کنید اگر مذاکره هم نمیکردیم، آیا این اتفاق رخ نمیداد؟
۲۱۹
برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید
- مذاکره با تأخیر آغاز شد و فرصت احیای برجام از دست رفت / هیچیک از میانجیها اعتبار لازم برای تضمین عدم حمله را نداشتند
- مذاکره غیرمستقیم، گفتوگوها را به یک کاریکاتور غیرواقعی تبدیل کرد
- ایران تصور میکرد با سرسختی میتوان به توافقی شبیه برجام رسید/ تصور اینکه ترامپ وارد جنگ نمیشود، ایران را به سمت درگیری برد
- مذاکره نکردن هم لزوماً مانع وقوع جنگ نمیشد

