بجویبجویبجوی
  • صفحه اصلی
  • محتوا
  • جستجو
  • نشان ها
  • دسته بندی ها
    • خبری
    • فناوری
    • ورزش
    • فیلم و سینما
    • اقتصادی
    • بازی رایانه ای
    • مجلات اینترنتی
    • سفر و گردشگری
    • خودرو
    • مذهبی
    • مادر و کودک
    • معماری و چیدمان
    • زیبایی و سلامت
    • کاریابی
    • منابع خارجی
    • ویدئو
جستجو
صفحات تخصصی
  • آخرین نتایج ورزشی
  • بورس و اوراق بهادار
  • صفحات روزنامه ها
  • قیمت ارز و فلزات گران بها
سایر
  • دسته بندی ها
  • منابع
  • ارتباط با ما
  • حریم خصوصی
در ما بجوی او را ، در او بجوی ما را
خواندن: روایت جان و جهان ایران درودی / زنی که رنج را به نور تبدیل کرد
به اشتراک بگذارید
تغییر اندازه فونتآآ
بجویبجوی
تغییر اندازه فونتآآ
  • خبری
  • ورزش
  • فناوری
  • مذهبی
  • معماری و چیدمان
  • زیبایی و سلامت
  • اقتصادی
  • بازی رایانه ای
  • خودرو
  • سفر و گردشگری
  • فیلم و سینما
  • مادر و کودک
  • مجلات اینترنتی
  • کاریابی
  • منابع خارجی
  • ویدئو
جستجو
  • صفحه اصلی
  • محتوا
  • جستجو
  • نشان ها
  • دسته بندی ها
    • معماری و چیدمان
    • منابع خارجی
    • زیبایی و سلامت
    • فناوری
    • ورزش
    • مجلات اینترنتی
    • اقتصادی
    • خودرو
    • مذهبی
    • خبری
    • سفر و گردشگری
    • بازی رایانه ای
    • کاریابی
    • مادر و کودک
    • فیلم و سینما
    • منابع خارجی
    • ویدئو
ما را دنبال کنید
در ما بجوی او را ، در او بجوی ما را
بجوی > خبری > روایت جان و جهان ایران درودی / زنی که رنج را به نور تبدیل کرد
خبری

روایت جان و جهان ایران درودی / زنی که رنج را به نور تبدیل کرد

آخرین به روز رسانی: چهارشنبه 11 شهریور 1405 11:55
خبرآنلاین
به اشتراک بگذارید
17 دقیقه مطالعه
روایت جان و جهان ایران درودی / زنی که رنج را به نور تبدیل کرد
اشتراک گذاری

ریحانه اسکندری: یازدهم شهریورماه، سالروز تولد زنی است که نامش با شناسنامه فرهنگی و تاریخ هنر معاصر ایران پیوندی گسست‌ناپذیر دارد. ایران درودی، نقاش، کارگردان، نویسنده، منتقد هنری و استاد برجسته تاریخ هنر، چهره‌ای بود که مرزهای میان رویا و واقعیت را بر پهنه بوم از میان برداشت و جهانی اثیری از نور، بلور و آینه خلق کرد. او که به گواه تاریخ هنر معاصر یکی از شاخص‌ترین بانوان نقاش ایران و جهان به شمار می‌رود، زیستی آکنده از تلاطم‌های سیاسی و تاریخی، فقدان‌های عمیق عاطفی، عشق به وطن و آفرینش مداوم داشت.

در آثار او، هر رنج شخصی به لایه‌ای از رنگ‌های پرصلابت و هر ایستادگی به نوری در افق بدل می‌شد؛ هنرمندی که زیست روایی‌اش همانند تابلوهایش، پر از تصویرسازی‌های شگفت‌انگیز و ناگفته‌های درام‌گونه بود.

فراز و فرودهای یک زیست پرالتهاب؛ از بمباران هامبورگ تا آتلیه‌های پاریس

ایران درودی در ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در مشهد و در خانواده‌ای صاحب‌نام به دنیا آمد. پدربزرگ و پدرش از تجار سرشناس خراسان بودند و پدرش فارغ‌التحصیل رشته معماری از دانشگاه مسکو بود.

نسب مادری او نیز به بازرگانان قفقاز می‌رسید که پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ شوروی، دارایی خود را رها کرده و به ایران مهاجرت کرده بودند. این پیشینه خانوادگی، نخستین گره‌خورده‌گی زندگی او با تلاطم‌های سیاسی جهان را رقم زد. چرخ روزگار خیلی زود این کودک خراسانی را در معرض طوفان‌های بزرگ‌تر قرار داد.

در یک‌سالگی، به دلیل تجارت پدرش در هامبورگ، همراه خانواده راهی آلمان شد. اما با شعله‌ور شدن آتش جنگ جهانی دوم و آغاز بمباران‌های سنگین هامبورگ، خانواده درودی ناچار به فراری شتابان از مسیر لهستان به سمت ایران شدند. آن‌ها ابتدا در مشهد و سپس در تهران اقامت گزیدند. همین تجربه زودهنگام از آوارگی، صدای آژیر قرمز و ویرانی‌های جنگ، نخستین جرقه‌های پناه بردن او به دنیای خیال، رنگ و هنر را برای فرار از واقعیت‌های تلخ پیرامون روشن ساخت.

اشتیاق وافر او به نقاشی و هدایت پدر هنر دوست اش، او را در ۱۷ سالگی به قلب هنر جهان یعنی فرانسه کشاند. درودی برای تحصیل در رشته نقاشی وارد دانشکده معتبر بوزار پاریس شد و هم‌زمان در مدرسه لوور به فراگیری تاریخ هنر پرداخت. او به این مقدار بسنده نکرد و برای یادگیری تخصصی هنر ویترای یا نقاشی روی شیشه به آکادمی سلطنتی بروکسل رفت و در دهه ۱۳۴۰ نیز در انستیتوی آر.سی.آی نیویورک، مدرک تهیه و کارگردانی برنامه‌های تلویزیونی را دریافت کرد. این آموزش‌های چشگیر و همه‌جانبه، شالوده فکری و توان فنی هنرمندی را ساخت که بعدها توانست رسانه‌های گوناگون از بوم نقاشی تا قاب تلویزیون و صفحات کتاب را به تسخیر خود درآورد.

زوایای پنهان و ظرایف ناگفته در زیست شخصی

در لابلای زندگی پرپیچ‌وقوس ایران درودی، جزئیات و فکت‌هایی وجود دارد که کمتر در روان‌شناسی عمومی آثارش به آن‌ها پرداخته شده است، اما کلید فهم بسیاری از نمادهای بصری نقاشی‌های او محسوب می‌شوند.

یکی از این زوایای پنهان، راز پیدایش قندیل‌های یخی و بلورها در کارهای او پس از یک سوگ عمیق است.

درودی در دوران تحصیل در آمریکا با پرویز مقدسی، کارگردان تئاتر و سینما ازدواج کرد. این پیوند عاطفی که پایه عمیقی از احترام و رشد متقابل داشت، با مرگ زودهنگام مقدسی به تراژدی بدل شد. درودی پس از درگذشت همسرش سه سال تمام جامه‌سیاه عزا به تن کرد و هرگز دوباره ازدواج نکرد. او بعدها اقرار کرد که شوک روحی حاصل از این فقدان، خود را در قالب فرم‌های شفاف، سرد و بلورین یا همان «قندیل‌های یخی» بر سطح بوم‌هایش نشان داد.

عنصر رمزآلود دیگر در آثار او، مرواریدهای درخشان و شناوری هستند که در میان کویرها و افق‌های نامحدود تابلوهایش دیده می‌شوند. ریشه این نماد به خواهرش، پوران درودی بازمی‌گردد. پوران طراح برجسته لباس بود که طراحی و دوخت شنل تاج‌گذاری فرح پهلوی را برعهده داشت.

مشاهدات ایران از مرواریدهای بی‌شماری که خواهرش با ظرافت بر آن پارچه‌ها می‌دوخت، در حافظه بصری او ثبت شد و سال‌ها بعد به عنوان تمثیلی از زیبایی، شکنندگی و زنانگی به صحنه نقاشی‌هایش راه یافتند. نقاش معاصر ایران همچنین تصمیم آگاهانه‌ای برای مادر نشدن گرفت. او باور داشت که هنر نیازمند توجیه و تعهدی مطلق است و نمی‌تواند دو مسئولیت بزرگ یعنی مادری و حرفه نقاشی را بدون کم‌گذاردن هم‌زمان ایفا کند.

او رنج‌های روحی خود را با آفرینش خلق اثر درمان می‌کرد؛ چنان‌که در شب درگذشت مادرش، که او را در کتاب زندگی‌نامه‌اش «مادر سبزچشم» می‌نامید، به‌جای زاری، تمام شب را پشت سه پایه نقاشی ایستاد و سوگ مادر را در لایه‌های ضخیم رنگ گنجاند. مواجهه او با بیماری نیز منحصربه‌فرد بود. ایران درودی بیش از بیست سال با بیماری سرطان دست‌وپنجه نرم کرد، اما برخلاف الگوی رایج، این بیماری را نه یک فاجعه، بلکه «معجزه زندگی» و نقطه‌ای برای عمیق‌تر شدن نگاهش به هستی می‌دانست.

او معتقد بود درک مرگ و همزیستی با بیماری، حواس انسان را نسبت به ارزش لحظه‌ها و خلق نور هوشیارتر می‌سازد.

راز قندیل‌های یخی و عزا بر بوم نقاشی

او در این باره می‌گوید: «با مرگ پرویز، تمام وجود من به یخ‌بندان بدل شد. سه سال تمام سیاه پوشیدم و تمام خشم و رنج این فقدان بر بوم‌هایم بارید. آن قندیل‌های یخی، فقط تصویر یخ نبودند؛ انجماد روح من در سوگ او بودند که نور می‌خواست از میانشان بتابد.» (مصاحبه با نشریه کلک، ۱۳۷۶)

این سخنان کلید فهم یکی از غم‌انگیزترین و در عین حال درخشان‌ترین دوره‌های کاری ایران درودی است. پس از درگذشت ناگهانی همسرش، پرویز مقدسی، سوگ عمیق او به‌جای خلوت‌نشینی، بر روی بوم نقاشی جاری شد. درودی با تبدیل این رنج شخصی به فرم‌های بلورین و شفاف، «قندیل‌های یخی»(«قندیل‌های یخی» نام یک تابلوی مستقل نیست، بلکه به یک دوره/موتیف تصویری در آثار ایران درودی پس از مرگ پرویز مقدسی اشاره دارد.) را خلق کرد؛ نمادی از روح یخ‌زده هنرمند که در تلاش بود نور امید را از میان تاریکی و انجماد عبور دهد.

روایت جان و جهان ایران درودی / زنی که رنج را به نور تبدیل کرد
یکی از نقاشی‌های ایران درودی با مضمون سوگ پرویز مقدسی

مواجهه با بیماری؛ سرطان به مثابه معجزه

«من سرطان را یک معجزه در زندگی‌ام می‌دانم، نه یک مصیبت. سرطان به من یاد داد که چقدر وقت کم است و چقدر نور برای کشیدن باقی مانده. وقتی مرگ را از نزدیک می‌بینی، دیگر وقتت را تلف کارهای کوچک نمی‌کنی.» (گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، فروردین ۱۳۹۷)

در حالی که بسیاری مواجهه با بیماری‌های سخت را نقطه‌ای برای انفعال می‌دانند، ایران درودی در بیش از دو دهه مبارزه با بیماری سرطان، نگاهی کاملاً متفاوت و عرفانی ارائه داد. او هوشیاری حاصل از مواجهه با مرگ را فرصتی برای عمیق‌تر دیدن هستی و خلق آثار بیشتر می‌دانست. این دیدگاه بازتاب همان فلسفه‌ای است که در تابلوهایش نیز دیده می‌شود: غلبه نور و روشنایی بر اندوه و تاریکی.

هویت ملی؛ شناسنامه‌ای از جنس فردوسی و نور مولانا

«هیچ‌کس در این جهان نمی‌تواند دو چیز را از من بگیرد: یکی ایرانی بودنم و دیگری نقاشی‌ام. فردوسی با شعرش به من شناسنامه داد و مولوی به بوم‌هایم نور پاشید. من تا آخرین نفس، نقاشِ نورِ ایران خواهم ماند.» (برنامه تلویزیونی شوکران، آبان ۱۳۹۷)

مرور زیست هنری ایران درودی نشان می‌دهد که تعلق خاطر او به ایران تنها یک شعار نبود، بلکه شالوده فکری او را تشکیل می‌داد. او در آثارش هنر مدرن غربی را با حکمت اشراق، عرفان مولانا و حماسه فردوسی پیوند زد و همواره تأکید داشت که ریشه اصلی نور و بی‌کرانگی در تابلوهایش، هویت و خاک ایران است.

سیر سلوک عاشقانه؛ رسیدن به مرز «هیچ‌کس بودن»

«در ۲۰ سالگی وقتی عاشق می‌شدم، می‌خواستم مالک همه‌چیز باشم. امروز در ۸۰ سالگی می‌فهمم عشق یعنی رهایی از خویشتن؛ یعنی هیچ‌کس بودن. من امروز تنها مالک تنهایی خودم هستم.» (برنامه تلویزیونی شوکران، آبان ۱۳۹۷) این گفتار تکان‌دهنده، آخرین مکاشفه فکری ایران درودی درباره معنای زیستن و عشق بود. او نفی منیت و رهایی از روحیه تصاحب‌گری را مرحله نهایی تکامل یک هنرمند می‌دانست. درودی با عبور از تعلقات دنیوی و شهرت‌های کاذب بازار هنر، نشان داد که رنج‌هایش او را به منزلی از صفای باطن و آرامش درونی رسانده است.

زبان بصری و آثار ماندگار؛ از رگ‌های زمین تا غلبه بر کویر

اگرچه منتقدان غربی، از جمله مجله فرانسوی کارفور، آثار درودی را به دلیل فضاهای خیالی و وهم‌انگیز با کارهای سالوادور دالی و ماکس ارنست مقایسه می‌کردند، اما او به سبکی کاملاً بومی دست یافت که با سورئالیسم اروپایی تفاوت داشت.

سورئالیسم غربی غالباً آکنده از ترس، اضطراب، اضداد و ویرانی است؛ در حالی که بوم‌های درودی خشم و سردی ندارند و سرشار از نور، امید و بی‌کرانگی هستند. او ریشه این نگاه را در اندیشه عرفانی ایران، حکمت سهروردی و اشعار مولانا و عطار می‌دید. بزرگان برجسته‌ای مانند آندره مالرو، ژان کوکتو، سالوادور دالی و آنتونیو رودریگز آثار او را ستودند و او را بانوی نور و آینه نامیدند.

در میان بیش از ۷۰ سال فعالیت هنری و برگزاری ده‌ها نمایشگاه در سرا سرا جهان، چند اثر او نقشی تاریخی یافتند: تاسیسات نفت و لوله‌کشی آبادان به ماهشهر در سال ۱۳۴۷ سوژه یکی از مشهورترین تابلوهای او شد. شرکت بین‌المللی آی.تی.تی از او دعوت کرد تا تابلویی با این موضوع بکشد. درودی با هوشمندی رسانه‌ای، این پیشنهاد را پذیرفت اما شرط کرد که اثر باید نمایانگر هویت ایرانی باشد. این تابلو با عنوان «نفت ایران» در سال‌های ۱۹۶۹ و ۱۹۷۰ با تیراژ چند میلیونی در مطبوعات شاخص جهان مانند لایف، تایم و نیوزویک به چاپ رسید.

احمد شاملو، شاعر بزرگ معاصر، پس از دیدن این اثر، آن را «رگ‌های زمین، رگ‌های ما» نامید و شعر بلند و ماندگار «اشارتی» را به ایران درودی اهدا کرد: «پیش از تو صورتگران بسیار از آمیزه‌ی برگ‌ها آهوان برآوردند… تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن در میانه نبود: آزادی! ما نگفتیم تو تصویرش کن!»

«نفت ایران»؛ خلق یک حماسه ملی بر بوم

او گفته بود: «وقتی پیشنهاد ITT مطرح شد، گفتم من نفت را به عنوان یک واقعه صنعتی نمی‌کشم، من رنج و غرور سرزمینم را می‌کشم. شاملو درست دست گذاشت روی نبض کار؛ آن خطوط، رگ‌های حیات ما بودند.» (نشست بررسی آثار در موزه هنرهای معاصر تهران، اردیبهشت ۱۳۸۷)

روایت جان و جهان ایران درودی / زنی که رنج را به نور تبدیل کرد
تابلوی نفت

اثر شاخص دیگر او، تابلوی «طغیان کویر» است که بر پایه یکی از کارهای دوران دانشجویی‌اش بازآفرینی شد. نسخه نخستین این کار تیره و سیاه بود، اما در نسخه نهایی که در موزه هنرهای معاصر تهران جای گرفت، درودی با تلفیق رنگ‌های آبی، نارنجی و سفید، غلبه نور بر ظلمات و خروج انسان از انزوا را به تصویر کشید. اثر «سرزمین بیگانه» نیز که در سال ۱۳۴۲ خلق شد، با حذف خط افق میان زمین و آسمان، نمونه‌ای درخشان از روان‌شناسی فضای نامحدود در نقاشی‌های اوست.

روایت جان و جهان ایران درودی / زنی که رنج را به نور تبدیل کرد
طغیان کویر

افزون بر نقاشی، کتاب اتوبیوگرافی او با نام «در فاصله دو نقطه…!» که نخستین‌بار در سال ۱۳۶۸ منتشر شد، به دلیل نثر روان، صریح و شاعرانه‌اش بارها تجدید چاپ شد و توانست ارتباط عمیقی میان او و نسل‌های گوناگون مخاطبان برقرار سازد.

آخرین مکاشفه فکری در برنامه شوکران

یکی از ماندگارترین و تکان‌دهنده‌ترین ثبت‌های گفتاری و فکری ایران درودی پیش از فرجام حیاتش، حضور در هشتمین قسمت از مجموعه تلویزیونی «شوکران» با اجرای پیام فضلی‌نژاد بود. این گفت‌وگو به گفتاری عمیق درباره فلسفه زندگی، هنر، عشق و مرگ بدل شد.

درودی در این گفت‌وگو با نفی منیت و روحیه تصاحب‌گری در عشق سخن گفت. او با اشاره به سیر درونی خود بیان کرد که در جوانی هنگام مواجهه با عشق، ادعای مالکیت کل جهان را داشت، اما در سال‌های پایانی عمر، با رهایی از خودخواهی‌ها، تنها مالک تنهایی خویش است. او فرجام نظام عشق را «هیچ‌کس نبودن» خواند و این رهایی از منیت را همان نقطه‌ای دانست که بزرگانی چون مولانا به آن دست یافتند.

او همچنین با صراحتی کم‌نظیر به نقد ساختارهای تجاری بازار هنر پرداخت. درودی با رد ارزش‌های کاذب در هنر امروز، شهرت‌های یک‌شبه برخی هنرمندان جهان مانند فریدا کالو را حاصل بازارسازی دلالان هنر دانست و تاکید کرد که تعالی واقعی هنر را باید در رنج، تکامل و صیرورت هنرمندانی چون رامبراند جست‌وجو کرد.

او همچنین آمیختن هنر با شعارهای سیاسی و ایدئولوژیک روزمره را رد کرد و اصالت هنر را در خلاقیت خالص و آزادانه دانست. در بخش دیگری از این مصاحبه، او حاکمیت هویت ایرانی بر تمام ارکان وجودش را یادآور شد و اظهار داشت هیچ کس و هیچ قدرتی در جهان نمی‌تواند دو چیز را از او بگیرد: هویت ایرانی‌اش و حرفه نقاشی‌اش. او نسبت خود با مفاخر ادبی ایران را چنین جمع‌بندی کرد که فردوسی با شعر «چو ایران نباشد تن من مباد» به او شناسنامه و هویت ملی بخشیده و مولانا با حکمتش بر بوم‌های او نور پاشانده است.

روایت جان و جهان ایران درودی / زنی که رنج را به نور تبدیل کرد
ایران درودی

فرجام بانوی نور و میراث جاودان

ایران درودی سرانجام در هفتم آبان‌ماه سال ۱۴۰۰، در سن ۸۵ سالگی و پس از ماه‌ها مبارزه با بیماری و عوارض ناشی از کرونا، در بیمارستان دی تهران چشم از جهان بست. میراث بصری او امروزه در مراکز مهمی چون موزه هنرهای معاصر تهران، موزه هنرهای زیبای کرمان، کاخ‌موزه سعدآباد، کاخ صاحبقرانیه، موزه ایکسل بلژیک و موزه هنرهای معاصر نیویورک و همچنین کلکسیون‌های معتبر خصوصی نگهداری می‌شود.

با این حال، بزرگ‌ترین دغدغه سال‌های پایانی زندگی او، تاسیس رسمی موزه اختصاصی‌اش در تهران بود تا تمامی تابلوهایش را به مردم ایران اهدا کند؛ پروژه‌ای که با تاسیس بنیاد ایران درودی پایه‌گذاری شد و همچنان یادگار ماندگار اوست. زندگی ایران درودی روایتی بود از تبدیل رنج‌های فردی و تاریخی به نور و زیبایی. او ثابت کرد که می‌توان از میان بمباران جنگ جهانی، سوگ‌های سنگین خانوادگی و نبرد با بیماری سخت، جهانی از آینه‌ها و افق‌های امیدبخش ساخت. او نه تنها با قلم‌مو بر بوم، بلکه با طرز زیست آزادانه و هویت‌محورش، تصویری جاودانه از یک زن هنرمند ایرانی را در تاریخ هنر معاصر به ثبت رساند.

۵۹۲۴۴



برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید 

سرفصل های مطالب
  • فراز و فرودهای یک زیست پرالتهاب؛ از بمباران هامبورگ تا آتلیه‌های پاریس
  • زوایای پنهان و ظرایف ناگفته در زیست شخصی
  • راز قندیل‌های یخی و عزا بر بوم نقاشی
  • مواجهه با بیماری؛ سرطان به مثابه معجزه
  • هویت ملی؛ شناسنامه‌ای از جنس فردوسی و نور مولانا
  • سیر سلوک عاشقانه؛ رسیدن به مرز «هیچ‌کس بودن»
  • زبان بصری و آثار ماندگار؛ از رگ‌های زمین تا غلبه بر کویر
  • «نفت ایران»؛ خلق یک حماسه ملی بر بوم
  • آخرین مکاشفه فکری در برنامه شوکران
  • فرجام بانوی نور و میراث جاودان
برچسب ها:خبر
این مقاله را به اشتراک بگذارید
فیس بوک پینترست واتساپ واتساپ لینکدین تلگرام لینک را کپی کنید چاپ کنید
مقاله قبلی گرافیکی‌ترین بازی PS۵ در سال جدید کدام است؟ گرافیکی‌ترین بازی PS۵ در سال جدید کدام است؟
مقاله بعدی واکنش تند بقایی به جنایت دیشب آمریکا در سیریک واکنش تند بقایی به جنایت دیشب آمریکا در سیریک
بدون دیدگاه بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انسان بودن خود را ثابت کنید: 4   +   9   =  

برچسب ها

English game IT اخبار ارز دیجیتال استخدام اقتصاد انیمیشن بازی بازی کامپوتری بیماری تور تکنولوژی خبر خودرو درمان دیجیتال دین زیبایی سبک زندگی سریال سفر سلامت سلامتی علمی فناوری فوتبال فیلم مادر ماشین محتوا اینترنتی مذهب معماری موتور موفقیت نوزاد هنر ورزش ورزشی چهره ها چیدمان کاریابی کشتی کودک گردشگری

ما را دنبال کنید

Xدنبال کنید
اینستاگرامدنبال کنید
Tiktokدنبال کنید
تلگرامدنبال کنید

موارد مرتبط

مینا وحید به جمع بازیگران «دیازپام» پیوست
خبری

مینا وحید به جمع بازیگران «دیازپام» پیوست

چهارشنبه 11 شهریور 1405
هشدار امنیتی آمریکا به شهروندانش در عربستان/ احتمال تشدید تنش وجود دارد
خبری

هشدار امنیتی آمریکا به شهروندانش در عربستان/ احتمال تشدید تنش وجود دارد

چهارشنبه 11 شهریور 1405
فیلم/ بازخورد حملات قاطع ایران به مواضع آمریکا در رسانه‌های دنیا
خبری

فیلم/ بازخورد حملات قاطع ایران به مواضع آمریکا در رسانه‌های دنیا

چهارشنبه 11 شهریور 1405
واکنش تند بقایی به جنایت دیشب آمریکا در سیریک
خبری

واکنش تند بقایی به جنایت دیشب آمریکا در سیریک

چهارشنبه 11 شهریور 1405
نمایش بیشتر

درباره ما

بجوی با جستجو در منابع وب فارسی محتوا متنوع برای شما جمع آوری کرده و در زمان شما صرفه جویی می کند. شما در بجوی می توانید محتوا جدیدترین منابع مورد علاقه خود را مشاهده و سپس در منبع اصلی دنبال کنید.کلیه محتوا نمایش داده شده توسط منابع جستجو تولید شده و بجوی هیچ گونه مسئولیتی در قبال محتوا تولید شده ندارد.

دسته بندی های پر بازدید

  • خبری
  • ورزش
  • فناوری
  • مجلات اینترنتی
  • اقتصادی
  • خودرو

دسترسی سریع

  • قیمت ارز و فلزات گران بها
  • آخرین نتایج ورزشی
  • بورس و اوراق بهادار
  • صفحات روزنامه ها
  • دسته بندی ها
  • منابع

بجویبجوی
ما را دنبال کنید
© 1405 تمامی حقوق برای بجوی محفوظ است.
  • حفظ حریم خصوصی
  • ارتباط با ما