به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در میان آثار و مجموعههایی که به بررسی اندیشه و عملکرد امام موسی صدر پرداختهاند، «اسرائیل، آن شرّ مطلق» از جایگاه متفاوتی برخوردار است؛ چراکه مسئله فلسطین و اسرائیل را صرفاً در قالب مواضعی جدا از یکدیگر مطرح نمیکند، بلکه آن را در متن تحولات سیاسی و اجتماعی لبنان و منطقه مورد بررسی قرار میدهد.
بنابر روایت دانشجو،این کتاب در واقع تصویری از مواجهه امام صدر با یکی از پیچیدهترین بحرانهای خاورمیانه ارائه میکند؛ مواجههای که در آن دفاع از جنوب لبنان، حمایت از مردم فلسطین، پاسداری از استقلال و وحدت لبنان و مقابله با تجاوز اسرائیل، اجزای یک منظومه فکری و عملی به شمار میآیند.
«اسرائیل، آن شرّ مطلق»؛ از یک تعبیر تا یک منظومه فکری
«اسرائیل، آن شرّ مطلق» تعبیری است که امام موسی صدر برای تشریح ماهیت اشغالگری، تجاوزطلبی و خشونت رژیم صهیونیستی به کار برده است. این عبارت در نگاه او صرفاً یک تعبیر احساسی یا شعار سیاسی نبود، بلکه تلاشی برای توضیح ماهیت ساختاری خطری بود که آن را متوجه مردم فلسطین، لبنان و دیگر ملتهای منطقه میدانست.
امام موسی صدر در سخنرانی خود در ۲۰ ژانویه ۱۹۷۸ میگوید:
«ما اسرائیل را شرّ مطلق میدانیم، در جهان بدتر از اسرائیل وجود ندارد… اسرائیل در تصور ما شرّ مطلق است؛ من شخصاً در حدود مطالعات و باورهایم، مؤسسهای خطرناکتر از اسرائیل نمیشناسم.»
کتاب «اسرائیل، آن شرّ مطلق» با گردآوری این سخنان و مواضع مشابه، میکوشد نگاه امام صدر را در بستر تاریخی آن بازخوانی کند؛ نگاهی که اسرائیل را صرفاً یکی از طرفهای یک منازعه نمیداند، بلکه آن را عاملی در تداوم اشغال و بیثباتی منطقه معرفی میکند.
کتابی درباره فلسطین، لبنان و مقاومت
یکی از ویژگیهای مهم این اثر آن است که مسئله اسرائیل را از سایر تحولات منطقه منفک نمیکند. در این کتاب، موضوعاتی همچون منازعه فلسطین و اسرائیل، مقاومت لبنان در برابر تجاوزهای اسرائیل، روابط فلسطینیها با لبنان و حتی پیامدهای حضور و فعالیت گروههای فلسطینی در جریان جنگ داخلی لبنان، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
امام صدر در میان این پیچیدگیها تلاش داشت میان چند اصل مهم تعادل برقرار کند؛ از یک سو دفاع از جنوب لبنان و شیعیان، حفظ استقلال و تمامیت کشور و جلوگیری از تبدیل لبنان به صحنه درگیری قدرتهای خارجی را دنبال میکرد و از سوی دیگر، بر حمایت اصولی از آرمان فلسطین و مقاومت آن تأکید داشت.
از این منظر، عملکرد و مدیریت امام صدر در آن دوران را نمیتوان صرفاً با مواضع سیاسی روزمره توضیح داد. او در شرایطی که لبنان همزمان با شکافهای داخلی، حضور گروههای مسلح، تجاوزهای اسرائیل و مسئله فلسطین مواجه بود، تلاش میکرد مبانی فکری خود را در تصمیمها و اقدامات عملی نیز دنبال کند.
اشغال، مقدم بر دفاع است
یکی از محورهای اساسی در اندیشه امام موسی صدر، مسئله تقدم اشغال بر دفاع است. او استدلالی را که میکوشد اقدامات دفاعی را عامل و علت تجاوز معرفی کند، نمیپذیرفت و بر این باور بود که این اشغال است که ضرورت دفاع را به وجود میآورد.
امام صدر در سخنرانی «کونوا فدائیین» در سال ۱۹۷۰ میگوید:
«میگویند اگر از سرزمین خود دفاع کنیم، اسرائیل آن را اشغال خواهد کرد… سرزمین ما اشغال شده است، مادامی که دشمن هر زمان که بخواهد وارد آن میشود و خارج میشود.»
این سخن، یکی از پایههای نگاه امام صدر به مقاومت را آشکار میکند؛ جامعهای که در معرض تجاوز قرار گرفته است، نمیتواند با کنار گذاشتن امکان دفاع، به امنیتی پایدار دست یابد.
دفاع از وطن؛ مسئولیتی برای دولت و مردم
امام صدر ضمن تأکید بر مسئولیت دولت در دفاع از کشور، دفاع از وطن را تنها وظیفه ساختار رسمی حکومت نمیدانست. از نگاه او، اگر حکومت در انجام این وظیفه کوتاهی کند، مسئولیت جامعه برای دفاع از سرزمین از بین نخواهد رفت.
او در کنفرانس مطبوعاتی خود در شهر بن آلمان در ۱۰ اوت ۱۹۷۰ تصریح کرد:
«دفاع از وطن فقط وظیفه حکومت نیست و اگر حکومت کوتاهی کند، این امر وظیفه مردم در دفاع را لغو نمیکند.»
این دیدگاه نشان میدهد که در منظومه فکری امام صدر، حاکمیت ملی و مقاومت الزاماً در برابر یکدیگر قرار ندارند؛ بلکه در شرایطی که کشور با تجاوز خارجی روبهرو است، مقاومت میتواند بخشی از مسئولیت عمومی برای دفاع از سرزمین باشد.
مقاومت؛ پاسخی به تجاوز
این نگاه نظری در عملکرد امام صدر نیز بازتاب داشت. او بر ضرورت ایجاد توان دفاعی در جنوب لبنان تأکید میکرد و در کنفرانس مطبوعاتی اعلام ولادت افواج مقاومت لبنان «امل» در ۶ ژوئیه ۱۹۷۵ گفت:
«اگر با دشمن اسرائیلی روبهرو شدید، با چنگ و سلاح خود، هرچقدر هم ناچیز باشد، با او بجنگید.»
این سخن در دورهای بیان شد که جنوب لبنان بارها شاهد حملات و تجاوزهای اسرائیل بود. از دیدگاه امام صدر، محدودیت امکانات مادی نباید به پذیرش تجاوز منجر شود و اراده برای دفاع، خود یکی از پایههای حفظ سرزمین و کرامت جامعه است.
سلاح در خدمت دفاع از جنوب لبنان
در اندیشه امام موسی صدر، سلاح به خودی خود هدف محسوب نمیشود؛ بلکه ارزش آن به هدف و کارکردی وابسته است که برای آن مورد استفاده قرار میگیرد.
او درباره ضرورت مسلح شدن مردم جنوب میگوید:
«سلاح زینت مردان است، تا فرزندان امتم، بهویژه در جنوب، را برای مقابله با دشمن مسلح آماده کنم.»
این دیدگاه را باید با توجه به شرایط تاریخی جنوب لبنان مورد توجه قرار داد؛ منطقهای که در معرض تهدیدها و حملات مستمر قرار داشت و از نگاه امام صدر، مردم آن نمیتوانستند در برابر چنین شرایطی بدون امکان دفاع باقی بمانند.
بر همین اساس، در چارچوب اندیشه او، مسئله سلاح پیش از آنکه یک موضوع سیاسی یا جناحی باشد، به دفاع از مردم و سرزمین مربوط میشد.
مخالفت با هرگونه اتکا به اسرائیل
امام صدر در کنار تأکید بر مقاومت، درباره مناسبات داخلی لبنان و ارتباط با دشمن خارجی نیز مرزی روشن ترسیم میکرد.
او در سال ۱۹۷۶ و در ندایی خطاب به مردم لبنان اعلام کرد:
«تعامل با اسرائیل و استعانت از آن به هر شکل و در هر اندازهای، حرام و غدر و خیانت است.»
این موضع را میتوان در چارچوب نگاه امام صدر به استقلال لبنان تحلیل کرد. از دیدگاه او، مردم لبنان با وجود اختلافات سیاسی و مذهبی میتوانستند بر سر اصول ملی و حفظ کشور به توافق برسند؛ اما دخالت دادن یک دشمن خارجی در معادلات داخلی میتوانست ساختار شکننده کشور را بیش از پیش تضعیف کند.
فلسطین و لبنان؛ دو مسئله جدا از یکدیگر نبودند
یکی از نکات مهمی که در کتاب «اسرائیل، آن شرّ مطلق» مورد توجه قرار گرفته، رابطه پیچیده میان مسئله فلسطین و لبنان است. امام صدر از یک سو از آرمان فلسطین و مقاومت فلسطینی حمایت میکرد و از سوی دیگر، نسبت به پیامدهای حضور مسلحانه گروههای فلسطینی در لبنان و تأثیر آن بر ساختار سیاسی و اجتماعی کشور بیتفاوت نبود.
در واقع، تلاش او بر این بود که حمایت از فلسطین به قیمت فروپاشی لبنان تمام نشود و دفاع از لبنان نیز به معنای نادیده گرفتن آرمان فلسطین نباشد.
همین موضوع، مدیریت و شخصیت امام صدر را از یک موضعگیری صرفاً سیاسی فراتر میبرد. او باید به طور همزمان از جنوب لبنان دفاع میکرد، درباره حقوق شیعیان و محرومان سخن میگفت، استقلال و وحدت لبنان را حفظ میکرد و در برابر مسئله فلسطین نیز موضعی اصولی و حمایتی داشت.
وحدت ملی؛ یکی از پایههای قدرت مقاومت
امام موسی صدر مقابله با اسرائیل را صرفاً یک موضوع نظامی نمیدانست. از نگاه او، جامعهای که در درون خود با شکاف و فروپاشی مواجه باشد، در برابر تهدیدهای خارجی نیز آسیبپذیرتر خواهد بود.
او درباره همزیستی طوایف در لبنان گفته است:
«همزیستی طوایف در لبنان تنها تجربه تمدنی در جهان است… و امیدوارم دشمن صهیونیستی نتواند همزیستی لبنانی را که محکومکننده اسرائیل است، از بین ببرد.»
این سخن نشان میدهد که از نگاه امام صدر، حفظ لبنان و همزیستی میان طوایف نیز بخشی از مقابله با پروژهای بود که میتوانست از شکافهای داخلی برای تضعیف کشور استفاده کند.
«شر مطلق» در قاب یک کتاب
«اسرائیل، آن شرّ مطلق» در نهایت تنها مجموعهای از سخنان امام موسی صدر درباره اسرائیل نیست؛ بلکه تصویری از یک دوره تاریخی پرالتهاب را پیش روی مخاطب قرار میدهد؛ دورهای که در آن مسئله فلسطین، تجاوزهای اسرائیل، مقاومت لبنان، جنگ داخلی لبنان و بحرانهای اجتماعی و سیاسی منطقه به یکدیگر گره خورده بودند.
اهمیت این کتاب در آن است که امام صدر را در متن همین منازعات و تحولات به تصویر میکشد؛ شخصیتی که میکوشید اصول فکری خود را به عمل تبدیل کند: دفاع از جنوب لبنان، حمایت از محرومان و شیعیان، حفظ استقلال و یکپارچگی لبنان و پشتیبانی اصولی از مقاومت فلسطین.
از این منظر، تعبیر «اسرائیل، آن شرّ مطلق» را باید بخشی از منظومهای گستردهتر دانست؛ منظومهای که در آن شناخت ماهیت اشغالگری، حق دفاع از سرزمین، ضرورت مقاومت، مخالفت با همکاری با دشمن و حفظ وحدت ملی، حلقههایی بههمپیوسته از یک اندیشه سیاسی و اجتماعی را شکل میدهند.

