به گزارش خبرنگار مهر، فرصتی که در دل تهدید محاصره دریایی برای ایران ایجاد شده، شاید از خود تهدید اهمیت بیشتری داشته باشد؛ چراکه فشارهای ناشی از محدودیت تجارت دریایی، ضرورت توسعه مسیرهای زمینی و تنوعبخشی به مبادی و مسیرهای تجاری کشور را بیش از گذشته نمایان کرده است؛ ضرورتی که در صورت تداوم و توسعه، میتواند ایران را به یکی از محورهای اصلی ترانزیت در منطقه و جهان تبدیل کند.
توسعه مبادلات تجاری از طریق مسیرهای زمینی با کشورهای منطقه و جهان، سالها به عنوان یک فرصت مهم برای ایران مطرح بوده است، اما اکنون فشار ناشی از محدودیتهای دریایی موجب شده این ظرفیت با جدیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. آنچه امروز بهعنوان یک ضرورت تحمیلی به نظر میرسد، در صورت استمرار میتواند به یک مزیت راهبردی و زمینهساز تحول در ساختار تجارت خارجی کشور تبدیل شود.
فشار اقتصادی برای تغییر رفتار ایران
نتیجهنگرفتن آمریکا از جنگ رمضان و پس از آن نبرد هرمز، موجب شد فشارهای اقتصادی افزایش یابد تا زمینه برای جنگ نظامی بعدی در داخل ایران فراهم شود. آمریکا با هدف کشاندن ایران پای میز مذاکره و گرفتن امتیاز یا ایجاد بیثباتی داخلی، مسیرهای تجاری ایران از طریق تنگه هرمز را با محدودیت مواجه کرده و تجارت دریایی کشور را تحت تأثیر قرار داده است.
این اختلال بدون تردید چالشهایی برای اقتصاد ایران، بهویژه در حوزه صادرات نفت، ایجاد کرده است، اما فراتر از مسئله نفت، محاصره دریایی یک آسیبپذیری راهبردی قدیمی را آشکار کرده است؛ وابستگی بیش از اندازه اقتصاد کشور به یک مسیر تجاری مشخص.
ایران طی سالهای گذشته به اقتصادی متکی به دریا تبدیل شده بود و کریدورهای زمینی همواره در اولویتهای پایینتر برنامهریزی اقتصادی قرار داشتند. محدودیتهای ایجادشده در مسیرهای دریایی، هرچند پرهزینه است، اما این وابستگی را به چالش کشیده و نشان داده است که اتکا به یک مسیر تجاری در شرایط بیثباتی سیاسی و امنیتی جهان، میتواند به یکی از بزرگترین آسیبپذیریهای راهبردی یک اقتصاد تبدیل شود.
توفیق اجباری برای توسعه کریدورهای زمینی
بدیهی است که اقتصاد ایران نباید تنها به یک مسیر دریایی وابسته باشد و باید تا حد امکان مسیرهای تجارت کالا متنوع شود. از این منظر، شرایط موجود را میتوان نوعی «توفیق اجباری» برای توسعه ظرفیتهای ترانزیتی کشور دانست.
ایران با برخورداری از مرز زمینی با هفت کشور، ظرفیت قابلتوجهی برای توسعه تجارت از طریق کریدورهای ریلی و جادهای دارد و میتواند بخشی از واردات و صادرات خود را از این مسیرها انجام دهد. به این ترتیب، آنچه پیش از این به عنوان یک گزینه درجهدو در تجارت خارجی مطرح بود، اکنون به خط مقدم اقتصاد کشور تبدیل شده است.
۴ کریدور برای نجات تجارت ایران از تنگنای دریایی
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که موقعیت ژئوپولیتیکی ایران مورد توجه قرار گیرد. قرار گرفتن کشور در مرکز اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب، ظرفیت تبدیل ایران به یک هاب ترانزیتی را فراهم کرده است؛ ظرفیتی که تاکنون به شکل جدی و متناسب با اهمیت ژئوپولیتیکی کشور مورد استفاده قرار نگرفته است.
در چنین شرایطی، تهدید محاصره دریایی میتواند به فرصتی برای پایهگذاری یک تحول بنیادین در اقتصاد ایران، منطقه و حتی شبکه تجارت جهانی تبدیل شود.
کریدور شرق – غرب؛ اتصال چین به ایران از مسیر آسیای میانه
یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین، کریدور ریلی چین به ایران از مسیر آسیای میانه است. این مسیر از شیآن چین آغاز شده و با عبور از قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان به ایران میرسد و طول آن حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ کیلومتر اعلام شده است.
فعالشدن منظم این کریدور میتواند زمان انتقال کالا را به شکل قابلتوجهی کاهش دهد؛ بهگونهای که مسیر حدود ۳۰ روزه دریایی به حدود ۱۵ روز از طریق حملونقل ریلی کاهش مییابد.
مزیت این مسیر تنها به کاهش زمان حمل محدود نمیشود، بلکه افزایش تنوع مسیرهای تجاری و کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی را نیز به همراه دارد. در شرایطی که مسیرهای دریایی با تهدیدات نظامی و سیاسی مواجه هستند، توسعه کریدورهای زمینی میتواند بخشی از ریسک تجارت خارجی ایران را کاهش دهد.
CPEC؛ مسیر شرقی برای دور زدن تنگه هرمز
کریدور اقتصادی چین – پاکستان (CPEC) نیز یکی دیگر از ظرفیتهایی است که در صورت اتصال ایران به ادامه این مسیر، میتواند اهمیت راهبردی قابلتوجهی پیدا کند.
اتصال ایران از طریق مسیر زمینی ریمدان – گوادر، امکان ارتباط کشور با بنادر پاکستان را فراهم میکند و میتواند بهعنوان یک مسیر شرقی برای دور زدن تنگه هرمز مورد استفاده قرار گیرد.
این مسیر در شرایطی که مسیرهای شمالی یا غربی با اختلال مواجه شوند، میتواند یک خط پشتیبان برای تجارت خارجی ایران باشد. روابط ایران و پاکستان و همچنین سرمایهگذاریهای چین در این منطقه، ظرفیت مناسبی برای توسعه این کریدور ایجاد کرده و در صورت تکمیل زیرساختها و رفع موانع، این مسیر میتواند به یکی از مسیرهای مهم ترانزیتی منطقه تبدیل شود.
کریدور شمال – جنوب؛ حلقه اتصال ایران به روسیه و هند
کریدور بینالمللی شمال – جنوب (INSTC) نیز از جمله پروژههایی است که با وجود سالها برنامهریزی، هنوز به صورت کامل فعال نشده است.
این کریدور از روسیه، جمهوری آذربایجان و ایران عبور میکند و میتواند مسیر تجارت کشور با روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی را متنوع کند. علاوه بر مزایای تجاری، توسعه این مسیر میتواند درآمد ارزی قابلتوجهی از محل ترانزیت برای ایران ایجاد کند.
تکمیل کریدور شمال – جنوب از این منظر اهمیت ویژهای دارد که ایران را به بازارهای شمالی و جنوبی متصل میکند و میتواند موازنه تجاری کشور را به شکل اساسی تغییر دهد.
شلمچه – بصره؛ دروازه ایران به بازارهای غرب
در غرب کشور نیز خط ریلی شلمچه – بصره از ظرفیت بالایی برای توسعه تجارت برخوردار است. تنها ۳۲ کیلومتر از این مسیر در خاک عراق باقی مانده و تکمیل آن میتواند ایران را به شبکه ریلی عراق و از طریق آن به ترکیه و مدیترانه متصل کند.
این مسیر میتواند بهعنوان یکی از دروازههای ورود ایران به بازارهای غرب آسیا و حتی اروپا عمل کند. نزدیکی جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی ایران و عراق نیز ظرفیت مناسبی برای افزایش مبادلات تجاری دوجانبه و توسعه ترانزیت در این مسیر ایجاد کرده است.
از «کریدور تحمیلی» تا «کریدور استراتژیک»
فعالسازی و توسعه کریدورهای زمینی میتواند وابستگی ایران به یک مسیر دریایی آسیبپذیر را کاهش داده و عمق راهبردی اقتصاد کشور را افزایش دهد. در چنین شرایطی، اختلال در یک مسیر مشخص نمیتواند بهتنهایی کل تجارت خارجی کشور را با بحران مواجه کند.
این تحول فراتر از یک واکنش تاکتیکی به تحریمها یا محدودیتهای دریایی است و میتواند نشاندهنده تغییر در نگاه ایران به جایگاه خود در شبکه تجارت جهانی باشد.
با این حال، مهمترین مسئله آن است که کریدورهای زمینی نباید صرفاً بهعنوان یک «مسکن موقت» برای عبور از شرایط محاصره مورد استفاده قرار گیرند. حتی پس از بازگشت شرایط عادی نیز حفظ مسیرهای ایجادشده، توسعه آنها و تکمیل پروژههای نیمهتمام میتواند به یک فرصت راهبردی برای اقتصاد ایران تبدیل شود.
توسعه این کریدورها با کشورهای همسایه، علاوه بر کاهش آسیبپذیری تجارت خارجی، میتواند ایران را بیش از گذشته در متن مبادلات اقتصادی منطقه و جهان قرار دهد. از سوی دیگر، توسعه زیرساختهای ریلی و جادهای میتواند زمینه حضور و سرمایهگذاری قدرتهای اقتصادی مانند چین، هند و روسیه در زیرساختهای ایران را نیز فراهم کند.
در واقع، آنچه بهعنوان یک واکنش اضطراری به محدودیتهای دریایی آغاز شده، میتواند در صورت سیاستگذاری صحیح به یک استراتژی کلان اقتصادی تبدیل شود. ایران در این مسیر دیگر صرفاً به دنبال جایگزینی برای مسیرهای دریایی نخواهد بود، بلکه میتواند شبکهای چندوجهی از مسیرهای ریلی، جادهای و دریایی ایجاد کند.
چنین شبکهای، در صورت تکمیل و بهرهبرداری پایدار، میتواند حتی پس از رفع محدودیتها نیز بهعنوان یک مزیت رقابتی بلندمدت برای اقتصاد ایران باقی بماند و جایگاه کشور را در معادلات ترانزیت، تجارت و انرژی منطقه و جهان ارتقا دهد.
ضرورت تبدیل کریدورهای زمینی به راهبردی دائمی
اگر محاصره دریایی شکل نگرفته بود، شاید توسعه و استفاده از کریدورهای زمینی و ریلی با چنین سرعتی در دستور کار قرار نمیگرفت. با این حال، ایران در هر شرایطی باید به یک هاب ترانزیتی زمینی در محورهای شرق – غرب و شمال ـ جنوب تبدیل شود و حتی پس از رفع محدودیتهای دریایی نیز این مسیرها را بهعنوان یک مزیت راهبردی دائمی حفظ کند.
تهدیدی که در ابتدا هزینههای سنگینی به اقتصاد کشور تحمیل میکرد، اکنون میتواند به یک دارایی راهبردی تبدیل شود؛ داراییای که با توافق، فشار یا حتی جنگ، بهسادگی قابل بازپسگیری نیست و در صورت ایجاد زیرساختهای لازم، میتواند برای سالها ظرفیت تجارت و ترانزیت ایران را تقویت کند.
آینده اقتصاد ایران تا حد زیادی به این موضوع وابسته است که مسیرهای زمینی و ریلی صرفاً بهعنوان راهکاری موقت برای عبور از شرایط بحرانی دیده نشوند، بلکه بهعنوان بخشی از نقشه راه دائمی تجارت خارجی کشور مورد توجه قرار گیرند.
تکمیل زیرساختهای ریلی و جادهای، توسعه پایانههای مرزی، تسهیل فرآیندهای گمرکی و ایجاد اتصال مؤثر میان کریدورهای منطقهای میتواند زمینه را برای ایفای نقشی بزرگتر از سوی ایران در نظم نوین اقتصادی منطقه فراهم کند.
از این منظر، تجربه محاصره میتواند یکی از پرهزینهترین درسهای راهبردی ایران در دهه اخیر باشد؛ اما اگر سیاستگذاری مناسبی در ادامه این مسیر صورت گیرد، ثمره آن میتواند برای دههها اقتصاد کشور را از وابستگی خطرناک به یک مسیر تجاری مشخص دور کرده و ساختار تجارت خارجی ایران را متحول کند.
تهدیدی که میتواند به فرصت تاریخی تبدیل شود
شاید پذیرفتن این واقعیت دشوار باشد که برخی از مهمترین تحولات راهبردی یک کشور نه از مسیر انتخاب و اختیار، بلکه در واکنش به تهدیدها شکل میگیرند. با این حال، تجربه ایران در ماههای اخیر نشان داده است که یک تهدید میتواند به محرکی برای ایجاد فرصتهای ماندگار تبدیل شود.
کریدورهای زمینی یکی از مهمترین نمونههای این تحول هستند؛ جایی که محدودیت در مسیرهای دریایی میتواند به توسعه مسیرهای زمینی و تبدیل یک ضرورت تحمیلی به یک ظرفیت راهبردی منجر شود.
اکنون مسئله اصلی این است که این مسیرها صرفاً بهعنوان راه فرار از تحریم یا ابزاری برای عبور از یک بحران مقطعی دیده نشوند. ایران میتواند با تکمیل و توسعه کریدورهای شرق – غرب و شمال – جنوب، این مسیرها را به بخشی از معماری دائمی تجارت خارجی خود تبدیل کند.
در چنین شرایطی، کریدورهای زمینی میتوانند شکل جدیدی از «جاده ابریشم» برای ایران باشند؛ شبکهای که اقتصاد کشور را از وابستگی بیش از اندازه به مسیرهای دریایی دور کرده و آن را به قلب شبکه تجارت زمینی منطقه متصل میکند.
زهره آقاجانی

