به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، فراز ۲۱ در دعای ۳۲ صحیفه سجادیه از امام سجاد علیه السلام درباره «درخواست پرده پوشی و رازداری خداوند در قیامت» میفرمایند:
اللَّهُمَّ وَ إِذْ سَتَرْتَنِی بِعَفْوِکَ ، وَ تَغَمَّدْتَنِی بِفَضْلِکَ فِی دَارِ الْفَنَاءِ بِحَضْرَهِ الْأَکْفَاءِ ، فَأَجِرْنِی مِنْ فَضِیحَاتِ دَارِ الْبَقَاءِ عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ مِنَ الْمَلَائِکَهِ الْمُقَرَّبِینَ ، وَ الرُّسُلِ الْمُکَرَّمِینَ ، وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ ، مِنْ جَارٍ کُنْتُ أُکَاتِمُهُ سَیِّئَاتِی ، وَ مِنْ ذِی رَحِمٍ کُنْتُ أَحْتَشِمُ مِنْهُ فِی سَرِیرَاتِی .
ترجمه
خدایا! اکنون که مرا به پردۀ گذشت و عفوت پوشاندی؛ و در این جهان فانی، احسانت را در برابر مردم، شامل حال من فرمودی؛ پس مرا از رسواییهای جهان ابدی، در برابر اهل محشر که عبارتند از فرشتگان مقرّب و پیامبران بزرگوار و شهدا و شایستگان، پناه ده؛ آن شهدا و شایستگانی که در دنیا همسایهام بودند و من زشتیهایم را از آنان میپوشاندم و خویشاوندانی بودند که در کارهای بد و اعمال خلافم، از آنها شرم داشتم.
تفسیر
پردهپوشى خداوند در برابر رسوایى انسان
از تلخترین صحنههاى قیامت پردهبردارى از درون حقیقى آدم است، پردهاى که از روى اسرار نهان انسان، کنار مىرود و او در مقابل بزرگان پاک نهاد و دوستانى که پیوسته در پوشیدن حالات خود از آنها مىکوشید، یکباره همه رازهاى او آشکار مىشود.
پروردگار ستّار در این جهان پرده سرّپوشى خود را بر انسان و صفات درونى و اعمال ظاهرى افکنده است، مردم در سایه آن به زندگى روزمرّه دنیایى خویش ادامه مىدهند. خداوند به خاطر پیوستگى گذران زندگى، سرّ را فاش نمىکند وگرنه آدمى با آدمى زندگى نمىکرد حتى براى بدرقه جنازه و دفن او هم شرکت نمىنمود.
همانگونه که امیر المؤمنین على (علیه السلام) فرمود:
لَوْ تَکاشَفْتُمْ ما تَدافَنْتُمْ.«۱»
اگر پرده از شما برداشته شود شما را دفن نخواهند کرد.
پس اگر کسى دوست دارد لطف خدا در دنیا حال او را فرا گیرد و بر اسرار او پرده عفو بکشد، باید از خدا شرم داشته باشد و بىباکانه عمل نکند؛ زیرا صبر و گذشتِ خداوند حلیم هم اندازهاى دارد، اگر بندهاى افسار سرکش نفس امّاره را رها کند چنان رسواى دو عالم مىشود که حق تعالى هم نسبت به او بىتوجّه مىشود.
عبداللّه بن مسعود مىگوید: پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) در سفارشهاى حکیمانهاش به من فرمود:
یَا ابْنَ مَسْعُودٍ! عَلَیْکَ بِالسَّرائِرِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعالى یَقُولُ: ﴿یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ * فَمَا لَهُ مِنْ قُوَّهٍ وَلَا نَاصِرٍ﴾«۲»یَا ابْنَ مَسْعُودٍ! إِحْذَرْ یَوْماً تُنْشَرُ فِیهِ الْصَّحائِفُ وَ تَظْهَرُ فِیهِ الْفَضائِحُ فَإِنَّ اللَّهَ تَعالى یَقُولُ: ﴿وَ نَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَهِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا ۖ وَ إِنْ کَانَ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا ۗ وَ کَفَىٰ بِنَا حَاسِبِینَ﴾«۳»«۴»
اى پسر مسعود! بر تو باد به رازها؛ زیرا خداوند بزرگ مىفرماید: «روزى که رازها فاش مىشود.* پس انسان را [در آن روز در برابر عذاب] نه نیرویى است و نه یاورىاى پسر مسعود! بترس از روزى که نامههاى اعمال باز شود و رسوایىها آشکار گردد؛ زیرا خداى متعال مىفرماید: «و ترازوهاى عدالت را در روز قیامت مىنهیم و به هیچ کس هیچ ستمى نمىشود؛ و اگر [عمل خوب یا بد] هم وزن دانه خردلى باشد آن را [براى وزن کردن] مىآوریم، و کافى است که ما حسابگر باشیم.
راز دارى و پرده پوشى عملى نیک است. اگر آنچه را که خدا مىداند، دیگران مىدانستند یکدیگر را بین خود راه نمىدادند؛ زیرا پرده جهل و بىخبرى از حال مردم؛ نعمتى بزرگ است که خداوند بر انسانها لطف کرده است، چون اگر همه امور ظاهرى و باطنى نمایان بود مردم از همدیگر فرار مىکردند و هرگز جامعه و خانوادهاى تشکیل نمىشد. اما خداوند به رحمت خویش با پوشش بر گناهان و عیبها بین دلها عشق و دوستى و پرده حیا قرار داده تا در کنار هم زندگى کنند.
امام صادق (علیه السلام) مىفرماید:
إِنَّ لِلَّهِ تَبارَکَ وَ تَعالى عَلى عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ أَرْبَعینَ جُنَّهً، فَمَتى أَذْنَبَ ذَنْباً کَبِیراً رَفَعَ عَنْهُ جُنَّهً فَإِذا عابَ أَخاهُ الْمُؤْمِنَ بِشَىءٍ یَعْلَمُهُ مِنْهُ انْکَشَفَ تِلْکَ الْجُنَنُ عَنْهُ وَ یَبْقى مَهْتُوکَ السِّتْرِ فَیَفْتَضِحُ فِى السَّماءِ عَلى أَلْسِنَهِ الْمَلائِکَهِ وَ فِى الْأَرْضِ عَلى أَلْسِنَهِ النَّاسِ وَ لایَرْتَکِبُ ذَنْباً إِلَّا ذَکَرُوهُ وَ یَقُولُ الْمَلائِکَهُ الْمُوَکِّلُونَ بِهِ یا رَبَّنا قَدْ بَقِىَ عَبْدُکَ مَهْتُوکَ السِّتْرِ وَ قَدْ أَمَرْتَنا بِحِفْظِهِ فَیَقُولُ عَزَّوَجَلَّ: مَلائِکَتى لَوْ أَرَدْتُ بِهذَا الْعَبْدِ خَیْراً ما فَضَحْتُهُ فَارْفَعُوا أَجْنِحَتَکُمْ عَنْهُ فَوَ عِزَّتى لایَؤُول إِلى خَیْرٍ أَبَداً.«۵»
خداى بلند مرتبه و برتر براى بنده مؤمن خود چهل سپر قرار داده است، هر گاه گناه بزرگى از او سر زند یک سپر کنار مىرود و چون از برادر مؤمن خود عیبى بداند و او را به آن سرزنش کند دیگر سپرها کنار روند و بىپرده ماند و به این ترتیب در آسمان به زبان فرشتگان و در زمین به زبان مردم رسوا مىشود. و هر گناهى که مرتکب مىشود او را یاد مىکنند و فرشتگان موکّل او مىگویند: اى پروردگار ما! بنده تو بدون پرده مانده است و تو ما را به نگه دارى از او فرمان دادى. پس خداوند متعال مىفرماید: فرشتگانم! اگر خوبى در این بنده مىخواستم او را رسوا نمىکردم، بالهایتان را از او بردارید، به بزرگواریم قسم! هرگز به خیرى باز نگردد.
امام على (علیه السلام) در بیان سرزنش غرور انسان در برابر پروردگار کریم مىفرماید:
فَتَعالى مِنْ قَوِىٍّ ما اکْرَمَهُ! وَ تَواضَعْتَ مِنْ ضَعیفٍ ما اجْرَأکَ عَلى مَعْصِیَتِه! وَ انْتَ فى کَنَفِ سِتْرِهِ مُقیمٌ وَ فى سَعَهِ فَضْلِهِ مُتَقَلِّبٌ، فَلَمْیَمْنَعْکَ فَضْلَهُ وَ لَمْیَهْتِکْ عَنْکَ سِتْرَهُ بَلْ لَمْتَخْلُ مِنْ لُطْفِهِ مَطْرَفَ عَیْنٍ، فى نِعْمَهٍ یُحْدِثُها لَکَ، اوْ سَیِّئَهٍ یَسْتُرُها عَلَیْکَ، اوْ بَلِیَّهٍ یَصْرِفُها عَنْکَ، فَما ظَنُّکَ بِهِ لَوْ أَطَعْتَهُ؟!.«۶»
بلند مرتبه است خدایى که با این قدرتش چه کریم است! و تو با این ناتوانى و پستى چه جرأتى بر معصیت او دارى! در حالى که در پناه پوشش او مقیمى، و در فراخناى احسانش مىگردى، فضلش را از تو باز نداشته، و پرده حرمتت را ندریده است، بلکه در نعمتى که براى تو ایجاد مىکند، و گناهى که بر تو مىپوشاند، و بلایى که از تو دور مىنماید چشم به هم زدنى از لطفش محروم نیستى، پس به او چه گمان مىبرى اگر او را بندگى کنى؟!
و نیز فرمود:
مَنْ تابَ تابَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ أُمِرَتْ جَوارِحُهُ أَنْ تَسْتُرَ عَلَیْهِ وَ بِقاعُ الْأَرْضِ أَنْ تَکْتُمَ عَلَیهِ وَ أُنْسِیَتِ الْحَفَظَهُ ما کانَتْ تَکْتُبُ عَلَیْهِ.«۷»
هر که توبه کند خداوند او را بیامرزد و به اعضاى بدن او و جاى جاى زمین دستور داده شود که آبروى او را حفظ کند و عیبهایش را بپوشاند و گناهانى که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشتهاند از یاد آنان ببرد.
پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) مىفرماید:
مَنْ عَلِمَ مِنْ أَخِیهِ سَیِّئَهً فَسَتَرَها، سَتَرَ اللَّهُ عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ.«۸»
هر که از برادر خود گناهى بداند و آن را بپوشاند، خداوند روز قیامت گناهان او را بپوشاند.
أصبغ بن نباته مىگوید:
أَتَى رَجُلٌ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقالَ: یا أَمِیرَالْمُؤْمِنینَ، إِنِّى زَنَیْتُ فَطَهِّرنى، فَأَعْرَضَ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بِوَجْهِهِ عَنْهُ، ثُمَّ قالَ لَهُ: إِجْلِسْ، فَأَقْبَلَ عَلِىٌّ (علیه السلام) عَلَى الْقَوْمِ فَقالَ: أَیَعْجِزُ احَدَکُمْ إِذا قارَفَ السَّیِّئَهَ أَنْ یَسْتُرَ عَلى نَفْسِهِ کَما سَتَرَ اللَّهُ عَلَیْهِ.«۹»
مردى خدمت امیرمؤمنان آمد و عرض کرد: اى امیرمؤمنان! من زنا کردهام، مرا پاک گردان. امیرمؤمنان رویش را از او برگرداند، سپس فرمود: بنشین.آنگاه امام على (علیه السلام) رو به مردم کرد و فرمود: اگر کسى از شما این گناه را مرتکب شود مگر نمىتواند آن را بر خود بپوشاند همچنانکه که خدا بر او پوشانده است.
یکى از صفات جمالى حق تعالى ستّار العیوب است، پردهپوشى عیبهایى که براى انسان رسوایى به بار مىآورد.
همانطور که در دعاى اهل بیت المعمور آمده است:
یا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ وَ سَتَرَ الْقَبِیحَ یا مَنْ لَمْیُؤاخِذْ بِالْجَریرَهِ وَ لَمْیَهْتِکِ السِّتْرَ یا عَظِیمَ الْعَفْوِ یا حَسَنَ التَّجاوُزِ.«۱۰»
اى خدایى که زیبایىها را آشکار مىکنى و زشتىها را مىپوشانى و اى خدایى که بندگان را بر جسارت پدید آوردن جنایتها شتاب نمىگیرى و پردهدرى حرمت بندگان را روا نمىدارى، اى بزرگ آمرزنده و اى نیک درگذرنده.
شیخ بهائى رحمه الله در تفسیر دعاى فوق و تجسّم اعمال در ملکوت حق، از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمودند:
ما مِنْ مُؤْمِنٍ الَّا وَ لَهُ مِثالٌ فِى الْعَرْشِ فَإِذا اشْتَغَلَ بِالرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ وَ نَحْوِهِما فَعَلَ مِثالَهُ مِثْلَ فِعْلِهِ فَعِنْدَ ذلِکَ تَراهُ الْمَلائِکَهُ عِنْدَ الْعَرْشِ وَ یُصَلُّونَ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ وَ إِذا اشْتَغَلَ الْعَبْدُ بِمَعْصِیَهٍ أَرْخى اللَّهُ تَعالى عَلى مِثالِهِ سِتْراً لِئَلَّا تَطَّلِعُ الْمَلائِکَهُ عَلَیْها. فَهَذا تَأْویلُ یا مَنْ اظْهَرَ الْجَمیلَ وَ سَتَرَ الْقَبیحَ.«۱۱»
براى هر انسان با ایمانى در عرش همانندى است، پس هرگاه او به رکوع و سجده و مانند آن مشغول گردد آن صورت هم به مانند عمل او انجام مىدهد، پس چون فرشتگان آن صورت را مشغول به آن عمل مىبینند براى آن مؤمن دعا و طلب مغفرت مىکنند. پس هر گاه آن بنده به گناهى سرگرم شود، خداوند پردهاى بر روى آن صورت مثالى مىکشد تا آن فرشتگان از عمل زشت او آگاه نشوند. پس این تفسیر؛ یا مَنْ اظْهَرَ الْجَمیلَ وَ سَتَرَ الْقَبیحَ است.
پینوشتها:
(۱)- بحار الأنوار: ۷۴/ ۳۸۵، باب ۱۵، حدیث ۱۰؛ عیون أخبار الرضا (علیه السلام): ۲/ ۵۳، حدیث ۲۰۴.
(۲)- طارق (۸۶): ۹- ۱۰.
(۳)- انبیاء (۲۱): ۴۷.
(۴)- بحار الأنوار: ۷۴/ ۱۱۱، باب ۵، حدیث ۱؛ مکارم الأخلاق: ۴۵۷.
(۵)- بحار الأنوار: ۷۰/ ۳۶۱، باب ۱۳۷، حدیث ۸۷؛ الإختصاص: ۲۲۰.
(۶)- نهج البلاغه: خطبه ۲۱۴.
(۷)- بحار الأنوار: ۶/ ۲۸، باب ۲۰، حدیث ۳۲؛ مشکاه الأنوار: ۱۰۹.
(۸)- کنز العمال: ۳/ ۲۵۰، حدیث ۶۳۹۱؛ مسند احمد بن حنبل: ۴/ ۱۰۴.
(۹)- من لایحضره الفقیه: ۴/ ۳۱، حدیث ۵۰۱۷؛ وسائل الشیعه: ۲۸/ ۳۸، باب ۱۶، حدیث ۳۴۱۵۹.
(۱۰)- بحار الأنوار: ۸۳/ ۷۵، باب ۳۹، ذیل حدیث ۱۰؛ البلد الأمین: ۱۸.
(۱۱)- بحار الأنوار: ۵۴/ ۳۵۴، باب ۲، تنبیه؛ مفتاح الفلاح: ۲۰۱.
منبع:عرفان

