وقتی چراغ خودرو بخشی از طراحی بدنه بود
به گزارش خبرنگار خودرو تابناک؛زمانی بود که طراح خودرو برای طراحی چراغ مجبور نبود آن را روی دماغه خودرو بگذارد و تمام. میتوانست چراغ را پشت یک درپوش مخفی کند، خط بدنه را صاف نگه دارد و وقتی راننده کلید چراغ را میچرخاند، ناگهان دو یا چهار چراغ از دل کاپوت یا گلگیر بیرون بیایند. امروز شاید این حرکت بیشتر شبیه یک ترفند نمایشی به نظر برسد، اما در بخش بزرگی از تاریخ خودرو، چراغهای جمعشونده یا Pop-up Headlights یکی از مهمترین ابزارهای طراحان برای ساختن چهرهای متفاوت بودند. خودروهایی که این چراغها را داشتند معمولاً پایینتر، عریضتر و تهاجمیتر به نظر میرسیدند و همین ویژگی باعث شد این فناوری از خودروهای لوکس و اسپرت گرفته تا مدلهای اقتصادی و حتی برخی خودروهای معمولی راه پیدا کند.
ایده چراغ مخفی در اصل از یک نیاز ساده به وجود آمد: چراغ باید بتواند نور کافی را به جلو بتاباند، اما همزمان محدودیتهای طراحی و آیرودینامیک را هم رعایت کند. نخستین نمونههای چراغهای پنهان به دهههای ابتدایی قرن بیستم برمیگردند، زمانی که طراحی خودرو هنوز تحت تأثیر کالسکهها بود و چراغها اغلب به صورت قطعات جداگانه روی بدنه قرار میگرفتند. با افزایش سرعت خودروها و تغییر شکل بدنه، چراغ نیز به بخشی جدی از طراحی تبدیل شد.
یکی از نخستین نمونههای شناختهشده استفاده از چراغهای جمعشونده به Cord ۸۱۰ در سال ۱۹۳۶ مربوط میشود. این خودرو محصول شرکت Cord بود و طراحی آن توسط Gordon Buehrig انجام شد. Cord ۸۱۰ نهتنها به دلیل چراغهای مخفی، بلکه به خاطر طراحی جلوپنجره متفاوت، بدنه آیرودینامیک و استفاده از سیستم انتقال قدرت جلو، یکی از خودروهای بسیار پیشرفته زمان خود محسوب میشد. چراغهای جلو داخل گلگیرها قرار میگرفتند و راننده با استفاده از مکانیزمی دستی آنها را بیرون میآورد.
در آن زمان، چراغ جمعشونده بیشتر از آنکه یک ابزار زیبایی باشد، راهی برای دستیابی به طراحی تمیزتر و متفاوتتر بود. اما بعد از جنگ جهانی دوم و بهخصوص در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، این فناوری به یکی از نمادهای اصلی خودروهای اسپرت تبدیل شد.
دلیلش هم کاملاً قابل فهم بود. وقتی چراغها بسته بودند، طراح میتوانست دماغه خودرو را پایینتر طراحی کند و خط کاپوت را بدون برآمدگی چراغ ادامه دهد. این موضوع در خودروهای اسپرت اهمیت زیادی داشت، چون طراحی پایین و کشیده خودرو یکی از عناصر اصلی شخصیت بصری آنها بود. به همین دلیل خودروهایی مانند Chevrolet Corvette، Chevrolet Camaro، Porsche ۹۲۸، Mazda RX-۷، Toyota Supra و بسیاری از مدلهای دیگر در دورههای مختلف به چراغهای جمعشونده مجهز شدند.
در دهه ۱۹۶۰ حتی برخی خودروهای آمریکایی به شکل ویژهای از این فناوری استفاده کردند. Chevrolet Corvette C۲ Sting Ray یکی از مشهورترین نمونهها بود. نسل دوم کوروت در سال ۱۹۶۳ معرفی شد و چراغهای پنهان آن به یکی از عناصر اصلی طراحی خودرو تبدیل شدند. هنگامی که چراغها بسته بودند، دماغه خودرو کاملاً یکپارچه به نظر میرسید و ظاهر آن نسبت به خودروهای معمولی آن دوره بسیار متفاوت بود.
اما چراغهای مخفی فقط برای زیبایی نبودند. در آن دوره، طراحی آیرودینامیک نیز بهتدریج اهمیت بیشتری پیدا میکرد. هر برآمدگی روی سطح جلویی خودرو میتوانست روی جریان هوا اثر بگذارد؛ بنابراین قرار دادن چراغ پشت یک پوشش صاف، از نظر تئوری امکان طراحی سطحی تمیزتر را فراهم میکرد. البته نباید در این زمینه اغراق کرد؛ چراغهای جمعشونده خودشان وزن، پیچیدگی مکانیکی و شکافهای بیشتری ایجاد میکردند و در حالت باز نیز وضعیت آیرودینامیکی کاملاً متفاوت میشد.
همین پیچیدگی مکانیکی یکی از نقاط ضعف اصلی این فناوری بود. برای اینکه چراغ از داخل بدنه بیرون بیاید، خودرو به موتور الکتریکی، مکانیزم چرخدنده، بازوها، اتصالات و سیستم کنترل نیاز داشت. در برخی خودروها این مکانیزم با گذشت زمان دچار خرابی میشد و چراغ ممکن بود نیمهباز بماند یا یکی از دو چراغ در موقعیت متفاوتی قرار بگیرد. در برخی مدلها حتی مشکلات مربوط به موتورهای الکتریکی یا چرخدندهها به ایرادی نسبتاً رایج تبدیل شده بود.
با این حال، مشتریان حاضر بودند این پیچیدگی را تحمل کنند، چون نتیجه جذاب بود، دهه ۱۹۸۰ را میتوان دوران طلایی چراغهای مخفی دانست. خودروهای اسپرت ژاپنی و اروپایی در این دوره بهشدت از این طراحی استفاده کردند. Toyota Supra نسل سوم، Mazda RX-۷ نسل دوم، Honda Prelude، Toyota Celica، Mitsubishi ۳۰۰۰GT و بسیاری از خودروهای دیگر با همین چهره وارد بازار شدند. در اروپا نیز Porsche ۹۲۸ و Ferrari Testarossa از مشهورترین نمونهها بودند.
در مورد فراری، چراغهای مخفی فقط یک راهحل مهندسی نبودند؛ بخشی از زبان طراحی برند محسوب میشدند. خودروهای اسپرت دهه ۱۹۸۰ با چراغهای بسته، چهرهای بسیار متفاوت پیدا میکردند و همین مسئله باعث شد این فناوری در فرهنگ عامه نیز جایگاه ویژهای پیدا کند.
اما در همان زمانی که چراغهای مخفی به اوج محبوبیت خود رسیده بودند، صنعت خودرو به سمت مسیری حرکت میکرد که در نهایت آنها را کنار زد.
ایمنی،با افزایش توجه قانونگذاران به ایمنی عابر پیاده و طراحی قسمت جلویی خودرو، سازندگان مجبور شدند به شکل و سختی قطعات روی دماغه توجه بیشتری کنند. چراغهای جمعشونده، به دلیل وجود درپوش و مکانیزمهای متحرک و شکل خاص بدنه، دیگر مانند گذشته با الزامات جدید طراحی بهراحتی هماهنگ نبودند. البته این تصور که یک قانون مشخص در یک روز تمام چراغهای مخفی را ممنوع کرد، دقیق نیست. حذف آنها نتیجه مجموعهای از تغییرات مقرراتی، استانداردهای ایمنی، الزامات روشنایی و تحول طراحی خودرو بود.
در آمریکا نیز مقررات مربوط به چراغهای جلو نقش مهمی در محدود کردن آزادی طراحان داشتند. استانداردهای فدرال روشنایی خودرو در طول زمان تغییر کردند و مسئله ارتفاع، شکل، محل نصب و عملکرد چراغها را تحت تأثیر قرار دادند. در اروپا نیز استانداردهای روشنایی و الزامات ایمنی به سمت استفاده از چراغهای یکپارچهتر حرکت کردند از طرف دیگر، فناوری چراغ هم در حال تغییر بود.
چراغهای هالوژن بهبود پیدا کردند و سپس چراغهای زنون یا HID وارد بازار شدند. بعدتر LEDها آمدند و طراحی چراغ خودرو را تقریباً از نو تعریف کردند. LED به خودروساز اجازه داد چراغی باریکتر، سبکتر و بسیار انعطافپذیرتر طراحی کند. دیگر نیازی نبود چراغ بزرگ و استانداردی را داخل بدنه پنهان کنیم؛ میتوانستیم خود چراغ را به بخشی از هویت طراحی تبدیل کنیم.این تغییر یک اتفاق بسیار مهم بود.
در گذشته طراح مجبور بود چراغ را از بدنه پنهان کند تا بتواند دماغه خودرو را زیباتر طراحی کند. اما با LED، چراغ خودش تبدیل به ابزار طراحی شد. خطوط نوری باریک، امضای نوری برندها، چراغهای روز و بعدها سیستمهای ماتریسی باعث شدند چراغ خودرو نه یک قطعه مزاحم، بلکه یکی از مهمترین عناصر شخصیت خودرو باشد.
در واقع صنعت خودرو راه دیگری برای حل همان مشکل قدیمی پیدا کرد اگر در دهه ۱۹۸۰ طراح میگفت «چراغ را پنهان کنیم تا بدنه زیباتر شود»، طراح امروزی میگوید «چراغ را به شکلی طراحی کنیم که خودش بخشی از زیبایی بدنه باشد».
البته آیرودینامیک نیز نقش خودش را داشت. خودروهای امروزی برای کاهش مصرف سوخت و در خودروهای برقی برای افزایش برد، باید تا حد ممکن جریان هوا را کنترل کنند. سطوح بدنه، ورودیهای هوا، دستگیرهها، آینهها و حتی فرم چراغها در طراحی آیرودینامیک مورد توجه قرار میگیرند. حذف مکانیزمهای متحرک چراغ نیز میتواند به سادهتر شدن ساختار و کاهش هزینه و وزن کمک کند.
از طرف دیگر، چراغهای مدرن قابلیتهایی دارند که چراغهای جمعشونده هرگز نمیتوانستند ارائه کنند. سیستمهای LED تطبیقی میتوانند الگوی نور را بر اساس شرایط جاده تغییر دهند. چراغهای ماتریسی میتوانند بخشی از نور را خاموش کنند تا راننده مقابل کمتر خیره شود و همزمان بخش دیگری از مسیر روشن بماند. در برخی خودروهای جدید، حتی نورپردازی جلو میتواند با سیستمهای کمکراننده و دوربینهای خودرو ارتباط داشته باشد.
این فناوریها اساساً تعریف چراغ خودرو را تغییر دادهاند چراغ دیگر فقط وسیلهای برای روشن کردن جاده در شب نیست. امروز میتواند ابزار ارتباطی، عنصر طراحی، بخشی از سیستم ایمنی و حتی یک رابط بصری میان خودرو و عابر باشد. در بعضی خودروهای جدید، چراغها میتوانند الگوهای نوری خاصی ایجاد کنند تا حضور خودرو یا وضعیت برخی سیستمها را به دیگران نشان دهند.
با این حال، محبوبیت فرهنگی چراغهای مخفی هنوز تمام نشده است علاقهمندان خودروهای کلاسیک و اسپرت همچنان این طراحی را یکی از جذابترین عناصر خودروهای قدیمی میدانند. وقتی چراغهای یک Mazda RX-۷، Porsche ۹۲۸ یا Corvette C۴ باز میشوند، چیزی بیشتر از روشن شدن چراغ اتفاق میافتد؛ بخشی از شخصیت خودرو ظاهر میشود. شاید به همین دلیل است که حتی در دورهای که صنعت خودرو تقریباً به طور کامل از این فناوری عبور کرده، خودروهای دارای Pop-up Headlights همچنان در بازار کلاسیک و میان علاقهمندان ارزش خاصی دارند.
آخرین خودروهای تولید انبوه مجهز به چراغهای جمعشونده در دهه ۲۰۰۰ از بازار خارج شدند و C۵ Chevrolet Corvette نیز یکی از آخرین نمونههای مشهور این دوران بود. پس از آن، طراحی چراغهای جلو تقریباً بهطور کامل به سمت چراغهای ثابت و یکپارچه رفت ،این پایان یک دوره بود؛ دورهای که در آن طراح خودرو میتوانست با یک موتور کوچک و چند چرخدنده، چهره خودرو را در عرض چند ثانیه تغییر دهد.
چراغهایی که با رفتنشان ماندگارتر شدند
چراغهای مخفی در نهایت قربانی یک فناوری خاص نشدند؛ آنها قربانی تغییر نگاه صنعت خودرو شدند. مقررات ایمنی سختتر شد، فناوری روشنایی پیشرفت کرد، LED آزادی بیشتری به طراحان داد، آیرودینامیک اهمیت بیشتری پیدا کرد و خودروسازان فهمیدند که چراغ ثابت هم میتواند به اندازه یک قطعه متحرک، هویت خودرو را بسازد.
اما شاید دلیل ماندگاری این چراغها دقیقاً همین باشد که دیگر وجود ندارند. وقتی یک فناوری برای چند دهه در تعداد زیادی از خودروها استفاده میشود، عادی میشود؛ اما وقتی ناگهان از بین میرود، تبدیل به خاطره میشود.
امروز تقریباً هیچ خودروسازی حاضر نیست برای یک خودروی جدید، مکانیزم پیچیده و سنگین چراغ جمعشونده طراحی کند. هزینه، پیچیدگی، استانداردهای ایمنی و مزیتهای فناوریهای جدید چنین تصمیمی را منطقی نمیکنند. با این حال، در ذهن علاقهمندان، لحظهای که چراغهای یک خودرو از دل کاپوت بیرون میآیند، همچنان یکی از جذابترین حرکات تاریخ طراحی خودرو است.
شاید چراغهای مخفی در زمان خودشان قرار بود آینده را نشان دهند؛ اما حالا خودشان تبدیل به بخشی از گذشتهای شدهاند که صنعت خودرو با سرعت زیادی از آن عبور کرده است؛ و این شاید یکی از عجیبترین اتفاقات تاریخ خودرو باشد؛ فناوریای که روزی نماد مدرنیته بود، امروز به یکی از نوستالژیکترین نشانههای خودروهای کلاسیک تبدیل شده است.