به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، یکی از پرسشهای مهم در مسیر دینداری این است که اگر انسان در نهایت میتواند به واسطه رحمت خداوند، توبه یا شفاعت اولیای الهی به بهشت برسد، پس چرا باید اینهمه برای پرهیز از گناه تلاش کند و سختیهای بندگی را تحمل کند؟
اگر خداوند «ارحمالراحمین» است و راه توبه و شفاعت نیز برای بندگان گشوده شده، چه ضرورتی دارد انسان خود را مقید به احکام شرعی کند، از برخی لذتها چشم بپوشد و با نفس خود مبارزه کند؟ آیا امید به رحمت الهی نمیتواند بهانهای برای سهلانگاری در برابر گناه باشد؟
برای پاسخ به این پرسش، باید به چند نکته اساسی توجه کرد.
عواقب گناه در برزخ؛ رحمت الهی به معنای حذف همه پیامدها نیست
نخستین نکته این است که نباید توبه و شفاعت را به معنای بخشیدهشدن بیقیدوشرط و بدون پیامد همه گناهان تصور کرد.
در آموزههای دینی، گناه تنها به معنای نقض یک قانون نیست؛ بلکه میتواند آثار عمیقی بر روح انسان بگذارد. این آثار بر اساس مسئله «تجسم اعمال» ممکن است در عالم برزخ نیز آشکار شود و انسان با حقیقت اعمال خود مواجه شود. از همین رو، حتی اگر فردی در نهایت مشمول رحمت الهی شود، این امر لزوماً به معنای آن نیست که هیچگونه پیامدی را تجربه نخواهد کرد. (۱)
امام صادق(ع) در هشداری صریح به بندگانی که با امید واهی احساس امنیت میکنند، میفرمایند:
«به خدا سوگند، من بر شما جز از برزخ نمیترسم؛ اما هنگامی که کار به دست ما برسد – در روز قیامت – ما به شما سزاوارتر و اولی هستیم.»(۲)
بنابراین، فردی که بدون توبه واقعی از دنیا میرود، ممکن است از زمان مرگ تا برپایی قیامت با آثار اعمال خود مواجه باشد؛ دورهای که میتواند بسیار طولانی شود.
از این منظر، دوری از گناه فقط برای فرار از عذاب قیامت نیست؛ بلکه راهی برای جلوگیری از گرفتار شدن در پیامدهای گناه در عالم برزخ نیز به شمار میرود. انسان عاقل، آرامش و سلامت روحی خود را با لذت کوتاهمدت و زودگذر گناه معامله نمیکند.
«بعداً توبه میکنم»؛ فریبی که ممکن است فرصت بازگشت را از بین ببرد
یکی از دامهای مهم نفس و شیطان این است که انسان را به آینده حواله دهد؛ یعنی فرد به خود بگوید اکنون گناه میکنم و بعداً توبه خواهم کرد.
اما چنین وعدهای هیچ تضمینی ندارد.
خطر نخست، مرگ ناگهانی است. ممکن است انسان پیش از آنکه فرصت توبه و جبران پیدا کند، از دنیا برود. قرآن کریم درباره کسانی که توبه را تا لحظه مرگ به تأخیر میاندازند، میفرماید:
«و توبه کسانی که پیوسته گناه میکنند، تا وقتی که مرگ یکی از ایشان فرارسد و بگوید اکنون توبه کردم، پذیرفته نیست…» (۳)
اما خطر دوم، از بین رفتن تدریجی زمینه توبه در وجود انسان است.
امام باقر(ع) درباره تأثیر گناه بر قلب انسان میفرمایند:
«هیچ بندهای نیست مگر آنکه در قلبش نقطهای سفید وجود دارد؛ پس هرگاه گناهی مرتکب شود، در آن نقطه سفید، نقطهای سیاه پدیدار میگردد. اگر توبه کند، آن سیاهی از بین میرود و اگر در گناهان پافشاری ورزد، آن سیاهی افزوده میشود تا آنکه سفیدی را بپوشاند. پس هنگامی که [سیاهی]، سفیدی را پوشاند، صاحب آن [قلب] هرگز به سوی خیر [توبه] باز نخواهد گشت.» (۴)
بنابراین، تکرار گناه فقط یک رفتار بیرونی نیست؛ بلکه میتواند بهتدریج درون انسان را تغییر دهد. قساوت قلب و تاریکی باطن ممکن است به جایی برسد که انسان دیگر نهتنها میل به توبه نداشته باشد، بلکه حقایق را نیز انکار کند.
قرآن کریم درباره سرانجام چنین مسیری میفرماید:
«سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند، به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند.» (۵)
از این رو، نمیتوان با اطمینان به خود وعده داد که هر زمان بخواهیم فرصت توبه خواهیم داشت. کسی که ایمان خود را از دست بدهد، اساساً از دایره شفاعت خارج خواهد شد.
بهشت یکسان نیست؛ فاصله درجات، حسرتی ماندگار
نکته سوم آن است که نباید بهشت را جایگاهی یکدست تصور کرد که همه مؤمنان در آن از یک درجه، مقام و نعمت برخوردار باشند.
در آموزههای دینی، بهشت دارای مراتب و درجات مختلف است و جایگاه انسانها متناسب با میزان ایمان، عمل صالح و تقوای آنان متفاوت خواهد بود. (۶)
بنابراین، اگر فردی تمام عمر را با این تصور سپری کند که در پایان راه با توبه یا شفاعت نجات خواهد یافت، ممکن است حتی در صورت برخورداری از رحمت الهی و ورود به بهشت، از درجات عالی قرب الهی و همنشینی با پیامبران و اولیای خدا محروم بماند.
قرآن کریم یکی از نامهای قیامت را «یومالحسره»؛ روز حسرت معرفی میکند:
«وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَهِ…» (۷)
این حسرت تنها به دلیل گناهانی نیست که انسان مرتکب شده است؛ بلکه ممکن است انسان در آن روز از فرصتهایی که برای رشد معنوی و رسیدن به مقامهای بالاتر داشته و از دست داده است نیز حسرت بخورد.
انسان در قیامت میتواند فاصله میان جایگاهی را که به آن رسیده و جایگاهی را که میتوانست با ایمان، عبادت، تقوا و عمل صالح به آن دست یابد، مشاهده کند. (۸)
از این رو، امید به رحمت و شفاعت نباید انسان را به کمترین مرتبه بندگی راضی کند؛ بلکه باید همین امید، انگیزهای برای تلاش بیشتر، اصلاح رفتار، توبه و حرکت به سوی قرب الهی باشد.
توبه و شفاعت؛ راه فرار از مسئولیت نیست
نکته چهارم این است که توبه و شفاعت در مکتب اهلبیت(ع) فرمولی جادویی برای فرار از مسئولیت نیستند.
توبه واقعی فقط تکرار لفظ «استغفرالله» نیست؛ بلکه نیازمند پشیمانی حقیقی، ترک گناه و در موارد لازم، جبران آثار و حقوق تضییعشده است.
یکی از مهمترین مسائل در این زمینه، حقالناس است. بسیاری از گناهان با تضییع حقوق دیگران همراهاند و بخشش آنها به رضایت صاحب حق و جبران حقوق او وابسته است؛ موضوعی که گاهی جبران آن بسیار دشوار و حتی در دنیا غیرممکن میشود.
شفاعت نیز دارای ضابطه است و نمیتوان آن را به معنای نادیده گرفتن عدالت الهی دانست. شفاعت اولیای خدا شامل کسانی میشود که ارتباط خود را با مسیر ایمان و ولایت بهطور کامل قطع نکردهاند.
بیاعتنایی به احکام الهی و جسارت در برابر دستورات خداوند، نشانه سبک شمردن دین است.
امام صادق(ع) در آخرین لحظات عمر شریف خود، در جمع خانواده و نزدیکان، بر این مسئله تأکید کردند:
«شفاعت ما هرگز به کسی که نماز را سبک بشمارد، نمیرسد.» (۹)
بنابراین، رحمت و شفاعت برای جبران لغزشهای کسی است که در مسیر بندگی حرکت میکند، نه اینکه مجوزی برای ترک وظایف دینی و جسارت در انجام گناه باشد.
بالاترین انگیزه بندگی؛ عشق، حیا و سپاسگزاری
اما فراتر از بحث توبه، شفاعت، پاداش و کیفر، در مکتب اهلبیت(ع) دلیل عمیقتری برای ترک گناه وجود دارد؛ **شناخت عظمت خداوند، شرم و حیا در برابر او و عشق به پروردگار.**
امیرالمؤمنین علی(ع) درباره انگیزههای مختلف عبادت میفرمایند:
«گروهی خدا را از روی میل به ثواب عبادت کردند و این عبادت تاجران است؛ و گروهی از ترس کیفر عبادت کردند و این عبادت بردگان است؛ و گروهی برای سپاسگزاری عبادت کردند و این عبادت آزادگان است.»(۱۰)
در این نگاه، عبادت تنها وسیلهای برای رسیدن به پاداش یا دور ماندن از مجازات نیست.
انسانی که عظمت و زیبایی خداوند را شناخته، گناه را تنها نقض یک قانون نمیبیند؛ بلکه آن را فاصله گرفتن از محبوب و نوعی بیحرمتی در برابر پروردگاری میداند که همه نعمتهای وجود او از جانب خداوند است.
چنین انسانی حتی اگر مطمئن باشد که توبهاش پذیرفته خواهد شد یا در نهایت مورد شفاعت قرار خواهد گرفت، باز هم به دلیل عشق، حیا و سپاسگزاری، حاضر نیست رابطه خود با خداوند را با گناه آلوده کند.
برای چنین بندهای، دوری از خداوند از هر عذابی دردناکتر است.
امیرالمؤمنین(ع) در دعای کمیل این حقیقت را چنین بیان میکنند:
«اى معبود و سرور و مولا و پروردگارم، بر فرض بر عذابت شکیبایى ورزم؛ ولى بر فراقت چگونه صبر کنم.» (۱۱)
نتیجهگیری
امید به رحمت بیکران خداوند و شفاعت اولیای الهی، هرگز مجوزی برای گستاخی در برابر پروردگار و ارتکاب گناه نیست.
گناه حتی اگر در نهایت با رحمت الهی بخشیده شود، میتواند روح انسان را آلوده و او را با پیامدهای سنگین برزخی روبهرو کند. تکرار گناه نیز ممکن است به قساوت قلب، از بین رفتن انگیزه توبه و حتی سلب ایمان منجر شود.
از سوی دیگر، ورود به بهشت به معنای برخورداری همه انسانها از یک جایگاه نیست و کسی که فرصتهای رشد و بندگی را از دست داده، ممکن است در قیامت نسبت به درجاتی که میتوانست به آنها برسد، حسرت بخورد.
توبه و شفاعت نیز راهی برای فرار از مسئولیت نیستند؛ بلکه برای جبران لغزش و بازگشت بندگانی است که در مسیر بندگی تلاش میکنند.
در نهایت، کاملترین مرتبه بندگی در مکتب اهلبیت(ع)، عبادت از سر عشق، حیا و سپاسگزاری است. در چنین نگرشی، انسان نه صرفاً برای به دست آوردن بهشت و نه فقط از ترس جهنم، بلکه به دلیل شناخت عظمت خداوند و محبت به او از گناه دوری میکند.
پینوشتها
۱.«وَ رَأَیْتُ امْرَأَهً رَأْسُهَا رَأْسُ خِنْزِیرٍ وَ بَدَنُهَا بَدَنُ الْحِمَارِ وَ عَلَیْهَا أَلْفُ أَلْفِ لَوْنٍ مِنَ الْعَذَاب …» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق، ج ۸، ص ۳۰۹).
۲. «وَ اللَّهِ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمْ إِلَّا الْبَرْزَخَ فَأَمَّا إِذَا صَارَ الْأَمْرُ إِلَیْنَا فَنَحْنُ أَوْلَى بِکُم» (علی بن ابراهیم قمی؛ تفسیر القمی؛ تصحیح: طیب موسوی جزائری؛ قم: دارالکتاب، ۱۴۰۴ ق، ج ۲، ص ۹۴).
۳. «وَلَیْسَتِ التَّوْبَهُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ …» (نساء: ۱۸).
۴. «مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهٌ بَیْضَاءُ فَإِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً خَرَجَ فِی النُّکْتَهِ نُکْتَهٌ سَوْدَاءُ …» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تصحیح: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ ق، ج ۲، ص ۲۷۳).
۵. «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ» (روم: ۱۰).
۶. «هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ …» (آلعمران: ۱۶۳).
۷. «وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَهِ …» (مریم: ۳۹).
۸. «… وَ رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» (توبه: ۷۲).
۹. «لَا یَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاه» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۳، ص ۲۷۰).
۱۰. «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ التُّجَّارِ …» (محمد بن حسین شریفالرضی؛ نهجالبلاغه؛ تصحیح: صبحی صالح؛ قم: هجرت، ۱۴۱۴ ق، حکمت ۲۳۷، ص ۵۱۰).
۱۱. «یَا إِلَهِى وَ سَیِّدِى وَ مَوْلاَىَ وَ رَبِّى، صَبَرْتُ عَلَى عَذابِکَ، فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ» (حسین انصاریان؛ شرح دعای کمیل؛ قم: دارالعرفان، ۱۳۸۲ ش، ص ۴۴۰).

