به گزارش سرویس سیاسی تابناک؛ مسعود پزشکیان بیش از هر رئیسجمهوری در سالهای اخیر از نهجالبلاغه سخن گفته است؛ از عدالت، امانت، حق مردم و شیوه حکومت امیرالمؤمنین(ع) گفته و بارها تلاش کرده مبنای حکمرانی را با کلام حضرت علی(ع) برای مردم توضیح دهد. او حتی دوست پنجاه ساله خود را بخاطر یک سفر گران قیمت و کتمان واقعیت و آنچیزی که عدم سازگاری با معیار سادهزیستی مسئولان عدم پایبندی به صداقت، عدالت و وعدههایی که به مردم داده شده
برکنار کرد. همان زمان هم این سوال پیش آمد که پزشکیان، دبیری را بخاطر رقابتهای درون دولت و فشار افکار عمومی برکنار کرد یا پایبندی به نهجالبلاغه؟
بر اساس همان رویه امروز هم یک سؤال ساده پیش آمده؛ پزشکیان فقط نهج البلاغه را میخواند یا به آن عمل هم میکند؟ اگر قرار است نهجالبلاغه فقط در سخنرانیها و مراسمها خوانده نشود و واقعاً معیار اداره کشور باشد، تکلیف عملکرد وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در برابر همین نهجالبلاغه چیست؟
احمد میدری را با شعار «رفاه» به وزارتخانهای فرستاده شد که یکی از مهمترین مأموریتهایش حمایت از کارگران، بازنشستگان، بیمهشدگان، فقرا و اقشار کمبرخوردار است. او نیز پیش از رسیدن به وزارتخانه سالها درباره فقر، نابرابری، سیاست اجتماعی و رفاه سخن گفته بود و طبیعتاً انتظار میرفت بخش اصلی توان مدیریتی خود را برای همین مأموریتها به کار بگیرد.
اما آنچه در این مدت بیش از هر چیز به چشم آمده، ورود پررنگ به عرصه بنگاهداری، جابهجایی مدیران و تعیین تکلیف شرکتهای زیرمجموعه بوده است؛ حتی شایعه ورود فرزند او به این انتصابات هم بصورت جدی در فضای مجازی مطرح شده است، آن هم در شرایطی که در برخی مجموعههای مهم، ثبات مدیریتی همچنان محل سؤال است.
آقای پزشکیان! خودتان نهجالبلاغه میخوانید. پس نامه پنجم امیرالمؤمنین(ع) به اشعث بن قیس را هم حتماً دیدهاید: «إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَهٍ، وَلَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَهٌ» یعنی مسئولیت برای صاحب منصب «طعمه» نیست، بلکه امانتی بر گردن اوست.
حالا سؤال اینجاست؛ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای چه به وزیر سپرده شده است؟ برای اینکه وزیر رفاه، مدیر بنگاههای اقتصادی باشد یا برای اینکه رفاه مردم را سامان دهد؟
اگر قرار است وزیر، همزمان درگیر هواپیمایی آسمان، شرکتهای بزرگ اقتصادی، تغییر مدیران هلدینگها و دهها بنگاه زیرمجموعه باشد، اما خروجی روشن و قابل لمس آن در وضعیت رفاه مردم دیده نشود، آیا این همان اولویتی است که از یک وزیر رفاه انتظار میرود؟
اما مسئله فقط «شرکتداری» نیست؛ مسئله مهمتر، مدیرانی است که برای اداره این مجموعهها انتخاب میشوند در همان منطق علوی، انتخاب کارگزار موضوعی سلیقهای نیست. امیرالمؤمنین(ع) در عهدنامه مالک اشتر درباره انتخاب مدیران و کارگزاران تأکید میکند که آنان باید آزموده، باتجربه و شایسته باشند و مسئولیتهای مهم به افراد صالح سپرده شود. این همان جایی است که کارنامه مدیریتی وزارتخانه میدری نیازمند پاسخ است.
ممکن است هر تغییر مدیریتی به خودی خود تخلف یا اشکال نباشد؛ اما وقتی در سازمانهای بزرگ و حساس، ثبات مدیریتی به مسئله تبدیل میشود، رئیسجمهور باید از وزیر خود سؤال کند که منطق این تغییرات چیست و نتیجه آن برای مردم چه بوده است؟ چطور میشود رئیس جمهور از ثبات مدیریتی در کابینه صحبت کند اما وزرایی مثل میدری در طول دو سال چهار مدیر در سازمان بازنشستگی منصوب کند، بهترین مدیرعامل تاریخ یک شرکت پیشرو در بازار را عزل و یک بازنشسته صنعت غیر مرتبط را منصوب کند، بطوریکه چندین بار نهادهای نظارتی تذکر کتبی دهند؟
امیرالمؤمنین(ع) درباره کارگزاران فقط به انتخاب آنها اکتفا نمیکند؛ بر مراقبت و نظارت بر عملکرد آنان نیز تأکید دارد. مسئول نمیتواند مدیر منصوب کند و بعد از نتیجه کار او شانه خالی کند. انتخاب مدیر، بخشی از مسئولیت خودِ مقام بالاتر است.
و در نامه ۵۳، حضرت درباره ضرورت دقت در انتخاب کارگزاران میفرماید: «ثُمَّ انْظُرْ فِی أُمُورِ عُمَّالِکَ، فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً، وَلَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاهً وَأَثَرَهً» یعنی در کار کارگزارانت دقت کن و آنان را پس از آزمودن به کار بگمار؛ نه اینکه از روی ملاحظه و ترجیح شخصی مسئولیت بدهی.
این جمله برای امروز ما بسیار مهم است: «فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً»؛ اول امتحان، بعد مسئولیت.
آقای پزشکیان! اگر شما واقعاً نهجالبلاغه را مبنای حکمرانی میدانید، این سؤال را از میدری بپرسید که در این حجم از تغییرات معیار «آزمون و شایستگی» دقیقاً چه بوده است؟ رزومه مدیران منصوبشده چه بوده؟ عملکردشان چه بوده؟ چند نفر از آنان در حوزهای که به آنها سپرده شده تخصص و تجربه مستقیم داشتهاند؟
و مهمتر از همه، اگر انتخابها درست بوده، چرا در بعضی مجموعهها دوباره سرپرست جای مدیر مینشیند؟ چرا فقط از یک حزب سیاسی تازه تاسیس در وزارت رفاه سمت میگیرند؟ آنجا وزارتخانه است یا ستاد حزب؟ میدری وزیر است یا کاندیدای حزب برای انتخابات؟ با کدام گزارش عملکرد و یا دستآورد مدعی پلههای بالاتر است چرا بجای روزنه گشایی در امور ماری مردم دنبال روزنه گشایی در ساختار قدرتند؟
مسئله پگاه و دیگر بنگاههای اقتصادی زیرمجموعه وزارتخانه نیز از همین زاویه باید بررسی شود. مدیریت بنگاه اقتصادی با سخنرانی درباره اقتصاد تفاوت دارد. کسی که سالها درباره سیاست اجتماعی و رفاه نظریهپردازی کرده، لزوماً مدیر موفق یک شرکت هواپیمایی، پتروشیمی، صنایع غذایی یا هلدینگ اقتصادی نیست.
حتی درباره هواپیمایی آسمان هم همین پرسش مطرح است. میدری سال گذشته در بازدید از آسمان گفت اگر لازم باشد یک هفته تمام برای درست شدن شرکت وقت میگذارد؛ اما نزدیک یک سال بعد، وزارتخانه از تشکیل ستاد احیای آسمان و آغاز فرآیند بازگرداندن هواپیماهای زمینگیر به چرخه پرواز سخن میگوید. یعنی یک سال گذشته و هنوز صحبت از «احیا» است.
این همان جایی است که وعده با واقعیت فاصله پیدا میکند و باز هم یک فراز دیگر از نهجالبلاغه، این بار درباره مسئولیتی که در برابر مردم وجود دارد: «فَإِنَّکَ فَوْقَهُمْ، وَالْوَالِی فَوْقَکَ، وَاللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلَّاکَ» یعنی تو بالاتر از مردم هستی، اما والی بالاتر از توست و خداوند بالاتر از کسی است که تو را به حکومت گمارده است.
معنای این جمله روشن است؛ هیچ مدیری در ساختار حکومت بیحساب و کتاب نیست. حتی وزیر، در برابر رئیسجمهور و رئیسجمهور در برابر مردم و در نهایت در برابر خداوند پاسخگوست.
بنابراین آقای پزشکیان، مسئله امروز فقط احمد میدری نیست؛ مسئله معیار انتخاب و استمرار او است.اگر میدری واقعاً در حوزه رفاه ایده دارد، مردم حق دارند آثار آن ایدهها را ببینند. اگر در بنگاهداری تخصص دارد، مردم حق دارند نتیجه آن را در عملکرد شرکتها ببینند. اگر در انتخاب مدیران توانمند است، باید ثبات و بهرهوری را در سازمانها و شرکتهای زیرمجموعه مشاهده کرد.
اما نمیشود همزمان از نهجالبلاغه، عدالت و شایستهسالاری گفت و در برابر عملکرد مدیران منصوبشده فقط سکوت کرد.
آقای پزشکیان! شما خودتان مدعی هستید که نهجالبلاغه فقط برای خواندن نیست؛ برای عمل کردن است.
پس این بار نهجالبلاغه را در برابر عملکرد وزیرتان بگذارید و از خودتان بپرسید:
آیا مسئولیت در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی واقعاً «امانت» است؟
آیا مدیران واقعاً «آزموده» و بر اساس شایستگی انتخاب شدهاند؟
و از همه مهمتر؛ آیا وزیر رفاه، امروز بیشتر وزیر «رفاه» است یا مدیر «شرکتها»؟
اینها پرسشهایی است که با یک جمله درباره «نهجالبلاغه» پاسخ داده نمیشود؛ پاسخ آن را باید در کارنامه مدیریت دولت دید.

