قیس یساقی کارگردان نمایش «رومولوس» که بهزودی در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه میرود، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره تولید این اثر نمایشی با توجه به وضعیت نامشخص جنگ، بیان کرد: با توجه به وضعیت نامشخص جنگ، شروع اجراها برای ما ریسک بسیار بزرگی بود. ما پیش از شروع جنگ اخیر تمرینهایمان را آغاز کرده بودیم اما به دلیل جنگ عملاً همه چیز متوقف شد. دوباره توانستیم گروه را جمع کنیم و برای تاریخ جدید آماده شویم تا بتوانیم روی صحنه برویم.
وی ادامه داد: همانطور که در مورد برنامهریزی گفتم، متأسفانه هیچ قطعیتی برای ما وجود نداشت و این موضوع ضربه بزرگی بود. خیلی از گروهها شاید به هر دلیلی نتوانستند دوباره خودشان و گروهشان را برای اجرای جدید جمع کنند. ما خوششانس بودیم که توانستیم مجدد گروه را جمع کنیم و بعد از جنگ به کارمان ادامه دهیم.
این کارگردان درباره چالشهای تولید «رومولوس» نیز توضیح داد: هر اثری چالشهای خاص خودش را دارد؛ در این اجرا ما بیش از هر چیز درگیر همین مسائل روزمره بودیم، مسائلی که باعث میشد نتوانیم برنامهریزی مشخصی داشته باشیم. همچنان هم برنامهریزیهای ما هیچوقت قطعی نیست، به دلیل مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و همین ماجرای جنگ که میتواند کاملاً برنامهریزیها را آشفته کند و حتی ممکن است منجر به این شود که اساساً نتوانیم نمایشمان را روی صحنه ببریم.
یساقی افزود: این نبود قطعیت به نظر من یکی از بزرگترین مشکلاتی است که همه با آن درگیر هستند و در حوزه نمایش هم همین وضعیت وجود دارد. با توجه به اینکه ما در ایران زندگی میکنیم و با چالشها و سختیهای متفاوتی روبهرو هستیم، تولید تئاتر هم از این شرایط بیگزند نیست.
وی در ادامه درباره انگیزه خود برای تولید تئاتر و اینکه آیا برای فعالیت هنری خود رسالتی اجتماعی قائل است، گفت: من برای خودم رسالتی قائل نیستم که بخواهم تئاتر تولید کنم، اما برای من شاید تئاتر نوعی غذای روح باشد؛ شاید هم کلمه قلمبهسلمبهای برای چیزی باشد که گفتم. شخصاً برای من تئاتر جذابیت و انگیزهای شخصی دارد و انگیزهای شخصی برای تولید اثر و تولید یک محصول هنری در من وجود دارد، نه اینکه بخواهم برای جامعهام کاری انجام بدهم یا بخواهم رسالتی داشته باشم.
این کارگردان تصریح کرد: خودم را آنقدر بزرگ نمیدانم که بخواهم رسالت یا اثری برای جامعهام داشته باشم. برای من تولید اثر بیشتر یک اتفاق شخصی است؛ اینکه بتوانم چیزی تولید کنم که شاید دیگران هم از آن لذت ببرند. اما قبل از اینکه دیگران از آن لذت ببرند، برای من مهم است که خودم بتوانم از آن لذت ببرم. این مهمترین چیز برای من در تئاتر است؛ تولید یک اثر هنری که در مرحله اول برای خودم لذتبخش باشد و بعد بتواند برای دیگران هم ایجاد لذت کند.
یساقی درباره ترکیب فضای عروسکی و انسانی در «رومولوس» و نگاه خود به تئاتر عروسکی نیز بیان کرد: من عروسک را یک امکان نمایشی در تئاتر میدانم و آن را جدا از نور، دکور و بازیگر نمیبینم. ممکن است در یک نمایش از عروسک استفاده کنیم و در نمایش دیگری استفاده نکنیم. عروسک یک قابلیت نمایشی است که امکانات بیشتری برای به تصویر کشیدن خلاقیت و ذهنیت ما فراهم میکند.
وی افزود: به همین دلیل، نمایش عروسکی را خیلی جدا از نمایشی که به شکل مرسوم روی صحنه میرود، نمیدانم و صرفاً عروسک را یک امکان نمایشی برای تسهیل تصویرسازی میدانم.
کارگردان «رمولوس» درباره تفاوت این نمایش با تجربههای قبلی خود نیز گفت: این تجربه بسیار متفاوت است. ما در «جک نارن» هم بعد از «مثلث» اتفاق متفاوتی داشتیم و اینجا هم تجربهای بسیار متفاوت داریم. اساساً به نظرم هر اجرا تجربه متفاوتی است و همین موضوع است که نمایش را جذاب میکند. نمایش فعلی ما با نمایشهای قبلی قابل مقایسه نیست. نمایش فعلی ما بازیگرمحورتر است و رویکرد آن کاملاً با نمایش «مثلث» که یک نمایش مینیمال و بر اساس عروسکهایی با قابلیتهای محدود بود، تفاوت دارد. اینجا با یک نمایش بیگپروداکشنتر نسبت به «مثلث» روبهرو هستیم.
یساقی در پایان درباره شیوه کارگردانی و شکلگیری اجرای «رومولوس» گفت: مطابق همیشه، برای اجرا یک تصور ذهنی دارم. یک قالب کلی از اجرا را در ذهنم میسازم و بعد براساس امکاناتی که بازیگر، نور، صدا و دکور در اختیار ما میگذارند، تصویر جدیدی را که خلق میشود، تکمیل میکنیم. در واقع این تصویر در تمرینها صیقل پیدا میکند و به شکل جدید خودش میرسد.
نمایش «رمولوس» براساس نمایشنامه «رومولوس کبیر» اثر فردریش دورنمات و ترجمه حمید سمندریان به نویسندگی فواد زیدانلویی نوشته شده است و به طراحی و کارگردانی قیس یساقی از ۴ شهریور در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه میرود. این اثر نگاهی طنزآمیز به آخرین روزهای امپراطوری روم غربی داره … رومولوس آخرین امپراطور روم مجنون شده و مملکت رو به نابودی است … .
اسماعیل گرجی، فرشاد قاسمی، امیرحسین بلندی، مهسا صبوری و محمد لقمانیان گروه بازیگران این نمایش را تشکیل میدهند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «شیوه بیصدا بلعیدن گرگ.»

