تازهترین گزارش منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران درباره شاخص قیمت تولیدکننده بخش صنعت نشان میدهد شاخص این بخش با سال پایه ۱۴۰۰ در بهار امسال به ۶۰۵.۳ رسید. همچنین تورم فصلی صنعت ۳۶.۲ درصد، تورم نقطهبهنقطه ۱۰۹ درصد و تورم سالانه ۷۰.۹ درصد ثبت شد.
شتاب قیمتها در سمت تولید
تورم تولیدکننده بخش صنعت در بهار ۱۴۰۵ شتاب بیشتری گرفت و هر سه شاخص اصلی، یعنی تورم فصلی، نقطهبهنقطه و سالانه، نسبت به فصل قبل افزایش یافتند؛ روندی که از گستردهتر شدن فشارهای قیمتی در بخش تولید حکایت دارد. در این میان، تورم فصلی به ۳۶.۲ درصد رسید که نشان میدهد قیمت محصولات صنعتی در فاصله زمستان تا بهار با سرعت بیشتری افزایش یافته است. مهمترین نکته اما در تورم نقطهبهنقطه رخ داده است. این شاخص در بهار از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرد و به ۱۰۹ درصد رسید. به این ترتیب، متوسط قیمت محصولات صنعتی در مقایسه با بهار سال گذشته بیش از دو برابر شد. اتفاقی که نشان میدهد فشار قیمتی در سطح تولید، طی یک سال گذشته به شکل محسوسی تشدید شده است.
تورم سالانه نیز افزایش یافت و نشان داد این فشار تنها به تحولات یک فصل محدود نمانده و در روند میانگین قیمتها طی یک سال گذشته نیز انعکاس پیدا کرده است. در واقع، همجهت شدن سه شاخص اصلی، تصویر روشنتری از وضعیت قیمتها در صنعت ارائه میدهد؛ چرا که هم شتاب کوتاهمدت افزایش قیمتها بیشتر شده، هم فاصله قیمتها با سال قبل افزایش یافته و هم روند کلی قیمتها در بازه طولانیتر صعودی بوده است. این ترکیب میتواند فشار بیشتری بر هزینه تولید، حاشیه سود بنگاهها و در ادامه قیمت محصولات در بازار وارد کند.
تورم توتون و تنباکو در صدر
البته فشار قیمتی میان صنایع یکسان نبوده است. در تورم نقطهبهنقطه، گروه «ساخت فرآوردههای توتون و تنباکو» با نرخ ۱۷۶.۲ درصد بالاترین رشد را ثبت کرد؛ در مقابل، «ساخت سایر محصولات کانی غیرفلزی» با تورم ۶۴.۶ درصدی پایینترین نرخ را داشت. فاصله بیش از ۱۱۱ واحد درصدی میان این دو گروه نشان میدهد تجربه صنایع از افزایش قیمتها تفاوت قابلتوجهی داشته است. توتون و تنباکو در تورم فصلی نیز بالاترین نرخ رشد قیمت را ثبت کرد. بنابراین جهش قیمت در این گروه فقط در مقایسه سالانه دیده نشده و در فاصله کوتاه میان زمستان و بهار نیز شدت بیشتری داشته است. در نقطه مقابل، «ساخت کک و فرآوردههای حاصل از پالایش نفت» کمترین تورم فصلی را در میان گروههای صنعتی ثبت کرد. این تفاوت نشان میدهد شرایط بازار و سازوکار قیمتگذاری در صنایع مختلف، نقش مهمی در شدت انتقال فشارهای قیمتی دارد.
کاغذ؛ صدرنشین تورم سالانه
در تورم سالانه اما گروه دیگری در صدر قرار گرفت. «ساخت کاغذ و محصولات کاغذی» با نرخ ۹۶.۸ درصد بالاترین تورم سالانه را ثبت کرد و «ساخت پوشاک» با نرخ ۴۵.۹ درصد پایینترین تورم را داشت. تفاوت میان صدرنشین تورم سالانه و نقطهبهنقطه، نکته مهمی درباره رفتار قیمتها در صنایع مختلف دارد. یک صنعت میتواند در یک فصل با جهش شدید قیمت روبهرو شود، اما رتبه آن در تورم سالانه به دلیل روند قیمت در فصلهای قبل متفاوت باشد. در مقابل، افزایش تدریجی قیمت در چند فصل متوالی میتواند یک صنعت را در شاخص سالانه به صدر جدول برساند. به همین دلیل، تورم سالانه کاغذ را نمیتوان صرفا نتیجه یک جهش در بهار دانست. این شاخص حاصل تغییرات قیمت در چهار فصل منتهی به بهار است و نشان میدهد فشار قیمتی در این صنعت در یک بازه طولانیتر انباشته شده است.
فشار قیمتی بر تولید
افزایش قیمت تولیدکننده در نهایت موجب ایجاد این پرسش میشود که این افزایش هزینه و قیمت تا چه اندازه امکان انتقال به بازار را خواهد داشت؟ در واقع پاسخ برای همه صنایع یکسان نیست. بنگاههایی که قدرت بیشتری برای افزایش قیمت دارند، میتوانند بخشی از فشار ایجادشده را به خریدار منتقل کنند؛ اما در صنایعی که تقاضا ضعیفتر است یا قیمتگذاری با محدودیت مواجه است، افزایش هزینه میتواند بیشتر از محل حاشیه سود بنگاه جذب شود. در چنین وضعیتی، فشار تورمی میتواند از دو مسیر بر تولید اثر بگذارد.
مسیر نخست، افزایش قیمت محصول و انتقال هزینه به مراحل بعدی زنجیره است. مسیر دوم، کاهش حاشیه سود و در مواردی کاهش انگیزه یا توان تولید است. بنابراین رشد شاخص قیمت تولیدکننده صرفا یک متغیر مربوط به قیمتها نیست و میتواند با وضعیت مالی و تصمیمهای تولیدی بنگاهها نیز ارتباط پیدا کند. از سوی دیگر، فاصله میان تورم تولیدکننده و مصرفکننده نیز اهمیت پیدا میکند. افزایش قیمت در کارخانه لزوما با همان شدت و در همان زمان به بازار مصرف منتقل نمیشود، اما هرچه فشار هزینهای در مبدأ تولید پایدارتر شود، احتمال انتقال بخشی از آن به قیمت نهایی کالاها بیشتر خواهد شد.
دو راهی افزایش قیمت و کاهش حاشیه سود
اکنون در اواخر مرداد، آخرین تصویر رسمی از قیمتها در بخش صنعت همچنان به بهار مربوط است و برای قضاوت درباره اینکه شتاب تورمی بهار در تابستان ادامه پیدا کرده یا تعدیل شده، باید منتظر انتشار دادههای فصل دوم ماند. با این حال، آنچه تاکنون ثبت شده نشان میدهد بنگاههای صنعتی سال را با فشار قابلتوجهی از ناحیه قیمتها آغاز کردهاند؛ فشاری که در صورت تداوم میتواند انتخاب میان افزایش قیمت، کاهش حاشیه سود یا تعدیل تولید را برای بنگاهها دشوارتر کند. بنابراین مساله صنعت در ماههای پیشرو محدود به مهار تورم نیست، نحوه توزیع این فشار میان تولیدکننده و مصرفکننده نیز اهمیت دارد؛ چرا که ادامه افزایش هزینهها بدون امکان تعدیل قیمت، سودآوری بنگاهها را تحت فشار قرار خواهد داد و انتقال کامل آن به بازار نیز میتواند به تشدید تورم مصرفکننده منجر شود.

