خلاصه مقاله:
- آزمایش معروف وایسمان در سال ۱۹۰۴ با قطع دم موشها، نظریه لامارکیسم را برای سالها به عنوان نظریهای کاملاً ردشده در کتابهای درسی معرفی کرد. اما این نظریه که بر وراثت صفات اکتسابی تأکید دارد، با کشف مکانیسمهای اپیژنتیک دوباره به متن اصلی زیستشناسی فرگشتی بازگشته است.
- شواهد جدید نشان میدهد موجوداتی مانند کرم الگانس در پاسخ به استرس، مولکولهای RNA تولید میکنند که از طریق تخم به نسل بعد منتقل میشوند. انتقال مولکولهای RNA، نشان میدهد صفات اکتسابی واقعاً میتوانند به ارث برسند و لامارکیسم در عمل وجود دارد. نمونههای مشابهی از این پدیده در گیاهان (مانند برنج مقاوم به سرما) و حیوانات (مانند نهنگهای قاتل) نیز مشاهده شده است.
- لامارکیسم نه تنها با داروینیسم در تضاد نیست، بلکه به عنوان نیروی مکمل در کنار انتخاب طبیعی، توضیح جامعتری برای تکامل ارائه میدهد. درک این مکانیسم میتواند کاربردهای عملی در کشاورزی، حفاظت از محیطزیست و حتی سلامت انسان داشته باشد و به بهبود نسلهای آینده کمک کند.
تکامل یکی از بنیادیترین واقعیتهای حیات روی زمین است. اما خودِ نظریهی تکامل نیز هرگز ثابت نمانده و همواره درحال تحول بوده است. در سالهای اخیر، نظریه لامارکیسم که میتواند پدیدههایی را توضیح دهد که در چارچوب نظریهی استاندارد تکامل غیرممکن به نظر میرسند، به جوامع علمی بازگشته است.
لامارکیسم نظریهای است که ژان-بتیست لامارک، زیستشناس فرانسوی، در سال ۱۸۰۹ مطرح کرد. براساس این نظریه، موجودات زنده میتوانند صفات مفید را در طول زندگی خود کسب و به فرزندانشان منتقل کنند. حالا پس از دو قرن، شواهد تازه نشان میدهد خیلی از ایدههای لامارک، بیشتر از آنچه تصور میشد، با واقعیت همخوانی دارند.
نظریه لامارک بر این فرضیه استوار است که والدین یک موجود زنده ممکن است در طول زندگی خود، در پاسخ به نیازهای محیط، ویژگیهایی را کسب کنند یا بهبود بخشند و سپس آنها را به فرزندان خود منتقل کنند تا آنها نیز برای مقابله با همان شرایط توانمندتر شوند.
لامارک به دنبال توضیح این مسئله بود که چرا موجودات و محیطهایشان به خوبی با هم هماهنگ هستند و چگونه همانطور که در سوابق فسیلی دیده میشود، در طول زمان تغییر میکنند. البته، نیمقرن بعد، چارلز داروین و دیگران توضیح جایگزینی ارائه دادند که بر پایهی «انتخاب طبیعی» بود.

