به گزارش خبرنگار دفاعی و نظامی تابناک؛در دنیای امروز، قدرت یک نیروی هوایی دیگر تنها با تعداد جنگندههای نسل پنجم یا موشکهای دوربرد سنجیده نمیشود. آنچه یک عملیات هوایی را به موفقیت میرساند، توان حفظ جنگندهها در آسمان است؛ موضوعی که بدون سوخترسانهای هوایی تقریباً غیرممکن خواهد بود.
هر جنگنده، هرچقدر هم پیشرفته باشد، ظرفیت سوخت محدودی دارد. این محدودیت باعث میشود شعاع عملیاتی هواپیما، زمان حضور بر فراز هدف و حتی نوع مأموریتی که میتواند انجام دهد، به میزان سوخت وابسته باشد. اگر قرار باشد جنگندهای از فاصلهای دور به هدف حمله کند، ساعتها در منطقه گشت بزند یا چندین بار مأموریت خود را تکرار کند، دیگر مخازن داخلی سوخت پاسخگو نیستند. درست در همین نقطه است که تانکرهای هوایی وارد صحنه میشوند.
سوختگیری هوایی شاید در نگاه اول یک عملیات ساده به نظر برسد؛ دو هواپیما کنار هم پرواز میکنند و سوخت منتقل میشود. اما در عمل، این یکی از پیچیدهترین مانورهای هوانوردی نظامی است. دو هواپیما که گاهی مجموع وزن آنها به صدها تن میرسد، باید با اختلاف سرعتی بسیار اندک و در ارتفاع بالا، در فاصلهای بسیار نزدیک از یکدیگر پرواز کنند. کوچکترین خطا، تلاطم شدید یا اشتباه خلبان میتواند حادثهای مرگبار رقم بزند.
این عملیات در شب، شرایط جوی نامناسب یا هنگام عملیات رزمی، دشوارتر نیز میشود. خلبان جنگنده باید با دقتی در حد چند سانتیمتر، خود را به بوم سوخترسان یا شلنگ انتقال سوخت نزدیک کند، در حالی که هر دو هواپیما با سرعتی در حدود ۷۰۰ تا ۹۰۰ کیلومتر بر ساعت در حال حرکت هستند.
امروز تقریباً تمام عملیاتهای دوربرد آمریکا، ناتو و بسیاری از قدرتهای نظامی جهان بر پایه همین شبکه سوخترسانی هوایی طراحی میشود. جنگندهای که از یک پایگاه دوردست برخاسته است، میتواند در طول مسیر چندین مرتبه سوختگیری کند و ساعتها دورتر از پایگاه خود باقی بماند؛ قابلیتی که بدون تانکرهای هوایی هرگز امکانپذیر نبود.
اما مأموریت این هواپیماها تنها افزایش برد نیست. در بسیاری از عملیاتها، فرماندهان برای ساعتها جنگندهها را در نزدیکی منطقه بحران نگه میدارند تا در صورت صدور دستور، در کوتاهترین زمان وارد عمل شوند. این مفهوم که در ادبیات نظامی با عنوان «حضور مداوم هوایی» شناخته میشود، بدون سوختگیری هوایی معنا ندارد.

در بحرانهای اخیر خاورمیانه نیز یکی از نخستین تحرکاتی که تحلیلگران نظامی رصد میکنند، افزایش پرواز هواپیماهای سوخترسان است. برخلاف جنگندهها که ممکن است برای نمایش قدرت به منطقه اعزام شوند، افزایش تعداد تانکرها معمولاً نشاندهنده برنامهریزی برای حفظ عملیاتهای طولانیمدت است. به همین دلیل، تصاویر ماهوارهای، دادههای پروازی و حتی اطلاعیههای هوانوردی گاهی سرنخهایی از افزایش فعالیت این ناوگان در اختیار تحلیلگران قرار میدهد.
ناوگان سوخترسان آمریکا یکی از گستردهترین شبکههای هوایی جهان را تشکیل میدهد. هواپیماهایی مانند KC-۱۳۵ Stratotanker که از دوران جنگ سرد تاکنون همچنان ستون فقرات این ناوگان هستند، در کنار KC-۱۰ Extender و نسل جدید KC-۴۶ Pegasus، امکان اجرای عملیاتهای فرامنطقهای را فراهم میکنند. کشورهای اروپایی نیز در سالهای اخیر با بهکارگیری هواپیماهای A۳۳۰ MRTT تلاش کردهاند وابستگی خود را در این حوزه کاهش دهند.
اما همین ارزش عملیاتی، این هواپیماها را به یکی از مهمترین اهداف هر جنگ تبدیل کرده است. برخلاف یک جنگنده که میتواند مانورهای شدید انجام دهد، تانکرهای هوایی هواپیماهایی بزرگ، سنگین و نسبتاً کند هستند. آنها معمولاً بدون اسکورت در منطقه خطر پرواز نمیکنند و فاصله قابل توجهی با خطوط مقدم حفظ میکنند. نابودی حتی چند فروند از این هواپیماها میتواند توان انجام عملیاتهای دوربرد را به شکل محسوسی کاهش دهد.
به همین دلیل، حفاظت از آنها بخشی جداییناپذیر از هر طرح عملیاتی است. جنگندههای اسکورت، هواپیماهای هشدار زودهنگام، سامانههای اطلاعاتی و مسیرهای پروازی از پیش طراحیشده، همگی برای کاهش خطرات احتمالی به کار گرفته میشوند. فرماندهان نظامی به خوبی میدانند که از دست دادن یک تانکر سوخترسان، تنها از بین رفتن یک هواپیما نیست؛ بلکه ممکن است دهها جنگنده را نیز مجبور به بازگشت زودهنگام کند.

از سوی دیگر، سوخترسانهای هوایی تنها به جنگندهها خدمت نمیکنند. هواپیماهای شناسایی، هشدار زودهنگام، گشت دریایی، بمبافکنهای دوربرد و حتی برخی هواپیماهای ترابری نیز در مأموریتهای خاص از این قابلیت استفاده میکنند. به همین دلیل، این ناوگان به نوعی حلقه اتصال تمام اجزای قدرت هوایی محسوب میشود.
در سالهای اخیر، مفهوم عملیات هوایی نیز تغییر کرده است. دیگر هدف تنها رسیدن به یک نقطه و بازگشت نیست. عملیاتهای چندمرحلهای، گشتهای طولانی، پوشش مداوم و واکنش سریع به تحولات میدان نبرد، همگی نیازمند آن هستند که هواپیماها بتوانند مدت بیشتری در آسمان باقی بمانند. این نیاز، اهمیت سوختگیری هوایی را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است.
در کنار توان فنی، شبکه پایگاههایی که امکان استقرار و پشتیبانی این هواپیماها را فراهم میکنند نیز اهمیت زیادی دارد. هرچه این شبکه گستردهتر باشد، انعطافپذیری عملیات هوایی افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، در بحرانهای منطقهای معمولاً نخستین نشانههای افزایش آمادگی، نه در استقرار جنگندهها، بلکه در فعالتر شدن شبکه پشتیبانی و پروازهای ترابری و سوخترسان دیده میشود.

تعابیر حفاظتی برای دارایی های نظامی برای دشمن ، برای نیروهای مسلح ایران معنایی ندارد ، خودمانی تر بگویم ، این چیزها برای ما آنتن نمی دهد !
اما در جنگ رمضان خانه اصلی و پایگاه امن سوخت رسان های آمریکایی حاضر در منطقه در عمق استراتژیک عربستان سعودی زیر ضربه پهپاد ها و موشک های ایرانی قرار گرفتند ، در یکی از عملیات های نیروهای مسلح قهرمان جمهوری اسلامی ایران حداقل ۵ فروند از این سوخت رسان های اصلی کی سی ۱۳۵ مورد حمله مستقیم قرار گرفتند ، انهم نه در آسمان بلکه در پناهگاه خود یعنی در یک پایگاه در دل خاک عربستان سعودی . اینجاست که جریان حفاظت از این دارایی های مهم نظامی مهم می شود ، نیروهای مسلح ایرانی با این عملیات شرف تروریست های مدعی آمریکایی را رسما به حراج گذاشتند و برتری عملیاتی خود را اثبات نمودند .
شاید بتوان گفت هواپیماهای سوخترسان همان موتور پنهان قدرت هوایی هستند. آنها نه در فیلمهای تبلیغاتی بیشترین زمان تصویر را به خود اختصاص میدهند و نه تیتر اول اخبار میشوند، اما تقریباً هیچ عملیات هوایی گستردهای بدون حضورشان دوام نمیآورد. اگر جنگندهها شمشیر یک ارتش باشند، تانکرهای هوایی دستی هستند که آن شمشیر را در میدان نگه میدارند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از فرماندهان نیروی هوایی معتقدند برتری هوایی، پیش از آنکه در کابین جنگندهها به دست آید، در کابین همین غولهای آرام و کمحاشیه آسمان شکل میگیرد.

