[ad_۱]
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، وسط یک مهمانی مهم یا در شلوغترین راهروی پاساژ، ناگهان فرزندتان برای یک خواسته کوچک روی زمین دراز میکشد و جیغ بنفش میکشد. خونخونتان را میخورد و هرچه میگویید «نکن»، او با شدت بیشتری لجبازی میکند. اگر شما هم بارها در این تله گرفتار شدهاید و با ناامیدی فکر میکنید یک «کودکِ لجبازِ غیرقابلکنترل» در خانه دارید، اما باید بدانید کودک شما اصلاً لجباز نیست، بلکه مغز او در حال ارسال یک کد اضطراری است.
بنابر روایت فارس، در «میز مشاوره» پای صحبتهای نفیسه عباسی غریب، روانشناس بالینی و کارشناس فرزندپروری نشستهایم تا یاد بگیریم چطور میشود بدون جنگ اعصاب از این چالش کلافهکننده به سلامت عبور کرد. در مواجهه با رفتارهای مقابلهای، اولین تصور بسیاری از بزرگسالان این است که کودک قصد لجبازی عمدی دارد. اما بررسیهای روانشناختی پرده از واقعیت دیگری برمیدارد.
نفیسه عباسی غریب با اشاره به این چالش همیشگی میگوید: «تا به حال شده به بچه بگویید “نه” و او دقیقاً همان کار را با شدت بیشتری انجام بدهد؟ یا مثلاً وقتی میگویید اسباببازیهایت را جمع کن، انگار تازه یادش میآید باید با آنها بازی کند؟ این لجبازی یک پیام مهم دارد. من در اتاق درمان با والدین زیادی روبهرو میشوم که فکر میکنند بچهشان عمداً لجبازی میکند؛ اما واقعیت این است که مغز کودک، مخصوصاً در سنین زیر ۷ سال، هنوز به آن سطحی از رشد نرسیده است که بتواند احساساتش را کنترل کند یا منطقی تصمیم بگیرد.»

سه پیام پنهان در پسِ فریادها
روانشناسان معتقدند رفتارهایی که ما به عنوان «لجبازی» میشناسیم، در واقع زبانِ جایگزینِ کودک برای بیان نیازهای برآوردهنشده اوست.این متخصص فرزندپروری ریشههای این رفتار را در سه عامل دستهبندی کرده و توضیح میدهد: «لجبازی در واقع یکی از این سه مورد است: اول؛ تلاش برای استقلال، یعنی کودک با رفتارش میگوید میخواهم خودم تصمیم بگیرم. دوم؛ ناتوانی در بیان احساس؛ یعنی کودک بلد نیست بگوید ناراحتم، اذیت شدهام یا خشمگینم. و سوم؛ نیاز به توجه.»
عباسی در توضیح عامل سوم میگوید: «این مورد در بچههایی دیده میشود که به قدر کافی با آنها بازی اختصاصی نمیکنیم، زمان مشخصی برای بازی با آنها نداریم یا فقط هر وقت که دستمان آزاد باشد سراغشان میرویم. در این حالت، کودک دارد میگوید من را ببین، من را بفهم؛ ولی بلد نیست این نیاز را درست بیان کند.»

تکنیک جادویی: «انتخاب» به جای «دستور»
پس از ریشهیابی، سوال اصلی اینجاست که در لحظه بحران باید چه واکنشی نشان داد؟ تغییر ادبیات و نحوه بیان درخواست، میتواند مقاومت کودک را به طرز چشمگیری کاهش دهد.
این روانشناس ، یک راهکار کاربردی را پیشنهاد میدهد: «حالا سوال مهم این است که ما چهکار کنیم؟ یکی از موثرترین تکنیکهایی که در درمان هم خیلی جواب میدهد این است که انتخاب دادن را جایگزین دستور دادن کنیم. مثلاً به جای اینکه به کودک بگوییم الان بخواب، بپرسیم: میخواهی با قصه بخوابی یا با لالایی؟ یا به جای اینکه بگوییم همین الان اسباببازیهایت را جمع کن، بپرسیم: اول ماشینها را جمع کنیم یا عروسکها را؟ با همین تغییر کوچک، کودک احساس کنترل پیدا میکند و مقاومتش خیلی کمتر میشود.»

چه زمانی لجبازی دیگر طبیعی نیست؟
با وجود اینکه لجبازی تا حدودی اقتضای سن و رشد مغزی کودک است، اما نشانههایی وجود دارد که بیتوجهی به آنها میتواند سلامت روان خانواده را به خطر بیندازد.نفیسه عباسی با تاکید بر اهمیت تشخیص بهموقع هشدارها میگوید: «یک نکته خیلی مهم این است که همه لجبازیها طبیعی نیستند. اگر خانوادهها نشانههای خاصی را دیدند، بهتر است مسئله جدیتر بررسی بشود و حتماً به روانشناس کودک مراجعه کنند. این علائم هشداردهنده عبارتند از:لجبازیهای خیلی شدید و طولانی که بیشتر از ۲۰ الی ۳۰ دقیقه زمان ببرد.آسیب زدن به خود یا دیگران در زمان لجبازی (مانند چنگ گرفتن و گاز گرفتن).
تکرار این رفتارهای پرخاشگرانه، بهرغم اینکه والدین تُن صدایشان را پایین میآورند و هیجاناتشان را مدیریت میکنند.ناتوانی کامل کودک در آرام شدن.فراوانیِ رفتار به میزان بیش از ۵ بار در طول روز.بروز رفتار در موقعیتهای مختلف؛ یعنی اگر رفتار مختص فقط خانه یا خانه مادربزرگ نیست و میبینید که کودک در جاهای مختلفی رفتار لجبازی را از خودش بروز میدهد، این دیگر فقط لجبازی طبیعی نیست و نیاز به بررسی تخصصی دارد.»
مدیریت هیجان؛ مهارتی که باید آموخت
در پایان گفتوگو، عباسی با تاکید بر اینکه گذر از این چالش نیازمند آموزش است، میگوید: «والدینی که با لجبازی کودک درگیرند و بعضی وقتها واقعاً نمیدانند چهکار کنند، باید بدانند که این مسیر، قابل یاد گرفتن است و به مهارت مدیریت و تنظیم هیجان نیاز دارد تا بتوانیم با لجبازیهای فرزندمان روبهرو بشویم. هدف مااین است که هم خود والدین آرامش داشته باشند و هم رابطهشان با فرزند بهتر شود. قطعاً با یادگیری تکنیکهای ساده، علمی و قابل اجرا، میتوان از این چالشها عبور کرد.»

