[ad_۱]
مرتضی رضایی؛ سه برد، ۹ شکست و رتبه چهاردهم؛ این خلاصه عملکرد تیم ملی والیبال ایران در لیگ ملتهای ۲۰۲۶ است. اما شاید این آمار، تلخترین بخش ماجرا نباشد. شکست واقعی زمانی رقم خورد که بعد از آخرین باخت مقابل ترکیه، بازیکنان ترجیح دادند سکوت کنند؛ بدون یک توضیح، بدون یک عذرخواهی و بدون آنکه خود را در برابر مردمی که ماهها از این تیم حمایت کردند، مسئول بدانند.
شکست، بخشی از ورزش است. هیچ تیمی محکوم به پیروزی نیست. اما بازیکنان به اصطلاح حرفهای حق ندارند روحیه جنگندگی را از یاد ببرند و بعد از ناکامی نیز از پاسخگویی فرار کنند. پیراهن تیم ملی، تنها یک لباس ورزشی نیست که چند هفته بر تن بازیکنان باشد و بعد در کمدها بماند؛ این پیراهن، اعتبار والیبال ایران و امانتی از مردم است.
هواداران از بازیکنان انتظار معجزه نداشتند؛ انتظار داشتند تیمی را ببینند که تا آخرین توپ بجنگد، نه تیمی که در بسیاری از مسابقات، عطش پیروزی در آن دیده نشود. انتظار داشتند بعد از پایان مسابقات، بازیکنان شجاعت ایستادن مقابل دوربینها و پذیرفتن مسئولیت عملکردشان را داشته باشند، نه اینکه سکوت را به گفتوگو با افکار عمومی ترجیح دهند.
شاید وقت آن رسیده باشد که معیار حضور در تیم ملی فقط توانایی فنی نباشد. بازیکن تیم ملی باید بداند این پیراهن، غیرت، مسئولیت و پاسخگویی میخواهد. هر کسی که حاضر نیست بار این مسئولیت را به دوش بکشد، نباید انتظار داشته باشد که هواداران نیز همچنان با همان اعتماد گذشته از او حمایت کنند. تیم ملی، بیش از ستاره، به بازیکنانی نیاز دارد که ارزش این پیراهن را بفهمند؛ چه در روزهای پیروزی و چه در روزهایی که باید مقابل مردم بایستند و مسئولیت شکست را بپذیرند.
چیزی که مسلم است، این است که فدراسیون و کادر فنی تمام توان و انرژِی خود را برای رسیدن به موفقیت استفاده کردند، اما از آنجایی که در زمین مسابقه همه چیز دست بازیکنان است، شرایط به گونه ای رقم خورد که توقعات برآورده نشد. ای کاش بازیکنان بیشتر از اینکه از پاسخگویی به مردم ترس داشته باشند، از عملکرد ضعیف خود و نتایجی که کسب کردهاند خجالت بکشند!
۲۵۱ ۲۵۱

