[ad_۱]
در روزگاری که بازیهای بزرگ بیش از حد شبیه هم شدهاند، در بین آثار مستقل تجربههای ارزشمندی دیده میشوند که میتوانند حس و حال بازیهای قدیمی را زنده کنند. Denshattack هم دقیقا از همین دست بازیها است؛ اثری که شاید در نگاه اول صرفا یک بازی ساده و سریع با محوریت قطار بهنظر برسد، اما خیلی زود نشان میدهد پشت این ظاهر، طراحی هوشمندانه و گیمپلی اعتیادآوری قرار گرفته است.
داستان بازی در ژاپن جریان دارد و شخصیت اصلی را دنبال میکند که در ابتدای ماجراجویی، با قطار خود وظیفه پخش رامن را برعهده دارد. اما آشنایی اتفاقی او با فردی مرموز، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد و باعث میشود به گروهی ملحق شود که هدفشان سرنگونی یک سازمان شیطانی است. Denshattack هیچوقت تلاش نمیکند داستانی پیچیده یا چندلایه روایت کند و تمرکز اصلی آن هم طبیعتا روی گیمپلی قرار دارد. بااینحال روایت بازی، فضای دوستداشتنی و حالوهوای انیمهای جذابی دارد که باعث میشود دنبال کردن شخصیتها و اتفاقات آن تا پایان، لذتبخش باشد. البته در نهایت با داستانی طرف هستیم که بیشتر نقش بستری برای پیش بردن مراحل را ایفا میکند و بعید است مدت زیادی پس از تمام شدن بازی، جزئیات آن در ذهن مخاطب باقی بماند.

