[ad_۱]
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس ایبنا – طاهره مهری: کتاب «جایگاه زن در تاریخ ایران» تالیف شیرین بیانی (اسلامی ندوشن) از سوی نشر جامی به بازار کتاب آمد.

در تاریخ و فرهنگ ایرانزمین، زنان همواره حضوری پررنگ و نقشی درخشان داشتهاند. نگاهی به یادگارهای برجایمانده از ادوار گوناگون، همچون کتیبهها، سفالینهها، نگارهها و کتابهای کهن نشان میدهد که زنان در پهنه جامعه، بهویژه در عرصههای فرهنگ و تمدن بسیار نقشآفرین بودهاند.

شیرین بیانی زاده ۱۱ مرداد ۱۳۱۷، تاریخنگار، پژوهشگر، استاد دانشگاه و مولف ایرانی است. او علاوه بر تدریس در دانشگاه تهران، به سفرهای پژوهشی در قارههای آسیا، اروپا و آمریکا دست زده است و کتابهای تاریخشناسی تالیف کرده است. کتاب سهجلدی «دین و دولت در ایران عهد مغول» او برنده جایزه کتاب سال ایران در سال ۱۳۷۰ شد. او در دبیرستانهای ژاندارک و انوشیروان دادگر در رشته ادبی تحصیل کرد و کارشناسی خود را در تاریخ از دانشگاه تهران گرفته و دوره دکترایش را در دانشگاه سوربن (۱۳۴۱) فرانسه گذرانید. او در ایران در رشتههای تاریخ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پیش از اسلام و تاریخ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مغول – ایلخانی با عنوان پروفسور (استاد) در دانشگاه تهران تدریس کرد. شیرین بیانی با محمدعلی اسلامی ندوشن ازدواج کرده است و دو فرزند پسر دارد.
این تاریخنگار برجسته، پژوهشگر و استاد ممتاز دانشگاه تهران در کتاب «جایگاه زن در تاریخ ایران»، جایگاه زنان را در تاریخ ایران عمیقا مورد بررسی قرار داده است.
نویسنده بعد از مقدمه در دوازده بخش تحت عنوانهای «ایلام گهواره تمدن ایران»، «جایگاه زن در آغاز دوران آریایی»، «امپراتوری هخامنشی»، «فرمانروایی سلوکیان»، «وضع بانوان در دوران اشکانی (پارتی) (۱۶۰ ق.م ۲۲۴ق.م) و اهمیت آناهیتا»، «نقش توانمندی زن در دوره ساسانی (۲۲۶م-۶۵۱م)»، «زن در دوره اسلامی»، «ورود عنصر ترک به ایران و ایجاد حکومت در این سرزمین»، «سلجوقیان ادامهدهنده راه آلبویه به ویژه در بغداد»، «زن از دیدگاه جلالالدین و تصوف و عرفان»، «ملاحظاتی درباره موضوع زن در دوره مغول» و شرحی از زندگی مادر خویش با عنوان «ملکزاده بیانی- بانویی در گذرگاه تاریخ معاصر ایران» به بررسی زن در ادوار مختلف تاریخ ایران میپردازد.
در مقدمه میخوانیم: «اگر از عصر پیش از تاریخ و از زمان ورود انسان به مرحله شهرنشینی که دوران «مادر یا زنسالاری» نامیده شده، بحث خود را شروع کنیم، درمییابیم که مهمترین فعالیتهای زندگی روزمره زندگی و همچنین اختراعات و ابداعات اولیه، از غذا و دارو گرفته تا ساخت آلات و ادوات خانگی، برعهده زن بوده است. بر روی نقوش الواح گلین و انواع آلات و ادوات، طرز آرایش، لباس، حتی نشستن و ایستادن زن، که نمایانگر ظواهر زندگی تمدنی است و همچنین انواع کارها در مزارع، باغها، کاشت و برداشت محصول، دامپروری و کار در کارگاهها، چون نانوایی، نخریسی، ساختن ظروف و در ضمن شرکت در مراسم آیینی، چون نیایش که با رقص و خواندن سرود همراه بوده است، ساختن جواهر، عطرها و بخورها برای آداب آیینی؛ که اغلب قریب به اتفاق اینها توسط زن انجام گرفته، نقش فعال وی را در انواع وجوه زندگی و مقاطع گوناگون تاریخی، نمایان میسازد و میتوان او را تا حد بسیاری سازنده و تداومبخش فرهنگ و تمدن هر دو دانست. به همین جهت است که در بین اشیاء کشفشده بیشترین نقشهای انسانی و تندیسها، اختصاص به ایزدبانوی مادر و سایر ایزد-بانوان داشته است.
بدینترتیب باید گفت که زن به نوعی از سویی بانی و از سوی دیگر پاسدار فرهنگ و تمدن اولیه بوده که به نسلهای بعدی منتقل شده است.»
در ادامه از مباحث این کتاب به ذکر یکی از زنان برجسته هر دوره تاریخی میپردازیم:
همسر اونتاش-گال از مهمترین و معروفترین چهرههای ایلامی نیمه اول این هزاره میباشد؛ که نقش عمدهای در گردانندگی حکومت برعهده داشته است. از مهمترین آثار برجایمانده از ایلام کهن، تندیسی از وی است که در معبد دوراونتاش قرار داشته. این تندیس که متاسفانه سر آن در دست نیست، به قد طبیعی و از جنس برنز یک پارچه و میانتهی است که درون آن را از فلز ذوب شده پر کرده بودند و نمونه اوج هنر مجسمهسازی ایلام میباشد. هنرمند سعی کرده که وقار این بانو را به بهترین وجهی بنمایاند. کتیبهای بر آن نقش بسته با این مضمون که: «اگر کسی به این تندیس بیاحترامی کند یا نام ناپیرآسو را که بر آن حک شده، بزداید، به لعنت و خشم خدایان گرفتار خواهد آمد.
تزئین غنی لباس با دامن چیندار که سراسر گلدوزی و زردوزی شده است و دستبند و گردنبند وی، از سویی نمودار ذوق ایلامی و از سوی دیگر معرف اهمیت وی میباشد.»

این استاد برجسته دانشگاه تهران در شرح جایگاه زن در آغاز دوران آریایی به ظهور زردشت پیامبر اشاره میکند و هوتوسا (آتوسا) همسر کیگشتاسب را اولین کس و اولین زنی میداند که به دین او گروید. در ادامه به اسپندارمذ اشاره میکند و در شرح سپندارمذ مینویسد: «زردشت در گاتها هجده بار از سپندارمذ یاد میکند: در پرتو خرد پاک مرا با عشق و مهربانی جهانی بیارای که خواهیم دید این پدیده چیست؟ سپندارمذ کارهای بهشتی را نیز عهدهدار است و زردشت از او میخواهد که در روز رستاخیز در آمرزیدن او و پسرانش، وی را یاری دهد و فرمانروایان خوب را روی زمین یاری دهد.»
ابوریحان بیرونی درباره زنانگی وی مینویسد: «اسفند، روز پنجم آن، روز اسفندارمذ است و معنای آن عقل و خرد است. او فرشته، متوکل زمین است و در گذشته، این ماه بهویژه این روز عید زنان بوده است و در این عید، مردان به زنان بخشش مینمودند (هدیه میدادند) و هنوز این رسم در اصفهان و ری و دیگر بلدان پهُله باقی است و به فارسی مردانگیران میگویند. مردانگیران بدان معناست که زنان از همسران خود چیزهای گوناگون میخواهند که برآورده میشود. در روستای فرخان واقع در سه کیلومتری شرق قوچان هنوز این جشن در روز سیزده فروردین برگزار میشود.
سپندارمذ نماد نخستین جوانههای گندم به عنوان شروع زندگی نوبهاری است. قبل از زردشت، در هزاره سوم، در شهداد کرمان یک مُهر استوانهای کشف شده که نقش آن، ایزدبانویی را نشان میدهد، در حالی که در سبزهزار نشسته، در اطرافش گیاهان سرکشیدهاند و جوانه زدهاند و از پنجههای دستانش سبزه روییده است و این نشانگر آن است که پیش از زردشت این باور در ایران وجود داشته است. بنابراین طبیعت زمین، طبیعت اسفندارمذ نیز بود که وی ربالنوع زمین نیز است.»

شیرین بیانی در ادامه به امپراتوری هخامنشی میپردازد و به شرح آناهیتا، ایزدبانوی نگهبان آب میپردازد: «دوره اردشیر دوم گذشته از نیروی روزافزون پروشات (پریساتس) اوج نیروی آناهیتا نیز است؛ که سراسر ایران را فراگرفته بوده؛ زیرا شاهنشاه توجه خاصی نسبت به این ایزدبانو داشت که در معبد وی بود که از مرگ نجات یافت.
در ایرانوَیِجَ سرزمینی که به احتمال قریب به یقین خوارزم، سُغد و باختر (بلخ) مطابقت دارد و باید این منطقه را کانون و یا سرزمین مادر آریاییها دانست، از دوران اساطیری که میتوان اوج آن را با دوران نوسنگی برابر شمرد، آناهیتا یا نیالوده، بیآلایش و پاک ایزدبانوی مادر، باروری، زایش، باران، فراوانی، برکت، آب و پیروزی به شمار میرفته و در جایگاه ایزدان، برابر با میترا ایزد سوگند، پیمان و نور قرار داشته است.»
این تاریخنگار برجسته در شرح فرمانروایی سلوکیان به این نکته اشاره میکند که «آنتیوخوس در یکی از این نوع سفرهای اکتشافی خود در نهاوند در معبدی متعلق به آناهیتا دستور داد تا ستونی یادگاری به نام لائودیسه، همسرش ساختند که تاریخ ۱۹۴م را دارا بود و خواهان این بود که مردم همسر وی را پرستش نمایند؛ تا برابر با آناهیتا گردد. در این زمان چون گذشته، معابد آناهیتا مملو از ثروت و اشیاء تزئینی بود که مورد توجه بسیار سلوکیها قرار داشت.»

بخش پنجم نیز به وضع بانوان در دوران اشکانی (پارتی) و اهمیت آناهیتا میپردازد: «در دوره اشکانی، در خانههای اشراف نوعی به اصطلاح بیرونی و اندرونی وجود داشته است. زنان از طبقات پایینتر، در کارهای خارج از خانه، به استثنای کارگاههای اغلب نساجی، بخور و عطریاتسازی و از این قبیل، دخالت چندانی نداشتهاند؛ که این موارد مربوط به شهرها میشود؛ زیرا خارج از آن زندگی قبیلهای همچنان ادامه داشته است. با مقایسه با زنان عهد هخامنشی و سپس ساسانی، مقام زنان پایینتر از مردان بوده و یا لااقل به علت کمبود منابع و فقدان آگاهیهای مناسب، ما اینگونه تصور میکنیم. تعدد زوجات نزد آنان برای آوردن فرزندان بیشتر و گردآوری ثروت افزونتر همچنان وجود داشته است.»

در ادامه به نقش توانمندی زن در دوره ساسانی (۲۲۶-۶۵۱م) اشاره میکند و مینویسد: «دوره طولانی و مقتدر امپراتوری ساسانی یکی از نمودارترین و مهمترین ادوار تاریخ ایران باستان از جهت نیروی بانوان بوده است و این بازمیگردد به توسعه قلمرو و قدرت امپراتوری از سویی و تقویت فرهنگ و اقتصاد و تقلید از چگونگی حکومت هخامنشیان از سوی دیگر. گذشته از آن، زنان متعدد با فرهنگها، ادیان و اندیشههای گوناگون نیز وارد حکومت و کشور شدند.»
زن در دوره اسلامی موضوع دیگری است که مورد توجه این پژوهشگر تاریخ قرار گرفت: «تفاوت این زمان با اعصار پیشین در کششها و کوششهای مضاعف اوست؛ که میبایست در پردهنشینی به امور بپردازد؛ هرچند که در گذشته نیز زنان درباری پردهنشین بودند – که این کوششها از جهت رویارویی با موانع بهسختی صورت میپذیرفته و گاه هوشیارانه رنگ مبارزات درونی و حتی بیرونی را به خود میگرفته تا بتواند مقام و موقع خویش را در خانواده و حتی در جامعه و سیاست حفظ و یا تقویت نماید؛ زیرا باور عام بر این بوده است که مرد نسبت به زن برتری دارد.»

سپس به ورود عنصر ترک به ایران و ایجاد حکومت در این سرزمین اشاره شده است. «به علت پوشیده بودن و در حرم جای داشتن زنان، هیچگاه ظاهر و صفات آنان و یا اینکه تا چه حد در زندگی همسرانشان موثر بودهاند، ذکری به میان نیامده است. خاتونان، چون هدیهای که از جانب سلطانی به سلطان دیگر واگذار میشد و سپس در گوشهای نهاده و فراموش میگردیده، تلقی شدهاند.»
در جایی دیگر در این بخش مینویسد: «غزنویان مانند سایر ادوار، زنان متعدد میگرفتند و حرمسرای آنان پر از زنان گوناگون عقدی و غیرعقدی، نجیبزاده و اصیل، کنیز و غیره بوده است. این حرمسراها خود دستگاه مستقل و مفصلی داشته که کارگزاران مختلف، از قبیل حاجبان، خواجگان، غلامان، خدمتگزاران، دایگان و… در آن دستگاه به خدمت مشغول بودهاند و قسمت مهمی از عایدات خزانه، صرف حرمسرا میشده است.»
شیرین بیانی در بخش نهم به سلجوقیان میپردازد و آنان را ادامهدهنده راه آلبویه بهویژه در بغداد ذکر میکند: «در این دوره طولانی تاریخ ایران فعالیت زنان از جهت فرهنگی-تمدنی هرچند کند؛ ولی در حد امکان کارساز و موثر بوده است. دختران در خانه سواد خواندن، نوشتن و اگر استعداد داشتند ادبیات و سرودن شعر را فرامیگرفتند. آداب خانهداری، انواع هنرها و فنهای معمول و متداول زمان خویش، حتی فن شطرنج را میآموختند و احتمالا به شاعری نیز میپرداختند و آنها را همراه با سنن و رسوم هر زمان، به فرزندان خود منتقل میساختند. در منابع زنانی را مییابیم که نه تنها مشوق بلکه آموزگار فرزندان خود بودند.»
در ادامه به زن از دیدگاه مولانا جلالالدین و تصوف و عرفان میپردازد: «مولانا از نیروی جوشان زنان که در پرده مانده و به هدر میرفت، بهخوبی آگاه بود؛ زیرا در نظر وی زن و مرد تفاوتی با یکدیگر نداشتند و میبایست هر دو را تحت تعلیم و تربیت گرفت و همه را با هم به سوی جامعه آرمانی خود که همانا رسیدن به کمال و در نتیجه خوشبختی بود، سوق داد و از اکسیر لدنی بر مس وجود ایشان نثار کرد تا کیمیا شوند و آنگاه جهان دگرگون گردد. با این طرز تفکر، زنان به دنیای بهشتی وی راه یافتند.»

شیرین بیانی در ادامه به ملاحظاتی درباره موضوع زن در دوره مغول اشاره میکند: دیوانسالاران ایرانی از سویی و دانشمندان، هنرمندان، عارفان و روحانیان خواه مغول و خواه ایرانی از سوی دیگر؛ به ترویج و شکوفایی فرهنگ ایرانی پرداختند. بهسرعت در کار آبادانی شرکت جستند و مدارس، شفاخانهها، ابنیه خیر، کتابخانهها و مساجد، به اهتمام آنان، یکی پس از دیگری بنا شد. در این دوره تصوف و عرفان شکوفایی بسیار چشمگیری یافته بود و تقریبا همه خانها، خانزادهها و فرماندهان سپاهی مغولی مرید شیخی گشته بودند و زنان از هر گروه نیز از این امر مستثنی نبودند. آنان نهتنها به مرادانی سر میسپردند، بلکه بعضی با غور در مشربها و مکتبهای تصوف و قبول ریاضتها، خود تبدیل به عارفهها و مرادانی میشدند و به گردآوری پیرو میپرداختند. این پدیده خاص اجتماعی- فرهنگی که از قرن پنجم هجری شاهد آغاز رونق آن میباشیم، در قرن هشتم به اوج نیروی اجتماعی و حتی سیاسی و اقتصادی رسید؛ که چنانکه گفته شد در این امر مولانا جلالالدین بلخی نقش بسیار موثری داشت و میتوان گفت سراسر ایران زیر پوشش خانقاها قرار گرفت. زنان متشخص مغول و ایرانی، در ساختن رباطها، خانقاهها، زاویهها و تقویت کار شیوخ، چه از جهت معنوی و چه از جهت مادی، نقش موثری ایفا کردهاند. در ادامه خوانندگان را به کتاب دیگر خویش زن در ایران عصر مغول ارجاع میدهد که در این کتاب به تفصیل وقایع چگونگی زندگی زنان و اهمیت آنان در عصر مغول شرح داده شده است.
در بخش پایانی نیز شیرین بیانی به شرح زندگی «ملکزاده بیانی، مادر خویش» میپردازد و با این بیان نگاهی به «زن در تاریخ معاصر ایران» دارد.
درکل شیرین بیانی با بررسی آثار و منابع تاریخی از نخستین روزگار شکلگیری این سرزمین تا دوران معاصر، جایگاه زنان را در ادوار گوناگون مورد کنکاش قرار داده و کوشش آنان را در لحظهلحظه تاریخ به تصویر کشیده است؛ زنانی که در هر برههای با درخشش خود بر سیمای این مرز و بوم یادگاری ماندگار بر جای نهادهاند.
کتاب «جایگاه زن در تاریخ ایران» تالیف شیرین بیانی(اسلامی ندوشن) با ۲۰۸ صفحه، شمارگان ۳۵۰ جلد و بهای ۱۳۵ هزار تومان از سوی نشر جامی منتشر شد.
۲۵۹

