ریحانه اسکندری – در گفتوگوی پیشین با محمدعلی الستی، استاد زبانشناسی، درباره ورود واژههای بیگانه به زبان فارسی و حساسیتهای متفاوتی که نسبت به واژههای عربی و انگلیسی وجود دارد، صحبت کردیم. الستی در آن گفتوگو بر ضرورت شناخت تاریخ واژهها و پرهیز از مرزبندیهای شتابزده میان واژگان خودی و بیگانه تأکید داشت. از نگاه او، زبان پدیدهای زنده است و نمیتوان بدون توجه به مسیر تاریخی و تحولات آن، درباره واژههایی که در طول زمان وارد یک زبان شدهاند قضاوت کرد. او همچنین به ضرورت توجه به سیاستگذاری زبانی و بهروزرسانی منابع واژگانی اشاره داشت.
اما این بحث سویه دیگری هم دارد: چرا برخی واژهها بهسرعت در زبان روزمره جا باز میکنند و برخی دیگر، حتی اگر برایشان معادل فارسی ساخته شده باشد، همچنان بیرون از دایره کاربرد عمومی باقی میمانند؟ چرا یک جوان ممکن است استفاده از واژهای عربی را نشانه فاصله گرفتن از زبان فارسی بداند، اما در همان مکالمه چندین واژه انگلیسی به کار ببرد؟ آیا این انتخابها صرفاً حاصل عادت زبانیاند یا به نوعی از هویتسازی و تصویر نسل جدید از جهان مدرن ارتباط دارند؟
از سوی دیگر، سرعت تحولات علمی و فناوری به اندازهای افزایش یافته که زبانها برای نامگذاری مفاهیم تازه با چالش روبهرو شدهاند. در چنین شرایطی، اگر فرایند واژهگزینی و معادلسازی نتواند همپای این تحولات حرکت کند، طبیعی است که واژههای زبان مبدأ زودتر وارد گفتار روزمره شوند و جای خود را باز کنند. مسئله فقط استفاده از واژههای بیگانه نیست؛ پرسش این است که زبان فارسی تا چه اندازه برای پاسخگویی به نیازهای امروز جامعه آماده است و نهادهای متولی آن چه نقشی در این مسیر دارند.
برای بررسی این موضوع، با زینب کوشکی، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی در بنیاد سعدی، گفتوگو کردیم. او در این گفتوگو از تفاوت تاریخی واژههای عربی و انگلیسی در فارسی، دلایل اجتماعی و روانشناختی استقبال نسل جوان از واژههای انگلیسی، نقش فرهنگستان در واژهگزینی و ضرورت حضور مؤثر زبان فارسی در عرصههایی مانند فضای مجازی، بازیسازی و هوش مصنوعی میگوید. از نگاه کوشکی، پاسداری از زبان فارسی تنها با توصیه به استفاده از واژههای فارسی محقق نمیشود؛ این زبان باید بتواند نیازهای امروز را پاسخ دهد و در عرصههای تازه زندگی حضوری مؤثر داشته باشد.

واژههای عربی بخشی از تاریخ زبان فارسیاند
کوشکی در توضیح تفاوت جایگاه واژههای عربی و انگلیسی در زبان فارسی، به قدمت حضور این دو دسته از واژگان اشاره میکند. به گفته او، زبان عربی از چند قرن پیش با پذیرش دین اسلام در ایران به زبان فارسی راه یافته و بسیاری از واژههای آن در طول زمان چنان با ساختار این زبان پیوند خوردهاند که دیگر نمیتوان آنها را صرفاً واژههایی بیگانه دانست.
او برای توضیح این موضوع، به این نکته اشاره میکند که واژهای که برای مدت طولانی در یک زبان استفاده شود، در میان واژگان دیگر آن زبان جای بگیرد و در ساختارهای مختلف زبانی به کار رود، بهتدریج به بخشی از همان زبان تبدیل میشود. همانطور که واژههایی مانند «تلفن» با وجود ریشه غیرفارسی، امروز در فارسی کاملاً جاافتادهاند، بسیاری از واژههای عربی نیز چنین مسیری را طی کردهاند.
به گفته این پژوهشگر، برای شناخت این پیوند کافی است به متون ادبی فارسی نگاه کنیم. واژههای عربی در آثار ادبی فارسی بهوفور دیده میشوند و بخشی از مفاهیم و تعبیرهایی که از قرآن و ادبیات عرب وارد فارسی شدهاند، در طول زمان در این زبان گسترش پیدا کردهاند. حتی برخی واژههای عربی پس از ورود به فارسی، در کاربرد و معنا دچار تغییر شدهاند و هویت تازهای در این زبان پیدا کردهاند.
بنابراین، نمیتوان همه واژههای عربی را با یک نگاه و صرفاً به دلیل ریشه آنها از زبان فارسی جدا کرد. بسیاری از این واژهها قرنها در فارسی زندگی کردهاند، در کنار دیگر واژهها قرار گرفتهاند و در شکلگیری ادبیات و بیان مفاهیم در این زبان نقش داشتهاند.
اما درباره واژههای انگلیسی وضعیت متفاوت است. قدمت ورود این واژهها به فارسی به اندازه واژگان عربی نیست و شرایط اجتماعی و فرهنگی ورود آنها نیز تفاوت دارد. کوشکی معتقد است استقبال بیشتر نسل جوان از واژههای انگلیسی را باید با توجه به مجموعهای از عوامل جامعهشناختی و روانشناختی بررسی کرد.
تلقی جوانان از مدرنبودن زبان انگلیسی
کوشکی یکی از دلایل استقبال نسل جوان از واژههای انگلیسی را به تصویری مرتبط میداند که این نسل از خود و جایگاهش در جهان امروز میسازد. به اعتقاد او، جوانان ممکن است بخواهند با استفاده از برخی واژهها و تعبیرهای انگلیسی، خود را امروزیتر و نزدیکتر به جهان جدید معرفی کنند.
البته ارتباط گسترده با رسانهها، فضای دیجیتال، بازیها، فیلمها و دیگر محصولات فرهنگی نیز در این روند مؤثر است. جوانی که بخش زیادی از ارتباطات و دریافتهای فرهنگیاش از طریق رسانهها و محتوای حاصل از فناوری با زبان بینالمللی شکل میگیرد، بهطور طبیعی با واژههای انگلیسی بیشتری مواجه میشود و آنها را وارد گفتار روزمره خود میکند.
این مسئله فقط به نیاز ارتباطی محدود نمیشود؛ از بعد روانشناسی گاهی زبان به ابزاری برای تعریف هویت تبدیل میشود. استفاده از واژههای انگلیسی میتواند برای بخشی از جوانان نشانهای از مدرنبودن، متفاوتبودن یا برخورداری از منزلت اجتماعی باشد. در چنین شرایطی، زبان انگلیسی به چیزی فراتر از یک ابزار ارتباطی تبدیل میشود و به بخشی از تصویری بدل میشود که فرد میخواهد از خود به دیگران ارائه کند.
نکته جالب این است که این استفاده همیشه به معنای تسلط کامل بر زبان انگلیسی نیست. به گفته کوشکی، نسل جوانتر که بیشتر به ساختارشکنی معتقد است گاه حتی واژههای انگلیسی را میشکند، شکل آنها را تغییر میدهد و ترکیبهای تازهای میسازد؛ یعنی همانطور که با واژههای فارسی بازی میکند، واژههای انگلیسی را هم مطابق سلیقه و نیاز خود به کار میگیرد.
با این حال، کوشکی احتمال تأثیرگذاری عوامل بیرونی بر تضعیف جایگاه زبان فارسی را نیز منتفی نمیداند. به اعتقاد او، اگر این تصور به جامعه القا شود که زبان فارسی نمیتواند نیازهای فکری و ارتباطی افراد را پاسخ دهد و این زبان انگلیسی است که امکان دسترسی به مفاهیم جدید را فراهم میکند، میتوان از وجود یک عامل بیرونی در این روند سخن گفت.
البته او تأکید میکند که نباید همه مسئولیت را به عوامل بیرونی نسبت داد. سیاستگذاریهای داخلی نیز در این زمینه نقش مهمی دارند و متولیان زبان فارسی باید بررسی کنند که نسل جوان با چه خلأهایی روبهروست؛ خلأهایی که ممکن است ریشه اجتماعی، روانشناختی یا فرهنگی داشته باشند.
از نگاه کوشکی، زبان فقط وسیلهای برای انتقال پیام نیست، بلکه با اندیشه ارتباط مستقیم دارد. هر زبانی که فرد به آن تسلط پیدا میکند، دامنهای از مفاهیم و شیوههای اندیشیدن را در اختیار او قرار میدهد. به همین دلیل، اگر جوان ایرانی احساس کند زبان فارسی نمیتواند مفاهیم مورد نیازش را منتقل کند، ممکن است برای بیان آنچه در ذهن دارد به سراغ زبان دیگری برود. بنابراین، سیاستگذاری زبانی باید فراتر از توصیه به استفاده از واژههای فارسی باشد و نیازهای واقعی نسل جدید را بشناسد.
سرعت تحولات فناوری از واژهگزینی پیشی گرفته است
یکی از مهمترین چالشهایی که در این گفتوگو مطرح میشود، فاصله میان سرعت تحولات علمی و فناوری با سرعت واژهگزینی در هر زبانی از جمله در زبان فارسی است. امروز فناوری و تولید مفاهیم تازه با شتاب زیادی وارد زندگی مردم میشوند و کاربران برای استفاده از آنها به واژههایی نیاز دارند که بتوانند مفاهیم جدید را بهدرستی منتقل کنند.
کوشکی معتقد است در بسیاری از موارد، فرایند واژهگزینی و معادلسازی نمیتواند همپای این تحولات پیش برود. وقتی یک فناوری یا مفهوم تازه وارد جامعه میشود، کاربران با واژهای مواجهاند که از ابتدا برای نامیدن آن به کار رفته است. اگر معادل فارسی مناسبی در دسترس نباشد یا واژه پیشنهادی هنوز در میان مردم رواج پیدا نکرده باشد، استفاده از همان واژه اولیه آسانتر خواهد بود.
این انتخاب فقط به عادت زبانی مربوط نیست؛ عوامل تبلیغاتی و اقتصادی نیز در آن تأثیر دارند. واژهای که در رسانهها و تبلیغات بیشتر دیده و شنیده میشود، بهتدریج آشناتر و جذابتر به نظر میرسد. در چنین شرایطی، اگر مخاطب میان چند واژه برای بیان یک مفهوم حق انتخاب داشته باشد، معمولاً واژهای را به کار میبرد که رایجتر است و دیگران نیز آن را بهتر میشناسند.
به همین دلیل، کوشکی معتقد است نمیتوان از مردم انتظار داشت صرفاً با توصیه و تأکید بر ضرورت پاسداری از زبان فارسی، واژههای تازه را کنار بگذارند. اگر معادل مناسبی وجود نداشته باشد، یا واژه پیشنهادی نتواند در گفتار روزمره جا بیفتد، استفاده از واژه بیگانه همچنان ادامه پیدا میکند. در نتیجه، سرعت واژهگزینی و کیفیت معادلهای پیشنهادی اهمیت زیادی دارد.

نقش فرهنگستان زبان و ادب فارسی
در ادامه گفتوگو، موضوع نقش فرهنگستان زبان و ادب فارسی و وظایف نهادهای متولی واژهگزینی مطرح شد. یکی از پرسشها به این موضوع مربوط بود که آیا فرهنگستان میتواند با الگوبرداری از تجربه دیگر کشورها، روند بهروزرسانی واژگان را سرعت ببخشد و آیا منابعی مانند فرهنگ لغت دهخدا نیز باید متناسب با تحولات زبان بهطور مستمر بهروز شوند.
کوشکی در پاسخ، ضمن اشاره به قدمت و اهمیت لغتنامه دهخدا، یادآوری میکند که این اثر در زمان خود یکی از مهمترین و کاربردیترین فرهنگهای زبان فارسی بوده و همچنان نیز مورد استفاده قرار میگیرد؛ هرچند با گذشت زمان، نقدهایی به آن وارد شده و طبیعی است که زبان فارسی پس از تدوین این اثر با واژهها و مفاهیم تازهای روبهرو شده باشد.
به گفته او فرهنگستان زبان و ادب فارسی اقدامات مهمی انجام داده و در زمینه واژهگزینی و معادلسازی و سایر اقدامات در حفظ و گسترش زبان فارسی دستاوردهایی بسیاری داشته است که بخش کوچکی از این دستاوردها را عموم مردم تنها در حوزۀ واژه گزینی مطلع هستند و بقیه اقدامات را خبر ندارند.
در خصوص واژه گزینی به موقع، مسئلۀ اصلی را باید در سرعت تحولات زبان جستوجو کرد. دامنه مفاهیمی که وارد زبانها میشوند بسیار گسترده شده و فرایند انتخاب و تثبیت واژه نیز بهطور طبیعی زمانبر است.
او معتقد است این مسئله فقط به زبان فارسی محدود نمیشود و دیگر کشورها در دیگر زبانها اگر این دغدغهمندی را داشته باشند نیز با چالش مشابهی روبهرو هستند. حتی در کشورهایی که واژهگزینی و معادلسازی در زبان خود را دنبال میکنند، نمیتوان انتظار داشت که برای تمام مفاهیم تازه، همزمان با شکلگیری آنها واژهای رایج و تثبیتشده در اختیار داشته باشند.
کوشکی در این زمینه به پیوند زبان و اندیشه اشاره میکند. به اعتقاد او، زبان در پی اندیشه حرکت میکند؛ هر جا اندیشه شکل میگیرد و مفاهیم تازهای به وجود میآیند، زبان نیز ناگزیر دستخوش تحول میشود و باید ابزارهای لازم برای بیان آن مفاهیم را فراهم کند. بنابراین، واژهگزینی را نمیتوان جدا از تحولات علمی، اجتماعی و فکری بررسی کرد.
چرا نام انگلیسی برای یک مغازه جذابتر است؟
ورود واژههای بیگانه به زبان فارسی فقط در محیطهای دانشگاهی، رسانهای یا حوزه فناوری اتفاق نمیافتد. کافی است در خیابان قدم بزنیم و به نام فروشگاهها، کافهها و کسبوکارها نگاه کنیم؛ بسیاری از صاحبان این مشاغل ترجیح میدهند نامی انگلیسی یا فرانسوی برای محل کار خود انتخاب کنند، حتی اگر تحصیلات یا آشنایی ویژهای با این زبانها نداشته باشند.
کوشکی این انتخاب را نیز با جذابیت روانی و اجتماعی زبانهای خارجی مرتبط میداند. به گفته او، ممکن است صاحب یک کسبوکار تصور کند نام انگلیسی یا فرانسوی، مدرنتر و جذابتر است و به تبلیغ بهتر فعالیت او کمک میکند. در واقع، استفاده از چنین نامی گاهی نه از سر نیاز زبانی، بلکه با هدف ایجاد تصویری متفاوت از یک کسبوکار صورت میگیرد.
او در عین حال به نمونه دیگری اشاره میکند: نوشتههای فارسی پشت خودروها. در برخی موارد، تلاش برای استفاده از نامهای فارسی شایستۀ تقدیر است اما نوشتن به خط فارسی با کیفیتی که برای مخاطب جذاب باشد به نتیجهای نرسیده است. طراحی نامناسب، انتخابهای بصری ضعیف و بیتوجهی به ظرفیتهای زیباییشناختی خط فارسی، باعث میشود نوشته فارسی نهتنها علاقهای ایجاد نکند، بلکه گاهی تصویری نامناسب از این خط به نمایش بگذارد.
از نگاه کوشکی، این مسئله را نمیتوان صرفاً به سلیقه مخاطب نسبت داد. زبان فارسی و گنجینۀ ادبیات آن ظرفیتهای فراوانی برای خلق ترکیبها و نامهای زیبا دارند، اما استفاده درست از این ظرفیتها به خلاقیت و طراحی مناسب نیاز دارد. اگر قرار است مردم به انتخاب نام فارسی برای کسبوکارها یا استفاده از آن در فضاهای عمومی ترغیب شوند، باید گزینههایی جذاب و خوشساخت در اختیارشان قرار بگیرد.
او هشدار میدهد که اگر سیاستگذاری مشخصی برای این موضوع وجود نداشته باشد و زبان فارسی نتواند با نیازها و سلیقههای تازه همراه شود، این روند میتواند گستردهتر شود. در چنین شرایطی، جایگزینهای مناسب و تبلیغات مؤثر برای معرفی آنها اهمیت پیدا میکند.

پاسداری از فارسی فقط به داخل مرزها محدود نمیشود
در بخش پایانی گفتوگو، از کوشکی خواستیم با توجه به فعالیتهای بینالمللی در حوزۀ زبان فارسی، دو اولویت مهم برای پاسداری از این زبان را مشخص کند. او آموزش و گسترش زبان فارسی در جهان را یکی از مهمترین اولویتها میداند و معتقد است این موضوع میتواند با تقویت جایگاه فارسی در داخل کشور نیز پیوند بخورد.
به گفته او، دستاوردهایی که در حوزه زبان و ادبیات فارسی در داخل کشور به دست میآیند، باید در اختیار زبانآموزان و مخاطبان خارج از ایران نیز قرار بگیرند. هرچه منابع، کتابها، مقالهها و دستاوردهای علمی و زبانی بیشتری در دسترس باشد، امکان استفاده از آنها برای کسانی که فارسی میآموزند نیز افزایش پیدا میکند.
یکی از موارد مهم در این زمینه، آموزش قاعدهمند زبان فارسی بدون واسطۀ زبانهای بیگانه است. اگر زبانآموزی در فرایند یادگیری فارسی با مفهومی روبهرو شود و برای آن معادل مناسبی در زبان فارسی پیدا کند، میتواند از همان واژه استفاده کند؛ اما اگر چنین معادلی وجود نداشته باشد یا در فرایند آموزش به او معرفی نشود، ناچار خواهد بود واژه زبان خود را به کار ببرد. بنابراین، گسترش منابع واژگانی و دسترسی به معادلهای مناسب میتواند به تقویت آموزش فارسی در جهان کمک کند.
کوشکی در کنار این موضوع، بر ضرورت فرهنگسازی در داخل کشور نیز تأکید دارد. به اعتقاد او، باید میان نسل جوان درباره ظرفیتهای زبان فارسی آگاهی ایجاد شود و این زبان در عرصههایی حضور داشته باشد که مخاطب امروز بیشترین ارتباط را با آنها دارد. فضای مجازی، بازیسازی، دوبله و تولید محتوای دیجیتال از جمله حوزههایی هستند که میتوانند در این زمینه نقش مهمی ایفا کنند.
برای مثال، اگر یک زبانآموز خارجی هنگام تماشای فیلمهای دوبلهشده ببیند که زبان فارسی توانسته است مفاهیم و اصطلاحات را با واژههای مناسب خود منتقل کند، یا در بازیهای رایانهای و محتوای دیجیتال با کاربرد گسترده و خلاقانه فارسی روبهرو شود، بهتر میتواند با ظرفیتهای این زبان ارتباط برقرار کند. از سوی دیگر، گردشگری که به ایران سفر میکند نیز باید بتواند حضور زبان فارسی را در عرصههای مختلف زندگی روزمره و فناوری ببیند و از طریق آن با فرهنگ و دستاوردهای کشور ارتباط بگیرد.
او معتقد است سیاستگذاری کلان درباره زبان فارسی نباید به یک یا چند حوزه محدود شود. این زبان باید در همه عرصههایی که امکان تولید محتوا و انتقال دانش وجود دارد، حضور داشته باشد. هرچه کاربرد زبان فارسی در حوزههای متنوع بیشتر شود، هم مخاطب داخلی ارتباط عمیقتری با آن پیدا میکند و هم مخاطب خارجی امکان بیشتری برای بهرهگیری از دستاوردهای این زبان خواهد داشت.
زیستبوم زبان فارسی و فرصت هوش مصنوعی
کوشکی در پایان به اهمیت شکلگیری زیستبوم زبان فارسی اشاره میکند؛ موضوعی که بهویژه با گسترش هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به اعتقاد او، اگر بتوان در حوزه هوش مصنوعی و فناوریهای جدید بهطور جدی روی زبان فارسی کار کرد، دستاوردهای این زبان میتوانند در سطح جهانی نیز مورد استفاده قرار بگیرند.
در چنین شرایطی، یک مخاطب خارجی باید بتواند از طریق ابزارهای دیجیتال و فناوریهای جدید به مفاهیم و منابع فارسی دسترسی پیدا کند و با آنها ارتباط برقرار کند. این اتفاق نهتنها به گسترش زبان فارسی در جهان کمک میکند، بلکه میتواند زمینه استفاده بیشتر از ظرفیتهای علمی، فرهنگی و ادبی آن را فراهم کند.
از نگاه این پژوهشگر، تقویت زیستبوم زبان فارسی و حضور مؤثر آن در عرصه هوش مصنوعی، راهی برای حفاظت از زبان و پیوند دادن آن به نیازهای آینده است. در نهایت، هرچه زبان فارسی در حوزههای بیشتری امکان تولید و انتقال دانش داشته باشد، مخاطب داخلی نیز دلایل بیشتری برای استفاده و افتخار به زبان خود خواهد داشت.
مسئله امروز زبان فارسی فقط مقابله با واژههای بیگانه نیست؛ مسئله این است که این زبان تا چه اندازه میتواند در جهانی که هر روز مفاهیم و فناوریهای تازهای به آن اضافه میشود، زنده، پویا و کاربردی باقی بماند. اگر قرار است نسل جوان فارسی را انتخاب کند، باید بتواند با آن جهان امروز را توصیف کند، درباره فناوریهای تازه حرف بزند، محتوای مورد علاقهاش را تولید کند و در ارتباط با جهان از ظرفیتهای آن بهره ببرد. پاسداری از زبان، پیش از هر چیز، به معنای زنده نگه داشتن امکان استفاده از آن در زندگی امروز و فرداست.
۵۹۲۴۴

