بجویبجویبجوی
  • صفحه اصلی
  • محتوا
  • جستجو
  • نشان ها
  • دسته بندی ها
    • خبری
    • فناوری
    • ورزش
    • فیلم و سینما
    • اقتصادی
    • بازی رایانه ای
    • مجلات اینترنتی
    • سفر و گردشگری
    • خودرو
    • مذهبی
    • مادر و کودک
    • معماری و چیدمان
    • زیبایی و سلامت
    • کاریابی
    • منابع خارجی
    • ویدئو
جستجو
صفحات تخصصی
  • آخرین نتایج ورزشی
  • بورس و اوراق بهادار
  • صفحات روزنامه ها
  • قیمت ارز و فلزات گران بها
سایر
  • دسته بندی ها
  • منابع
  • ارتباط با ما
  • حریم خصوصی
در ما بجوی او را ، در او بجوی ما را
خواندن: روایت رامین ناصرنصیر از یک دلخوری برای اولین بار
به اشتراک بگذارید
تغییر اندازه فونتآآ
بجویبجوی
تغییر اندازه فونتآآ
  • خبری
  • ورزش
  • فناوری
  • مذهبی
  • معماری و چیدمان
  • زیبایی و سلامت
  • اقتصادی
  • بازی رایانه ای
  • خودرو
  • سفر و گردشگری
  • فیلم و سینما
  • مادر و کودک
  • مجلات اینترنتی
  • کاریابی
  • منابع خارجی
  • ویدئو
جستجو
  • صفحه اصلی
  • محتوا
  • جستجو
  • نشان ها
  • دسته بندی ها
    • معماری و چیدمان
    • منابع خارجی
    • زیبایی و سلامت
    • فناوری
    • ورزش
    • مجلات اینترنتی
    • اقتصادی
    • خودرو
    • مذهبی
    • خبری
    • سفر و گردشگری
    • بازی رایانه ای
    • کاریابی
    • مادر و کودک
    • فیلم و سینما
    • منابع خارجی
    • ویدئو
ما را دنبال کنید
در ما بجوی او را ، در او بجوی ما را
بجوی > خبری > روایت رامین ناصرنصیر از یک دلخوری برای اولین بار
خبری

روایت رامین ناصرنصیر از یک دلخوری برای اولین بار

آخرین به روز رسانی: جمعه 1 آبان 1405 21:53
تابناک
به اشتراک بگذارید
9 دقیقه مطالعه
روایت رامین ناصرنصیر از یک دلخوری برای اولین بار
اشتراک گذاری

به گزارش تابناک، انتشار رمان «برزخ» نوشته توماس الوی مارتینث با ترجمه‌ رامین ناصرنصیر توسط نشر چشمه، بهانه‌ای برای گفت‌وگو با این بازیگر و مترجم شد که پیش‌تر رمان دیگری از توماس الوی مارتینث؛ «سانتا اویتا»، با ترجمه او به بازار کتاب آمده بود. ناصرنصیر که ترجمه‌های دیگری مانند نُوولا (رمان کوتاه) «دلبستگی‌ها» نوشته رودریگو اَسبون، نمایشنامه «مهراز و شاه آشور» نوشته فرناندو آرابال و خودزندگی‌نامه‌نوشت یا شرح خاطرات «مهمان انقلاب» نوشته کاترین کوب از او در بازار کتاب موجود است سال‌ها پیش «اشک‌های آبی، اشک‌های زرد» (مجموعه اشعار ادیب پرآوزه سوری محمد الماغوط) را با ترجمه مشترک غسان حمدان منتشر کرد.  

ترجمه‌ای که در موردش چنین می‌گوید: «من درباره این کتاب تاکنون چندان صحبت نکرده‌ام، چون ماجرای آن برای من با نوعی دلخوری و زخم عاطفی همراه است. با این حال، شاید بد نباشد که اکنون درباره آن توضیح بدهم و برخی ابهام‌ها را روشن کنم. درواقع، ترجمه این کتاب را آقای غسان حمدان انجام داده‌اند و من مترجم آن نبوده‌ام. ایشان خود شاعر و اهل عراق هستند و در آن زمان در سوریه زندگی می‌کردند. آشنایی ما از طریق اینترنت شکل گرفته بود و به‌تدریج، در جریان گفت‌وگوها و مبادلات فرهنگی و ادبی، با یکدیگر دوست شدیم. ایشان زبان فارسی را نیز می‌دانستند و به ادبیات ایران علاقه‌مند بودند. از جمله، آثاری از ادبیات فارسی را به عربی ترجمه کرده بودند؛ از جمله مجموعه‌هایی از اشعار احمد شاملو و فروغ فرخزاد. همچنین مطالب متعددی درباره سینمای ایران در مطبوعات سوریه نوشته بودند. تا جایی که اطلاع دارم، آثار و ترجمه‌های دیگری از ایشان نیز در ایران به زبان فارسی منتشر شده است. در مقطعی، آقای حمدان این کتاب را برای من فرستادند و قرار بر این بود که اثر در ایران منتشر شود. اما با گذشت زمان، اتفاقات سیاسی و اجتماعی متعددی رخ داد. جنگ داخلی سوریه آغاز شد، وضعیت عراق همچنان بی‌ثبات بود و ظهور داعش نیز شرایط منطقه را پیچیده‌تر کرد. در نتیجه، آقای حمدان دیگر امکان ادامه زندگی در سوریه را نداشتند و تمایل داشتند به ایران بیایند.» 

او ادامه داد: «ایشان پیش‌تر با سفارت ایران در سوریه نیز همکاری داشتند و آثاری را برای سفارت ترجمه کرده بودند. با توجه به شرایط دشواری که در آن مقطع تجربه می‌کردند، شاید انتظار داشتند در ایران با استقبال و حمایت بیشتری روبه‌رو شوند؛ انتظاری که به نظر می‌رسد آن‌گونه که امیدوار بودند، برآورده نشد. نمی‌خواهم وارد جزئیات شخصی زندگی ایشان شوم، اما به هر حال، شرایطی که در آن قرار گرفته بودند، شرایط دشواری بود و طبیعی بود که در چنین وضعیتی، انتظار همراهی بیشتری داشته باشند. در یکی از دوره‌ها، ایشان برای شرکت در نمایشگاه کتاب به ایران آمدند و قرار بود یکدیگر را ملاقات کنیم. متأسفانه سفر ایشان با دوره‌ای بسیار فشرده از فعالیت‌های کاری من هم‌زمان شد. در آن ده روزی که ایشان در ایران بودند، من تقریباً نه روز، از صبح تا شب، درگیر کار بودم و نتوانستم به دیدارشان بروم. در روز آخر با ایشان تماس گرفتم تا بالاخره یکدیگر را ببینیم، اما ایشان با لحنی سرد به من گفتند که دیگر در روز دهم فرصت ندارند. به این ترتیب، متأسفانه هیچ‌وقت موفق نشدیم یکدیگر را از نزدیک ملاقات کنیم. شاید این اتفاق، در کنار شرایط دشواری که ایشان از سر گذرانده بودند، به شکل‌گیری سوءتفاهمی میان ما دامن زد. احتمالاً ایشان تصور کرده بودند که من با وجود امکان دیدار، برای ملاقات با ایشان اقدامی نکرده‌ام؛ در حالی که واقعیت، دست‌کم از نظر من، این بود که گرفتار شرایط فشرده کاری شده بودم و فرصت مناسبی پیدا نکردم. پس از بازگشت ایشان به عراق نیز، با توجه به شرایط بسیار بی‌ثبات آن کشور، چند بار با هم صحبت کردیم. به خاطر دارم که در یکی از این گفت‌وگوها، تعریف می‌کردند که بمبی در فاصله حدود صد متری محل حضورشان، در خیابان، منفجر شده است. شرایط واقعاً نگران‌کننده بود و ایشان در محیطی زندگی می‌کردند که امنیت و آرامش چندانی نداشت. به هر حال، قرار بود کتاب در شرایط مناسب‌تری منتشر شود، اما پس از مدتی دیگر نتوانستم با آقای حمدان ارتباط برقرار کنم. از راه‌های مختلف، از جمله تلفن و ایمیل، تلاش کردم با ایشان تماس بگیرم، اما موفق نشدم. یا پاسخی دریافت نمی‌کردم یا اساساً امکان برقراری ارتباط فراهم نمی‌شد. در این فاصله، من نیز تغییرات و ویرایش‌هایی در متن انجام دادم. آقای سپانلو هم در این فرایند نقش داشتند. در واقع، ویرایش این کتاب از آخرین کارهایی بود که ایشان در زندگی‌شان انجام دادند؛ چراکه غسان کنفانی را بسیار دوست داشتند و او از شاعران و نویسندگان محبوبشان بود. به همین دلیل، این کتاب برای ایشان نیز اهمیت ویژه‌ای داشت.» 

او تصریح می‌کند: «با این حال، باید تأکید کنم که نقش من در آماده‌سازی کتاب، با ترجمه آن تفاوت داشت. من زبان عربی را تا حدودی می‌شناسم، اما تسلطم به این زبان در حدی نیست که بتوانم اثری ادبی را مستقیماً از عربی به فارسی ترجمه کنم. بنابراین، سهم من در این کتاب بیشتر به برخی اصلاحات، ویرایش‌ها و تغییرات محدود بود و به نظرم حتی درج نامم به‌عنوان مترجم دوم نیز چندان دقیق و منصفانه نبود. متأسفانه هنگام انتشار کتاب، اتفاق دیگری هم افتاد که بر این سوءتفاهم‌ها افزود: نام من به‌عنوان مترجم نخست و نام آقای حمدان پس از من درج شد. این نه خواسته من بود و نه ترتیبی که از نظر من درست به نظر می‌رسید. بعداً با این موضوع مواجه شدم و دیدم که نحوه درج نام‌ها با واقعیت فرایند ترجمه و سهم هر یک از ما مطابقت ندارد. مجموع این اتفاقات، از جمله شرایط دشوار زندگی آقای حمدان، ملاقات ناموفق ما در ایران، سوءتفاهم‌های احتمالی پس از آن و در نهایت، نحوه درج نام‌ها روی جلد کتاب، متأسفانه به دلخوری میان ما دامن زد. این وضعیت تا امروز ادامه پیدا کرده است و من چند بار از طریق دوستان مشترکمان تلاش کرده‌ام پیامی برای ایشان بفرستم و زمینه‌ای برای رفع این دلخوری فراهم کنم، اما هنوز موفق نشده‌ام مستقیماً با خودشان صحبت کنم. واقعاً امیدوارم فرصتی فراهم شود تا بتوانم با ایشان گفت‌وگو کنم و توضیح بدهم که آنچه اتفاق افتاد، به هیچ‌وجه از سر بی‌اعتنایی به ایشان یا نادیده‌گرفتن زحماتشان نبود. برای من روشن است که ترجمه این کتاب حاصل کار ایشان بوده و سهم اصلی در انتقال اثر از زبان عربی به فارسی به ایشان تعلق دارد. اگر نام من به شکلی درج شده که این واقعیت را مخدوش کرده است، این اتفاق نه خواسته من بوده و نه با دیدگاه من درباره همکاری و ترجمه سازگار است. امیدوارم انتشار این گفت‌وگو زمینه‌ای برای برقراری دوباره ارتباط میان ما فراهم کند. می‌دانم که ایشان همچنان اخبار ایران و مطبوعات فارسی‌زبان را دنبال می‌کنند و شاید از این طریق فرصتی پیش بیاید تا این توضیحات را بشنوند. برای من مهم است که این سوءتفاهم برطرف شود و بتوانیم پس از این همه سال، درباره آنچه رخ داده است، با یکدیگر صحبت کنیم.» 

منبع: خبرآنلاین



برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید 

برچسب ها:خبر
این مقاله را به اشتراک بگذارید
فیس بوک پینترست واتساپ واتساپ لینکدین تلگرام لینک را کپی کنید چاپ کنید
مقاله قبلی وب‌سایت آمریکایی مارکت‌پلیس: عبور نفت برنت از ۱۱۴ دلار، هزینه انرژی و فشار تورمی در آمریکا را افزایش داد وب‌سایت آمریکایی مارکت‌پلیس: عبور نفت برنت از ۱۱۴ دلار، هزینه انرژی و فشار تورمی در آمریکا را افزایش داد
مقاله بعدی Trump administration sues to block possible Democratic win in Alaska Trump administration sues to block possible Democratic win in Alaska
بدون دیدگاه بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انسان بودن خود را ثابت کنید: 0   +   1   =  

برچسب ها

English game IT اخبار ارز دیجیتال استخدام اقتصاد انیمیشن بازی بازی کامپوتری بیماری تور تکنولوژی خبر خودرو درمان دیجیتال دین زیبایی سبک زندگی سریال سفر سلامت سلامتی علمی فناوری فوتبال فیلم مادر ماشین محتوا اینترنتی مذهب معماری موتور موفقیت نوزاد هنر ورزش ورزشی چهره ها چیدمان کاریابی کشتی کودک گردشگری

ما را دنبال کنید

Xدنبال کنید
اینستاگرامدنبال کنید
Tiktokدنبال کنید
تلگرامدنبال کنید

موارد مرتبط

وقتی تحلیلگر ایرانی از خجالت کارشناس بحرینی درآمد!
خبری

وقتی تحلیلگر ایرانی از خجالت کارشناس بحرینی درآمد!

جمعه 1 آبان 1405
واکنش مدیرعامل چادرملو به تصمیم داوری
خبری

واکنش مدیرعامل چادرملو به تصمیم داوری

جمعه 1 آبان 1405
مهرماه تهران در مقایسه با سال‌های گذشته / ۴ روز هوای ناسالم برای گروه‌های حساس ثبت شد / ۱۲ مهر آلوده‌ترین روز پاییز بود
خبری

مهرماه تهران در مقایسه با سال‌های گذشته / ۴ روز هوای ناسالم برای گروه‌های حساس ثبت شد / ۱۲ مهر آلوده‌ترین روز پاییز بود

جمعه 1 آبان 1405
آخرین وضعیت کمپانی بعد از غش کردن در تمرینات بایرن
خبری

آخرین وضعیت کمپانی بعد از غش کردن در تمرینات بایرن

جمعه 1 آبان 1405
نمایش بیشتر

درباره ما

بجوی با جستجو در منابع وب فارسی محتوا متنوع برای شما جمع آوری کرده و در زمان شما صرفه جویی می کند. شما در بجوی می توانید محتوا جدیدترین منابع مورد علاقه خود را مشاهده و سپس در منبع اصلی دنبال کنید.کلیه محتوا نمایش داده شده توسط منابع جستجو تولید شده و بجوی هیچ گونه مسئولیتی در قبال محتوا تولید شده ندارد.

دسته بندی های پر بازدید

  • خبری
  • ورزش
  • فناوری
  • مجلات اینترنتی
  • اقتصادی
  • خودرو

دسترسی سریع

  • قیمت ارز و فلزات گران بها
  • آخرین نتایج ورزشی
  • بورس و اوراق بهادار
  • صفحات روزنامه ها
  • دسته بندی ها
  • منابع

بجویبجوی
ما را دنبال کنید
© 1405 تمامی حقوق برای بجوی محفوظ است.
  • حفظ حریم خصوصی
  • ارتباط با ما