ریحانه اسکندری ـ در روزهایی که فضای حاکم بر اجتماع کودکان را به صورت مستقیم تحت تاثیر قرار داده، رویدادهای هنری که در این مقطع برگزار میشوند و کودکان و نوجوانان در مرکز توجه آن هستند، نمیتوانند نسبت به این موقعیت بیتفاوت باشند؛ از این رو است که با رونمایی از پوستر جشنواره تئاتر کودک و نوجوان تصویری نمایان میشود که گویی خاطره جمعی را از وضعیت جامعه در ماههای گذشته یادآوری میکند.
پوستر سیویکمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان را مرضیه سرمشقی و رفعت هاشمی طراحی کردهاند. این دو طراح در کار خود از حال و هوای کودکان و خاطرات ثبتشده از کودکان آسیبدیده از جنگ در ماههای اخیر به دنیای تئاتر و نمایش پل زدهاند.
مرضیه سرمشقی در گفتوگویی درباره روند این طراحی توضیح داد.
ایده اولیه پوستر از کجا آمد؟
ایدهی اولیه از پیوند میان دو فضای مدرسه و تئاتر شکل گرفت؛ دو فضایی که هرکدام بهنوعی با تجربهی کودکی، تخیل و بازی در ارتباطاند. برای بیان این پیوند، به سراغ صورتکی کاغذی رفتم که هم به دفتر مشق و فضای دانشآموزی اشاره دارد و هم یکی از عناصر آشنای تئاتر است. در ادامه، عناصر دیگری مانند گلها، کاغذهای رنگی و تایپوگرافی به ترکیب اضافه شدند تا تصویر از یک نشانهی منفرد فراتر برود و میان اجزای بصری آن ارتباطی منسجم شکل بگیرد. تایپوگرافی نیز علاوه بر کارکرد نوشتاری، بخشی از ساختار تصویری پوستر شد تا در کنار سایر عناصر، به یکپارچگی ترکیببندی کمک کند.
چطور این ایده انتخاب شد؟
در شکلگیری ایده، به دنبال زبانی تصویری بودیم که بتواند میان چند مفهوم ارتباط برقرار کند: کودک، مدرسه، تئاتر و غیاب کودکانی که دیگر در میان ما نیستند و در شرایط عادی میتوانستند مخاطبان این جشنواره باشند.
برگی از دفتر مشق، بهعنوان یکی از ملموسترین نشانههای دوران دانشآموزی و سفیدیاش نماد پاکی و آمادگی برای نانوشتههای زندگی پیش رو، مبنای شکلگیری صورتک کاغذی شد.
این صورتک علاوه بر ارجاع به فضای مدرسه، عنصری مرتبط با تئاتر است و امکان پیوند این دو فضا را در یک تصویر فراهم میکند.

«من ایران را دوست دارم» نیز جمله ای است که از دفتر مشق «محمد» یکی از دانشآموزان میناب به یادگار مانده؛ حضور این نوشته در تصویر، ارتباط اثر با واقعه را از سطح یک اشارهی کلی به کودکان آسیبدیده از جنگ فراتر میبرد و آن را به خاطرهای مشخص پیوند میدهد.
گلها و کاغذهای رنگی نیز در امتداد همین ایده شکل گرفتهاند. گلها استعارهای از جان و جایگاه این کودکاناند و پراکندگی کاغذهای رنگی، حضور آنها را در سراسر فضای تصویر امتداد میدهد. در کنار این عناصر، تایپوگرافی عنوان جشنواره نیز بهگونهای در ترکیببندی قرار گرفته که خطوط و امتداد حروف، بهصورت غیرمستقیم فرم بالها را تداعی میکنند.
در نهایت، انتخاب این ایده حاصل تلاش برای شکلدادن به روایتی واحد بود؛ روایتی که در آن، عناصر تصویری و نوشتاری بهجای توضیح جداگانهی مفاهیم، در ارتباط با یکدیگر معنا پیدا میکنند.
طراحی پوستری که هم مخاطب کودک و نوجوان دارد و هم بزرگسال، چه ویژگیهایی دارد؟
در طراحی برای مخاطب چندنسلی، مسئله صرفاً استفاده از عناصر جذاب برای کودکان یا انتخاب زبانی رسمی برای بزرگسالان نیست؛ بلکه باید تصویری شکل بگیرد که در سطوح مختلف قابل دریافت باشد.
کودک و نوجوان ممکن است در وهلهی نخست با رنگ، شخصیت، حرکت و عناصر تصویری ارتباط برقرار کنند؛ درحالیکه مخاطب بزرگسال میتواند لایههای معنایی و ارجاعات اجتماعی اثر را نیز دنبال کند. البته این مرزبندی مطلق نیست و هر مخاطبی ممکن است از مسیر متفاوتی با تصویر ارتباط بگیرد.

در این پوستر، تلاش کردیم جذابیت بصری از طریق رنگها، گلها، کاغذهای پراکنده و شخصیت مرکزی شکل بگیرد، بیآنکه لایهی مفهومی اثر به حاشیه برود. در عین حال، ارجاع و استفاده از نشانههای استفادهشده در پوستر، امکان خوانشی فراتر از ظاهر تصویر را فراهم میکند.
برای ما مهم بود که تصویر به مخاطب پاسخ آماده ندهد، بلکه امکان کشف ارتباط میان عناصر و شکلگیری برداشت شخصی را برای او باقی بگذارد.
رنگ غالب پوستر آبی است؛ این رنگ چطور انتخاب شد؟
آبی در این پوستر، علاوه بر نقش بصریاش در ایجاد فضای یکپارچه و برجستهکردن پیکرهی سفید و گلهای رنگارنگ، به آسمان اشاره دارد. با توجه به ایدهی اصلی، آسمان برای ما معنایی فراتر از یک پسزمینهی تصویری پیدا کرد و با مفهوم آسمانیشدن پیوند خورد.
در انتخاب این رنگ، رابطهی آن با سایر عناصر تصویر نیز اهمیت داشت. زمینهی آبی امکان میداد گلها و کاغذهای رنگی با وضوح بیشتری دیده شوند و در کنار پیکرهی سفید، ترکیبی شکل بگیرد که هم از نظر بصری منسجم باشد و هم با ایدهی اصلی پوستر ارتباط برقرار کند.
در تصویر، کودک صورتک بر چهره دارد، لبخند او گویا به صورت او الصاق شده است؛ چه نگاهی مدنظر بوده؟
صورتک در این تصویر از دو ارجاع همزمان شکل گرفته است: دفتر مشق و تئاتر. جنس کاغذی آن به فضای مدرسه و نوشتن پیوند دارد و فرم صورتک، آن را به یکی از عناصر آشنای هنر نمایش تبدیل میکند.
لبخند ترسیمشده روی صورتک نیز در ارتباط با همین وجه تئاتری است. برای من مهم بود که لبخند نه بهعنوان بازتاب مستقیم احساس درونی کودک، بلکه بهعنوان نشانهای تصویری و ساختهشده دیده شود؛ چیزی که بر چهره قرار میگیرد و میان صورت واقعی و چهرهی نمایشدادهشده فاصله ایجاد میکند. این فاصله در بستر کلی پوستر اهمیت پیدا میکند.
تصویر از یک سو به جهان بازی، نمایش و رنگ تعلق دارد و از سوی دیگر، با غیاب کودکانی مواجه است که آسیب جنگ آن را به بخشی از حافظهی جمعی ما تبدیل کرده است. صورتک کاغذی این دو وجه را در یک عنصر به هم پیوند میدهد، بیآنکه لازم باشد رنج یا فقدان بهصورت مستقیم تصویر شود.
طراحی پوستر تئاتر کودک و نوجوان در شرایط کنونی کشور، شما را به سمت در نظر گرفتن چه مؤلفههایی برد؟
در این دوره، نمیتوانستم موضوع کودکی را از شرایط اجتماعی جدا کنیم. جنگ وآسیبهای آن به کودکان، در شکلگیری نگاه ما به پوستر نقش تعیینکنندهای داشت. بنابراین، طراحی برای جشنوارهای مرتبط با کودکان، برای ما صرفاً به معنای بازنمایی فضای شاد و پرتحرک دنیای آنها نبود؛ بلکه مستلزم توجه به آسیبپذیری کودکان و واقعیتهایی بود که این جهان را تهدید میکنند.
با این حال، نمیخواستیم پوستر به بازنمایی مستقیم یک واقعهی تلخ یا به بیانی صرفاً سوگوارانه محدود شود. تلاش کردیم از طریق عناصر مرتبط با مدرسه، تئاتر و دنیای بصری کودکان، به این موضوع بپردازیم و در عین حال، ساختار و کارکرد یک پوستر جشنواره را حفظ کنیم.
حضور گلها، رنگها و پیکرهی سفید در کنار صورتک کاغذی و تایپوگرافی شکلگرفته در قالب بالها، حاصل همین تلاش است. این عناصر قرار نیست تلخی واقعه را خنثی کنند؛ بلکه امکان میدهند یاد کودکان آسیب دیده یا متاثر از جنگ در بستری تصویری حضور داشته باشد که با هنر، تخیل و دنیای کودکی ارتباط برقرار میکند.
برای ما چالش اصلی این بود که میان ضرورت اشاره به یک واقعیت اجتماعی و پرهیز از تبدیل اثر به بیانیهای مستقیم تعادل برقرار کنیم؛ بهگونهای که معنا از خود تصویر و روابط میان اجزای آن شکل بگیرد.
۵۹۵۹

