به گزارش خبرآنلاین به نقل ار همشهری، پس از فرار سارقان، زوج سالخورده به سختی دست و پایشان را باز کردند و با پلیس تماس گرفتند. طولی نکشید که مأموران اداره یکم پلیس آگاهی تهران در محل حادثه حاضر شدند.
بررسیهای اولیه حکایت از این داشت که سارقان مسلح، با بهدست آوردن رمز گاوصندوق، موفق شده بودند ۳۰عدد ساعت گرانقیمت رولکس را که متعلق به پسر خانواده بود به همراه ۱۵۰گرم طلا به سرقت ببرند.
سرنخ؛ ال۹۰سرقتی
کارآگاهان در ادامه به بازبینی دوربینهای مداربسته محل پرداختند که مشخص شد سارقان مسلح پس از ارتکاب سرقت، سوار بر یک خودروی ال۹۰ شده و گریخته بودند. کمی بعد مشخص شد که این خودرو ۴۸ساعت قبل از سرقت مسلحانه توسط گانگسترها به سرقت رفته است. ماجرای سرقت به این شکل بود که زنی به نام ساناز بهعنوان مسافر سوار این خودرو شده و در میانه راه با ادعای بدحالی، راننده را ناچار به توقف کرده بود. درست زمانی که راننده برای خرید آب معدنی از ماشین پیاده شده بود، این زن پشت فرمان نشسته و فرار کرده بود.
رازگشایی
کارآگاهان در گام بعدی، مخفیگاه ساناز را شناسایی و او را در عملیاتی ضربتی دستگیر کردند. با انجام تحقیقات اولیه از ساناز که سابقه سرقت خودرو نیز داشت، اعضای دیگر باند که ۲مرد و یک زن بودند، شناسایی و دستگیر شدند. در مخفیگاه متهم اصلی، بخشی از طلاهای مسروقه و ساعتهای میلیاردی کشف شد.
سرهنگ اصغر خدایی، رئیس پلیس آگاهی تهران دراین باره گفت: در این پرونده، مرد مالخری که ساعتهای گرانقیمت (از جمله برند رولکس) را خریداری کرده بود، توسط پلیس شناسایی و اموال به صاحب اصلی آنها بازگردانده شد. بهگفته وی، تحقیقات تکمیلی از متهمان ادامه دارد.
قاتلی که سارق شد
متهم اصلی پرونده ۳۴ساله است؛ کسی که سالها قبل در جریان درگیری مرتکب قتل شده اما موفق شده بود رضایت بگیرد. گفتوگو با او را بخوانید.
از پرونده قبلیات بگو و قتلی که مرتکب شده بودی؟
سال ۹۱ بود. بر سر دختری که میخواستم، با پسری درگیر شدم. کنترلم را از دست دادم و با چاقو به او ضربه زدم. او جان باخت و من به جرم قتل راهی زندان شدم.
چطور شد که از مجازات قصاص گریختی؟
در مدتی که زندان بودم، حتی یکبار تا پای چوبه دار رفتم. ۷سال تمام در برزخ بودم تا اینکه خانوادهام با التماس توانستند رضایت اولیایدم را بگیرند. آزاد که شدم میخواستم زندگی جدیدی بسازم، اما نفهمیدم چطور دوباره خودم را غرق کردم.
چرا به خانه زوج سالخورده حمله کردید؟
هدفم سرقت نبود، کینه بود؛ فقط میخواستم انتقام بگیرم. یکی از دوستان خانوادگیمان به اسم مریم به سراغم آمد و گفت پسر این زوج برایش ایجاد مزاحمت کرده است. من هم تصمیم گرفتم پسر آن خانواده را نقرهداغ کنم تا از او انتقام بگیرم.
چرا سراغ خودش نرفتی؟ به پدر و مادرش چه ربطی داشت؟
میدانستم روزها کجاست و سرکار میرود. میخواستم ضربه سنگینی به او بزنم. هم با تهدید خانوادهاش او را وحشتزده کنم و هم با سرقت اموالش، ضرر مالی سنگینی روی دستش بگذارم تا ادب شود. موضوع را به پسرداییام گفتم و او هم همراهیام کرد.
اسلحه را از کجا آورده بودی؟
مدتی قبل در سفری به غرب کشور، از یک واسطه اسلحه جنگی با چند فشنگ خریده و فقط برای روز مبادا نگهش داشته بودم.
نقشه ماشین سرقتی ایده خودت بود؟
من و پسرداییام نیاز به ماشینی داشتیم که ردی از ما به جا نگذارد. یاد ساناز افتادم؛ ساناز قبلا پرونده سرقت خودرو داشت و کارش را خوب بلد بود. او را میشناختم و به سراغش رفتم. به او گفتم یک ماشین بینامونشان جور کند. او هم راننده مسافرکشی را طعمه کرد و روز دوم قرار، به بهانه بدحالی پیادهاش کرد و ال۹۰ را دزدید و به ما تحویل داد.
برگردیم به روز حادثه، چه اتفاقی افتاد؟
قبل از رفتن، چند قرص روانگردان با دوز بالا خورده بودم و اصلا تعادل روانی نداشتم. به همراه پسر داییام به خانه زوج سالخورده رفتیم. زنگ زدیم، به محض اینکه در نیمهباز شد، کلت را کشیدم و وارد شدیم. پیرمرد و پیرزن زبانشان بند آمده بود. دست و پایشان را بستیم تا نتوانند فریاد یا به پلیس زنگ بزنند و بعد گاوصندوق را خالی کردیم.
میدانستی پسرشان کلکسیون دارد؟
مریم اطلاعات داده بود. میدانستم به ساعت علاقه دارد و کلکسیونر است.
۳۰ تا ساعت مارک رولکس با مقداری طلا را در کیفمان ریختیم و فرار کردیم.
گفتی قبل از سرقت، قرص مصرف کرده بودی، اعتیاد داری؟
به تریاک و قرصهای روانگردان اعتیاد دارم. بعد از آزادی از زندان، برای فراموش کردن کابوسها سراغ قرص رفتم و معتاد شدم و همین مواد کار دستم داد.
۱۷۳۰۲

