به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی تابناک، اظهارنظر رئیس اداره نظارت بر اماکن پلیس تهران بزرگ درباره وضعیت خیابانهای سنایی و ایرانشهر، فارغ از بخشهایی که به بساطگستری، فعالیت برخی کافهها در پیادهرو و ایجاد شلوغی و مزاحمت مربوط میشود، یک عبارت قابل تأمل داشت؛ آنجا که از «حضور برخی جوانان بدون هدف مشخص» به عنوان یکی از عوامل ایجاد شلوغی و نارضایتی در این محدوده نام برده شد.
همین عبارت کوتاه، یک پرسش مهم را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: آیا حضور یک شهروند در فضای عمومی شهر، نیازمند داشتن «هدف مشخص» است؟
در اینکه با سد معبر، تخلفات صنفی، ایجاد مزاحمت، آلودگی صوتی یا رفتارهایی که نظم عمومی را مختل میکنند باید برخورد شود، تردیدی وجود ندارد. اما مسئله از جایی آغاز میشود که به جای اشاره به یک رفتار مشخص و قابل سنجش، خودِ حضور افراد به دلیل اینکه به زعم ناظر «هدف مشخصی» ندارند، مسئله تلقی شود.
حضور در خیابان دلیل میخواهد؟
یک شهروند ممکن است در خیابان قدم بزند، با دوستانش گفتوگو کند، در کافهای بنشیند، منتظر فرد دیگری باشد یا صرفاً بخواهد ساعتی را در فضای عمومی شهر سپری کند. در چنین شرایطی، چه معیاری قرار است «هدفمند» یا «بیهدف» بودن حضور او را مشخص کند؟ آیا حضور در خیابان، به خودی خود نیازمند ارائه دلیل و توضیح است؟
این تمایز از منظر حقوق شهروندی اهمیت زیادی دارد. باید میان «رفتار مسئلهدار» و «فرد مسئلهدار» فاصله گذاشت. اگر فردی برای دیگران مزاحمت ایجاد میکند، باید درباره همان مزاحمت سخن گفت. اگر خودروها موجب اختلال در رفتوآمد میشوند، موضوع، تخلف ترافیکی یا ایجاد مزاحمت است. اگر پیادهرو اشغال شده، مسئله، سد معبر است و اگر یک واحد صنفی خارج از ضوابط فعالیت میکند، باید با همان تخلف برخورد شود. اما نسبت دادن «بیهدف بودن» به گروهی از شهروندان، مسئله متفاوتی است.

پاسخ یک فعال اجتماعی
وحید نوروز فعال اجتماعی و شهری در این باره، اینگونه واکنش نشان داد: آیا واقعاً شهر فقط برای کار و مصرف است؟ دور دور عابران پیاده چه ایرادی دارد؟
وی افزود: در دنیا اصطلاحی داریم به نام Window Shopping، یعنی قدمزدن، تماشای ویترینها، مقایسه کردن و وقت گذراندن در فضای شهری، حتی بدون خرید.
نوروزی توضیح داد: خیابان فقط مسیر رسیدن به مقصد یا محل خرید نیست بلکه خودش بخشی از زندگی شهری است. مردم حق دارند در شهر قدم بزنند، مکث کنند، معاشرت کنند و حتی هیچ چیز نخرند.
او نهایتا تاکید کرد: شهر برای زندگی کردن است، نه فقط مصرف کردن. شهر، موجود زنده است لطفاً مراعات کنید.
سالمندان بیهدف چه؟
از زاویه جامعهشناسی شهری نیز این نوع ادبیات قابل تأمل است. وقتی یک مقام رسمی گروهی از شهروندان را نه بر اساس رفتار مشخص، بلکه بر مبنای سبک حضورشان در شهر توصیف میکند، این خطر وجود دارد که یک گروه اجتماعی به عنوان «مسئله» تعریف شود. در این میان، انتخاب واژه «جوانان» نیز پرسش دیگری ایجاد میکند. آیا اگر گروهی از افراد میانسال ساعتها در یک خیابان یا کافه حضور داشته باشند، باز هم گفته میشود «بدون هدف» هستند؟ یا اینکه این تعبیر عمدتاً درباره جوانان به کار میرود؟
جوان بودن، نه جرم است و نه تخلف. همانطور که حضور در خیابان، قدم زدن، گفتوگو یا گذراندن اوقات فراغت نیز به خودی خود نمیتواند مبنای برخورد باشد. معیار منطقی و حرفهای باید رفتار مشخص، آثار آن بر دیگران و در صورت لزوم، مستند قانونی آن باشد.
مشکل شهر را حل کنید
از سوی دیگر، اگر یک محدوده شهری واقعاً با ازدحام مواجه است، موضوع را میتوان از زاویهای متفاوت نیز بررسی کرد: آیا مشکل صرفاً حضور شهروندان است یا اینکه ظرفیت و مدیریت فضای شهری متناسب با میزان استفاده مردم از آن نیست؟
در بسیاری از شهرهای بزرگ، خیابانها، کافهها و فضاهای عمومی محل حضور مردم هستند و همین حضور، بخشی از حیات اجتماعی شهر را شکل میدهد. بنابراین مدیریت شهری و انتظامی باید بتواند میان «حضور اجتماعی مردم» و «رفتارهای مزاحم و قانونشکنانه» تفکیک ایجاد کند. نمیتوان صرف شلوغ بودن یک خیابان را به حضور جوانانی نسبت داد که هدف مشخصی ندارند.

نکته مهمتر اینکه چنین ادبیاتی میتواند مرزهای مداخله را مبهم کند. اگر قرار باشد «بیهدف بودن» نیز به عنوان یکی از شاخصهای نامطلوب حضور در فضای عمومی تلقی شود، این پرسش به وجود میآید که چه نهادی و بر اساس چه معیاری باید درباره هدف یک شهروند قضاوت کند؟
پلیس طبیعتاً مسئول حفظ نظم عمومی است و برخورد با تخلفات، مزاحمتها و رفتارهای خلاف قانون بخشی از وظایف آن محسوب میشود. اما حفظ نظم عمومی زمانی دقیق و مؤثر است که مصداق تخلف روشن باشد و شهروند بداند به دلیل کدام رفتار، مورد تذکر یا برخورد قرار گرفته است.
در نهایت، پرسش اساسی این است که آیا باید شهر را برای حضور مردم مدیریت کنیم یا حضور مردم را به دلیل ضعف در مدیریت فضا، مسئله تلقی کنیم؟ پاسخ به این پرسش، تفاوت میان «حکمرانی شهری» و صرفاً «کنترل شهری» را روشن میکند.

