بخش نخست گفتگوی تابناک با حشمتالله قنبری، استاد دانشگاه، فعال حوزه فرهنگی و از خطبای شناختهشده هیئتهای مذهبی کشور، به مفهوم «بعثت مردم»، ریشههای این تعبیر و نسبت آن با مسئولیت اجتماعی، استقلال، عزت و هویت ملی اختضاض داشت و نقش مردم، رهبری و جامعه در تحولات اخیر کشور مورد بررسی قرار گرفت.
بخش دوم گفتگو با حشمتالله قنبری به موضوعاتی مانند جایگاه مردم و مسئولان در تداوم این مسیر، نسبت میان رهبری، نیروهای مسلح و دیپلماسی، تفاوت میان صلح و سازش و همچنین برخی تحولات تاریخی و شباهتهای آن با شرایط امروز اختصاص دارد؛ موضوعاتی که در خلال آن، روایتهای قابل تأملی نیز درباره تحولات اخیر و چگونگی مواجهه کشور با شرایط موجود مطرح میشود.
بیشتر بدانیم:
تهران ممکن بود سرنوشتی مانند غزه پیدا کند
در ادامه، متن کامل قسمت دوم گفتوگوی تابناک با حشمتالله قنبری را ببینید و بخوانید:
تابناک: از ویژگیهای فردی رهبر شهید انقلاب که شاخص و ممتازند عبور کنیم و به این موضوع برسیم که از نظر شما، این فدا شدن که شاید یک امر شخصی بوده و این معاملهای که با خانواده و کودک و اینها صورت گرفته که واقعاً احساس من این است که نوعی معامله با خدا بوده و این فدا شدنی که بعد از آن باید یک سیستم و ساختار کار کند، به این برسیم که از نظر شما، رهبر شهید این ریلگذاری را که سالها مسئولیت آن را بر عهده داشتند، به چه سمتی بردند که بالاخره این بعثت شکل گرفت؟ به نظر میرسد یک ریلگذاری اجتماعی صورت گرفته؛ یعنی انگار شما یک مدل تاریخی را مطرح میکنید که تاریخ را به «قبل از شهادت رهبری» و «بعد از شهادت رهبری» تقسیم میکند؛ دستکم در ابعاد مختلف انقلاب اسلامی، اعم از اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و نظامی. میخواهم زودتر به اینجا برسیم.
مفهوم این موضوع بالاتر از ریل گذاریهاست؛ حتی بالاتر از یک انقلاب است. من معتقدم آنچه در دهم ماه مبارک رمضان سال گذشته و در نهم اسفندماه تحقق پیدا کرد، به لحاظ وزن و فخامت، از انقلاب اسلامی مهمتر است و دستاورد آن نیز همینگونه است. این اتفاقاتی هم که برای آقا رخ داد، شاید در ظاهر، همانند رفتن به قربانگاه، فداکاری و تمام هستی خود را در راه خدا قرار دادن باشد و همه این مفاهیم را بتوان درباره آن به کار برد؛ همانگونه که درباره نهضت عاشورا نیز چنین مفاهیمی مطرح است.
اساساً این اتفاق برازنده ایشان بود. تمام هستی دست به دست هم داده تا طفل سهسالهای را بیاورد و در آغوش امام جامعه در سفره شهادت قرار بگیرد. به نظر نمیرسد همه اینها صرفاً تدبیر باشد. اینها حاصل یک زندگی پاک، حاصل اخلاص و حاصل عبودیت ناب است. همه کسانی را که در کنار آقا قرار گرفتند، همه آنها دارای ویژگیهای خاص بودند، اگر آقا شهید هم نمیشدند، رخ میداد. هر کدام از این موارد، خود یک حجت از طرف پروردگار بود. این تمهیدات و تدابیر مؤمنان، یک نفر را میتواند به اینجا برساند، بالاتر از تدابیر، قطعاً حکمتهای متعالی وجود دارد.
جز حضرت آقا، هیچ رئیسجمهوری در تراز دین با مردم رفتار نکرد
در همه جای حیات و ممات و شهادت آقا میتوانید این موضوع را مشاهده کنید. این بعثتی که اتفاق افتاد، حاصل عملکرد حتی نظام جمهوری اسلامی هم نبود. مگر مردم از رفتار و عملکرد کارگزاران نظام رضایت دارند و راضی هستند؟ انتقادات زیاد است؛ همه این حرفها درست است و غر زدن هم نیست. من سراغ ندارم، جز خود حضرت آقا که رئیسجمهور تراز دین بودند، هیچکدام از کسانی که آمدند، در تراز دین با مردم رفتار نکردند. یا اینکه فرصت برای آنان فراهم نشد. برخی از آنها را، چون فرصت پیدا نکردند، کنار میگذاریم. برای مثال، آقای رجایی(ره) فرصتی پیدا نکرد و آقای رئیسی نیز دوره فعالیتش نیمهتمام ماند. بنابراین، درباره این افراد اظهارنظر نمیکنیم.
قله ابلیس در برابر ما قرار دارد
آنهایی که فرصت پیدا کردند و ماندند، در اینجا جزو غم و غصه مردم اضافه نکردند. در نهایت، این مسئله برخاسته از حسن عمل نیست. برای مثال، در دستگاه قانونگذاری یا دستگاه قضایی، شما بروید یک نفر را پیدا کنید که از خود آن دستگاه بگوید این کار، کار ما در تراز نظام است، نه کار آنها. بگویند این کار ماست. اگر شما محاسبات دیوانی، اداری و خدمتگزاری را در نظر بگیرید، برای بعثت چه توجیهی وجود داشت؟ برای خوابیدن مردم نیز توجیهی وجود نداشت اما اتفاقی رخ داده که از انقلاب شکوهمند سال ۱۳۵۷ نیز شکوهمندتر و باعظمتتر است. ما سال ۱۳۵۷ با نظام دستنشاندهای مقابله کردیم که یکی از عوامل دم دستی و درجههشتصدم ایالات متحده آمریکا بود اما اکنون خود قله ابلیس در برابر ما قرار دارد.
بیشتر بخوانیم:
کوتاه بیاییم سراغ محاصره زمینی هم میروند
قضیه بسیار متفاوت است. این بعثت که انجام شد، ذرهذره حوادث چگونه اتفاق میافتد. ما نزدیک به ۴۶ سال یکی از حرفهایی که مطرح میشد این بود که تنگه هرمز را میبندیم. نبستند، عدهای گفتند نجابت کردیم، عدهای گفتند نظم جهادی بود، عدهای گفتند مقررات بینالمللی وجود دارد. خودمان نیز میترسیدیم و مردی که این کار را انجام دهد، نبود. اما اکنون یک مرد روستایی، تنگسیری میانسال، با تعدادی سبزی فروش آمد و در برابر چشم همه ناوها، ناوشکنها و ناوهای هواپیمابر آمریکایی تنگه را بست. اینها فقط از شئون بعثت است و الان هم بسته است و اگر یک زمانی خیلی شل چیزهایی میگذرند از بیعرضگی جاهایی است که در بعثت قرار نگرفتهاند، کشور دچار حیرت است. چه کسی میخواهد جای چنین شخصیتی را پر کند؟

من معتقدم بعد از اهل عصمت و طهارت(ع) اسلام و در سلسله مرجعیت شیعه، در جامعیت، نه فرصت برای احدی از سلسله مرجعیت فراهم بوده و نه شخصیتی مانند حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای قابل رصد است. ایشان یک شخصیت بیتکرار بود. هنوز هم شکوه ایشان در جامعه وجود دارد. چه کسی احساس میکند ایشان از دنیا رفته؟ نه اینکه تنها نام ایشان برده شود، مرده آن است که نامش به نیکویی نبرند. خیر، ایشان همچنان فرماندهی میکند و امامت و زعامت جامعه از خون ایشان بیرون نرفته است. بسیاری تلاش کردند این اتفاق بیفتد. یعنی وقتی ایشان به شهادت رسید، ترامپ اعلام کرد و گفت: «من با رهبر ایران صحبت کردم؛ رژیم تغییر میکند و رهبر فلانی و رهبر بهمانی است.» ما این سخنان را به حساب بلوف و دروغ گذاشتیم.
ترامپ بلوف نزده!
من معتقدم ترامپ دروغ نگفته و راست گفته است. برای اینکه فردی با آن مختصات مطلوب به ترامپ که ویژگیهای درونی جامعه اسلامی را داشته باشد، در ایران وجود دارد. این مسئله در عصر امیرالمؤمنین(ع) نیز وجود داشت. یک فرد در تراز طاغوت شام، اشعث بن قیس بود. ما گفتیم بلوف زده، اما بلوف نزده؛ چنین فردی وجود دارد و در جامعه حضور دارد. مگر شناسایی این افراد کار سختی است. اگر شما این موضوع را شناسایی نکنید، آثار و عوارض آن خود را نشان میدهد، اما خسارت وارد میکند. کار آن چیست؟ ایجاد تفرقه در جامعه است.
تابناک: اگر کسی تحولات یکی دو هفته اخیر را رصد کند، موضوع چندان ناشناخته نیست. حالا ما اسم نبریم، اما قابل بررسی است…
شما اسم نبرید، بروید خیابانهای تهران را ببینید؛ شبهای تهران، شبهای حزبالله است. وقتی میگویم «حزبالله»، منظورم این است که هر کسی در سایه حکومت ولایت فقیه زندگی کند، حزباللهی است؛ مسیحی باشد، کلیمی باشد، از مذاهب اسلامی باشد، قرتی باشد یا قرتی نباشد، در این دین و نظام زندگی میکند و حزباللهی است. حزباللهی کسی نیست که صرفاً دکمه بالای کتوشلوارش را ببندد و ریش داشته باشد و تصور کند حزباللهی است.
من میگویم شما بروید از همه این سلایق بپرسید، با این کدی که عرض کردم، رهبر مطلوب ترامپ کیست؟ ببینید چند نفر به شما پاسخ میدهند. شما میروید و برای غوامض این خلقت افکارسنجی میکنید و اکثر این نظرسنجیها مفت نمیارزد، چون مطابق با سلیقه پرسشگری، پاسخ دریافت میکنید.
یک پدیدهای که خدا به زبان دشمن انداخته، پیش روی شما قرار داده است. این را برای قوت ترامپ قرار نداده، بلکه برای شناخت شما نسبت به اشعث بن قیس زمانتان داده؛ این فرد کیست؟ کسی که مجلس و محفل برگزار میکند؟ همان کسی است که شما را میترساند. همان کسی است که میگوید آمریکا هنوز کار را شروع نکرده است. اینها بحرانهایی بود که جامعه را منفجر میکرد.
عدهای دنبال رهبر مطلوب خودشان بودند!
شما یادتان میآید شورای سهنفره اصل ۱۱۱ را؟ جوهر این مسئله در سخنرانی آقای رئیسجمهور ظهور و بروز پیدا کرد. آقای پزشکیان در یک سخنرانی تلویزیونی از سران عرب عذرخواهی کرد. نیروهای مسلح را متهم به تمرد و خودسری کرد و گفت «آتش به اختیار». این سخنرانی بد نبود؛ این، حاصل و برآمده از نظر شورای رهبری بود. این حادثه از حمله آمریکا به ایران به لحاظ آثار و تبعات وحشتناکتر بود. اگر شما آثار آن را احساس نمیکنید، به این دلیل است که بعثت تحقق یافته بود.

همه دنبال فرد دیگری بودند. برخی عاقلانه دشمنی میکردند و برخی نادانانه کار دشمن را انجام میدادند. دنبال این افتادند که بتوانند امام مطلوب خودشان را از صندوق بیرون بیاورند؛ غافل از اینکه مجلس خبرگان رهبری، رهبر انتخاب نمیکند. این نکته بسیار مهمی است. ۸۰ مجتهد متقی، مؤمن و خداترس یکجا جمع میشوند برای کشف مصداق، نه برای انتخاب رهبر. اگر رهبر جامعه اسلامی نایب امام زمان(عج) است، این افراد که برای امام زمان(عج) نایب تعیین نمیکنند. تمام همت ایالات متحده آمریکا و نظام سلطه معطوف به ترور فردبهفرد اعضای خبرگان بود. سه بار بمباران کردند؛ در داخل نیز عدهای آن بمباران زبانی را انجام میدادند.
اتفاقی در میان فرزندان آقا افتاد. آقا چهار فرزند پسر دارد و اکنون هر چهار نفر آنها در نورانیت هستند. به طهارت، پاکیزگی و پاکدامنی معروفاند و در قلب ملت ایران نیز جای دارند اما در ۲۰ سال گذشته هیچکدام به اندازه حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای مورد تهمت و افترا قرار نگرفتند. چرا همین یک نفر؟ «والله اعلم حیث یجعل رسالته او الامامه»؛ خداوند بهتر میداند رسالت و امامت خویش را کجا قرار دهد. همه اینها تلاش کردند تا این اتفاق نیفتد. شما دیدید زمان گذشت و رسید به شب قدر؛ چه مبارک شب سحری و چه فرخنده شبی. آن کسی که همه با هم دنبال آن بودند تا رهبر محبوب ترامپ بر سر کار بیاید، رهبر محبوب الهی انتخاب، گزینش و کشف شود و در عمق قلوب ملت ایران جای گرفت. این، از شئون بعثت ماست.
بیشتر بخوانیم:
برخی کشورهای منطقه تصور میکردند کار ایران تمام است
در زمان حیات آقا، وعده صادق ۱ و ۲ را ببینید؛ وعده صادق ۲ که اکنون در ایام سالگرد آن هستیم، ۴۸ ساعت طول کشید و عملیات کردیم، اما بعد از شهادت آقا، پس از دو ساعت زدیم و بچههای نیروهای مسلح ما، نظام سلطه و ابنیه و امکاناتشان را درهم کوبیدند. این را بعثت ببینید. حالا من خیلی دوست داشتم دو – سه قطعه تاریخی از اسلام برای شما بگویم که چقدر نزدیکی و قرابت دارد. بعد هم فرمودند: «ملت ایران کار را تمام خواهند کرد.» این سه جمله آقا را اگر بخواهید ببرید و در سایه آیات کریمه قرآن و تاریخ اسلام قرار دهید، میبینید جامعترین، دقیقترین، بامعناترین و ملموسترین تفسیر آیه قرآن کریم است.
خط سازش با خط صلح فرق میکند
در روز احد، مسلمانان پیروز شدند. پیغمبر فرمودند: «تنگه را حفظ کنید.» همیشه گیر امت اسلام در حفظ تنگه بوده است. اینها یک وقتی آثار شکست و هزیمت را در قریش دیدند. عدهای راه افتادند و در همان میدان احد، تمام صحنه جنگ را دیدند. گفتند: «جنگ که الحمدلله پیروز شد، تمام شد؛ برویم دیگر، اینجا چه کار کنیم.» عدهای دیگر گفتند: «این غنائم را جمع کنید؛ ببینید اینها دارند جمع میکنند، دیگر به شما نمیدهند.» اینها هیچکدام با آرمانهای نبوت سازگاری نداشت. عدهای هم گفتند: «اینها قوم و خویش هستند؛ بالاخره با پیغمبر کنار میآیند.» عدهای نیز از روز بعد بذل گفتند: «حالا که یک پیروزی به دست آوردهاید و شرایطتان خوب شده، زمان چانهزنی است؛ بروید از موضع بالا، امتیازاتی از قریش بگیرید تا جنگ هم راه نیفتد.» همینها بودند که بعدها، به علت غفلت، دنیاطلبی و سمپراکنی، کار را به جایی رساندند که برخی از همین افراد در صفین در برابر امام متقین قرار گرفتند.

بعضی از کسانی که واقعه صفین را به آنجا رساندند، همین افرادی بودند که در احد بودند. هر چه پیغمبر فریاد زد، کسی نبود. حُذَیفه بن یمان میگوید: «من نگاه کردم و دیدم کنار پیغمبر، غیر از علی(ع) هیچکس نیست.» رفتم و دیدم عدهای نشستهاند؛ از بزرگان اصحاب هستند و دارند صحبت میکنند که: «حالا کار تمام شد، پیغمبر شکست خورد، تمام شد دیگر؛ برویم با ابوسفیان مصالحه کنیم و تمامش کنیم، امتیازی هم داد که داد و اگر نداد، نداد.»
خط سازش با خط صلح فرق میکند. حُذَیفه میگوید من به این افراد گفتم اگر پیغمبر شهید شده، شما دنیای پس از پیغمبر را برای چه میخواهید؟ اینجا بحث تفاوت جهانبینی است. این توحید است؛ این خداست و آن کدخداست. مسئله تمام شد و قریش رفتند، اطراف پیغمبر را گرفتند و گفتند: «دیدید؟ شما گفتید باید در حوزه قدرت میرفتید و مذاکره میکردید، قضیه را فیصله میدادید و تمام میکردید. اگر این کار را میکردید، آن زمان دیگر این پتروشیمیها و شرکتهای فولاد مدینه را نمیزدند. همین حالا چه کسی باید اینها را بسازد؟ از کجا باید امکانات آن را بیاوریم؟ بدبخت شدیم و بیچاره شدیم. شما دیگر مانند حمزه(ع)، فردی پیدا میکنید؟» اگر شما این کار را انجام میدادید، حمزه(ع) شهید نشده بود.
امام ما به همان علتی به شهادت رسید که امیرالمؤمنین(ع) به شهادت رسید
نمونه آن دوباره برمیگردد و میگویند: «اگر میدانستیم غنیسازی به قیمت جان امام ما تمام میشود، این کار را انجام نمیدادیم.» یعنی چه؟ یعنی ما لجاجت کردیم و غنیسازی را به قیمت شهادت امام تمام کردیم. چنین برداشتی از مسئله درست نیست. آمریکا و نظام سلطه، به همان علتی امام ما را شهید کردند که امام حسین(ع) به دست یزید به شهادت رسید. چرا چنین سخن نسنجیدهای مطرح میکنید که گویی لجاجت عامل شهادت امام بوده؟ خیر؛ امام ما به همان علتی به شهادت رسید که امیرالمؤمنین(ع) به شهادت رسید. ما جوانب این مسئله را نمیدانیم و فهم تاریخی نداریم.
خانه اشعث بن قیس جزیره اپستین آن زمان بود
شما شنیدهاید که در ماه رمضان، در روزهای پایانی عمر امیرالمؤمنین(ع) چنین اتفاقی افتاد چون ایشان در ماه رمضان به شهادت رسید، نقل شده که هر شب در خانه یکی از فرزندان و خویشاوندان خود بودند. به نظر شما چرا ایشان آنجا بودند؟ اعتبار همه این افراد به علی بن ابیطالب(ع) بود. علی(ع) یک فرد بیکس و بیپناه نبود که اگر امامت و خلافت الهی او را کنار بگذاریم، رهبری جامعهای است که خورشید در زمین آن غروب نمیکند، همه باید گرد او جمع میشدند. پس چرا علی(ع) به خانههای مختلف میرفت؟ برای اینکه در معرض ترور بود. حتی هنگامی که او را از مسیرهای مختلف عبور میدادند، چرا چنین میکردند؟ چون نماینده نظام سلطه آن زمان، که عبدالرحمن بن ملجم بود، با عزمی قطعی و ارتجاعی و ضدتوحیدی وارد میدان شده بود.
عبدالرحمن بن ملجم به خانه اشعث بن قیس رفته بود. خانه اشعث جزیره اپستین آن زمان بود و قُطام همان اپستینی است که نیز الان وجود دارد. آنها میدانستند که امام را ترور خواهند کرد و تروریستها نیز آماده بودند. عبدالرحمن تنها نبود؛ یک موج و فوج در این ماجرا حضور داشتند. در نهایت نیز امام متقیان را در تاریکی شب، در ماه رمضان و در حالیکه روزه بودند، به شهادت رساندند.
برای تجزیه و بلعیدن ایران آمده بودند
اگر امام شهید نمیشد، آن شهادت کبری محقق نمیشد. همان کسانی که امیرالمؤمنین(ع) با آنان مقابله کرد، دوباره آمدند؛ البته این بار با همان کیفیت و با ابزار و تکنیکهای جدیدی که در اختیارشان بود، امام را به شهادت رساندند. مسئله بر سر غنیسازی نبود. آنها برای بلعیدن ایران آمده بودند؛ برای تجزیه ایران و برای از بین بردن استقلال، عزت و آزادی ملت ایران آمده بودند. اینها حوادثی بود که آقا فرمودند خداوند ملت ایران را مبعوث میکند. این افراد اطراف پیغمبر را گرفتند و به همین شکل ایشان را مورد اذیت و آزار قرار میدادند. وحی نازل شد و « وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ…». دعوا همینگونه است دیگر؛ چرا به هم میریزید؟ چرا خودتان را گم کردهاید؟ جامعه اسلامی همیشه دچار مهلکه و انحراف شد. چرا؟ چون به خدا متصل بودند، اما یا خودشان این مسئله را باور نکردند یا باور کرده بودند و آن را رها کردند و دنبال حاشیه رفتند. مهتران جامعه دچار انشقاق و اختلاف شدند.
تابناک: برای اینکه این نگاه تمدنی که شما دارید و این سیری که در نهایت آن را به سمت قله میدانیم تعبیر رهبری شهید نیز همین بوده و در بیانیههایی که رهبر انقلاب صادر کردند، این داستان همچنان تداوم دارد، تحلیل شما چیست؟ مردم در کف خیابان چه بخشی از این ماجرا را بر عهده دارند و مسئولان چه بخشی از این ماجرا هستند؟ منظورم همان نگاه تمدنی است؛ برای اینکه این حرکت به انحراف کشیده نشود و مسیر همچنان با قدرت ادامه پیدا کند.
به اعتقاد من مردم و عوام جامعه، وظیفه خودشان را بینقص انجام میدهند. مردم یک شناسنامه درست کردند؛ بالغ بر ۳۱ یا ۳۲ میلیون نفر اعلام کردند که برای ایران حاضرند بمیرند. این یعنی تقریباً از هر خانواده ایرانی، یک نفر برای ایران و اسلام میخواهد قربانی شود. اینکه در مقاطعی حضور مردم در میدان کم یا زیاد میشود، دلیل بر کاهش آنها نیست؛ بلکه احساس ضرورت نمیکنند. بزنگاه به وجود میآید، این حضور همچنان ادامه دارد و از شئون بعثت است و لازم است ادامه پیدا کند.

در جایگاه امامت و رهبری نیز کار بهصورت بینقص در حال انجام است. حضرت آیتالله خامنهای، همه عصاره و موجودیت پدر را در وجود پسر، بهعنوان خلف صالح، در جایگاه حکومت و زمامداری جمع کرده است. واژهواژه سخنان این بزرگوار قابل اتکاست و جهانبینی او همان جهانبینی است. من اصلاً فکر نمیکردم غیر از خانه عصمت و طهارت اسلام، خانهای وجود داشته باشد که در آن یک نفر بتواند اینچنین موجودیت خود را به فرزندش منتقل کند و پسری نیز باشد که بتواند موجودیت پدر خود را، بهعنوان امامش، اینگونه در جان خویش استوار کند، آن را حلاوت ببخشد و به نمایش بگذارد. من چنین چیزی را تصور نمیکردم اما هرکدام از پیامهای ایشان را که میشنوم، بیش از هر چیز، انتقال قلب، دل و روحی را میبینم که خداوند به این افراد منتقل کرده است.
آنها از موشکهای ما میترسند
پیوسته این افاضه فیض میان امام و مأموم در جریان است و این ارتباط بهصورت مستمر ادامه دارد. البته این مسئله به زوایای دیگری نیز نیاز دارد؛ حتی از نظر تاکتیک و تکنیک. شما ملت را دارید، اما قوای مسلح، بهعنوان فرزندان ملت، یعنی نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی نیز اگر در تراز ملت و خواست امام اقدام نکنند، دشمن مأیوس نمیشود. حالا برخی میآیند و این موضوع را با آن مسئله تخفیف میدهند یا با مسئله دیگری کمرنگ میکنند و میگویند: «آنها از موشکهای ما نمیترسند؛ آنها از مردم در خیابان میترسند.» خیر؛ آنها از موشکهای ما میترسند. اگر موشکهای نیروهای مسلح ما نبود که آنها را به ذلت بکشاند، چنین اتفاقی رخ نمیداد. آنها مردم را سرکوب میکردند. در کنار این قضیه، یک رفتار دیپلماتیک موفق و سیاستمدارانه، منطبق با اسلام و دیپلماسی انقلابی اسلام نیز لازم است.
وقتی وارد جریان ادارهکننده کشور میشویم، کار بسیار دشوار است. من میفهمم که اداره کردن یک خانواده دو نفره نیز دشوار است، چه رسد به اینکه بخواهید از خواستههای یک ملت در میدان جنگ، آن هم در سختترین جنگ تاریخی دفاع کنید. بسیاری از مردمی که به خیابان میآیند، خودشان کارمند دولت هستند. اینها که دو گروه مشخص نیستند که عدهای در خیابان حضور داشته باشند و عدهای به خانه بروند و بخوابند. البته جانفداها نیز حضور دارند. آمار بگیرید؛ حتماً بیش از یک یا دو میلیون نفر از آنها همین کارمندان دولت هستند.
برجام یک نکبت بزرگ تاریخی بود که ترامپ هم زیر بار آن نرفت!
یک تظاهر بیرونی بهعنوان رفتار حکومتی و دیپلماتیک وجود دارد که مقداری با میدان و با مردم فاصله دارد. این مسئله علت هم دارد. مثلا اگر سابقه جریان دیپلماسی در کشور را که مثلاً در ساحت وزارت امور خارجه تعریف شود، از زمان فتحعلیشاه قاجار تا امروز بررسی کنیم، خط خیانت نیز در آن وجود داشته است. فراماسونری، غربگرایی و تلاش برای غربیسازی ایران در این مسیر وجود داشته است.
پس از انقلاب نیز این مسئله همواره وجود داشته است. برای مثال، اولین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، کریم سنجابی بود که به آمریکا فرار کرد. سپس ابراهیم یزدی آمد که بخاطر اشغال لانه جاسوسی با انقلاب قهر کرد و رفت. پس از آن، صادق قطبزاده بود که دنبال منفجر کردن بیت امام(ره) بود. اگر همینطور ادامه دهیم، به برجام میرسیم؛ یک نکبت بزرگ تاریخی که حتی ترامپ نیز زیر بار آن نرفت.
وقتی مردم این مسائل را میبینند، اعتمادشان به دستگاه دیپلماسی کشور کاهش پیدا میکند. این نظام دیپلماسی که بر پایه غربیسازی ایران و برپایی رفرنسها و کتابها و با حضور بسیاری از استادان غربزده و غربگرا در ایران شکل گرفته، حتی اگر یک آیتالله نیز در آن قرار دهید، در نهایت به خیانت منجر میشود. مسئله این است که ساختار و ساحت موجود، اجازه نمیدهد. ما عادت کردهایم با هواپیمای اختصاصی، با یک تیپ و تشریفات خاص، به هتلی برویم، بنشینیم، گفتوگو کنیم، قهوه بخوریم و قدم بزنیم اینها با کف خیابان سازگار نیست.
برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید
- تابناک: از ویژگیهای فردی رهبر شهید انقلاب که شاخص و ممتازند عبور کنیم و به این موضوع برسیم که از نظر شما، این فدا شدن که شاید یک امر شخصی بوده و این معاملهای که با خانواده و کودک و اینها صورت گرفته که واقعاً احساس من این است که نوعی معامله با خدا بوده و این فدا شدنی که بعد از آن باید یک سیستم و ساختار کار کند، به این برسیم که از نظر شما، رهبر شهید این ریلگذاری را که سالها مسئولیت آن را بر عهده داشتند، به چه سمتی بردند که بالاخره این بعثت شکل گرفت؟ به نظر میرسد یک ریلگذاری اجتماعی صورت گرفته؛ یعنی انگار شما یک مدل تاریخی را مطرح میکنید که تاریخ را به «قبل از شهادت رهبری» و «بعد از شهادت رهبری» تقسیم میکند؛ دستکم در ابعاد مختلف انقلاب اسلامی، اعم از اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و نظامی. میخواهم زودتر به اینجا برسیم.
- جز حضرت آقا، هیچ رئیسجمهوری در تراز دین با مردم رفتار نکرد
- قله ابلیس در برابر ما قرار دارد
- ترامپ بلوف نزده!
- تابناک: اگر کسی تحولات یکی دو هفته اخیر را رصد کند، موضوع چندان ناشناخته نیست. حالا ما اسم نبریم، اما قابل بررسی است…
- عدهای دنبال رهبر مطلوب خودشان بودند!
- خط سازش با خط صلح فرق میکند
- امام ما به همان علتی به شهادت رسید که امیرالمؤمنین(ع) به شهادت رسید
- خانه اشعث بن قیس جزیره اپستین آن زمان بود
- برای تجزیه و بلعیدن ایران آمده بودند
- تابناک: برای اینکه این نگاه تمدنی که شما دارید و این سیری که در نهایت آن را به سمت قله میدانیم تعبیر رهبری شهید نیز همین بوده و در بیانیههایی که رهبر انقلاب صادر کردند، این داستان همچنان تداوم دارد، تحلیل شما چیست؟ مردم در کف خیابان چه بخشی از این ماجرا را بر عهده دارند و مسئولان چه بخشی از این ماجرا هستند؟ منظورم همان نگاه تمدنی است؛ برای اینکه این حرکت به انحراف کشیده نشود و مسیر همچنان با قدرت ادامه پیدا کند.
- آنها از موشکهای ما میترسند
- برجام یک نکبت بزرگ تاریخی بود که ترامپ هم زیر بار آن نرفت!

