اگر دنبال اسم پسر هستید، این راهنما بیش از ۴۵۰ اسم پسرانه را در دستههای مختلف کنار هم آورده است؛ از اسم پسر جدید و ایرانی اصیل گرفته تا نامهای خاص و تک، کوتاه، سنگین و شیک، کمیاب، مذهبی، کردی و ترکی. برای بسیاری از نامها معنی یا توضیح کوتاه هم آمده تا مقایسه راحتتر شود.
نمایش
اگر انتخاب نهایی برای شناسنامه است، فقط به خوشآوا بودن اسم بسنده نکنید؛ معنی، تلفظ، هماهنگی با نام خانوادگی و امکان ثبت رسمی را هم بررسی کنید. معانی و ریشه بعضی نامها در منابع مختلف یکسان نیست، بنابراین برای ثبت نهایی بهتر است نام انتخابی را در سامانه رسمی ثبت احوال هم جستوجو کنید.
برای بررسی مجاز بودن نام، معنی رسمی و فراوانی، نام موردنظر را در سامانه تعاملی نام سازمان ثبت احوال جستوجو کنید.
اسم پسر جدید ۱۴۰۵؛ اسمهای امروزی و خوشآوا
«جدید» بودن یک اسم لزوماً به این معنی نیست که همان سال ساخته یا وارد ثبت احوال شده است. در این بخش منظورمان نامهایی است که برای والدین امروز، کوتاه، خوشآوا و امروزی به نظر میرسند. این جدول رتبهبندی رسمی ثبت احوال نیست و بیشتر برای شروع انتخاب و مقایسه سریع طراحی شده است.
۱۵ اسم پسر جدید و شیک برای ۱۴۰۵
ترکیبی از نامهای کوتاه، ایرانی و امروزی که در فهرستهای همین مقاله هم حضور دارند.
| اسم | معنی یا توضیح کوتاه | سبک |
|---|---|---|
| نیکان | خوبان، نیکان | جدید و خوشآوا |
| هیراد | خوشرو، خندان | کوتاه و امروزی |
| کارن | جنگجو؛ نامی تاریخی | کوتاه و بیننسلی |
| آرسام | نامی با ریشه تاریخی | اصیل و باابهت |
| تیام | چشمانم؛ بسیار عزیز | کوتاه و صمیمی |
| سامین | منسوب به سام | امروزی و ایرانی |
| ویهان | نامی خوشآوا | خاص و کمشنیده |
| برسام | آتش بزرگ | باستانی و خاص |
| آراد | بخشنده، جوانمرد | کوتاه و محبوب |
| سورنا | نام سردار اشکانی | اصیل و قدرتمند |
| داوین | دامنه کوه | کوتاه و طبیعتمحور |
| هامین | تابستانی | خاص و خوشآوا |
| سامیار | نامی مرکب با «سام» | جدید و ایرانی |
| آرتین | پاک و مقدس | کوتاه و شیک |
| ماهان | منسوب به ماه | آرام و خوشآوا |
اسم پسرانه فارسی جدید
اگر دوست دارید اسم هم حالوهوای امروزی داشته باشد و هم برای فارسیزبانها طبیعی باشد، نامهایی مثل نیکان، هیراد، سامین، آرتین، رادمان، پدرام، ماهان و سامیار نقطه شروع خوبی هستند. پیش از انتخاب، ریشه و ثبتپذیری هر نام را جداگانه بررسی کنید.
اسم پسر ایرانی؛ اصیل، خوشآوا و ماندگار
جستوجوی «اسم پسر ایرانی» فقط به نامهای هخامنشی یا شاهنامهای محدود نیست. بخشی از نامهای ایرانی از فارسی، پهلوی، اوستایی، تاریخ ایران و ادبیات کلاسیک آمدهاند و بخشی هم در گذر زمان شکل امروزیتری پیدا کردهاند. اگر اصالت ایرانی برایتان مهم است، بهتر است علاوه بر زیبایی نام، ریشه و معنی آن را هم بررسی کنید.
اسم پسر ایرانی اصیل و لاکچری
منتخبی از نامهای ایرانی خوشآوا که برای جستوجوهای «اصیل»، «لاکچری»، «آریایی» و «باستانی» مناسباند؛ واژه «لاکچری» در اینجا فقط به حس امروزی و شیک نام اشاره دارد، نه یک طبقهبندی تاریخی.
| اسم | معنی | ریشه یا پیوند فرهنگی |
|---|---|---|
| سورنا | نیرومند؛ نام سردار نامدار اشکانی | اشکانی |
| داریوش | نگهدارنده نیکی | ایران باستان |
| بردیا | شجاع | هخامنشی |
| آبتین | پدر فریدون | اسطورهای |
| بیژن | پهلوان ایرانی | شاهنامهای |
| بابک | پدر دوست | ایرانی |
| کارن | جنگجو؛ نام خاندان تاریخی | ایران باستان |
| تیرداد | داده تیر | ایرانی |
| رادمان | بخشنده | فارسی |
| رامتین | آرامشدهنده | فارسی |
| روزبه | خوشبخت | فارسی |
| فرشید | درخشان | فارسی |
| بهروز | روزگار خوش | فارسی |
| بهزاد | بزرگزاده | فارسی |
| پدرام | نیکو | فارسی |
| هومان | نیکاندیش | ایرانی |
| پوریا | پر از دانش | فارسی |
| سروش | فرشته شنیدن | ایرانی |
اسم پسر اصیل ایرانی آریایی
عبارت «اسم آریایی» در جستوجوهای فارسی بسیار رایج است، اما از نظر زبانشناسی بهتر است با احتیاط از آن استفاده کنیم. اگر منظورتان نامهای ایرانی باستان، فارسی، پهلوی، اوستایی یا شاهنامهای است، گزینههایی مثل سورنا، داریوش، بردیا، آبتین، بیژن، کارن، تیرداد و بهرام به این فضا نزدیکترند.
تاریخچه کوتاه اسمهای پسرانه ایرانی
نامهای ایرانی از دورههای گوناگون تاریخی و فرهنگی آمدهاند؛ بخشی از آنها به ایران باستان و شخصیتهای تاریخی مربوطاند، بخشی در شاهنامه و ادبیات فارسی حضور دارند و بخشی هم پس از اسلام در کنار نامهای مذهبی و عربی رایج شدهاند. همین تنوع باعث شده خانوادهها امروز بتوانند از میان نامهای تاریخی، فارسی، محلی و مذهبی انتخابهای بسیار متفاوتی داشته باشند.
گالری اسم پسر؛ ۲۴ اسم خوشآوا در یک نگاه
اگر هنوز بین چند سبک مردد هستید، این گالری کوچک برای مقایسه سریع نام و معنی طراحی شده است.
آراد
بخشنده، جوانمرد
نیکان
خوبان
سورنا
نام سردار اشکانی
بردیا
شجاع
هیراد
خوشرو، خندان
رادمان
بخشنده
سامیار
نامی مرکب با سام
ماهان
منسوب به ماه
آبتین
پدر فریدون
بیژن
پهلوان ایرانی
پدرام
نیکو
روزبه
خوشبخت
کارن
جنگجو
آرتین
پاک و مقدس
رامتین
آرامشدهنده
فرشید
درخشان
هومان
نیکاندیش
سروش
فرشته شنیدن
داوین
دامنه کوه
تیام
چشمانم
سامین
منسوب به سام
برسام
آتش بزرگ
بهروز
روزگار خوش
بهزاد
بزرگزاده
لیست کامل بیش از ۴۵۰ اسم پسرانه با معنی
در ادامه، فهرست اصلی و مفصل مقاله را بر اساس سبک، ریشه و کاربرد میبینید. بخشهای قدیمی و کاربردی مقاله حفظ شدهاند تا بتوانید بین نامهای خاص، ایرانی، کردی، ترکی، مذهبی و طبیعتمحور جستوجوی گستردهتری داشته باشید.
اسم پسر خاص و تک
این اسامی منحصربهفرد هستند و کمتر شنیده میشوند؛ ایدهآل برای والدینی که میخواهند فرزندشان نامی متمایز داشته باشد، بدون اینکه بیش از حد پیچیده باشد.
- آبان: آبها، ماه هشتم شمسی.
- آذرباد: نگهبان آتش.
- آرسان: پسر اردشیر دوم.
- آرسین: پسر آریایی.
- آرکا: مایه اطمینان.
- ارشک: جانشین اردشیر سوم.
- اردوان: نگهبان درستکاران.
- بامداد: صبح، پدر مزدک.
- باهر: درخشان.
- بهدین: پیرو آیین زرتشتی.
- پارسیا: اهل پارس.
- پرشان: رزمجو.
- تکین: پهلوان دلاور.
- توحید: یگانه دانستن خدا.
- ثاقب: فروزان، هوشیار.
- جانیار: یاریدهنده جان.
- جویا: جستجوکننده.
- چاوه: عزیز.
- چکاد: قله کوه.
- خاوین: پاکسرشت.
- خرمشاد: شاداب.
- داتیس: سردار ماد.
- دادمر: عدالتدوست.
- زامیاد: نام روز بیست و هشتم.
- راوین: دارای شکوه.
- ایلدنیز: پادشاه دریا.
- تاشین: محکم همچون صخره.
- هیرمان: بهیادماندنی.
اسم پسر خاص و تک بینالمللی
اگر تلفظ ساده در زبانهای مختلف برایتان مهم است، این گزینهها را هم بررسی کنید. برای ثبت در ایران، حتماً وضعیت نام را در سامانه ثبت احوال چک کنید.
| اسم | معنی یا توضیح کوتاه | مزیت بینالمللی |
|---|---|---|
| لیام | محافظ و حامی | کوتاه و بسیار شناختهشده در زبانهای مختلف |
| آدرین | نامی بینالمللی | تلفظ ساده در فارسی و زبانهای اروپایی |
| میلان | نامی بینالمللی | کوتاه و خوشآوا |
| بنیامین | نامی کهن و بینالمللی | شناختهشده در فرهنگهای گوناگون |
| یونا | یونس | کوتاه و قابل تلفظ در زبانهای مختلف |
| ایلیا | نامی کهن | خوشآوا و بینالمللی |
| رایان | نامی رایج در چند فرهنگ | تلفظ ساده و امروزی |
| دانیال | نامی کهن و بینالمللی | در زبانهای مختلف معادلهای شناختهشده دارد |
اسم پسر سنگین و شیک ایرانی

اسامی باکلاس و اصیل که حس قدرت و زیبایی میدهند؛ مناسب خانوادههای سنتی اما مدرن، با ریشه در تاریخ ایران باستان.
- ارسام: دارای زور خرس.
- ارشیا: تخت شاهان.
- اشکان: پاک و درستکار
- ارمیا: بزرگداشتهشده، پیامبر بنیاسرائیل.
- ادیب: دانشمند، بافرهنگ.
- الیا: خدای من یهوه است.
- امیرسام: امیر آتش.
- امیرعلی: حاکم بزرگ.
- ایلیا: خداوند خدای من است.
- آبان: فرشته آب.
- آبتین: پدر فریدون.
- آتیلا: چابک، شجاع.
- آتین: جدید، نو.
- آدرین: آتشین.
- آراد: فرشته دین.
- آراز: قهرمان طایفه آس.
- آرتا: پاک، مقدس.
- آرتین: پاک و مقدس.
- آرشام: سرسبز.
- آرمین: مرد همیشه پیروز.
- بهراد: نیکیبخش.
- بهروز: روزگار خوش.
- بهزاد: بزرگزاده.
- بندار: دارنده اصل.
- بهینا: منسوب به بهترین.
- بابک: پدر دوست.
- برسام: آتش بزرگ.
- بردیا: شجاع.
- بیژن: پهلوان ایرانی.
- پوریا: پر از دانش.
- تیام: چشمانم.
- تیرداد: داده تیر.
- دارا: دارنده.
- داریوش: نگهدارنده نیکی.
- رادمان: بخشنده.
- رامتین: آرامشدهنده.
- روزبه: خوشبخت.
- سروش: فرشته شنیدن.
- شاهان: منسوب به شاه.
- فرشید: درخشان.
اسم پسر کوتاه و خاص

اسامی کوتاه، آسان برای تلفظ و بهیادماندنی؛ ایدهآل برای زندگی مدرن، جایی که سادگی اولویت دارد.
- والا: گرامی، اصیل.
- رایین: سردار ساسانی.
- سورنا: سردار دلیر.
- کارن: جنگجو.
- ماتیار: یار مادر.
- دیاکو: نخستین پادشاه ماد.
- سورن: سردار ایرانی.
- برسام: آتش بزرگ.
- اهورا: هستیبخش.
- بهیاد: بهترین یاد.
- سام: آتش.
- یونا: یونس (ع).
- هورام: پیرو نیکی.
- دیار: سرزمین.
- دیان: قاضی، حاکم.
- داوین: دامنه کوه.
- نامی: مشهور.
- برنا: جوان، دلاور.
- نیک: خوب، شایسته.
- مانی: اندیشمند.
- کاوان: صخره.
- هامین: تابستانی.
- مانیار: یار ماندگار.
- نیواد: شجاعت.
- کایا: صخره.
- ژیران: باهوش.
- ژوبین: نیزه کوچک.
- سامیار: ثروتمند.
- سینا: دانشمند.
- سپهر: آسمان.
اسم پسر دهنپرکن و باابهت
وقتی کاربران از «اسم پسر دهنپرکن» حرف میزنند، معمولاً منظورشان نامی با آوای محکم، شخصیت مشخص و تلفظ ماندگار است؛ نه لزوماً یک اسم طولانی یا عجیب. نامهای تاریخی و شاهنامهای معمولاً در این دسته خوب مینشینند.
۱۶ اسم پسر دهنپرکن و شیک
نامهایی با آوای قوی و شخصیت مشخص؛ برای خانوادههایی که اسم کلاسیک یا باابهت میپسندند.
| اسم | چرا در این دسته قرار میگیرد |
|---|---|
| داریوش | کلاسیک، تاریخی و پرصلابت |
| سورنا | کوتاه، تاریخی و قدرتمند |
| بردیا | خوشآوا و هخامنشی |
| ارسلان | آوای محکم و شناختهشده |
| کارن | کوتاه اما جدی |
| اشکان | تاریخی و مردانه |
| رادمان | فارسی و خوشریتم |
| تیرداد | تاریخی و متفاوت |
| شاهان | شاهانه و باابهت |
| فرشید | کلاسیک و درخشان |
| بهرام | نامی تاریخی و استوار |
| بیژن | شاهنامهای و ماندگار |
| بابک | کوتاه و اصیل |
| پدرام | فارسی و خوشآوا |
| سروش | کلاسیک و فرهنگی |
| هومان | نرم اما اصیل |
اسم پسر کردی

اسامی با ریشه کردی، زیبا و فرهنگی؛ برای خانوادههای کردتبار یا علاقهمندان به تنوع قومی، که اغلب با طبیعت و شجاعت مرتبطاند.
الف
- آدان: مفید، سودمند.
- آران: دارای طبیعت گرم، همچنین اسم شهری قدیمی که قباد آن را بنا کرد.
- آرتین: حرارت آتش، گرمای آتش.
- آرژین: آتش زندگی، گرمای زندگی.
- آرشین: دوست داشتنی.
- آرنا: آریایی نژاد.
- آری: آریایی، نام یکی از ایالات ایران قدیم.
- آریتما: نام یکی از سران ماد.
- آریز: نام کوهی در مسیر مریوان به سنندج.
- آرین: مرد آریایی، آریایی نژاد.
- آریوان: (آری: آتش + وان: نام شهری در ترکیه).
- آزا: سالم، سرحال و قبراق؛ نام یک پادشاه مانایی.
- آسو: افق.
- آکار: خلق و خو، اخلاق.
- آکام: سرانجام، نتیجه کار.
- آکو: قله کوه، مکان بلند، انسان با عظمت و مقتدر.
- آگا: آگاه، مطلع، با خبر.
- آمانج: هدف، مقصد.
- آمیار: همکار، یاور.
- آنیموس: بی نیاز، بخش ناهشیار یا خودِ درونیِ راستینِ هر فرد.
- آوات: امید و آرزو.
- آویر: آتش.
- آهیر: آتش.
ب
- بَهرام: پیروزگر، سیاره مریخ، نام چند تن از شاهان ساسانی.
- بُرزان: منسوب به شکوه و جلال و عظمت؛ جایگاه بلند، قدرتمند.
- بارِزان: نامِ یک قوم که تاریخ آن به پیش از اسلام میرسد.
- بارمان: شخص محترم و لایقِ دارای روح بزرگ؛ از شخصیتهای شاهنامه.
- باشوان: نام کوهی در بانه، آشیانه.
- باشور: جنوب.
- باشوک: نوعی پرنده شکاری.
- باگرو: تندباد.
- باهوز: گردباد.
- برزام: نام جد مانی.
- برزآفرین: تشویق بزرگ.
- برزفر: دارای قامتی با شکوه، بلند پرواز.
- بروا: ایمان.
- بروسک: جرقه.
- بریار: عهد و پیمان.
- بلیسه: شعله، اخگر.
- بلیمەت: دلاور.
- بوبان: بهسوی بالا.
- بوتان: لهجهای در زبان کردی.
- بوران: بوران.
- بوژان: نمو کردن، شکوفا شدن، به خود بالیدن.
- بهنوش: گوارا، بهترین نوش دارو.
- بیکس: تنها و بدون حامی.
- بەتین: آتشین.
- بەرزان: بلندپایه.
- بەرهەم: ثمرە.
- بەلین: پیمان.
- بەهیز: نیرومند.
پ
- پارسیا: اهالی پارس.
- پشتیوان: پشتیبان.
- پشکو: شکوفە.
- پەژار: افسردەدل.
- پەشیو: هراسان و افسردەدل.
ت
- تَوار: پرنده.
چ
- چاوه: عزیز.
- چیا: کوهستان، کوه.
- چیاکو: کوه کوچک.
خ
- خاوین: پاک سرشت.
- خوشناو: نامدار، نیک نام.
د
- دادیار: حامی قانون، مجری عدالت.
- داژیار: روزی، قدرت.
- دالاهو: برگرفته از کوهی در کرمانشاه.
- دانیار: بخشندە.
- داوین: دامنه کوه.
- دیار: پیدا، سرزمین.
- دیاکو: بنیانگذار ایران و اولین پادشاه مادها.
- دیلمان: برگرفته از سرزمینی بین گیلان و مازندران.
- دیمەن: چشمانداز.
- دەرسیم: برگرفته از منطقه درسیم در ترکیه.
ر
- راژان: خوابیدن، جنبیدن گهواره.
- راژور: جایی بالا، حاکم.
- راشین: سر سبز و خرم و با طراوت.
- رامان: در شگفت.
- رامیار: اهل سیاست، سیاستمدار.
- راویژ: تدبیر.
- رزگار: رستگار، آزاد.
- روژبین: بینندهی روز، راهنما به روشنایی.
- روژمان: روشن مانند روز.
- روژند: نور خورشید.
- روژهات: روزها.
- روژهلات: شرق.
- روژیار: آفتاب، زمانه.
- ریباز: راه و شیوه.
- ریبوار: رهگذر.
- ریبین: رهشناس، دوراندیش، آینده نگر.
- ریزان: وارد، ماهر.
- ریکەوت: کردی.
- ریناس: رهشناس.
- ریوان: رهگذر.
ز
- زاگروس: کوه زاگرس.
- زال: حکمران، چیره.
- زانا: دانا.
- زانکو: دانشگاه.
- زانیار: یار دانا و دانشمند.
- زریان: نام یک نوع باد، تندر، طوفان.
- زمناکو: نام کوهستانی در کردستان.
- زوراب: کردی.
- زوران: تلاش، کشتی.
- زیلان: نام گیاهی است یکساله و معطر.
ژ
- ژابیز: نام گیاهی دارویی (بومادران)، اشک آتش.
- ژاکان: پژمرده.
- ژان: نام روستایی در نزدیکی سنندج.
- ژاوەرو: ژاورود.
- ژوان: میعادگاه.
- ژیار: شهرنشینی، تمدن.
- ژیان: خشمناک و غضبناک؛ بیباک و شجاع.
- ژیر: هوشمند، همریشه با واژه «زیرک».
- ژیکان: قطره ی باران.
- ژیلوان: کوهنورد.
- ژیلەمۆ: اخگر.
- ژیوار: زندگی.
- ژیوان: نگهبان زندگی.
- ژیهات: کاردان، ماهر، شایسته، لایق.
س
- سَیوان: هاله اطراف ماه، سایبان.
- سارو: طوطی.
- ساکار: پاک و ساده.
- ساکو: کوه بدون گیاه؛ ساده و بی آلایش.
- سامران: نامی محلی، بلند و سر فراز.
- سانیار: حامی و پشتیبان، نام یکی از قبایل کرد.
- سایمان: مانند سایه.
- سردشت: مکانی رویایی مانند بهشت، نام شهری کردنشین.
- سوران: نام نوعی لهجه کردی.
- سه یوان: کوهی در ایلام.
- سیامند: نام کوهی است.
- سیپان: بلندی مانع باد، نام دو کوه در کردستان.
- سیروان: نام رودی در منطقه هورامان.
- سیوان: ماه.
- سەردار: سردار.
- سەرکەوت: پیروز.
ش
- شارو: بازمانده یا پنهان.
- شالیار: همدم شاه.
- شاهو: نام کوه.
- شمِال: طوفان.
- شوان: شبان، چوپان.
ک
- کاردوخ: نامی برای قوم کرد.
- کاویار: مراد، آرزو.
- کژوان: کوهنورد.
گ
- گایار: یار بزرگ، یار قدرتمند.
م
- ماردین: نام منطقه ای کرد نشین در ترکیه.
- ماژان: بزرگان.
- ماهور: تابناک.
ن
- نیوان: مرد دلیر، شجاع، پهلوان.
- نیهاد: نهاد، سرشت، طبیعت، بنیاد.
و
- واتیار: سخنگو.
- وادیار: ظاهر امر.
- وارش: بارش، باریدن باران.
- وارو: رهگذر.
- وانیار: باسواد.
- وفران: در زبان کوردی ایلامی به معنای برف.
- ویس: نام شخصیتی در داستان ویس و رامین.
ه
- هاوار: فریاد.
- هاوراز: همراز.
- هاوری: همراه.
- هایکا: آرام، مرموز، از اسطورههای کردستان.
- هژار: بینوا، فقیر.
- هژیان: ارزنده، شایان ارزش.
- هستیار: احساس کننده، ادیب.
- هفال: رفیق.
- هلکو: کوه کوچک، تپه.
- هلکوت: فرصت، وقت.
- هلمت: حمله، هجوم.
- هلموت: کنایه از کوهی که صعود به آن دشوار است.
- هوار: قشلاق.
- هوال: خبر، رفیق.
- هوتخش: صنعت گر.
- هوراز: دوست صمیمی.
- هورام: زیبا رو، خوش رام.
- هورامان: منطقهایی در کردستان.
- هوران: مرغزار کوچک در کوهستان.
- هوزان: آوازەخوان.
- هوگر: انس گرفتن، عادت کردن.
- هولان: چوگان بازی.
- هیدی: آرام، آهسته.
- هیرا: فراخ، وسیع.
- هیرش: فشار، هجوم.
- هیرش: یورش، هجوم و حمله.
- هیرو: نام گلی به زبان کردی (گل ختمی).
- هیژا: گرامی، شایسته، گران بها.
- هیمن: آرام، موقر، شکیبا.
- هیوا: امید.
- هەردی: آمدن.
- هەژار: ندار و فقیر.
- هەلکەوت: فراز-رونده، چیره.
- هلگورد: بهترین جلودار.
- هەلو: آله، عقاب.
- هەندرین: نام کوهستانی در کردستان.
- هەوراز: فراز و نشیب.
- هەورام: برگرفته از اورامانی.
ی
- یَلکا: برادر پهلوان.
- یاشین: آذرخش.
اسم پسر ترکی

اسامی ترکی استانبولی و آذری، پرطرفدار در مناطق ترکنشین ایران؛ اغلب با معانی قدرتمند مانند شجاعت و رهبری آمیخته هستند.
الف
- اَرحام: خویشان، کسان، بستگان، منسوبان به ویژه منسوبان نَسَبی، مهربانی کردن، مهر ورزیدن، بخشایش آوردن.
- اَرسلان: شیر، شیر درنده، اسد؛ از نامهای خاص ترکی؛ مرد شجاع و دلیر.
- اَصلان: برابر با اسلان به معنی شیر، شیر بیشه.
- اُکتای: نام پسر چنگیز؛ در ترکمنی به معنی نامدار، مشهور، بزرگ زاده، بزرگ منش.
- اُلدوز: اولدوز.
- اِلشن: شادی ایل، حاکم، رهبر، حکمران یک منطقه.
- اتابک: پدربزرگ؛ در دوره قاجار، لقبی که به وزیران داده میشد؛ لقب هر یک از پادشاهان مستقل؛ کسی که پرورش فرزندان پادشاه و بزرگان را بر عهده داشت.
- اختای: همانند نیزه، تیز.
- ارسمان: نام پهلوانی در کتاب سیرت جلال الدین.
- الچین: (ال (ترکی) + چین (فارسی))، ایلچین، برگزیده ایل.
- الدنیز: اقیانوس.
- الیار: یار و یاور ایل، دوست و رفیق ایل، یار شهر و ولایت، یاور خویشان.
- امیرارسلان: (عربی – ترکی) امیر و پادشاه شجاع و دلیر؛ قهرمان داستان مشهور فارسی از نقیب الممالک.
- امیراصلان: (عربی – ترکی) پادشاه چون شیر، حاکم دلاور، فرمانده و سردار چون شیر.
- امیربهادر: (عربی – ترکی) پادشاه شجاع و دلاور، امیر دلیر، سردار شجاع.
- امیرپاشا: (عربی – ترکی) از نامهای مرکب.
- ایلشَن: هم معنی با اِلشن.
- ایلقار: عهد و پیمان.
- ایلمان: سمبل ایل.
- ایلیاد: (ترکی – فارسی) یاد ایل، به یاد ایل؛ (در یونانی) منظومهی منسوب به هومر در شرح جنگ تروا.
- ایلیار: (ترکی ـ فارسی) دوست و رفیق ایل، یار و یاور ایل، محافظ خانواده.
- ائلمان: سنبل کشور و ملت، مانند مردم.
- آباقا: عمو، دوست؛ نام فرزند هلاکوخان مغول، دومین ایلخان مغول.
- آبرلی: (آبر (فارسی) + لی (ترکی)) دارای آبرو، آبرومند.
- آتا: پدربزرگ.
- آتاباللی: یادگار مانده از پدر بزرگ، مرد کوچک اندام.
- آتابای: (آتا (ترکی) + بای (چینی)) پدربزرگ، اسم یکی از طوایف بزرگ ترکمن.
- آتابیک: پدر بزرگ، مربی کودکان و شاهزادگان، اتابک.
- آتابیگ: لقب احترام برای خطاب کردن پیران، لقب مربیان شاهزادگان.
- آتاش: آداش، همنام.
- آتاقلیچ: شمشیر پدری.
- آتاگلدی: پدر آمد، پدر بزرگ آمد.
- آتامکین: مانند پدرم.
- آتان: پرتاب کننده.
- آتجان: کسی که بدن استوار و اندام محکمی دارد.
- آتسز: اسم سومین فرمانروای سلسه خوارزمشاهی.
- آتلی: سواره، صاحب اسب، اسب سوار.
- آتمش: عدد شصت که از اعداد مقدس است؛ همچنین پرتاب کردنی.
- آتیال: یال اسب، از اسامی مرسوم بین قبایل ترکمان.
- آتیجی: تیر انداز ماهر.
- آتیلا: چابک، شجاع.
- آداش: آتاش، همنام، هم اسم.
- آدی: امین تر، امانت دار تر.
- آدی گوزل: خوش نام، معمولا درباره حضرت محمد (ص) بکار برده می شود.
- آدیش: آذر، آتش، اخگر، شراره آتش.
- آذراوغلی: پسر آذربایجان.
- آذرتاش: (آذر (فارسی) + تاش (ترکی)) دو تن که اجاق و بخت یکسانی دارند.
- آراز: ارس؛ قهرمان منسوب به طایفه آس.
- آرخا: آرکا، مایه اطمینان و پیشتگرمی.
- آرکا: آرخ، مایه اطمینان و پیشتگرمی.
- آرویج: همیشه سبز، باطراوت، شاداب.
- آریتما: نام یکی از سران ماد.
- آلب: دلیر، پهلوان.
- آلب ارسلان: شیر شجاع، کنایه از مرد شجاع و نترس، نام یکی از پادشاهان سلجوقی.
- آلب تکین: مرد دلیر، نام مؤسس سلسله غزنویان.
- آلپ ارسلان: آلب ارسلان، شیر مرد، شیر شجاع.
- آلپ تکین: آلب تکین، مرد دلیر.
- آلتونتاش: (آلتون (طلا) + تاش (پسوند شباهت)) همانند طلا، زیباروی.
- آماندا: در امان تو، در پناه تو.
- آنیل: معروف، نامدار.
- آی بک: بت، صنم.
- آیتاش: همتای ماه، نام شخصی در دوره سامانیان.
- آیتغمش: زاده ماه.
- آیتکین: غلام ماه.
- آیتونا: در ترکی به معنای زیبا و درخشان مانند ماه.
- آیخان: (آی + خان) پادشاه ماه.
- آیدین: شفاف و روشن، درخشنده مانند ماه.
- آیکان: (آی + قان) کسی که خونش مثل ماه شفاف و تمیز است، اصیل، نجیب.
- آیهان: آیخان، پادشاه ماه.
ب
- بَکتاش: فرماندهی یک گروه، بزرگ ایل؛ هر یک از خادمان و همراهان یک امیر.
- بِهتاش: شریک خوب، صاحب اخلاق و رفتار نیکو.
- بابر: ببر، لقب بعضی از پادشاهان ترک.
- بهادر: دلیر و شجاع.
پ
- پارلا: درخشنده و نورانی.
ت
- تایماز: پابرجا، استوار.
- ترخان: در دوران مغول آنکه خان به او امتیاز ویژه میداده است.
- تکش: نام یکی از پادشاهان سلسله خوارزمشاهیان.
- تکین: پهلوان دلاور.
- تگین: تکین، پهلوان، دلاور.
- تورال: جاوید، همیشه زنده.
- توسن: اسب سرکش.
- توماج: چرم دباغی شده؛ تیماج.
- تیمور: آهن، فولاد؛ نام مؤسس سلسهی تیموریان.
- تیمورتاش: نام یکی از طوایف ترک.
چ
- چاووش: آن که پیشاپیش زائران با صدای بلند اشعار مذهبی میخواند.
خ
- خاقان: لقب پادشاهان چین و ترک، پادشاه.
د
- دایان: سرافرازی، تکیه گاه.
- دومان: مه، غبار.
س
- ساتکین: پیاله بزرگی که با آن شراب میخوردهاند، شراب، محبوب، مطلوب.
ش
- شانلی: افتخار آمیز؛ مشهور.
- شاهسون: (شاه (فارسی) + سون (ترکی)) شاه دوست، نام چند طایفه از طوایف ترک.
ط
- طرخان: از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار چینی در سپاه افراسیاب.
- طغرل: پرنده شکاری از خانواده باز.
ن
- نویان: امیر سپاه، شاهزاده، لقب سلاطین و بزرگان ترک.
اسم پسر کمیاب ایرانی

اسامی نادر و اصیل که کمتر استفاده میشوند؛ برای تمایز، با ریشههای باستانی که کمتر شناختهشدهاند.
- ذاکر: ستایشکننده خدا.
- روزمهر: مهر تابناک.
- والا: گرامی.
- خداداد: عطای خداوند.
- خدابخش: بخشیده خدا.
- خدایار: یار خداوند.
- خسرو: پادشاه نیکنام.
- مهراب: تابش مهر.
- مهزیار: یار ماه.
- مهرزاد: زاده مهر و محبت، زاده خورشید.
- همایون: خجسته.
- هومان: نیکاندیش.
- هایکا: آرام.
- هاویار: یاور.
- ایلدنیز: پادشاه دریا.
- تاشین: صخرهوار.
- راوین: شکوهمند.
- ویهان: بهانه.
- آرشام: سردار ممتاز.
- پدرام: نیکو.
- سامیار: یار آتش.
- سامین: منسوب به سام.
- سبحان: پاک.
- سورنا: نیرومند و قدرتمند و نام سردار مشهور ایرانی.
- شاهان: شاهانه.
اسم پسر مذهبی و قرآنی

اسامی قرآنی و اسلامی؛ مناسب خانوادههای مذهبی، با معانی الهی و اخلاقی که آرامش میبخشند.
الف
- آراد: آرای، آراینده، بخشنده، سپید دست، جوان مرد، آراسته، نگاریده
- ارمیا: بزرگ داشته شده، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل
- امیرعلی: ترکیب دو اسم امیر و علی (پادشاه و بلندقدر)
- امیرعباس: ترکیب دو اسم امیر و عباس (پادشاه و شجاع)
- امیرحسین: ترکیب دو اسم امیر و حسین (پادشاه و نیکو)
- ایلیا: خداوند خدای من است، الیاس، نام یکی از پیامبران بنیاسرائیل و نام امیرالمؤمنین علی (ع)
- امیرطاها: ترکیب دو اسم امیر و طاها (فرمانروا و نام پیامبر اسلام (ص))
- اوستا: نام کتاب مقدس زرتشتیان
- یوسف: خواهد افزود، سوره دوازدهم قرآن کریم، نام پیامبر بنی اسرائیل
- احمدرضا: ترکیب دو اسم احمد و رضا (پسندیدهتر و خشنود)
- امیرمهدی: ترکیب دو اسم امیر و مهدی (پادشاه و هدایت شده)
- آمین: برآور، بپذیر، اجابت کن، از نامهای خداوند
- امیر: فرمانروا، پادشاه، سردار
- ایمان: باور، گرایش، اعتقاد
- امین: امانتدار، معتمد، درستکار، از القاب پیامبر اسلام (ص)
- اویس: نام یکی از عارفان و پارسایان، از یاران پیامبر (ص)
- اسماعیل: شنونده و اطاعت کننده امر خدا، پیامبر بنی اسرائیل
- ادریس: درس خوانده، پیامبری که نام او دو بار در قرآن آمده
- احسان: بخشش، نیکویی
- احمد: بسیار ستودهتر، پسندیدهتر، نام پیامبر اسلام (ص)
- امین رضا: ترکیب دو اسم امین و رضا (امانتدار و خشنود)
ب
- بنیامین: پسر دست راست من، آخرین پسر حضرت یعقوب (ع)
ت
- توحید: یگانه دانستن خداوند، یکتاپرستی
ح
- حیدر: شیر، دلاور، لقب حضرت علی (ع)
- حمیدرضا: ترکیب دو اسم حمید و رضا (ستوده و خشنودی)
- حامد: ستایشگر، سپاس گزار
- حمزه: شیر بیشه، نام عموی پیامبر اسلام (ص)
- حیدرعلی: ترکیب دو اسم حیدر و علی (دلاور و بلندمرتبه)
- حسام الدین: شمشیر دین
- حسان: بسیار نیکو، بسیار خوب
د
- دانیال: قضاوت خدا، خدا حاکم من است، نام یکی از چهار پیامبر بزرگ بنیاسرائیل
- دیان: قاضی، داور، حاکم، پاداش دهنده
- دیار: سرزمین، کشور، زادگاه
ر
- رضا: خشنود، خوشدلی، راضی، نام امام هشتم شیعیان
س
- سجاد: بسیار سجده کننده، لقب امام چهارم شیعیان
- سوشیانت: نجات دهنده، منجی موعود در دین زرتشتی
- سلیمان: پر از سلامتی، از پیامبران بنی اسرائیل
- سعید: مبارک، سعادتمند، نیک بخت
- سلمان: سنگ بزرگ، سالم و مبّرا از عیب و نقص
ش
- شنتیا: فاتح، پیروز، از القاب حضرت علی (ع)
- شبیر: شیر کوچک
- شعیب: نام یکی از پیامبران، توشه دان
- شهاب الدین: نور دین
ص
- صالح: شایسته و درستکار، نام پیامبر قوم ثمود
- صادق: راست گو، راست و درست، لقب امام ششم شیعیان
- صهیب: آنکه سفیدی آن آمیخته با سرخی باشد
ط
- طوفان: جریان هوای بسیار شدید، غوغا
- طلحه: درختی خاردار
ع
- عماد: تکیهگاه، ستون
- کمیل: کامل، تمام، نام یکی از اصحاب حضرت علی (ع)
- عمران: نام پدر حضرت مریم (س)
- عارف: دانا، آگاه، خدا شناس
- عمادرضا: ترکیب دو اسم عماد و رضا (تکیهگاه و خشنود)
- علی اکبر: ترکیب دو اسم علی و اکبر (بلندقدر و بزرگتر)
- علی طاها: ترکیب دو اسم علی و طاها (شریف و نام پیامبر)
- علی عرشیا: ترکیب دو اسم علی و عرشیا (شریف و ملکوتی)
- علی سا: مانند علی، علی وار
- عدنان: نام یکی از اجداد پیامبر اسلام (ص)
- عطا: بخشش، انعام
- عبدالواحد: بنده خدای یکتا
ق
- قیس: اندازه کردن
- قاسم: قسمت کننده، نام فرزند امام حسن (ع)
ک
- کرار: حمله کننده، لقب امیر المومنین علی (ع)
- کبریا: عظمت، بزرگی
م
- محمد حسین: ترکیب دو اسم محمد و حسین (ستوده و نیکو)
- مهدیار: محافظ و نگهبان سرزمین، یار حضرت مهدی (عج)
- محمد صدرا: ترکیب دو اسم محمد و صدرا (ستوده و بلندمرتبه)
- متین: با وقار، محکم، استوار
- محمد رضا: ترکیبی از دو اسم محمد و رضا (ستوده و خشنود)
- محمد متین: ترکیبی از دو اسم محمد و متین (ستوده و باوقار)
- معراج: عروج، بالا رفتن
- محمد آراد: ترکیب دو اسم محمد و آراد (ستوده و بخشنده)
- محمد جواد: ترکیب دو اسم محمد و جواد (ستوده و بخشنده)
- ماهد: گستراننده، یکی از نامهای خداوند
- میعاد: محل و زمان قرار ملاقات
- محمد سبحان: ترکیب دو اسم محمد و سبحان (ستوده و پاک)
- مهزیار: مازیار
- محمد نیکان: ترکیب دو اسم محمد و نیکان (ستوده و نیکو)
- محمد آیین: ترکیب دو اسم محمد و آیین (ستوده و رسم)
- محمد ماهان: ترکیب دو اسم محمد و ماهان (ستوده و منسوب به ماه)
- محمد مهراد: ترکیب دو اسم محمد و مهراد (ستوده و جوانمرد)
- مهدی یار: یار حضرت مهدی (عج)
- محمد سینا: ترکیب دو اسم محمد و سینا (ستوده و دانشمند)
- محمد کسرا: ترکیب دو اسم محمد و کسرا (ستوده و خسرو)
- مهدی: هدایت شده، نام امام زمان (عج)
- میراث: ارث
- منیب: بازگشت کننده به سوی حق
- محمد سام: ترکیب دو اسم محمد و سام (ستوده و از شخصیتهای شاهنامه)
- محمد پاشا: ترکیب دو اسم محمد و پاشا (ستوده و بزرگ)
- محمد رسول: ترکیب دو اسم محمد و رسول (ستوده و فرستاده)
- محمد صالح: ترکیب دو اسم محمد و صالح (ستوده و نیکوکار)
- مبین: روشن، آشکار کننده
- محمد مهدیار: ترکیب دو اسم محمد و مهدیار (ستوده و محافظ)
- محمد ارسلان: ترکیب دو اسم محمد و ارسلان (ستوده و شجاع)
- محمد ایلیا: ترکیب دو اسم محمد و ایلیا (ستوده و الیاس)
- محمد مسیحا: ترکیب دو اسم محمد و مسیحا (ستوده و لقب حضرت عیسی)
- محمد آریا: ترکیب دو اسم محمد و آریا (ستوده و نجیب)
- محمد کیان: ترکیب دو اسم محمد و کیان (ستوده و پادشاهان)
- محمد حسن: ترکیب دو اسم محمد و حسن (ستوده و نیکو)
- محمد علی: ترکیب دو اسم محمد و علی (ستوده و بلندمرتبه)
- محمد حیدر: ترکیب دو اسم محمد و حیدر (ستوده و دلاور)
- محمد زمان: ترکیب دو اسم محمد و زمان (ستوده و روزگار)
- محمد فاضل: ترکیب دو اسم محمد و فاضل (ستوده و نیکو)
- محمد معراج: ترکیب دو اسم محمد و معراج (ستوده و عروج)
- محمد معین: ترکیب دو اسم محمد و معین (ستوده و کمک کننده)
- محمد حسان: ترکیب دو اسم محمد و حسان (ستوده و بسیار نیکو)
- محمد ماکان: ترکیب دو اسم محمد و ماکان (ستوده و شجاع)
- محب: دوستدار
- مهدی رضا: ترکیب دو اسم مهدی و رضا (هدایت شده و خشنود)
- محمد طارق: ترکیب دو اسم محمد و طارق (ستوده و ستاره)
- ماجد: بزرگوار، بخشنده
- محمد ارمیا: ترکیب دو اسم محمد و ارمیا (ستوده و بزرگ داشته شده)
- محمد یزدان: ترکیب دو اسم محمد و یزدان (ستوده و خداوند)
- محمد آرتین: ترکیب دو اسم محمد و آرتین (ستوده و پاک)
- محمد سهیل: ترکیب دو اسم محمد و سهیل (ستوده و نام ستارهای درخشان)
- محمد عباس: ترکیب دو اسم محمد و عباس (ستوده و دلیر)
- محمد فرحان: ترکیب دو اسم محمد و فرحان (ستوده و شاد)
- محمد فواد: ترکیب دو اسم محمد و فواد (ستوده و قلب)
- محمد مصطفی: ترکیب دو اسم محمد و مصطفی (ستوده و برگزیده)
- محمد نبی: ترکیبی از دو اسم محمد و نبی (ستوده و پیغمبر)
- محمد هادی: ترکیبی از دو اسم محمد و هادی (ستوده و راهنما)
- محمد آرتا: ترکیب دو اسم محمد و آرتا (ستوده و پاک)
- محمدسدیس: ترکیب دو اسم محمد و سدیس (ستوده و نام یک قبیله)
- معیدرضا: ترکیب دو اسم معید و رضا (باتجربه و خشنود)
- محمد میکائیل: ترکیب دو اسم محمد و میکائیل (ستوده و نام فرشته)
- محمد یوسف: ترکیب دو اسم محمد و یوسف (ستوده و خواهد افزود)
- محمد کاظم: ترکیب دو اسم محمد و کاظم (ستوده و بردبار)
- محمد مجتبی: ترکیب دو اسم محمد و مجتبی (ستوده و برگزیده)
- موسی: از آب گرفته شده، نام پیغمبر بنی اسرائیل
- مصباح: چراغ
- مجتبی: برگزیده، پسندیده، لقب امام دوم شیعیان
- مرتضی: خشنود شده، برگزیده، لقب امیرالمؤمنین علی (ع)
- معز: عزت دهنده، گرامی دارنده
- مدثر: جامه در سر کشیده، نام سورهای در قرآن
- محراب: قبله، عبادتگاه
ن
- نوید رضا: ترکیب دو اسم نوید و رضا (مژده و خشنود)
ف
- فواد: دل، قلب
ی
- یونس: کبوتر، نام سورهای در قرآن، نام یکی از پیامبران
- یحیی: زنده کننده، زندگی بخش
- یاسر: آسان، راحت
اسم پسر الهامگرفته از طبیعت

این اسامی با ریشه در طبیعت ایران مانند کوهها، رودها و آسمان را شامل میشود؛ ایدهآل برای والدینی که به محیط زیست علاقهمندند و میخواهند نامی آرام و طبیعی انتخاب کنند.
- ماهان: منسوب به ماه، روشن.
- ماهور: تپههای دامنه کوه.
- بهرام: پیروزمند، سیاره مریخ.
- البرز: کوه البرز.
- ارس: رود ارس.
- کارون: رود کارون.
- سپند: مقدس، گیاه مقدس.
- سرو: درخت سرو، نماد استقامت.
- کوهیار: یار کوه.
- چیاکو: کوه کوچک
- سهراب: سرخآب، شاداب و باطراوت.
- آیریک: خورشید، آتش.
استعلام اسم پسر در ثبت احوال؛ مجاز بودن و فراوانی نام
اگر به مرحله انتخاب نهایی رسیدهاید، بهتر است قبل از تصمیم قطعی نام را در سامانه تعاملی نام ثبت احوال جستوجو کنید. این سامانه برای مشاهده نامهای مجاز، معنی، تلفظ و جزئیات نام طراحی شده و طبق گزارشهای رسمی ثبت احوال، امکان جستوجو بر اساس معنی و فراوانی نامها را هم فراهم میکند.
بنابراین اگر عباراتی مثل «جدیدترین اسم پسر در ثبت احوال تهران»، «بیشترین اسم پسر در ثبت احوال ۱۴۰۴» یا «استعلام فراوانی اسم» را جستوجو کردهاید، بهتر است به جای تکیه بر فهرستهای قدیمی اینترنت، خود نام را در سامانه رسمی بررسی کنید؛ فراوانی و وضعیت مجاز بودن نام میتواند با گذر زمان تغییر کند.
- نام در سامانه ثبت احوال مجاز باشد.
- معنی و تلفظ رسمی نام با چیزی که مدنظر شماست همخوانی داشته باشد.
- فراوانی نام را ببینید تا بدانید نام چقدر رایج یا کمیاب است.
نیکوترین اسم پسر کدام است؟
برای «بهترین» یا «نیکوترین» اسم پسر یک پاسخ مشخص و دقیق وجود ندارد. یک خانواده نام تاریخی میخواهد، خانوادهای دیگر اسم کوتاه و امروزی و بعضی والدین هم نام مذهبی را ترجیح میدهند. انتخاب خوب معمولاً نامی است که معنی قابلقبول، تلفظ روان، هماهنگی با نام خانوادگی و امکان ثبت رسمی داشته باشد.
| اگر دنبال این سبک هستید… | چند گزینه برای شروع |
|---|---|
| ایرانی اصیل | سورنا، داریوش، بردیا، آبتین، بیژن |
| کوتاه و خاص | سام، نیک، مانی، کارن، آراد |
| جدید و شیک | نیکان، هیراد، سامین، آرتین، ماهان |
| سنگین و باابهت | داریوش، سورنا، بهرام، تیرداد، رادمان |
| مذهبی | یوسف، رضا، امین، دانیال، مهدی |
قبل از انتخاب نهایی اسم پسر چه چیزهایی را بررسی کنیم؟
نام بخشی از هویت فرد است، اما بهتر است درباره اثر مستقیم یک نام بر شخصیت یا موفقیت کودک اغراق نکنیم. چیزی که در انتخاب نام واقعاً میتوانید کنترل کنید، معنی، تلفظ، سادگی نوشتن، هماهنگی با نام خانوادگی و تجربهای است که کودک در استفاده روزمره از نامش خواهد داشت.
- هماهنگی با نام خانوادگی: نام و نام خانوادگی را چند بار با هم بلند بگویید.
- تلفظ و املای ساده: اگر نام مدام نیاز به توضیح یا اصلاح دارد، این موضوع را در تصمیم لحاظ کنید.
- معنی و ریشه: معنی را در بیش از یک منبع بررسی کنید؛ درباره بعضی نامها روایتهای متفاوتی وجود دارد.
- ثبتپذیری: نام را در سامانه تعاملی نام ثبت احوال بررسی کنید.
- رایج یا کمیاب بودن: اگر خاص بودن برایتان مهم است، فراوانی نام را هم ببینید.
- توافق خانواده: بهتر است نامی انتخاب شود که والدین با شنیدن و گفتنش احساس خوبی داشته باشند.
سوالات متداول درباره اسم پسر
اسم پسر جدید ۱۴۰۵ چی پیشنهاد میکنید؟
برای شروع میتوانید نیکان، هیراد، آرسام، تیام، سامین، آراد، سورنا، آرتین و ماهان را مقایسه کنید. «جدید» در اینجا به معنی امروزی و خوشآواست، نه لزوماً نامی که برای نخستین بار در سال ۱۴۰۵ ثبت شده باشد.
اسم پسر ایرانی اصیل و شیک چه گزینههایی دارد؟
سورنا، داریوش، بردیا، آبتین، بیژن، کارن، تیرداد، رادمان، روزبه و فرشید از گزینههایی هستند که میتوانید بررسی کنید.
برای اسم پسر خاص و تک کجا را ببینیم؟
در همین صفحه یک فهرست مفصل دارید؛ برای گزینههای بیشتر هم میتوانید مطلب اختصاصی اسم پسر خاص و تک در چطور را ببینید.
چطور بفهمیم یک اسم در ثبت احوال مجاز است؟
نام را در سامانه تعاملی نام سازمان ثبت احوال جستوجو کنید. این سامانه برای مشاهده نامهای مجاز و اطلاعاتی مثل معنی، تلفظ و جزئیات نام طراحی شده است.
اسم پسر کوتاه و خاص چه گزینههایی دارد؟
سام، نیک، مانی، کارن، سورنا، دیار، دیان، برنا و هامین از گزینههای کوتاه و خوشآوا هستند؛ فهرست کاملتر در بخش مخصوص اسمهای کوتاه آمده است.
یک اسم پسرانه ماندگار برای آینده
انتخاب اسم پسر تصمیمی شخصی است و یک جواب واحد برای همه خانوادهها وجود ندارد. بعضیها نام ایرانی و تاریخی میخواهند، بعضیها اسم کوتاه و جدید و بعضیها هم نام مذهبی یا محلی. از این فهرست برای ساختن یک لیست کوتاه استفاده کنید، چند نام را با نام خانوادگی بلند بگویید و قبل از تصمیم نهایی، معنی و وضعیت ثبت رسمی را بررسی کنید.
اگر بین چند اسم مردد هستید، نامها را در بخش نظرات بنویسید؛ میتوانیم از نظر معنی، ریشه، تلفظ و هماهنگی با نام خانوادگی مقایسهشان کنیم.
برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید
- اسم پسر جدید ۱۴۰۵؛ اسمهای امروزی و خوشآوا
- اسم پسر ایرانی؛ اصیل، خوشآوا و ماندگار
- گالری اسم پسر؛ ۲۴ اسم خوشآوا در یک نگاه
- لیست کامل بیش از ۴۵۰ اسم پسرانه با معنی
- اسم پسر خاص و تک
- اسم پسر سنگین و شیک ایرانی
- اسم پسر کوتاه و خاص
- اسم پسر دهنپرکن و باابهت
- اسم پسر کردی
- اسم پسر ترکی
- اسم پسر کمیاب ایرانی
- اسم پسر مذهبی و قرآنی
- اسم پسر الهامگرفته از طبیعت
- استعلام اسم پسر در ثبت احوال؛ مجاز بودن و فراوانی نام
- نیکوترین اسم پسر کدام است؟
- قبل از انتخاب نهایی اسم پسر چه چیزهایی را بررسی کنیم؟
- سوالات متداول درباره اسم پسر
- اسم پسر جدید ۱۴۰۵ چی پیشنهاد میکنید؟
- اسم پسر ایرانی اصیل و شیک چه گزینههایی دارد؟
- برای اسم پسر خاص و تک کجا را ببینیم؟
- چطور بفهمیم یک اسم در ثبت احوال مجاز است؟
- اسم پسر کوتاه و خاص چه گزینههایی دارد؟
- یک اسم پسرانه ماندگار برای آینده

