به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، اگر قرار باشد یک سلاح را انتخاب کنیم که تقریباً در تمام جنگهای بزرگ صد سال اخیر حضور داشته باشد، توپخانه یکی از نخستین گزینههاست. از توپهای جنگ جهانی اول تا هویتزرهای خودکششی امروزی، اصل ماجرا چندان تغییر نکرده است: رساندن حجم زیادی از آتش به منطقهای که نیروهای دشمن در آن حضور دارند. تفاوت در این است که امروز توپخانه با سامانههای دیجیتال، رادار، پهپاد و مهمات دقیق ترکیب شده و به مراتب هوشمندتر از گذشته عمل میکند.
ایران نیز مجموعه متنوعی از توپهای کششی، خودکششی، راکتاندازها و سامانههای آتش غیرمستقیم را در اختیار دارد. بخشی از این تجهیزات ریشه در سامانههای خارجی دارد و بخشی نیز در داخل توسعه یافته یا ارتقا پیدا کرده است.
توپخانه یک مزیت اساسی نسبت به بسیاری از سلاحهای دیگر دارد و آن هزینه پایینتر هر شلیک در مقایسه با بسیاری از موشکهای هدایتشونده است. یک موشک بالستیک یا کروز برای هر شلیک هزینه بالایی دارد، در حالی که گلوله توپخانه میتواند با قیمت بسیار پایینتر تولید شود و در تعداد بالا به میدان برسد.
همین مسئله در جنگ فرسایشی اهمیت پیدا میکند. اگر جنگ هفتهها و ماهها ادامه داشته باشد، ذخیره مهمات به اندازه کیفیت خود سلاح اهمیت پیدا میکند. ارتشی که توپخانه قدرتمند دارد، اما گلوله کافی ندارد، عملاً بخشی از قدرت خود را از دست میدهد.
انقلاب واقعی توپخانه، بیرون از لوله توپ اتفاق افتاد
تحول بزرگ توپخانه مدرن، در واقع با ورود سامانههای اطلاعاتی آغاز شد. یک توپ قدیمی اگر نداند هدف کجاست، حتی با برد مناسب هم کارایی محدودی دارد. اما وقتی اطلاعات هدف از طریق پهپاد، رادار یا سامانه دیدهبانی دریافت شود، توپخانه میتواند بسیار دقیقتر عمل کند.
پهپادهای شناسایی در سالهای اخیر نقش بزرگی در این تغییر داشتهاند. آنها میتوانند منطقه نبرد را رصد کنند و اطلاعات لازم برای اصلاح آتش را در اختیار واحدهای توپخانه قرار دهند. به این ترتیب، فاصله میان «دیدن هدف» و «شلیک به هدف» کاهش پیدا میکند.
مهمات هدایتشونده نیز مرحله بعدی این تحول هستند. یک گلوله توپخانه میتواند به سامانه هدایت مجهز شود و به جای شلیک حجم بزرگی از مهمات برای ایجاد احتمال اصابت، با دقت بیشتری به سمت هدف حرکت کند. این فناوری هزینه هر گلوله را افزایش میدهد، اما میتواند تعداد شلیکهای مورد نیاز را کاهش دهد.
اینجا یک تناقض جالب شکل میگیرد: توپخانه همزمان به سمت «ارزانتر» و «هوشمندتر» شدن حرکت کرده است. ارتشها همچنان به گلولههای معمولی برای شلیک انبوه نیاز دارند، اما برای اهداف مهمتر، مهمات هدایتشونده ارزش بیشتری پیدا میکنند.
در ایران نیز تجربه استفاده از راکتها و موشکهای تاکتیکی باعث شده مرز میان توپخانه سنتی و آتش موشکی تا حدی تغییر کند. سامانههایی مانند فجر و زلزال در یک طرف این طیف قرار میگیرند و موشکهای دقیقتر در طرف دیگر. تفاوت اصلی در میزان کنترل مسیر، برد و نوع مأموریت است.
راکتاندازها نیز از نظر هزینه و حجم آتش جایگاه خاصی دارند. سامانه فجر-۵ یکی از شناختهشدهترین نمونههای راکتانداز سنگین ایرانی است که روی شاسی متحرک نصب شده و امکان جابهجایی دارد. تصاویر مربوط به رزمایشهای ایران نیز نمونههای مختلف این سامانه را نشان دادهاند.
توپخانه مدرن همچنین به سامانههای ضدتوپخانه وابسته است. اگر یک طرف بتواند محل شلیک طرف مقابل را سریعتر پیدا کند، امکان واکنش متقابل افزایش مییابد. رادارهای کشف مسیر گلوله میتوانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند؛ بنابراین توپخانه امروز یک لوله فلزی روی یک خودرو نیست؛ بخشی از یک شبکه اطلاعاتی است. حسگر، مرکز فرماندهی، ارتباطات، محاسبات بالستیک، پرتابگر و مهمات همه در کنار هم کار میکنند.
این شبکهای شدن باعث شده توپخانه همچنان در عصر موشک و پهپاد زنده بماند. حتی اگر یک ارتش موشکهای بسیار دقیق در اختیار داشته باشد، نمیتواند همه اهداف میدان نبرد را با موشک هدف قرار دهد. تعداد زیاد اهداف، هزینه بالای موشک و نیاز به واکنش سریع باعث میشود توپخانه همچنان ضروری باشد.
در جنگهای اخیر نیز همین واقعیت بارها دیده شده است. حجم بالای مصرف گلوله توپخانه نشان میدهد که حتی در میدانهایی که پهپاد و موشک نقش مهم دارند، توپخانه هنوز ستون اصلی آتش زمینی است.
برای ایران نیز این موضوع اهمیت دارد، زیرا تولید داخلی مهمات توپخانهای میتواند در شرایط تحریم و محدودیت واردات، یک مزیت راهبردی ایجاد کند. تولید انبوه گلوله، خرج پرتاب و قطعات یدکی، گاهی به اندازه توسعه یک سامانه جدید ارزش دارد.
توپخانه شاید قدیمی به نظر برسد، اما دقیقاً به همین دلیل یکی از سلاحهایی است که هنوز از میدان خارج نشده است. این سلاح خود را با فناوریهای جدید تطبیق داده و از یک ابزار صرفاً آتشزا به بخشی از یک شبکه رزمی تبدیل شده است.

