بجویبجویبجوی
  • صفحه اصلی
  • محتوا
  • جستجو
  • نشان ها
  • دسته بندی ها
    • خبری
    • فناوری
    • ورزش
    • فیلم و سینما
    • اقتصادی
    • بازی رایانه ای
    • مجلات اینترنتی
    • سفر و گردشگری
    • خودرو
    • مذهبی
    • مادر و کودک
    • معماری و چیدمان
    • زیبایی و سلامت
    • کاریابی
    • منابع خارجی
    • ویدئو
جستجو
صفحات تخصصی
  • آخرین نتایج ورزشی
  • بورس و اوراق بهادار
  • صفحات روزنامه ها
  • قیمت ارز و فلزات گران بها
سایر
  • دسته بندی ها
  • منابع
  • ارتباط با ما
  • حریم خصوصی
در ما بجوی او را ، در او بجوی ما را
خواندن: رفتار شما با ته‌دیگ غذا چگونه است؟!
به اشتراک بگذارید
تغییر اندازه فونتآآ
بجویبجوی
تغییر اندازه فونتآآ
  • خبری
  • ورزش
  • فناوری
  • مذهبی
  • معماری و چیدمان
  • زیبایی و سلامت
  • اقتصادی
  • بازی رایانه ای
  • خودرو
  • سفر و گردشگری
  • فیلم و سینما
  • مادر و کودک
  • مجلات اینترنتی
  • کاریابی
  • منابع خارجی
  • ویدئو
جستجو
  • صفحه اصلی
  • محتوا
  • جستجو
  • نشان ها
  • دسته بندی ها
    • معماری و چیدمان
    • منابع خارجی
    • زیبایی و سلامت
    • فناوری
    • ورزش
    • مجلات اینترنتی
    • اقتصادی
    • خودرو
    • مذهبی
    • خبری
    • سفر و گردشگری
    • بازی رایانه ای
    • کاریابی
    • مادر و کودک
    • فیلم و سینما
    • منابع خارجی
    • ویدئو
ما را دنبال کنید
در ما بجوی او را ، در او بجوی ما را
بجوی > خبری > رفتار شما با ته‌دیگ غذا چگونه است؟!
خبری

رفتار شما با ته‌دیگ غذا چگونه است؟!

آخرین به روز رسانی: جمعه 20 شهریور 1405 04:19
تابناک
به اشتراک بگذارید
13 دقیقه مطالعه
رفتار شما با ته‌دیگ غذا چگونه است؟!
اشتراک گذاری

به گزارش تابناک؛ می‌خواهیم از داستان ته‌دیگ بگوییم. راسش را بخواهید خیلی ها عاشق ته‌دیگ هستند و شاید همین علاقه‌ی افراد یکی از دلایلی باشد که این موضوع توجهمان را جلب کرده. البته مسئله فقط دوست داشتن ته‌دیگ نیست؛ چیزی که بیشتر توجه را جلب می‌کند، رفتار آدم‌ها با ته‌دیگ است؛ رابطه‌شان با سفره و با یکدیگر، درست همان لحظه‌ای که دیس ته‌دیگ وسط سفره می‌آید.

ته‌دیگ معمولاً کم است و خواهانش زیاد. با این حال، هیچ قانون رسمی‌ای برای تقسیمش نداریم؛ کسی از قبل نمی‌گوید هر نفر چند تکه سهمش است، یا چه کسی باید اول بردارد و چه کسی صبر کند. اما با این‌که چنین قانونی نداریم، باز هم کم‌وبیش می‌دانیم چه رفتاری ملاحظه‌کارانه است و چه رفتاری گستاخانه. همین‌جاست که ته‌دیگ، از یک غذای ساده، برای من به موضوعی جامعه‌شناختی تبدیل می‌شود.

رابطه‌ی آدم‌ها با سفره و با یکدیگر، درست وقتی ته‌دیگ می‌آید، موضوع مهمی برای نگاه جامعه‌شناختی است. سفره فقط جایی نیست که غذا رویش گذاشته می‌شود و آدم‌ها غذا می‌خورند؛ دور سفره، آدم‌ها همزمان با غذا خوردن، جای خودشان را هم در میان دیگران پیدا می‌کنند. وقتی ته‌دیگ می‌آید، این رابطه برای چند لحظه روشن‌تر می‌شود؛ چون چیزی روی سفره آمده که هم خواستنی است و هم در نهایت کم.

در همین لحظه می‌شود دید که هرکس چطور به خواسته‌ی خودش و خواسته‌ی دیگران نگاه می‌کند. یکی سریع دستش را جلو می‌برد و سهمش را برمی‌دارد. یکی قبل از برداشتن، زیرچشمی نگاهی به بقیه می‌اندازد تا ببیند دیگران چقدر برداشته‌اند و خودش چقدر می‌تواند بردارد. یکی تعارف می‌کند. یکی از سهم خودش می‌گذرد. یکی هم صبر می‌کند تا ببیند ته دیس چقدر باقی می‌ماند.

ته‌دیگ

شما هم حتماً دیده‌اید بعضی‌ها چطور آن‌قدر ته‌دیگ برمی‌دارند و با ماست نوش جان می‌کنند که انگار غذای اصلی همان ته‌دیگ بوده و غذای اصلی فقط همراهش آمده‌اند. بشقابشان پر می‌شود از تکه‌های برشته و طلایی ته‌دیگ و ماست، و با رضایت کامل مشغول خوردن می‌شوند؛ در حالی که آدم‌های دیگری هم سر همان سفره نشسته‌اند که شاید سهمشان فقط یک تکه‌ی کوچک باشد.

دوست داشتن ته‌دیگ ایرادی ندارد؛ مسئله جای دیگری است. گاهی آدم آن‌قدر در خواسته‌ی خودش غرق می‌شود که فراموش می‌کند دیگرانی هم وجود دارند. کسی که تکه‌ای برمی‌دارد اما حواسش به بقیه هم هست، با کسی که هرقدر بتواند برای خودش برمی‌دارد، یک‌جور رفتار نمی‌کند. اولی میلش را انکار نکرده، اما دیگری را هم در نظر گرفته است؛ دومی انگار فقط یک نفر را سر سفره می‌بیند، و آن هم جنابِ خودش!

در ظاهر، مسئله ساده است: چند تکه ته‌دیگ داریم و چند نفر آدم. اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم آدم‌ها در همان چند ثانیه دارند تصمیم‌های اجتماعی کوچکی می‌گیرند: چقدر بردارم؟ این تکه برایم زیادی بزرگ است؟ نفر بعدی هم ته‌دیگ می‌خواهد؟ اگر من این را بردارم، برای او چه می‌ماند؟

 چقدر از چیزی که می‌خواهم، حق من است؟

 این سؤال فقط درباره‌ی ته‌دیگ نیست. وقتی چیزی را همه می‌خواهند اما برای همه کافی نیست، چطور تصمیم می‌گیریم چقدر از آن حق ماست؟ به نظرم این یکی از موقعیت‌های مهم زندگی اجتماعی است.

درست به همین دلیل جمله ای که گفتم را برجسته کردم. ما مدام در موقعیت‌هایی قرار می‌گیریم که چیزی را می‌خواهیم و دیگری هم همان را می‌خواهد. در چنین موقعیتی، مسئله فقط «خواستن» نیست؛ مسئله این است که با خواستن خودمان، در حضور دیگری، چه می‌کنیم.

من ته‌دیگ می‌خواهم، دیگری هم ته‌دیگ می‌خواهد. حالا خواسته‌ی من باید در حضور خواسته‌ی او معنا پیدا کند. جامعه‌شناسی برای توضیح چنین موقعیت‌هایی از مفاهیمی مثل هنجار، نظارت اجتماعی، مهارِ خود و قواعد نانوشته اجتماعی استفاده می‌کند؛ اما شاید لازم نباشد برای فهمیدن آنها همیشه سراغ موقعیت‌های بزرگ و پیچیده برویم. گاهی فقط کافی است چند نفر را دور یک سفره ببینیم.

هیچ قانون رسمی‌ای برای ته‌دیگ نداریم، اما قاعده داریم. کسی نمی‌گوید هر نفر دو تکه سهمش است. کسی نمی‌گوید اول مهمان‌ها بردارند و بعد میزبان. جایی هم ننوشته‌اند کسی که تکه‌ی بزرگ‌تری برداشت بی‌ملاحظه است و کسی که چیزی برنداشت آدم بهتری است. با این حال، بیشترمان کم‌وبیش می‌دانیم چه رفتاری گستاخانه است. این طور نیست؟

 اگر شش نفر سر سفره باشند و چهار تکه ته‌دیگ وجود داشته باشد، وضعیت با زمانی که همان شش نفر دوازده تکه ته‌دیگ دارند فرق می‌کند. هرچه ته‌دیگ کم‌تر باشد، نگاه ما به اندازه‌ی سهممان حساس‌تر می‌شود؛ تکه‌ی بزرگ‌تر دیگر فقط یک تکه‌ی بزرگ‌تر نیست، سهم بیشتری از چیزی است که کم است.

در چنین شرایطی، آدم‌ها به‌نوعی رفتارشان را تنظیم می‌کنند: یکی از میل خودش کم می‌کند، یکی منتظر می‌ماند، یکی تعارف می‌کند، یکی به دیگری پیشنهاد می‌دهد تکه‌ی بزرگ‌تر را بردارد، و یکی هم بی‌توجه به این مناسبات، هرچه می‌خواهد برمی‌دارد. این قواعد را معمولاً کسی رسماً به ما یاد نداده؛ اما یاد گرفته‌ایم. از کجا؟ از خانواده، از کودکی، از مهمانی‌ها، از نگاه دیگران و از تجربه‌هایی که در جمع داشته‌ایم.

شاید به همین دلیل، نبودن قانون رسمی به معنای نبودن قاعده نیست. بسیاری از رفتارهایمان را نه از ترس مجازات، بلکه به‌خاطر آگاهی از نگاه دیگران تنظیم می‌کنیم.

می‌دانیم ممکن است کسی چیزی به ما نگوید، اما رفتاری که کرده‌ایم در ذهن دیگران ثبت شود. شاید کسی نگوید «زیادی برداشتی»، اما نگاهش، سکوتش یا حتی تعارف‌نکردنش در دفعه‌ی بعد، به ما می‌فهماند رفتارمان چندان پذیرفتنی نبوده. گاهی هم کسی طاقت نمی‌آورد و همان‌جا، در همان لحظه، با طعنه یا تشر واکنش نشان می‌دهد.

 احتمالاً برای شما هم پیش آمده که بعد از یک مهمانی، از رفتار بعضی‌ها با ته‌دیگ گله کرده باشید؛ که چرا فلانی این‌همه ته‌دیگ برداشت، یا چرا وقتی دید بقیه هم دوست دارند، باز هم دست از برداشتن نکشید.

 گافمن در تحلیل تعامل‌های روزمره نشان می‌دهد که ما در حضور دیگران فقط به کاری که انجام می‌دهیم فکر نمی‌کنیم؛ به این هم توجه داریم که رفتارمان چگونه دیده می‌شود و چه تصویری از ما در ذهن دیگران می‌سازد.

البته من در اینجا کمی از گافمن فاصله می‌گیرم. دیدنِ دیگری الزاماً به معنای ملاحظه‌کردنِ او نیست. ممکن است کسی کاملاً متوجه باشد که دیگران هم ته‌دیگ می‌خواهند، نگاهشان را ببیند و حتی بداند اگر باز هم بردارد ممکن است بی‌ملاحظه به نظر برسد، اما باز هم دستش را جلو ببرد و تکه‌ی دیگری بردارد. پس مسئله فقط دیدنِ دیگری نیست؛ مسئله این است که با دیدنِ او چه می‌کنیم. فرد چقدر می تواند ولع خود را مدیریت کند؟

اینجاست که پای هنجارهای انصاف به میان می‌آید. بیچیری و چاوز نشان داده‌اند که برداشت ما از اینکه رفتار منصفانه چیست به انتظارات هنجاریِ وابسته به موقعیت بستگی دارد؛ یعنی به اینکه در یک موقعیت خاص، چه رفتاری را درست می‌دانیم و از دیگران هم همان را انتظار داریم.

 منظور بیچیری و چاوز، به زبان ساده، این است که انصاف یک دستور ثابت و یکسان برای همه موقعیت‌ها نیست. ما در هر موقعیت اجتماعی، بر اساس آنچه از آن موقعیت می‌فهمیم، انتظاری داریم که «رفتار درست» چیست. بعد، رفتار خودمان و دیگران را با همان انتظار می‌سنجیم.

درباره‌ی ته‌دیگ هم همین‌طور است. هیچ قانون رسمی‌ای نمی‌گوید هرکس چند تکه بردارد، اما معمولاً می‌دانیم اگر ته‌دیگ کم باشد و دیگرانی هم منتظرش باشند، برداشتن مقدار زیادی از آن رفتاری منصفانه به‌حساب نمی‌آید. البته اینکه چه مقدار «زیادی» است، به موقعیت بستگی دارد. در خانه‌ی خودمان، وقتی ته‌دیگ فراوان است، دو یا سه تکه برداشتن معنای دیگری دارد؛ اما در یک مهمانی، وقتی چند نفر منتظر همان چند تکه‌اند، همان مقدار ممکن است بیش از سهم متعارف به نظر برسد.

مهمانی یا خانه، جایی مثل هتل نیست که اگر ته‌دیگ تمام شد، فوری دوباره شارژ شود. آن چند تکه‌ای که روی سفره یا میز آمده، همان چیزی است که برای همه هست؛ اگر کسی بیشتر بردارد، برای دیگری کمتر می‌ماند. اینکه چیزی را می‌توانیم برداریم، به این معنا نیست که حق داریم هرقدر می‌خواهیم از آن برداریم. توانستنِ برداشتن، با حقِ برداشتن یکی نیست. جمله اخیر هم بسیار اهمیت دارد.

شاید این تفاوت ساده در بسیاری از موقعیت‌های زندگی اجتماعی هم اهمیت داشته باشد. منابع، فرصت‌ها و امکانات همیشه به اندازه‌ی میل همه‌ی آدم‌ها نیستند. اگر تنها معیارمان این باشد که هرکس توانست بیشتر بردارد حقش است، دیگر جایی برای دیگری باقی نمی‌ماند.

اما طرف دیگر ماجرا هم برایم مهم است. آیا رفتار خوب این است که همیشه از خواسته‌ی خودمان بگذریم؟ متأسفانه خودم گاهی همین کار را می‌کنم؛ وقتی ولع دیگران برای ته‌دیگ را می‌بینم، کنار می‌کشم و با خودم می‌گویم نمی‌خواهم وارد این رقابت شوم. می‌گذارم دیگران بردارند و خودم چیزی برنمی‌دارم، حتی اگر ته‌دیگ را خیلی دوست داشته باشم. اما آیا این رفتار من همیشه درست است؟

 قرار است برای اینکه دیگری سهم بیشتری داشته باشد، من همیشه از خواسته‌ی خودم بگذرم؟ فکر نمی‌کنم. کسی که هربار ته‌دیگ را دوست دارد اما چیزی برنمی‌دارد، فقط برای اینکه مبادا دیگری کمتر داشته باشد، الزاماً الگوی مطلوبی از زندگی اجتماعی نیست. جامعه قرار نیست از آدم‌ها بخواهد میل خودشان را حذف کنند. اینجا دارم خودم خودم را نقد می کنم.

ملاحظه‌ی دیگری با حذف خود یکی نیست. شاید رفتار مناسب جایی میان این دو باشد: اینکه هم خواسته‌ی خودمان را به رسمیت بشناسیم و هم حضور دیگری را؛ نه آن‌قدر خودمان را فراموش کنیم که همیشه سهممان را کنار بگذاریم، و نه آن‌قدر در خواسته‌ی خودمان غرق شویم که دیگران را نبینیم.

شاید مسئله‌ی اصلی همین باشد: اینکه بتوانیم سهم خودمان را بخواهیم، بدون اینکه سهم دیگری را نادیده بگیریم. برای همین، ته‌دیگ برای من فقط یک غذای خوشمزه نیست. ته‌دیگ یک صحنه‌ی کوچک از زندگی اجتماعی است؛ چیزی که روی سفره می‌آید و در چند دقیقه، رابطه‌ی آدم‌ها با میل خودشان، با دیگران و با چیزی که باید میانشان تقسیم شود، آشکار می‌کند.

دفعه‌ی بعد که دیس ته‌دیگ وسط سفره آمد، شاید بد نباشد چند لحظه به این صحنه نگاه کنیم؛ به کسی که سریع تکه‌ی بزرگ را برمی‌دارد، به کسی که قبل از برداشتن زیرچشمی نگاه می‌کند، به کسی که تعارف می‌کند، به کسی که از سهمش می‌گذرد، و به کسی که آن‌قدر ته‌دیگ برمی‌دارد که خودش را با ته‌دیگ و ماست سیر می‌کند.

 همه‌شان دارند ته‌دیگ می‌بینند، اما در واقع هرکدام با یک مسئله‌ی قدیمی‌ترِ زندگی اجتماعی روبه‌رو می‌شوند: وقتی چیزی را همه می‌خواهند اما برای همه کافی نیست، سهم من کجاست؟ و شاید سؤال سخت‌تر این باشد: در این موقعیت رفتار منصفانه چیست؟

من هنوز هم فکر می‌کنم بهترین جواب این نیست که ته‌دیگ نخوریم؛ رفتاری که گاهی خودم انجام می دهم، بلکه  وقتی چیزی را دوست داریم، بد نیست پیش از برداشتنش، یک لحظه هم به آدم‌هایی فکر کنیم که دستشان ممکن است بعد از ما به سمت همان تکه برود.
 
منبع: عصرایران



برای مشاهده منبع محتوا اینجا کلیک کنید 

سرفصل های مطالب
  • ته‌دیگ
  •  چقدر از چیزی که می‌خواهم، حق من است؟
برچسب ها:خبر
این مقاله را به اشتراک بگذارید
فیس بوک پینترست واتساپ واتساپ لینکدین تلگرام لینک را کپی کنید چاپ کنید
مقاله قبلی ببینید | لرزش خانه‌ها را در پی انفجار بزرگ در ارتفاعات علی الطاهر ببینید | لرزش خانه‌ها را در پی انفجار بزرگ در ارتفاعات علی الطاهر
مقاله بعدی Israeli film on Gaza receives ۲۵-minute ovation at Venice premiere Israeli film on Gaza receives ۲۵-minute ovation at Venice premiere
بدون دیدگاه بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انسان بودن خود را ثابت کنید: 9   +   9   =  

برچسب ها

English game IT اخبار ارز دیجیتال استخدام اقتصاد انیمیشن بازی بازی کامپوتری بیماری تور تکنولوژی خبر خودرو درمان دیجیتال دین زیبایی سبک زندگی سریال سفر سلامت سلامتی علمی فناوری فوتبال فیلم مادر ماشین محتوا اینترنتی مذهب معماری موتور موفقیت نوزاد هنر ورزش ورزشی چهره ها چیدمان کاریابی کشتی کودک گردشگری

ما را دنبال کنید

Xدنبال کنید
اینستاگرامدنبال کنید
Tiktokدنبال کنید
تلگرامدنبال کنید

موارد مرتبط

سرنوشت RQ۱۷۰  در انتظار زِهپاد آمریکایی
خبری

سرنوشت RQ۱۷۰ در انتظار زِهپاد آمریکایی

جمعه 20 شهریور 1405
واکنش فراکسیون اهل سنت مجلس به ترور امام جماعت
خبری

واکنش فراکسیون اهل سنت مجلس به ترور امام جماعت

جمعه 20 شهریور 1405
همسر غلامعلی حدادعادل تعداد شهدای حمله ۹ اسفند در بیت رهبری را اعلام کرد؛ ۷۶ نفر، شبیه واقعه کربلا!
خبری

همسر غلامعلی حدادعادل تعداد شهدای حمله ۹ اسفند در بیت رهبری را اعلام کرد؛ ۷۶ نفر، شبیه واقعه کربلا!

جمعه 20 شهریور 1405
مدافع امنیت رودان، در بوموسی به شهادت رسید
خبری

مدافع امنیت رودان، در بوموسی به شهادت رسید

جمعه 20 شهریور 1405
نمایش بیشتر

درباره ما

بجوی با جستجو در منابع وب فارسی محتوا متنوع برای شما جمع آوری کرده و در زمان شما صرفه جویی می کند. شما در بجوی می توانید محتوا جدیدترین منابع مورد علاقه خود را مشاهده و سپس در منبع اصلی دنبال کنید.کلیه محتوا نمایش داده شده توسط منابع جستجو تولید شده و بجوی هیچ گونه مسئولیتی در قبال محتوا تولید شده ندارد.

دسته بندی های پر بازدید

  • خبری
  • ورزش
  • فناوری
  • مجلات اینترنتی
  • اقتصادی
  • خودرو

دسترسی سریع

  • قیمت ارز و فلزات گران بها
  • آخرین نتایج ورزشی
  • بورس و اوراق بهادار
  • صفحات روزنامه ها
  • دسته بندی ها
  • منابع

بجویبجوی
ما را دنبال کنید
© 1405 تمامی حقوق برای بجوی محفوظ است.
  • حفظ حریم خصوصی
  • ارتباط با ما