به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی تابناک، هر سال با نزدیک شدن به پاییز، ماجرای واکسن آنفلوآنزا تکرار میشود؛ اما امسال یک تفاوت جدی وجود دارد: ابهام درباره تأمین واکسن، از همیشه پررنگتر شده است.
در شرایطی که زمان مناسب واکسیناسیون نزدیک شده، هنوز درباره میزان واردات، موجودی واقعی، زمان توزیع و حتی سرنوشت تولید داخلی، پاسخهایی یکدست و روشن وجود ندارد.روایتهای رسمی میگویند واکسن آنفلوآنزا در راه است؛ اما منتقدان میپرسند چرا کار به «در راه بودن» رسید.
میان این دو روایت، یک واقعیت مهمتر وجود دارد: آنفلوآنزا در جامعه جریان دارد. پس مردم حق دارند بدانند چند دوز لازم است، چند دوز خریده شده، چرا تا امروز تهیه نشده و دقیقاً چه زمانی واکسن به دستشان میرسد.
ماجرای یک میلیون دوز
سخنگوی سازمان غذا و دارو از تأمین یک میلیون دوز واکسن برای شبکه بهداشت خبر داده و گفته واکسنها از منابعی مانند چین و روسیه تأمین خواهند شد. همزمان گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد تأمین ارز و دشواری انتقال پول، یکی از موانع اصلی واردات است.
اما سؤال ساده این است: یک میلیون دوز برای چه میزان از نیاز کشور؟
معاونت بهداشت پیشتر نیاز گروههای اولویتدار را حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار دوز اعلام کرده بود. بنابراین حتی اگر همان یک میلیون دوز بهطور کامل و بدون تأخیر وارد و توزیع شود، باز هم باید درباره فاصله میان «نیاز» و «تأمین» توضیح داده شود. تازه این عدد مربوط به گروههای هدف است، نه کل تقاضای احتمالی کشور.
اینجاست که مسئله از یک خبر معمولی درباره واردات دارو فراتر میرود: چرا اعداد دقیق و بهروز درباره نیاز، خرید، موجودی انبار و توزیع عمومی به شکل شفاف منتشر نمیشود؟
از ارز تا تحریم
گزارش رسانهای از قول یک مقام آگاه، از اعلام آمادگی روسیه و چین برای تأمین واکسن خبر داده و مشکل اصلی را تأمین ارز عنوان کرده است. اگر چنین است، باید پرسید چرا سازوکار تأمین ارز برای کالایی فصلی و قابل پیشبینی، پیش از رسیدن به فصل مصرف نهایی نشده است؟

البته نمیتوان تحریم و مشکلات انتقال پول را نادیده گرفت. دارو از تحریم آسیب میبیند، حملونقل و پرداخت بینالمللی برای ایران دشوارتر است و تولیدکنندگان خارجی نیز ممکن است با افزایش قیمت یا تأخیر در تولید مواجه شوند. اما تحریم نباید تبدیل به پاسخ آمادهای برای همه پرسشهای مدیریتی شود.
تولید داخلی کجاست؟
با این تفاسیر یک سؤال مهمتر باقی میماند: چرا ظرفیت تولید داخلی واکسن آنفلوآنزا حفظ نشد؟
رسانه دولت در گزارشی به همین موضوع پرداخته و عنوان کرده است که تولید داخلی واکسن آنفلوآنزا در سالهای گذشته وجود داشته، اما اکنون متوقف شده است. در روایت تولیدکنندگان، تولید واکسن فصلی بدون تضمین خرید و حمایت پایدار دولت، ریسک اقتصادی بالایی دارد؛ محصولی که اگر در زمان مشخص به فروش نرسد، عملاً ارزش اقتصادی خود را از دست میدهد.
از طرف دیگر، مسئولان سازمان غذا و دارو میگویند اقتصاد تولید، قیمت، میزان تقاضا و استقبال بازار نیز در این تصمیم نقش داشته است.
ابهام در هر دو سو
هر دو طرف بخشی از واقعیت را میگویند. اما نتیجه برای مردم یکی است: در روزی که کشور به واکسن نیاز دارد، تولیدکننده داخلی تولید نمیکند و دولت ناچار است برای واردات از خارج ارز پیدا کند.
این دقیقاً همان نقطهای است که باید مسئولان را متوقف کرد.
به اعتقاد متخصصان، مدیریت سلامت فقط این نیست که وقتی بحران رسید، دنبال واردات برویم. مدیریت یعنی ماهها قبل بدانیم یک بیماری فصلی چه زمانی اوج میگیرد، چه گروههایی در معرض خطرند، چه میزان واکسن لازم است و اگر واردات با مشکل مواجه شد، جایگزین آن چیست.
واکسن آنفلوآنزا البته واکسنی نیست که همه مردم الزاماً به یک اندازه به آن نیاز داشته باشند. گروههای پرخطر، از جمله سالمندان و افراد دارای برخی بیماریهای زمینهای، در اولویت بیشتری قرار دارند. البته متخصصان معتقدند واکسن نیز مصونیت صددرصدی ایجاد نمیکند و اثربخشی آن بسته به سویههای در گردش تغییر میکند؛ اما شواهد علمی همچنان از نقش آن در کاهش خطر بیماری شدید و عوارض آن، بهویژه در گروههای پرخطر، حمایت میکند.
در حال حاضر رسانهها و چهرههای نزدیک به دولت، تحریم، مشکلات ارزی، حملونقل و تأخیر شرکتهای خارجی را عامل اصلی معرفی میکنند و تأکید دارند که تأمین واکسن در حال انجام است. اما منتقدان دولت انگشت را به سمت مدیریت داخلی میگیرند: چرا سفارشها زودتر نهایی نشد؟ چرا تولید داخلی متوقف شد؟ چرا برای یک محصول فصلی، برنامه ذخیره و تأمین مطمئن وجود ندارد؟ و چرا مردم باید هر سال در شهریور و مهر، نگران پیدا کردن واکسن باشند؟ در این دعوا اما این آنفلوآنزاست که همچنان در شریانهای شهر و روستا جریان دارد و متاسفانه عدهای دچار اتفاقات ناگوار میشوند.
محرز: بهتر است همه واکسن بزنند
در این شرایط دکتر مینو محرز معتقد است واکسن آنفلوآنزا میتواند از بیماری شدید پیشگیری کند و گروههای پرخطر، افراد دارای بیماری زمینهای، زنان باردار و کودکان باید در اولویت واکسیناسیون باشند.

نکته مهمتر این است که محرز میگوید: اگر واکسن به اندازه کافی تأمین شود، سایر افراد هم میتوانند واکسینه شوند، اما در شرایط محدودیت احتمالی واکسن، اولویت باید با گروههای پرخطر باشد.
این اظهارات به معنای ضرورت واکسیاسیون برای عموم است که در فقدان شرایط، حرفی از آن به میان نمیآید.
آزمون مهم
شاید از نظر عدهای واکسن آنفلوآنزا بهتنهایی یک بحران ملی نباشد، اما در نهایت شیوه مدیریت آن یک آزمون کوچک برای نظام تصمیمگیری سلامت است. اگر برای یک واکسن فصلی، قابل پیشبینی و شناختهشده هنوز میان واردات، ارز، تولید داخلی و توزیع سردرگمی وجود دارد، طبیعی است که مردم درباره آمادگی کشور برای بحرانهای بزرگتر سؤال کنند.
البته تلنگر ماجرا نیز همینجاست: مسئولان سلامت کشور نباید منتظر بمانند پاییز از راه برسد و بعد درباره واکسن توضیح بدهند. پاییز را همه تقویم دارند؛ غافلگیر شدن از رسیدنش، دیگر قابل قبول نیست.

