دکتر حسن روحانی رئیس جمهور اسبق، اخیرا در دیدار با جمعی از کارگزاران دولتهای یازدهم و دوازدهم، نکاتی را مطرح کرده است که صُغری و کُبراهای این سخنان، ذیلا بررسی میشود.
اجمالا، در علم منطق، صغری به مقولهای گفته میشود که نتیجهگیری بر پایه آن صورت میگیرد و کبری، به اصل کلی و بزرگتر اشاره دارد که معمولاً یک قانون یا قاعده را تشکیل میدهد و برای هر صغرایی میتواند درست باشد.
معمولا برای روشن شدن تفاوت صغری و کبرای یک قضیه به عنوان مثال، گفته میشود: «تمام انسانها فانی هستند» که کبرای یک قضیه است.
بعد صغری قضیه را مطرح کرده ومی گویند: «سقراط انسان است» و سپس نتیجه میگیرند که «پس سقراط، فانی است».
۱. دکتر روحانی در یکی از فرازهای سخنان خود میگوید: «به مردم. بگوییم مردم! قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم خیلی هم خوب است، برویم ادامه بدهیم، اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند آیا ما نمیخواهیم بپذیریم؟»
صغرای این فراز از سخن این است که «ما میخواهیم بیست سال با قدرتهای بزرگ جهانی بجنگیم» کبرای سخن این است که «جنگ چیز خوبی نیست» و نتیجه این است که «اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند، آن را بپذیریم؟».
اما صغرای این سخن، غلط است برای اینکه هیچکس در این نظام قصد ندارد برای بیست سال با قدرتهای بزرگ بجنگد.
اصلا جنگ را که ما شروع نکردیم، جنگ در میان مذاکره از سوی آمریکا و اسرائیل به ایران تحمیل شد.
حضرات امام خمینی و امام شهیدمان و ولی فقیه حاضر نیز بارها در مذمت آغاز جنگ، سخن گفتهاند و با حمله دشمن بود که رزمندگان غیور سپاه و ارتش با اقتدار به دفاع از تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و حقوق ملت بزرگ ایران پرداختند.
ایران حتی بعد از جنگ تحمیلی دوازده روزه با رویکردی صلح طلبانه، آتش بس را پذیرفت و بعد از جنگ رمضان که به شهادت امام شهیدمان انجامید هم در اسلام آباد با طرف متجاوز، مذاکره کرد که نتیجه آن امضای تفاهم نامه توسط روسای جمهور دو کشور بود.
پس صغرای سخن آقای روحانی، غلط است و نتیجه یک صغرای غلط نمیتواند رجوع به همه پرسی برای ادامه جنگ باشد.
در این فراز آقای روحانی بدون توجه به تهاجمات پی در پی آمریکا و اسرائیل، سعی دارد ایران را مسئول ادامه جنگ معرفی کند که یک برداشت بی اساس و غیر منطقی است. او باید بداند که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه اراده ورود به جنگ نداشته، اما به اذن ولی فقیه که فرمانده جنگ و صلح هستند، آماده است که حتی بیش از بیست سال هم از نظام اسلامی در مقابل تجاوز قدرتهای سلطه طلب، مقتدرانه از میهن اسلامی دفاع کند.
۲. صغرای بعدی آقای روحانی این است که «آن که پیغمبر بود مشورت میکرد، او که وصل بود به مبدأ وحی با مردم مشورت میکرد، او که دارای آن همه دانش و بینش و تدبیر و عقل بود مشورت میکرد.» و کبرای این فراز میگوید «مردم صاحبان این کشور هستند و ما باید با آنها حرف بزنیم و باید از آنها بپرسیم.» و نتیجه این صغری و کبری سخن این است که «ما حاضر به مشورت با مردم و ولینعمتان خودمان نیستیم.»
صغرای مطرحشده در این فراز مبنی بر اینکه پیامبر اسلام اهل مشورت بود و کبرای آن مبنی بر اینکه مردم صاحبان این کشور هستند، درست است، اما نتیجه گیری مبنی بر اینکه «ما حاضر به مشورت با مردم و ولینعمتان خودمان نیستیم.» نه تنها درست نیست بلکه یک تهمت ناروا است.
مسئولین جمهوری اسلامی مانند رئیس جمهور، نمایندگان مجالس خبرگان و شورای اسلامی، اعضای شوراهای شهر و روستا، همه بر اساس رأی مستقیم مردم انتخاب شدهاند.
به عبارت دیگر، مردم به این افراد اختیار دادهاند تا به نمایندگی از آنها، تصمیمات مهم را طی مشاوره با یکدیگر و کارشناسان و وفق مفاد قانون اساسی اتخاذ کنند. وجود مجالس و شورایهای مشورتی در کشور به این معناست که بطور منطقی نمیتوان هر تصمیم مرتبط با امنیت ملی، سیاست خارجی، اقتصاد یا فرهنگ را به رفراندوم گذاشت، این اقدام قابلیت اجرایی ندارد و در هیچ جای دنیا نیز اینگونه نیست.
در تمام کشورهای دموکراتیک، از طریق انتخابات، مردم به دولت، نمایندگان مجلس و شوراهای مشورتی اعتماد کرده و امور کشور را به دست آنان میسپارند.
در ایران نیز علاوه بر موارد یاد شده، شورای عالی امنیت ملی با حضور فرماندهان نظامی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی وجود دارد که تصمیمات آن با تایید ولی فقیه، اجرایی میشود.
طبیعی است که نمیتوان نظر مردم را برای اتخاذ هر سیاستی بخصوص جنگ و صلح، جویا شد و در دولت یازدهم و دوازدهم نیز چنین رویهای وجود نداشته است.
البته باید مسائل کشور را با مردم در میان گذاشت تا نسبت به سیاستها مطلع شوند و در صورت لزوم از طریق مراجع مختلف بخصوص رسانه ها، اعلام نظر نمایند.
۳. صغرای دیگر سخنان رئیس جمهور پیشین بر فراجناحی بودن نهادها تاکید دارد. او میگوید: «نهادها باید فوق جناح باشند، واقعاً فوق جناح نگه داریم که جناحی بودن، اصلاً معنی ندارد. دستگاه اطلاعات باید فوق جناح باشد. دستگاه امنیت باید فوق جناح باشد. دستگاهی که میخواهد در یک جامعهای سخن مردم را پخش کند مثل صداوسیما و رسانههای عمومی، باید فوق جناح باشند. دستگاه قضا باید فوق جناح باشد.»
کبرای این فراز که میگوید: «باید منافع ملی اصل باشد، نه منافع جناحی.» نیز حرف درستی است، اما آیا واقعا دکتر روحانی در سخنان اخیر، رویکرد فراجناحی داشته و منافع ملی را مد نظر داشته است؟ ایشان به خوبی میداند که خطوط اصلی منافع ملی در شورای عالی امنیت ملی تنظیم شده و پس از تنفیذ ولی فقیه، به ارکان نظام ابلاغ میشود. امروز تاکید حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حفظ وحدت ملی و انسجام اجتماعی است و تمام ارکان نظام اعم از نظامی، سیاسی و اقتصادی در همین مسیر عمل میکنند.
قطعا این اتحاد و انسجام پشتوانهای محکم برای نیروهای مقتدر نظامی جهت ایستادگی در مقابل دشمن بیرحم و جنگ طلب و همچنین افسران جبهه دیپلماسی برای دفاع از حقوق ملت ایران است.
در این مقطع، سخنان دکتر روحانی در جهت منافع جناح و طیف خاصی ایراد شده که مستقیم یا غیر مستقیم، تسلیم در مقابل دشمن را ترویج کرده و انسجام اجتماعی را خدشه دار میکنند.
ایشان با طرح صغری و کبراهای خود که ظاهر درستی دارد به نتیجهای غلط میرسد که مطلوب دشمنان ایران و انقلاب اسلامی است و مردم فهیم ایران هرگز این نتایج غلط را بر نخواهند تابید.
*سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان

